تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۳۱۳۴۲
گفت‌وگوی «ایران» با محمدرضا شیبانی سفیر جمهوری اسلامی در لبنان
بنفشه غلامی مقدمه: در روزهایی که لبنان با بحران خونین نهرالبارد دست به گریبان است، سه کشور غربی عضو شورای امنیت (آمریکا، انگلیس و فرانسه) شامگاه چهارشنبه گذشته پرونده یکی از مناقشه‌انگیزترین مسائل سیاسی لبنان را به جریان انداختند. بلوک قدرت‌های غربی با استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل قطعنامه‌ای را به تصویب رساندند که بر پایه آن مسأله اختلاف‌انگیز پرونده قتل رفیق حریری باید در دادگاهی بین‌المللی رسیدگی شود. این تصمیم شورای امنیت که با وجود مخالفت نماینده دولت‌های عربی (قطر) و رأی ممتنع دو قدرت چین و روسیه صورت گرفت، اوضاع بحران لبنان را با پیچیدگی دو چندان روبه‌رو کرد. ماجرای قتل رفیق حریری ( نخست‌وزیر پیشین لبنان که در بهمن 83 به اتفاق 22 نفر دیگر ترور شد) در شرایطی در کانون تصمیم‌گیری طرف‌های بین‌المللی قرار گرفته که امور سیاسی و حکومتی لبنان مدت‌ها است که به حالت تعطیل در آمده است. دولت و نهادهای اداری مهم این کشور به دلیل خروج نمایندگان طوایف مختلف فلج شده و درهای پارلمان و نهاد قانونگذاری بسته مانده است. در چنین شرایطی، مداخله شورای امنیت سؤال‌ها و ابهام‌های تازه‌ای را در فضای آشفته لبنان دامن‌زده است. اغلب لبنانی‌ها از جنبش حزب‌الله تا جناح مارونی‌ها، خواهان رسیدگی به پرونده قتل سیاستمدار فقید خود هستند اما آنها پیش از حل این معمای قضایی، بر سامان امور دولت و چرخ زمامداری کشور خویش تأکید دارند که نزدیک به یک سال است که در بحران مقبولیت و مشروعیت غوطه‌ور مانده است. بر همین اساس، نخستین پرسشی که پس از تصویب طرح تشکیل دادگاه بین‌المللی حریری بر اذهان لبنانی‌ها نشست این بود که چنین طرح و قطعنامه‌ای قرار است با اراده کدام دولت و کدامین نظام حکومتی و سیاسی اجرا شود و چگونه ممکن است تصمیم سازمان ملل در فضای دوقطبی و مناسبات آشتی‌ناپذیر جناح‌های داخل لبنان گره کلاف در هم پیچیده سیاست در بیروت را بگشاید. بخشی از این پرسش‌ها را در گفت‌وگو با محمد‌رضا شیبانی سفیر جمهوری اسلامی ایران در بیروت مطرح کردیم، شیبانی به اتفاق سفیر عربستان و برخی دیگر از دیپلمات‌های جهان عرب حضوری مستمر در رایزنی برای حل مناقشه سیاسی لبنان داشته است، از این لحاظ ارزیابی او از ماجرای قطعنامه شورای امنیت و تصمیم اخیر گروه دولت‌های غربی ‌شایان توجه است.

* جناب آقای شیبانی درباره قطعنامه‌ای که قدرت‌های غربی عضو شورای امنیت درباره لبنان تصویب کردند پرسش‌ها و ابهام‌های زیادی مطرح است، در آغاز این گفت‌وگو چنان چه موافقید درباره زمینه‌ها و مقدماتی که برای تهیه و تصویب قطعنامه 1757 شورای امنیت طی شد صحبت کنیم و این که پرونده لبنان و ماجرای ترور حریری چه مسیری را از بیروت تا نیویورک طی کرد؟

