تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۳۱۳۴۹
نقش رسانه در مدیریت بحران‌های سیاسی
حمید محمدی مقدمه‌: همانطور که می‌دانیم شرایط بحرانی می‌تواند به شکلهای مختلفی بروز کند، منشا بحران می‌تواند حمله ناگهانی، شروع جنگ، کودتا، سقوط یک دولت، احتمال بروز ناآرامی و شورش؛ تظاهرات خشونت‌آمیز خیابانی، خیزشهای اجتماعی، ترور چهره‌های سرشناس سیاسی، ناکامی اقتصادی در سطح وسیع، ساقط کردن یک هواپیما، غرق کردن یا توقیف یک کشتی، بروز اشتباه در تاسیسات انرژی هسته‌ای یا فجایع طبیعی و زیست‌محیطی همچون نشت مقادیر نفت خام در دریا باشد؛ بنابراین می‌توان گفت، ادبیات مدیریت بحران بسیار گسترده‌تر است و از مواردی چون جنگ و گریز تا فجایع طبیعی و بشری را دربرمی‌گیرد. هدف اصلی مدیریت بحران، دستیابی به راه‌حلی رضایتبخش برای برطرف کردن شرایط غیرعادی به طریقی است که منافع و ارزشهای اساسی حفظ و تامین شوند.

به بیان مک کارتی، هدف اصلی مدیریت بحران دستیابی به راه‌حلی معقول برای برطرف کردن شرایط غیرعادی به گونه‌ای است که منافع و ارزشهای اساسی حفظ و تامین شوند، این هدف دربرگیرنده سیاست جاری است و از طریق فرآیندهای اجبار و انطباق پیگیری می‌شود تا در نهایت به گرفتن بیشترین امتیازات ممکن از دشمن بینجامد و موقعیت و جایگاه خودی تا حد امکان بدون هرگونه تزلزلی حفظ شود.

مدیریت بحران هم شامل هدف مثبت یا سنتی حفظ اهداف ملی می‌شود و هم شامل هدف منفی یعنی اطمینان از این که شرایط از کنترل خارج نشود و به جنگ تبدیل نشود. بحران نه تنها ایجادکننده خطر عمدی است، بلکه خالق چیزی است که شاید بهترین توصیف آن عنصر خودمختار خطر و عدم قطعیت باشد.

بنابراین به بحرانهای سیاسی نظیر هر بحران دیگر یک سلسله شاخصهای عام همچون فشردگی زمان، شدت تنش، تهدید جدی و آثار استهلاک طولانی دارند، اما از منظری معطوف به بحران‌های سیاسی می‌توان شاخصهای برجسته این نوع بحران را در پدیده‌هایی نظیر بی‌ثباتی سیاسی، بی‌اعتمادی سیاسی، عدم مشارکت سیاسی، ناکارآمدی سیاسی، تشدید تنشهای سیاسی درون نظام و میان رهبران و تعمیق شکاف میان مردم و نظام دانست. از طرفی می‌توان گفت که بحران سیاسی، بحران مشروعیت نظام حاکم و گفتمان سیاسی مسلط است، آن‌گاه که نخبگان سیاسی جامعه، استعداد و قابلیت تولید ارتباطات و مناسبات مبتنی بر اعتماد و مقبولیت خود را از دست می‌دهند و نظام سیاسی دچار ناکارآمدی می‌شود. بحران‌های سیاسی حادث می‌شوند.

آرنولد توین بی، جوامع سیاسی را همچون نهادهایی که به دنبال هدف مشخصی هستند، فرض می‌کند و دلایل بروز بحران در آنها را در 3 لایه یا سطح زیر جستجو می‌کند. از دست رفتن قوه خلاقه در اقلیت حاکمه: بعد از آغاز دوره زوال، قدرت حاکم خاصیت خود را از دست می‌دهد و تنها به یک اقلیت حاکمه تبدیل می‌شود پاسخ و واکنش اکثریت به اثر مزبور که عبارت است از عقب‌نشینی و خودداری از همکاری و اتحاد با اقلیت حاکمه و نیز خودداری از اصل تقلید فقدان وحدت اجتماعی در مجموع پیکر جامعه که نتیجه 2 اثر فوق است.

از منظر دیگر، می‌توان گفت نظام سیاسی زمانی در معرض بحران قرار می‌گیرد که توانایی و استعداد خود را در حفظ و تثبیت مرکز ثقل یا عامل انسجام ثبات و مشروعیت‌بخش خود را از دست داده باشد، امکان تعریف دقیق عناصر سازنده و پردازنده خود را در یک ساختار با  معنا، منطقی و کارکردی نداشته باشد، استعداد تطابق محیطی نداشته باشد، امکان پاسخ مناسب و بهنگام به تقاضای وارد شده به نظام را نداشته و توانایی خود در تولید و بازتولید گفتمانی را نیز نداشته باشد.

