تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۳۱۲۷۳
پیامدهای سفر را مسفلد در 27 آذر 62

زهرا ابوعلی

حمله عراق به ایران و تحمیل هشت سال جنگ و نقش آمریکا در آن، یکی از موضوعات اصلی جنگ تحمیلی است. پس از شکست حمله طبس، آمریکا ضمن طراحی کودتا اقدام به تحریک عراق برای حمله به ایران کرد. اعزام مکرر و محرمانه برژینسکی، مشاور امنیت ملی آمریکا به عراق پیش از ماه سپتامبر 1980 یعنی شروع جنگ عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، نقش عمده‌ای در تحریک عراق داشت. برژینسکی در یکی از سفرهای خود ضمن تجلیل از عراق و صدام ـ مشابه تجلیل‌های کارتر از شاه ـ از خلیج فارس به عنوان خلیج عربی نام می‌برد و این همان برهه زمانی است که عراق بر مالکیت امارات بر جزایر سه‌گانه تاکید می‌کند. هدف دیگر آمریکا تضعیف ایران با کمک نیروی نظامی در عراق در منطقه بود که تقویت نظامی عراق نیز در همین خصوص تحلیل می‌شود.

سفر رامسفلد به عراق

ایالات متحده آمریکا در دهه 80 میلادی (سال‌های جنگ عراق با ایران) ارتش عراق را به طور همه جانبه مسلح کرد. در سال 1983 دونالد رامسفلد (وزیر دفاع وقت آمریکا) موافقت‌نامه همکاری نظامی با صدام حسین را امضا کرد. برای جلوگیری از شکست ارتش عراق در جنگ علیه ایران، آمریکا سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی در اختیارش گذاشت و در برابر استفاده از این سلاح‌ها از طرف صدام‌حسین علیه نیروهای نظامی ایران و کردهای عراقی کاملا چشمان خود را بست.

در 20 دسامبر 1983،یک قرار داد همکاری نظامی میان رونالد رامسفلد، فرستاده شخصی رونالد ریگان و صدام حسین در بغداد منعقد شد. از آن زمان، میلیاردها دلار به صورت وام، تجهیزات نظامی و همچنین سیل دائم اطلاعات با ارزش نظامی مربوط به جابه‌جایی نیروهای نظامی ایران که واشنگتن توسط ماهواره‌های جاسوسی و حتی جاسوسان خود در ایران به دست می‌آورد، در اختیار صدام حسین قرار گرفت.

تماشاچی قسم‌خورده

هنگامی که در 22 سپتامبر 1980 جنگ عراق علیه ایران شروع شد، ایالات متحده آمریکا ابتدا تماشاچی، اما در عین حال خوشحال از شروع آن، موفقیتهای ابتدایی صدام را تعقیب می‌کرد. در آن زمان شیطان بزرگ، دشمن قسم‌خورده نظام جدید ایران بود. در عین حال واشنگتن به خاطر سیاست پان‌عربیسم صدام حسین، کوچکترین طرفداری و علاقه‌ای به وی نشان نمی‌داد و رابطه سیاسی‌‌اش را با بغداد قطع کرده بود. در سال 1982 شرایط تغییر کرد. در فوریه همان سال، عراق ا فهرست  دولت‌های تروریستی حذف شد. ارتش عراق پس از پیروزی‌های ابتدایی خود با مقاومت (ایرانی‌ها) مواجه شد و شروع به عقب نشینی‌کرد. نیروهای نظامی ایران به دومین شهر مهم عراق یعنی بصره نزدیک می‌شدند. (در عملیات رمضان) از نظر کشورهای غربی، اگر این شهر به تصرف ایرانیان درمی‌آمد، تهران، امیرنشین‌های کویت، امارات عربی و عربستان سعودی را می‌توانست تهدید کند و از طرف دیگر. جریان نفت خلیج فارس به طرف کشورهای غربی از طرف ایران به مخاطره می‌افتاد. برای جلوگیری از شکست عراق و سقوط صدام‌حسین، دولت رایگان و پس از او جورج بوش (پدر) تصمیم گرفت به کمک صدام حسین بشتابد. تصمیم رسمی توسط راهنمای شورای امنیت ملی آمریکا در 26 نوامبر 1983 گرفتهشد. بخش مهمی از تصمیمات هنوز جزو اسناد طبقه‌بندی شده و سری هستند که در اختیار عموم، محققان و مفسران قرار نگرفته است؛ اما آنچه به صورت غیر سری در اختیار عموم قرار دارد، در این جملات خلاصه می‌شود: آمریکا برای آن که عراق شکست نخورده، تمام توان و امکانات لازم و قانونی خود ا به کار خواهد گرفت. آمریکا کمک‌های گسترده خود به رژیم بغداد را چنین توجیه می‌کرد: «هر شکست عراق. در واقع یک شکست راهبردی غرب است»

