تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۳۱۲۵۷

ترجمه: هرمز برادران

در ۱۷نوامبر سال جارى میلادى، واشنگتن و بخارست در مورد استقرار پایگاههاى نظامی‌ آمریکایى در نزدیکى دریاى سیاه به توافق رسیدند. در همان روز، واشنگتن دور جدیدى از گفت‌وگوها را به منظور نهایى کردن قرارداد اعطاى امتیاز استفاده آمریکا از پایگاههاى نظامی‌ بلغارستان (پایگاه هوایى «بزمر» و پایگاه موشکى «نووسلو») آغاز کرد. همان طور که انتظار می‌رفت، روند مثبت روابط سیاسى و استراتژیک آمریکا با رومانى و بلغارستان در حال تداوم است. سال ۲۰۰۳ در جریان آمادگى براى عملیات آزادسازى عراق و در میان شکاف‌ها و اختلافات دیپلماتیک اروپاییان در قبال حمله آمریکا به عراق، صوفیه و بخارست آشکارا اعلام کردند که واشنگتن مى‌تواند براى همکاریهاى استراتژیک در آینده، روى آنها حساب باز کند.

پیشرفت‌هاى سال ۲۰۰۵ در تثبیت حضور نظامی‌ آمریکا در این دو کشور، بیانگر استحکام و تقویت ابتکار ژئواستراتژیک جدید آمریکا در منطقه سیاه است که تأثیرات مهمی‌ در روابط آمریکا با اتحادیه اروپا و روسیه و نیز تأثیراتى در استراتژى غرب در برابر «خاورمیانه بزرگ» دارد. علاوه بر این، این مسأله نشان می‌دهد که واشنگتن به جاى تسهیلات دائمی‌ و بزرگ دوران «جنگ سرد»، اکنون به دنبال پایگاههاى کوچک و انعطاف‌پذیر به منظور استقرار احتمالى نیروهایش در اروپاست.

نیازهاى ژئواستراتژیک آمریکا

به نظر می‌رسد که آمریکا درصدد تسریع روند اعزام و استقرار ارتش خود در جبهه عملیات‌هاى اروپایى آن است. بسیارى پیش‌بینى می‌کردند که چنین اقداماتى در اوایل دهه ۱۹۹۰ صورت گیرد. طى دوران ۱۹۴۵ تا،۱۹۹۰ مهمترین عرصه حضور نظامی‌ آمریکا در آلمان و نیز در تأسیسات هوایى ایتالیا، بریتانیاى کبیر و ترکیه بود. پس از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى، به نظر می‌رسید که حضور نظامی‌ آمریکا دراین کشورها با اوضاع زمانه مطابقت نمی‌کند.

با این حال، حتى پس از سقوط دیوار برلین، واشنگتن اعمال هرگونه تغییر عمده در استراتژى نظامی‌ خود را به تأخیر انداخت. منطقه بالکان تا سال ۱۹۹۹ هنگامی ‌که ناتو به آخرین کشور کمونیست (صربستان و مونته نگرو) حمله و دوران جدیدى را در منطقه یوگسلاوى سابق آغاز کرد ـ عادى نشد. همچنین، روند توسعه ناتو و اتحادیه اروپا به سوى شرق هنوز ادامه داشت.

اما پس از حملات ۱۱ سپتامبر،۲۰۰۱ مفاهیم امنیتى واشنگتن تغییر کرد. این بدان معنا نبود که آمریکا تا قبل از ۱۱ سپتامبر، خاورمیانه را منبع تهدید قلمداد نمی‌کرد، بلکه پس از این تاریخ، خاورمیانه به مهمترین اولویت استراتژیست‌هاى آمریکایى مبدل شد. افزون براین، هدف واشنگتن براى مقابله با جنبش‌هاى انقلابى اسلامی در «هلال بى‌ثباتى» با نیاز آمریکا براى رقابت موفقیت‌آمیز با مراکز قدرت‌هاى در حال رشد مانند چین و هند ارتباط پیدا کرد.

به همین منظور، اکنون آمریکا به حمایت‌هاى لجستیکى جدیدنیازمند شده است. بنابراین آمریکا به این نتیجه رسید که در مناطقى که از لحاظ ژئوگرافیکى اهمیت استراتژیکى دارند و با نخبگان حاکم آن روابط سیاسى و دوستانه و قابل اعتماد دارد، تسهیلات سبک‌ترى را ایجاد کند. به همین جهت است که رومانى و بلغارستان شرکاى ایده‌آلى براى واشنگتن به شمار می‌آیند. منطقه دریاى سیاه، وضعیت فوق‌العاده‌اى را براى نفوذ به قلب خاورمیانه ایجاد می‌کند. این منطقه همچنین ناحیه نفت‌خیز و سرشار از گاز خزر را به شرق دریاى مدیترانه وصل می‌کند.