** پس از ترور رفیق حریری نخست‌وزیر اسبق لبنان در تاریخ 14 فوریه 2005 و سلسله گزارش‌های پیاپی سرژ برامرتز رئیس کمیته تحقیقات بین‌المللی در مورد ترور حریری، در نهایت بیانیه‌ای از سوی 71 تن از نمایندگان جناح اکثریت و با تصویب فؤاد سنیوره برای دبیرکل سازمان ملل ارسال شد و در آن تأکید شده که به دلیل بسته بودن مجلس و امتناع رئیس‌ مجلس از اجابت خواست آنها برای گشودن دوره عادی برای رسیدگی به طرح دادگاه بین‌المللی، امکان تصویب این طرح از طریق سازوکارهای قانونی داخلی لبنان عملاً وجود ندارد، لذا شورای امنیت باید این مسئولیت را به عهده بگیرد و ضمانت اجرای آن را نیز براساس بند هفتم قرار دهد. دست آخر نیز سنیوره با ارسال نامه‌ برای دبیرکل مجدداً تأکید کرد که امکان تصویب طرح مزبور (تشکیل دادگاه حریری) در چارچوب‌های قانونی لبنان وجود ندارد، لذا شورای امنیت باید زمام امور را به دست بگیرد. این در حالی است که امیل لحود رئیس‌جمهور لبنان نیز در نامه‌ای به بان‌کی‌مون دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد که درخواست سنیوره به دلیل غیرقانونی بودن دولت وی از نظر قانون اساسی لبنان، اقدامی خارج از قانون بوده و تصویب دادگاه ضرورتاً باید سیر طبیعی و قانونی خود در لبنان را طی کند.

* پرسش عمده افکار عمومی منطقه و خیلی از ایرانی‌ها پس از شنیدن موضوع طرح پرونده حریری و تصویب قطعنامه شورای امنیت در این‌باره این است که چگونه در حالی که شمال لبنان درگیر جنگ نهرالبارد است، ناگهان پرونده قتل حریری مطرح می‌شود و آیا اساساً میان قطعنامه 1757 و جنگ نهرالبارد ارتباطی وجود دارد؟

** طرح پرونده ترور حریری ناگهانی نبوده و روند سازوکار آن حدود 2 سال است که دقیقاً از سوی جریان‌های داخلی و برخی طرف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی پیگیری می‌شود. از دید جناح اکثریت، حوادث نهرالبارد برای ایجاد تأخیر در تصویب این قطعنامه صورت گرفته است. از دید معارضه نیز از حوادث جاری در دو بعد استفاده شده است؛ اول انحراف افکار عمومی داخل لبنان از جریان تصویب قطعنامه و جلوگیری از انفجار اوضاع یا خارج شدن وضع از کنترل و دوم فضاسازی برای کار اعضای شورای امنیت تا روند تصویب قطعنامه سرعت یابد.

 * چنان که انتظار می‌رفت قطعنامه شورای امنیت در محافل سیاسی ـ خبری منطقه بازتاب‌ها و واکنش‌های گوناگونی در پی داشت، نگاه جناح‌های داخل لبنان به آن چگونه بود و در مجموع دلایل نگرانی مخالفان قطعنامه را چه می‌دانید و موافقان قطعنامه با چه انگیزه‌ای از آن استقبال کرده‌اند؟

** مخالفان این قطعنامه چنین استدلال می‌کنند که دادگاه مزبور زیر پوشش فصل هفتم منشور سازمان ملل عملاً تبدیل به ابزار سیاسی برای اعمال فشار سیاسی بر مخالفان سیاست‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی در لبنان خواهد شد و موضوع تحقق عدالت و یا شناسایی حقیقت ماجرای ترور حریری تبدیل به یک موضوع ثانوی خواهد شد. اما موافقان قطعنامه تأکید دارند تصویب این قطعنامه در شورای امنیت بر پایه بند هفتم منشور عملاً راه را بر ادامه سیاست‌ سوریه در بر هم‌ زدن اوضاع امنیتی و ادامه ترورهای زنجیره‌ای برای تحمیل سیاست خود یا بازگشت به اوضاع قبل از 14 مارس می‌بندد.