نقش سیا در جنگ 8 ساله

 با نظارت ویلیام کلارک، مشاور امنیت ملی در حکومت ریگان، پنتاگون حجم کلانی از تجهیزات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری ورا از مجرای پادشاهی اردن و عربستان سعودی به بغداد سرازیر کرد؛ همچنین یک تیم زبده از ژنرال‌های نیروی زمینی و تعداد زیادی از افسران نخبه رده‌های اطلاعات و عملیات ارتش آمریکا به بغداد آمدند. وفیق السامرایی در کتاب « ویرانی دروازه شرقی» آورده است:  همزمان با شروع عملیات رمضان، من در مقر فرماندهی بصره بودم که خبر آورند به صورت فوری به بغداد احضار شده‌ام. در بغداد مرا به یکی از خانه‌های مجلل استخبارات در کرانه دجله، یعنی همان ایستگاه تازه تاسیس سیا بردند. آنجا با 13 آمریکایی . از جمله یکی از مقامات سیا ملاقات کردم (منظور رابرت گیتس) این هیات آمریکایی اطلاعات اساسی و مفیدی راجع به نیروهای ایرانی، نقشه‌ها و طرح‌های بسیار دقیقی راجع به یگان‌های ایرانی، همین طور کروکی‌های توضیحی اقتباس شده از عکس‌های ماهواره‌های با خودشان آورده بودند

آلن فریدمن در کتاب شبکه عنکبوتی، به نقل از یکی از همین افسران آمریکایی حاضر در عراق می‌نویسد:

 ….علاوه بر ما افسران آمریکایی، مستشاران نظامی فرانسوی و انگلیسی هم در صحنه نبرد با ایران حضور داشتند. محل تجمع عمده این افسران آمریکایی و هم قطاران فرانسوی و انگلیسی‌شان. قرارگاه مقدم سپاه 3 عراق در تنومه بود. افسر آمریکایی طرف مصاحبه با فریدمن با غرور گفته: ما به سهم خودمان به راهبرد و چند و چون نبرد علیه ایرانی‌ها علاقه داشتیم و دلمان می‌خواست از لیاقت و کارایی افسران ارشد عراقی مطلع شویم. آنها در عملیات بزرگ تابستان1982(عملیات رمضان) به هر توصیه‌ای که می‌توانستیم در اختیار‌شان بگذاریم نیاز داشتند و ما هم از پنتاگون دستور داشتیم هر چیزی را که آنها می‌خواستند، در قالب اطلاعات دقیق در اختیارشان بگذاریم.

بر اساس مدارک برملا شده مربوط به عملیات رمضان. آن رزها فرودگاه بین‌المللی بغداد ری کل پروازهای غیر نظامی مسدود بوده و کل محوطه باندها، آشیانه‌‌ها و ترمینال عظیم این فرودگاه پر شده بود از هزاران نیروی نظامی اردنی، مراکشی، یمنی، سودانی و… که مثل مور و ملخ از سر‌و‌ کول هم بالا می‌رفتند. بنادر عقبه اردن. احمدی کویت و ینبع عربستان فرق شده بود برای کشتی‌های اقیانوس پیمای حامل محموله‌ای تانک، توپ و مهمات شرقی و غربی به مقصد بغداد که در این بنادر آنها را با تریلرهای اردنی، کویتی . عربستان سعودی باز می‌زدند و پشت جبهه بصره تخلیه می‌کردند.

