یوسف ناصرى
* وقایع لبنان ۵ میلیون نفرى هرچند وقت یک بار در صدر اخبار رسانهها و مطبوعات جهان قرار میگیرد. به عنوان یک لبنانى، ارزیابى تان از وضعیت و موقعیت لبنان چیست؟
**لبنان کشور کوچکى است که موقعیت جغرافیایى بسیار مهمی دارد. همچنین از نظر دینى، مذهبى و سیاسى داراى تنوع و تکثر فوقالعاده زیادى است و شرق و غرب عالم را به هم پیوند میزند. بویژه بعد از ایجاد یک غده سرطانى به نام دولت اسرائیل، لبنان اهمیت فراوانى پیدا کرد. پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، شاهد شکلگیرى مقاومت اسلامی در لبنان بودیم که درصدد مقاومت و مواجهه با صهیونیستها برآمد. شکلگیرى مقاومت اسلامی در لبنان بشدت مورد توجه غربىها قرار گرفت. چون غربىها هر حمله یا تهدید علیه اسرائیل را تهدید جدى علیه نقشههاى سیاسى غرب و بویژه آمریکا میدانند.
در نهایت، مقاومت لبنان به نتیجه مطلوب رسید و اسرائیل از ۹۵ درصد اراضى تحت اشغال خود در لبنان عقبنشینى کرد. آن روحیه مقاومت در میان کشورهاى اسلامی و در میان جنبشهایى مانند حماس و جهاد اسلامی نیز منتشر شد و این گروهها از مقاومت لبنان تأثیر پذیرفتند.
* در دهههاى اخیر، دموکراسى لبنان و بیش از آن مطبوعات آزاد لبنان از شهرت برخوردار بودهاست، به نظر شما فضاى دموکراتیک حاکم بر لبنان این اجازه را به گروههاى متعدد لبنانى میدهد که ایدهها، آرمانها و برنامههاى خود را بیان کنند؟
**دموکراسى موجود در لبنان حقیقتى است که کسى نمیتواند منکر آن بشود. در مجموع، لبنان کشورى متعددالطوایف و مذاهب است. مثلاً مسلمانان بیش از ۵۰ درصد جمعیت لبنان را تشکیل میدهند. کمتر از نیمی از جمعیت لبنان هم مسیحیان با انواع طوایف هستند که اکثر آنها مارونى اند ولى پیروان مذاهب دیگر مسیحى مانند ارتدوکس، کلدانى، قبطى و پروتستان هم در لبنان زندگى میکنند. اقلیتها و طوایف کوچکى مانند یهودیان هم در لبنان حضور دارند. مقررات و تصمیمهاى مهم در لبنان باید مورد توافق گروهها و طوایف لبنانى قرار بگیرد و از این نظر دموکراسى موجود در لبنان، یک دموکراسى توافقى است و با دموکراسىهاى دیگر فرق دارد که وقتى یک حزب به قدرت برسد میتواند با اتکاى به نتیجه انتخابات تصمیم گیرى کند.
* این نوع دموکراسى، دموکراسى توافقى است یا دموکراسى مبتنى بر منافع فرقهای و مذهبى؟
**همه طوایف و گروهها دموکراسى توافقى را به عنوان آرمان مطرح میکنند ولى عملاً گروهها به منافع خودشان توجه دارند. لبنان کشور کوچکى است که منابع نفتى و امکانات سرشار ندارد و کلاً از راه کشاورزى و جهانگردى کسب درآمد میکند. به همین دلیل گروههاى لبنانى هرکدام به جایى یا کشورى وابستهاند. توجه به منافع گروهى در لبنان تا حدى معقول به نظر میرسد ولى گاهى اوقات وارد وضعیت خطرناکترى میشویم و کشورهایى مانند آمریکا سعى میکنند منافع طایفهاى را تقویت کنند تا منافع خودشان آسیب نبیند. فرانسه در دوره شیراک به همین صورت عمل میکرد و سعى داشت منافع دوستانش را که در یک طایفه هستند، در نظر داشته باشد.
