تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۳۱۳۵۸

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

هفته جاری به عطر وجود بانویی مشعشع عطرآگین بود که همه واژه‌ها از وصف ابعاد وجودی‌اش عاجزند. این هفته با میلاد فرخنده قدیسه‌ای همراه بود که الگوی صبر و استقامت و تجلی عفت و وقار بود، هموکه پدرش او را «زینب» نامید و به درستی ثابت کرد که نه تنها زینت پدر بلکه گوهر درخشان قافله انسانیت است و آهنگ موزون رفتار او در جنبه‌های گوناگون، درس‌آموز تاریخ خواهد بود. او که فصاحت و بلاغتش علوی بود، عفت و عصمتش فاطمی، صبر و کرامتش حسنی و شجاعت و وقارش حسینی و دنیا را از دریچه زیبای عشق به امامت می‌دید و حماسه کربلا را با زیباترین شکل ممکن برای نجات بشریت در مسیر زمان تبلیغ کرد. از این رو سالروز ولادت این بانوی بزرگ و شیرزن نهضت کربلا به لحاظ جلوه‌ای از جلوات ویژه وجودی آن حضرت به نام روز پرستار نامگذاری شده است.

حضرت زینب علاوه بر کمالات گسترده وجودی به واسطه کاروان‌سالاری قافله نینوا و پرستاری از کودکان و بیماران به عنوان الگوی مهر و عاطفه شناخته شده و پرستاران مسلمان نیز مفتخرند که راهنمای شریفی از خاندان وحی و نبوت، همچون عقیله بنی هاشم را در پیش روی خود دارند.

این هفته همچنین به مناسبت پرشورترین حماسه دوران دفاع مقدس یعنی سالروز فتح خرمشهر و یاد شهدای شورآفرین عملیات بیت‌المقدس معطر است. این روز که روز ملی مقاومت، ایثار و پیروزی نام گرفته در تاریخ دفاع مقدس از جلوه و عظمت خاصی برخوردار است.

امروز، یادآور سوم خرداد سال 61 و نقش‌آفرینی افتخارآفرین رزمندگانی است که بیست و پنج سال پیش، خونین شهر قهرمان را با ایثار و مقاومت مثال‌زدنی خود آزاد کرده و نقشه شوم استکبار جهانی برای جدا کردن بخش‌هایی از خاک عزیز ایران نقش بر آب نموده و خرمشهر قهرمان را به آغوش میهن اسلامی بازگرداندند. در این روز ملت ایران شاهد خلق حماسه‌ای بود که فرزندان پاک این سرزمین، جوانان بی‌ادعای مخلص در خرمشهر، چنان عرصه را بر دشمن خبیث بعثی تنگ کردند که چاره‌ای جز فرار و خروج از سرزمین کشورمان نداشتند و آن روز به عنوان تبلور غیرت دینی و عزت اسلامی و زبونی دشمن بعثی به نام روز ملی ایثار و مقاومت نام گرفت.

فتح خرمشهر در واقع نقطه عطفی در تاریخ معاصر بود که تحقق آن با هیچیک از معیارهای نظامی و فرمول‌های شناخته شده جنگی قابل محاسبه نیست. امروز نیز خون شهدای خونین شهر با صدای رسا به ما صلا می‌دهد که اگر شما هم به یاری دین خدا بپاخیزید، خدا نیز شما را یاری خواهد کرد و نصرت الهی را در همه ابعاد جامعه مشاهده خواهید نمود. مگر نه اینکه امروز که ما سالگرد فتح خرمشهر را جشن می‌گیریم به فضل الهی، چهار سال از سقوط صدام و دریوزگی حزب بعث عراق می‌گذرد و اکنون سردار قادسیه جسدش طعمه سگهای بیابان شده است. بنابراین درسی که ما از آن روز به یادگار داریم و باید به عنوان یک فرهنگ در جامعه کارسازی شده و برای تنویر نسل جوان و بسط ارزشها مورد توجه قرار گیرد، اینست که تنها راه نجات، توکل به خدا، توسعه پیوندهای معنوی و حفظ ارزشهای دینی به همراه پایداری و مقاومت در همه عرصه‌های اجتماعی است و بدانیم که مبارزه با استکبار جهانی، راهی جز این را نمی‌شناسد.