* بسیاری از کارشناسان به جریان انداختن پرونده حریری را در شرایط متشنج لبنان یک اقدام نابهنگام و حتی نوعی بازی سیاسی دانسته‌اند، شما در مجموع چه برآوردی از اقدام تازه شورای امنیت در صحنه لبنان دارید و فکر می‌کنید طراحان قطعنامه با تصویب آن در پی چه اهدافی بودند؟

** کلاً ناظران سیاسی دو هدف عمده برای دادگاه در نظر گرفته‌اند. یک هدف، هدف ظاهری است مبنی بر این که آنها درصدد دستیابی به عاملان قتل حریری و جلوگیری از تکرار ترورهای مشابه هستند اما پشت این هدف ظاهری، اهداف واقعی و پشت ‌پرده وجود دارد. این اهداف پنهان شامل مواردی نظیر؛ زیر فشار قرار دادن سوریه، تسویه حساب‌های داخلی، مقابله با جریان مقاومت در منطقه با استفاده از ابزارهایی چون دادگاه بین‌المللی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی و باز کردن فضای مناسب برای اعمال سیطره بر لبنان از سوی آمریکا در بر می‌گیرد.

 * دورنمای این تصمیم شورای امنیت را چگونه می‌بینید، به نظر شما آیا در شرایط پیچیده لبنان امکان تحقق قطعنامه وجود دارد و با فضای متشنج شمال لبنان و حجم اختلاف جناح‌های سیاسی این کشور ممکن است چنین دادگاهی برگزار شود؟

** بدون شک تحولات لبنان با حوادث منطقه‌ای و بین‌المللی در ارتباط تنگاتنگ است و همانند ظروف مرتبط از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند. برخی معتقدند روند امور جاری در گرو معادلات بزرگ و پیچیده منطقه‌ای و تا حدودی بین‌المللی است. ناظران سیاسی معتقدند از نظر سیاسی و امنیتی، اجرایی کردن این قطعنامه مرهون توافق و اجماع سیاسی داخل است که با روند طی ‌شده شکل‌گیری این اجماع دور از انتظار است و از نظر فنی با وجود مشکلات پیش ‌رو، به هر حال بعید نیست تا یک سال و بنابر ارزیابی کارشناسان فنی تا سه سال دیگر طول بکشد.

* آقای شیبانی شما به اتفاق برخی دیپلمات‌های عرب در چند دور مذاکرات و رایزنی‌ها برای حل مناقشه لبنان شرکت داشتید. اکنون با این حوادث جدید درباره آینده سیاسی لبنان چگونه می‌اندیشید. آیا به نظر شما هنوز دیپلماسی شانسی برای حل‌وفصل بحران لبنان دارد یا شما نیز معتقدید حوادث اخیر ختم دیپلماسی است؟

** از ابتدای بحران، جمهوری اسلامی ایران به طور فعال به نقش‌ آفرینی در تحولات لبنان پرداخت. زنجیره مذاکرات فشرده میان مقام‌های عالیه جمهوری اسلامی ایران و عربستان و تلاش‌های گسترده در راستای سه هدف انجام شد، این اهداف سه‌گانه عبارت بودند از: ذوب کردن یخ‌های روابط سوریه و عربستان، مساعدت رهبران سیاسی لبنان برای یافتن راه‌حل جامع که به هفت دور دیدار سعد حریری و نبیه‌بری منتهی شد و نهایتاً به طرح پیشنهادی آقای نبیه‌بری مبنی بر شکل‌گیری یک کمیته برای بررسی موضوع دادگاه حریری و ترکیب دولت وحدت ملی منتهی شد اما بنا به دلایلی از جمله عدم پاسخگویی مثبت جریان اکثریت طرح مذکور را بی‌نتیجه و عقیم گذارد و سوم، اقدام مشترک در فرو نشاندن حساسیت‌های مذهبی که در منطقه از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی تدبیر شده بود. در همین راستا هنوز رایزنی مستمر با طرف‌های بین‌المللی و منطقه‌ای نیز به طور فشرده و قابل‌ توجه از سوی دستگاه دیپلماسی کشورمان بویژه جناب آقای متکی وزیر امور خارجه در جریان است. در این راستا استمرار رایزنی با عربستان‌ سعودی، رایزنی با فرانسه، روسیه و سوریه در جهت کمک به لبنان برای خروج از بحران جاری قابل توجه است. در مجموع بنده معتقدم که هیچ زمانی فرصت سیاسی برای یافتن راه‌حل از میان نخواهد رفت.