* در قرن نوزدهم نیز فرانسه از مسیحیان مارونى و بریتانیا از پیروان مسلک باطنى دروزى در نبردهاى رخ داده حمایت میکردند. در واقع، این مداخله از طریق گروههایى که آنها در آن نفوذ دارند، اتفاق میافتد؟
**فرانسه عمدتاً به دنبال تأمین منافع سیاسى است و کمتر به مقوله دینى توجه دارد. با این حال، همین فرانسه با طایفه اى رابطه سیاسى دارد و ارتباطات خود را با آن حفظ میکند و طرز تفکرشان بسیار به هم نزدیک است. اکثر بزرگان این طایفه در لبنان هم تحصیلکرده فرانسه هستند. شاید فرانسه بتواند با مسئولان بلندپایه طوایف اسلامی رابطه داشته باشد، ولى نمیتواند میان مسلمانان زمینه نفوذ پیدا کند.
* ایالات متحده در جریان بحران نهرالبارد چند میلیون دلار سلاح و مهمات با ۱۷ هواپیما به دولت لبنان کمک کرده است. ارزیابىتان از نقشهاى تازه آمریکا چیست؟
**آمریکا بیش از همه کشورها آرمان دموکراسى را مطرح میکند، ولى هر آدم عاقلى میداند که آمریکایىها به دنبال استقرار دموکراسى نیستند چون در کشورهاى دیگر اگر افرادى در انتخابات پیروز شوند که موافق سیاست ایالات متحده عمل نکنند، آمریکایىها با آنها به مقابله برمیخیزند. مثلاً در انتخابات پارلمانى فلسطین، حماس پیروز شد و کارتر رئیسجمهور پیشین آمریکا بر انجام آن انتخابات نظارت داشت، اما دولت آمریکا حاضر نشد با دولت فلسطین تعامل داشته باشد.
* دولت آمریکا مایل است در کشورهاى دیگر گروههایى به قدرت برسند که اصلاً ضدیت با غرب نداشته باشند؟
**در حقیقت، اینها با دموکراسى نیستند و نمیخواهند مردم کشورهاى دیگر نظر خود را آزادانه بیان کنند. دولت آمریکا میخواهد در سایر کشورها دموکراسىاى باشد که موافق منافع ایالات متحده است.
* آمریکایىها ادعا میکنند اگر گروههاى معتدل در خاورمیانه به قدرت برسند، هم منافع غرب تأمین میشود و هم منافع جوامع خاورمیانهاى؟
**اعتدالى که آمریکایىها در خاورمیانه میخواهند این است که کشورهاى عربى یا اسلامی مشکل عمدهاى با اسرائیل نداشته باشند. به نظر آمریکایىها، اگر کشورى اسلامی با اسرائیل مشکل نداشته باشد، معتدل است. مثلاً مصر را یک کشور معتدل میدانند. از دید غربىها، قطر که رابطه اقتصادى با اسرائیل دارد، معتدل تعریف میشود.
از نظر آمریکایىها اگر اسرائیل نیمی از منطقه جنوب بیروت و بسیارى از روستاهاى جنوب لبنان را از بین ببرد، اشکال ندارد؛ در حالى که آن نوع تهاجم با اخلاقیات دموکراسى، اخلاقیات انسانى و هر نوع اخلاقیت متعارف دنیا سازگار نیست.
در مباحث هستهای هم جمهورى اسلامی ایران صدها بار اعلام کرده است که به دنبال سلاح هستهای نیست، ولى غربىها قبول نمیکنند. چون نمیخواهند ایران از نظر اقتصادى و فناورى هستهای پیشرفت کند. اما اگر ایران با آمریکا روابط حسنهاى داشت، مانند ایران زمان شاه، چنین ایرادى مطرح نمیشد. بنابراین، آمریکا مصالح خود را برتر از مصالح کشورها میداند.