کارکرد رسانه‌ها در مدیریت بحران‌های سیاسی

کارکرد رسانه‌ها را در مدیریت بحران‌های سیاسی در ایران به 2 مقطع کوتاه‌مدت زمان انتخابات و بلندمدت افزایش آگاهی سیاسی می‌توان تقسیم کرد.

الف: مقطع کوتاه‌مدت زمان انتخابات:

رسانه‌ها با ایجاد امکان تبادل اطلاعات میان مردم و حکومت کارکرد اصول دموکراسی در جامعه را تضمین می‌کنند، از طریق رسانه‌هاست که مردم از کارهای دولت آگاه می‌شوند و دولت از علاقه شهروندان آگاه می‌شود. این جریان دو سویه اطلاعات و همچنین آزادی رسانه‌ها برای ایفای نقش نظارتی مردم در هیچ زمانی به اندازه دوران مبارزات انتخاباتی اهمیت ندارد، در این دوره، رسانه‌ها برای پوشش رویدادهای سیاسی بسیار فعال هستند، رسانه‌های نوشتاری ستون‌هایی برای گزارش خبر، تحلیل‌ها، سرمقاله‌ها و نظر دیگران اختصاص می‌دهند. رادیو و تلویزیون هم به پخش برنامه‌های خبری تحلیلی بحثهای انتخاباتی و برنامه‌های تبلیغاتی احزاب و نامزدها می‌پردازد، احزاب و نامزدها تلاش می‌کنند به عنوان یکی از راههای اساسی دسترسی یافتن به رای‌دهندگان توجه رسانه‌ها را به خود جلب کنند؛ در طول این دوره مردم نیز وقت بیشتری صرف تماشا، گوش کردن و خواندن می‌کنند.

مارتین هاروپ نیز به 4 حالت اشاره می‌کند که در آنها نقش رسانه‌ها در مبارزات انتخاباتی پررنگ‌تر می‌شود. حالت اول وقتی که بین احزاب سیاسی و مردم، پیوندی ضعیف وجود دارد، در این حالت رسانه‌ها به نوعی نقش حزب را بازی می‌کنند یا به اصطلاح حزبی عمل می‌کنند. حالت دوم در شرایطی است که موضوع‌های جدیدی در طول مبارزات انتخاباتی مطرح می‌شد و در فرصت موجود، رسانه‌ها به آنها می‌پردازند.

حالت سوم وقتی است که اختیار رسانه‌ها به عنوان منبع پیام، بالا باشد. حالت چهارم به نظام ارتباطی جامعه مربوط می‌شود، به این مفهوم که وقتی بحث سیاسی به صورت فردی و گروهی در جامعه کمتر صورت گیرد، رسانه‌ها تاثیر بیشتر و نقش بزرگ‌تری دارند؛ به این ترتیب می‌توان گفت نقش رسانه‌ها در مبارزات انتخاباتی در طول سالهای اخیر دستخوش تغییرات اساسی شده و همزمان با افول نقش احزاب سیاسی نقش رسانه‌ها افزایش یافته است، به همین صورت و برپایه نظریه تعدی رسانه‌ها و سیاست امروزه نامزدهای سیاسی اگر به رسانه‌ها دسترسی داشته باشند، می‌توانند بدون حمایت احزاب نیز در انتخابات پیروز شوند.

ب: مقطع بلندمدت افزایش آگاهی سیاسی جامعه:

دلیل تاثیرگذاری بیشتر رادیو و تلویزیون در ارائه پیام به مخاطب و افزایش آگاهی‌های سیاسی جامعه عبارتند از:

گسترش مسائل سیاسی و اجتماعی نسبت به پدیده‌های دیگر

عمومیت این‌گونه آگاهی‌های برای همه افراد در همه سطوح لازم است، البته میزان آن نسبت به وضعیت افراد مختلف تفاوت دارد.

حساسیت این اطلاعات برای حیات سیاسی و اجتماعی لازم هستند.

با وجود نقش گسترده رادیو و تلویزیون در گسترش ارتباطات و آگاهی‌های سیاسی نقش این 2 رسانه در اقشاری که از سطح تحصیلات و معلومات کمتری برخوردارند، بیشتر است و در اقشار با معلومات و سطح تحصیلات بیشتر تاثیرگذاری دیگر رسانه‌ها گسترده‌تر است در کشور ما نیز که شاهد روزافزون سطح تحصیلات و معلومات اقشار جامعه هستیم طبیعتا نقش رسانه‌هایی چون رادیو و تلویزیون رو به کاستی خواهد گذارد. امروزه با گسترش وسایل ارتباطی جدید مانند اینترنت بتدریج بخش قابل ملاحظه‌ای از آگاهی سیاسی مردم از این طریق به دست می‌آید هرچند رواج اینچنین وسایلی در کشور ما هنوز خیلی گسترده نیست، اما شاهد گسترش تدریجی استفاده از آن از سوی کاربران هستیم، بدیهی است که این روند در کشور ما روز به روز گسترش می‌یابد. در این میان دست‌اندرکاران و متولیان مربوط به ساماندهی آگاهی‌ها و اطلاعات سیاسی جامعه باید در قبال استفاده از این رسانه جدید و ارائه اطلاعات صحیح و کافی از این طریق به مخاطبان خود اقدام کنند.