از آنجا که اوکراین به دلیل نفوذ نظامى، اقتصادى و سیاسى روسیه در آن جایى براى تأثیرگذارى آمریکا باقى نمی‌گذارد و نیز به دلیل آنکه ترکیه در جریان بحران عراق در سال،۲۰۰۳ عزم خود را براى پیگیرى اهداف امنیتى و سیاسى خاص خود نشان داد، بلغارستان، رومانى و گرجستان به ۳ قلمرو منطقه‌اى جالب توجه براى استقرار نیروهاى آمریکایى مبدل شده اند. از میان این ۳ کشور، گرجستان بى‌ثبات‌ترین و از نظر سیاسى غیرقابل پیش‌بینى‌ترین است. به همین دلیل، رومانى و بلغارستان عاقلانه‌ترین گزینه‌ها براى آمریکا هستند.

نخبگان دوران پس از کمونیسم در رومانى و بلغارستان بیش از هرکس دیگرى به حمایت سیاست آمریکا در خاورمیانه علاقه نشان داده اند. علاوه براین، آنها در کشور خود با مخالفت علیه میزبانى از پایگاه نظامی‌ آمریکا در کشورشان مواجه نیستند.

اهداف امنیتى و سیاسى بخارست و صوفیه

به نظر می‌رسد که نیازهاى ژئواستراتژیک آمریکا با اهداف نخبگان جدید رومانى و بلغارستان سنخیت دارد. اهداف این کشورها عبارتند از پیوستن سریع به اتحادیه اروپا و ضمانت امنیتى مضاعف (آمریکا ـ ناتو و اتحادیه اروپا ـ ESDP) در مقابل تلاشهاى هژمونیک احتمالى روسیه.

به علاوه، این دو کشور، کمک آمریکا را امرى حیاتى در تسریع انتقال اقتصاد کم تحرک خود به سرمایه‌دارى بازارى می‌دانند. نخبگان این کشورها امیدوارند که روابط استراتژیک قوى‌تر با واشنگتن، راه را براى همکاریهاى مالى و اقتصادى بیشتر و افزایش سرمایه‌گذارى آمریکا هموار کند.

نقاطى که آمریکا مایل به ایجاد پایگاه در آنهاست، عبارتند از: فرودگاه «کوگا لنیسانو» (واقع در نزدیکى شهر کنستانتا در ساحل دریاى سیاه) و «فتستى» (واقع در ۲۰۰کیلومترى شرق بخارست). در بلغارستان، پایگاه هوایى بزمر و پایگاه موشکى نووسلو (واقع در نزدیکى مرز با ترکیه).

بلغارستان و رومانى قبل از هر چیزى خواهان ادغام کامل در چارچوب امنیتى غرب هستند و می‌خواهند از این وضعیت به عنوان راهى براى عضویت در اتحادیه اروپا استفاده کنند. با توجه به عضویت ۱۰ کشور جدید در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۴ و نیز رد قانون اساسى اروپا توسط شهروندان فرانسوى و هلندى، عضویت صوفیه و بخارست در اتحادیه اروپا براى سال،۲۰۰۷ بار دیگر مورد توجه زیادى قرار گرفته است. احتمال زیادى وجود دارد که عضویت این کشورها در این اتحادیه تا سال ۲۰۰۸ به تعویق افتد. این در حالى است که ناتو موفق شده است قبل از اتحادیه اروپا، این ۲ کشور سابقاً کمونیست را در خود ادغام کند.

خط پایان

با تثبیت وضعیت استراتژیکى آمریکا در بلغارستان و رومانى، دریاى سیاه به سرعت به سوى یک سیستم قدرتى جدید حرکت می‌کند. از آنجا که روند گسترش اتحادیه اروپا به دلیل ناتوانى این اتحادیه در تطبیق با این سیستم جدید و نارضایتى مردم اروپا از گسترش اتحادیه تضعیف شده، آمریکا به سرعت در بخش غربى منطقه تحت نفوذ روسیه رسوخ کرده است.

صوفیه و بخارست درصددند تا دورشدن از شرق و عضویت در ناتو، وجهه خود را نزد بروکسل افزایش دهند. اما در عین حال، اروپاى غربى به زودى درمی‌یابد که جذب کشورهاى جنوب شرق اروپا و بالکان در اتحادیه باعث افزایش گرایش‌هاى رو به آمریکا می‌شود و این امر موجب می‌گردد تا تلاش‌ها براى ساختن یک قدرت اروپایى مستقل تضعیف شود.