بمب خوشه‌ای کار‌‌آمدترین سلاح

آلن فریدمن در کتاب خود آورده است: آمریکا به پیشنهاد ویلیام کیسی (رئیس سیا) تحویل بمب‌های خوشه‌ای به عراق را در اولویت قرار داد، زیرا این سلاح را مناسب‌ترین کار‌آمدترن سلاح برای در هم شکستن امواج انسانی مدافعان ایرانی می‌دانست. به اعتقاد او این بمب‌ها می‌توانست به یک قدرت تصاعدی واقعی و موثر علیه قوای ایرانی تبدیل شود. در واقع این بمب‌ها از لحاظ تکنیکی جز سلاح‌های متعارف محسوب می‌شوند، اما در میدان نبرد همانند سلاح‌های نامتعارفی چون سلاح‌های شیمیایی می‌توانند موجب کشتار وسیعی شوند. چنانچه این بمب‌ها درست عمل کنند می‌توانند در وسعتی به اندازه 10 برابر زمین فوتبال هر کسی را کشته مجروح کنند. در عمل این بمب‌ها چرخ گوشت‌های هوایی هستند و هر چیزی را در سر راه خود خرد می‌کنند.

پیوند ماهواره‌ای آمریکا و عراق

کنت تیمرمن، محقق آمریکایی درباره ماهواره‌های آمریکایی در عراق گفته است: پیوند ماهواره‌ای درصد موافقت‌های بلندمدت عراق و آمریکا بود در مورد تحرکات نیروی هوایی ایران نیز اطلاعات باارزشی در اختیار ارتش عراق قرار می‌گرفت. این اطلاعات را آواکس‌‌های آمریکایی مستقر در ریاض، به کمک نیروهای آمریکایی از منطقه نبرد جمع‌آوری می‌کردند. در همین خصوص مجتمع پیشرفته و پرهزینه‌ای در بغداد ساخته شد تا اطلاعات به طور مستقیم از ماهواره دریافت شده و پردازش بهتری از اطلاعات روی عکس‌ها صورت پذیرد.

سر لشکر وفیق السامرایی در این زمینه در کتاب خود آورده است: این عکس به گونه‌ای بود که ما براحتی می‌توانستیم تصاویر سربازانی را که در پادگان‌های ایران در رژه، دست و پایش را به اشتباه حرکت می‌داد در این عکس‌ها مشخص بود. هنگامی که کارخانه‌های سیمان را بررسی می‌کردیم. تعداد کیسه‌هایی را که روی کامیون‌ها قرار داشت براحتی شمارش می‌کردیم. در عین حال ماهواره‌ها نتایج حملات هوایی و موشکی را نیز گزارش می‌کردند. 

کمک‌های شیمیایی و بیولوژیک آمریکا به عراق

شبکه تلویزیونی ای.بی.سی آمریکا: صدام حسین از یک شرکت آمریکایی به نام آل کولاک در بالتیمور بیش از 500 تن ماده شیمیایی به نام فیودی گلیکول خرید که این ماده به گونه‌ای بود که در صورت مخلوط شدن با اسید کلریدریک به گاز خردل تبدیل می‌شد. شر

کت‌های خصوصی آمریکا در دهه 1980 با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگانی آمریکا نمونه‌هایی از مواد بیولوژیکی و میکروبی را به عراق صادر کرده‌اند که این مواد از نوع ضعیف شده نبودند و قادر به تولیدمثل بودند. در میان آنها میکروب سیاه زخم، طاعون و همچنین یک باکتری سمی به نام ستریدیوم باتولینی به چشم می‌خورد.

روحیه جسارت و شهامت نیروهای ایرانی

کنت دمارانش درباره روحیه جسارت و شهامت ایرانی‌ها گفته است: ایرانی‌ها افراد سرسخت خاورمیانه‌اند که وقتی دارای احساسات مذهبی می‌شوند، 2 برابر خطرناک می‌شوند. اکنون شناخت، مطالعه و نبرد با آنها در سطوح مختلف، بیشتر از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در حال حاضر ایرانیان شیعه بخوبی برای مبارزه که همیشه بخش جدایی‌ناپذیر تاریخ، فرهنگ و مذهب آنها بوده است، آماده شده‌اند: «در اردوگاه‌های اسرای ایرانی افرادی را دیدیم که قاطعانه برای فدا کردن جان خود در راه اعتقاداتشان. آمادگی داشتند. آن منظره منادی جنگ جهانی چهارم بود که ما فقط درک نامشخصی از آن در ذهن داریم. اعتقادات مذهبی این افراد برای سوق دادن آنها به سوی انجام کارهایی که به طرز غیرقابل باوری سخت بودند، نقش بسزایی داشته است.»