شرایط بحرانی می‌تواند به شکلهای مختلفی بروز کند و از تغییر تحولات گوناگون ناشی می‌شود. منشاء بحران می‌توان حمله ناگهانی، شروع جنگ، کودتا، سقوط یک دولت، احتمال بروز ناآرامی و شورش، تظاهرات خشونت‌آمیز خیابانی، خیزش‌های اجتماعی، ترور چهره‌های سرشناس سیاسی، ناکامی اقتصادی در سطح وسیع، ساقط کردن یک هواپیما، غرق کردن یا توقیف یک کشتی، بروز اشتباه در تاسیسات انرژی هسته‌ای یا فجایع طبیعی و زیست‌محیطی چون نشت مقادیر نفت خام در دریا باشد، بنابراین می‌توان گفت ادبیات مدیریت بحران بسیار گسترده است و از مواردی چون جنگ و جنگ‌گریزی تا مدیریت فجایع طبیعی و بشری را دربرمی‌گیرد.

تدبیر و تحدید بحران‌ها تنها از طریق شناخت نظم ویژه منطق و قانونمندی خاص هر بحران میسر است و از آنجا که هر بحران دارای ویژگی‌های مربوط به خود است، داشتن اطلاعات تجزیه و تحلیل از تجربیات بحران‌های به وجود آمده در گذشته از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است نقش اطلاعات پیش از بروز هر بحران، هشدار دادن برای جلوگیری از بروز وضع غیرمترقبه است نقش اطلاعات پس از وقوع بحران اطلاعات جاری، آگاهی دادن به مدیران بحران و نهادهای مسوول اجرای سیاست‌ها و تصمیم‌های مربوط به بحران‌زدایی از پایان رویدادها و شرایط به وجود آمده است: اطلاعات جاری در برنامه‌ریزی اجرای واکنش‌ها در برابر بحران موثر است، در این شرایط تصمیم‌گیران می‌توانند به منظور آگاهی از پیش‌زمینه‌های لازم و هدفهای جاری و شیوه عمل دشمن از اطلاعات بهره گیرند واکنش‌ها و بازتاب‌های داخلی و خارجی موضع‌گیری‌ها و عملکرد دستگاه سیاسی کشور و مطالعه نقش و تاثیر رسانه‌ها و افکار عمومی بر تصمیم‌گیری‌های مربوط به مدیریت بحران مواردی هستند که در حوزه کارکرد اطلاعات در تدبیر بحران باید مدنظر قرار گیرند تولید به هنگام تجزیه و تحلیل منطقی و بهره‌گیری موثر سیاستگذاران از آن در کنترل موفقیت‌آمیز شرایط بحرانی نقشی اساسی ایفا می‌کند بحران‌ها موقعیت‌هایی هستند که مستلزم پاسخ‌دهی ساعت به ساعت در برابر مردم و مقامات هستند چون بحران‌ها اغلب غیرمنتظره هستند، اطلاعات کافی درباره موضوع یافت نمی‌شود؛ چرا که در بیشتر موارد اطلاعات مناسب و حاضر و آماده در مجموعه‌های مرتب و طبقه‌بندی شده و مطابق با ویژگی‌های وضعیت بحرانی در دسترس نیست. کمبود اطلاعات مناسب به اضطراب موجود دامن می‌زند و در نتیجه تنش‌های پنهانی یا جدید در تیم مدیریت بحران بروز پیدا می‌کند محور تولیدکننده مصرف‌کننده که در آن سیاست‌گذاران به عنوان مصرف‌کننده اطلاعات تحلیل‌های تولیدکنندگان را برای تصمیم‌سازی‌های خود مورد استفاده قرار می‌دهند در زمان بحران اهمیت بالایی پیدا می‌کند در دل هر بحران فرصت‌هایی نهفته است که تیم مدیریت بحران در شرایط اضطراب‌آلود بحران ممکن است مورد توجه قرار ندهند. وجود ابزار مناسب ارتباطی که تعامل کارشناسان را با تیم مدیریت بحران برقرار کند به نحوی که تحلیل‌های درست و دقیق در اختیار این تیم قرار گیرد می‌تواند به بهره‌گیری از فرصت‌های درون یک بحران کمک کند.