* فؤاد سنیوره با عملکرد خاصى که دارد از حمایت دولتهاى غربى و شرکاى منطقهای آن برخوردار است و چندین میلیون دلار کمک نظامی از ایالات متحده دریافت کرده است. مناسبات سیاسى این دولت را چگونه تحلیل میکنید؟
**هم اکنون، آمریکایىها فکر میکنند با وجود این دولت میتوانند منافع خود را تأمین کنند. در حقیقت، بازى اعداد هم مورد توجه است و میگویند اکثریت مجلس در دست این گروه است. در حالى که جناح سنیوره چون با گروههاى اسلامی ائتلاف کرده بود در انتخابات پیروز شد. برخى از سیاستمداران لبنانى و آقاى احمد جبرئیل، سیاستمدار معروف فلسطینى میگویند رهبران فتحالاسلام با شرکاى سنیوره مانند جناح المستقبل (آینده) به رهبرى سعد حریرى سر و کار داشتهاند.
البته شاکر العبسى هم گفته ما براى حمایت از جناج تسنن لبنان آمدهایم.
* اکنون از نظر سیاسى، جامعه لبنان دو قطبى شدهاست. تداوم این وضع را خطرناک نمیبینید؟
**راهحل چنین وضعیتى هم خیلى مشکل است و اسرائیلىها نمیخواهند لبنان آرامش پیدا کند. متأسفانه، مشکلى هم که در لبنان درگیر آن هستیم این است که کشور ما قوه قضایى باثبات و مستقلى ندارد و مسائل قضایى با مسائل سیاسى اختلاط پیدا میکند.
* این وضع متأثر از همان نگاه قبیلهاى و فرقهاى موجود در لبنان است؟
**بله، در هر دوره کسانى که به قدرت میرسند، دستگاه قضایى لبنان دست آنها میافتد و در تاریخ لبنان مسئولانى که مرتکب جرم و فساد مالى شده بودند، محاکمه نشدهاند. یعنى گروههاى لبنانى بیشتر به مسائل مذهبى و فرقهاى وابستگى نشان میدهند. البته برخى احزاب و گروهها مانند جنبش ملى آزاد به رهبرى میشل عون و یا حزبالله نشان دادهاند که صرفاً به مسائل و قضایاى مذهبى توجه ندارند و مسائل کلان ملى هم مورد توجهشان است. مثلاً حزبالله در جنگهاى داخلى لبنان وارد نشد و اعضاى آن دچار فساد مالى نشدند.
* به نظر شما، چگونه میان حزبالله و گروه تحت رهبرى میشل عون مسیحى ائتلاف شکل گرفت؟
**چون هر دوى آنها بر اهداف عام و عمومی توافق دارند. مثلاً هیچ کدام از آنها راضى نیستند یک ذره از خاک لبنان در دست اسرائیل بماند. یک هدف عمومی دیگر آنها این است که میگویند ما نمیخواهیم مسئولى در لبنان باشد که مستقل و لبنان دوست نباشد.
اکنون ائتلاف بسیار استوار و محکمی میان این دو گروه به وجود آمده است و اگر فرضاً انتخابات مجلس در حال حاضر برگزار شود، اکثریت کرسىهاى مجلس لبنان را همین دو گروه و گروههاى مرتبط با آنها کسب خواهند کرد.
* از سال ۱۹۸۳ که در مراسم سالگرد شیخ راغب حرب در اعلامیه حزبالله لبنان اعلام شد ریشه تمام مصیبتها ى لبنان آمریکا است و رویارویى با آن کشور اجتنابناپذیر است. این خطمشى مانیفست حزبالله قلمداد شد، از دیگر سو، برخى معتقدند سال گذشته اسرائیل به نیابت از آمریکا با حزبالله لبنان جنگید. نظرتان درباره تضادهاى آمریکا و حزبالله چیست؟
**حزبالله اعتقاد داشت اقدامهاى اسرائیل براى تأمین منافع خودش است و فشار اسرائیلىها بر آمریکایىها در همین چارچوب ارزیابى میشد ولى درجنگ پارسال اعتقاد خیلىها ازجمله سیدحسن نصرالله این بود که این جنگ، جنگ آمریکایىها به دست اسرائیلىها است. چون آمریکا خیلى سعى کرد حزبالله نابود و گروههاى رقیب آن تقویت شود. حتى جان بولتون، نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل متحد، اعلام کرد ما با وزرا و سفراى کشورهاى عربى علیه حزبالله هماهنگ کردهایم ولى صلاح نمیدانم اسم آنها را ذکر کنم. ادامه دارد...