در روز دوشنبه این هفته و در آستانه سالروز فتح خرمشهر، دانشجویان بسیجی به دیدار رهبر معظم انقلاب رفتند. در این دیدار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای روحیه بسیجی را راز ایستادگی و رمز ملت ایران به آینده خوانده و تأکید کردند: «همین روحیه و تفکر بسیجی بوده که ملت ایران و جمهوری اسلامی را در عرصه سیاسی جنگ عظیم اراده‌ها و تدبیرها، به مرکز فرماندهی بیداری و مقابله ملتها با نظام سلطه‌گر آمریکا تبدیل کرده است.»

رهبر انقلاب اسلامی آمادگی برای برآورده کردن نیازهای مختلف انقلاب در هر زمان و در هر زمینه و موقعیت را جوهره بسیج دانشجویی دانسته و خاطر نشان نمودند: «هر کس در هر تشکل دانشجویی و در هر محیط غیردانشجویی مانند اداره، بازار، کارخانه، حوزه علمیه و هر محیط دیگر اگر دارای همین روحیه باشد، بسیجی است و افتخار بنده نیز همین است که بسیجی باشیم.»

ایشان احساس آمادگی ملت را برای حضور در عرصه‌های گوناگون مورد نیاز کشور، عامل اصلی موفقیتها و پیشرفتهای 27 ساله اخیر برشمرده و افزودند: «هیچ نقطه تیره‌ای در چشم‌انداز ایران عزیز وجود ندارد و این امید حقیقی ناشی از برخورداری ملت و کشور از روحیه بسیجی است.»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به جایگاه منحصر به فرد جمهوری اسلامی ایران در آرایش عرصه سیاسی بین‌المللی فرمودند: «عرصه سیاسی جهان امروز، میدان پیچیده جنگ عظیم اراده‌ها و تدبیرهاست و واقعیت این است که ملت و جمهوری اسلامی ایران در این عرصه، نقش تعیین‌کننده‌ای برعهده داشته و دارند به گونه‌ای که می‌توان گفت نظام اسلام بمبی قوی در دنیای سیاست منفجر کرده است که قدرت آن هزاران برابر بیشتر از بمبی است که آمریکایی‌ها در هیروشیما به کار بردند.»

ایشان با اشاره به تقسیم‌بندی جهان به دو عرصه سلطه‌گر و سلطه‌پذیر گفتند: «آمریکا در دنیای سیاست به گونه‌ای سلطه‌گری می‌کند که حتی اروپاییها نمی‌توانند در مقابل او حرف چندانی بزنند، اما ملت ایران با اقدامات و موضعگیریهای خود، همه مسلمات و اصول این قدرت سلطه‌گر را زیر سئوال برده است و با این کار بسیار عظیم، تماشاگران این مجادله سیاسی بزرگ یعنی ملت‌ها را تحت تأثیر قرار داده و این واقعیت برای دولت مستکبر آمریکا از هر زهری تلخ‌تر است.»

رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه تصریح کردند: «بیداری ملتها در فلسطین، لبنان، آمریکای لاتین و مناطق مختلف جهان، نتیجه مقاومت مظلومانه ملت ایران و صلابت محکم‌تر از فولاد امام راحل عظیم‌الشأن است که باید واقعاً قدر آنها را دانست.»

ایشان شناخت آرایش سیاسی جهان را برای جوانان و همه قشرهای مردم ضروری ذکر کرده و تأکید کردند: «در عرصه رویارویی ملتها با نظام سلطه‌گر آمریکا، جمهوری اسلامی ایران به مرکز فرماندهی جبهه ملتها تبدیل شده و با وجود نابرابری موجود در توان و امکانات دو طرف این رویارویی، ایران با برخورداری از روحیه حزب‌اللهی و عزم و همت و تدبیر، در برخی از مسائل، موقعیت نبرد سیاسی را به نفع جبهه ملتها رقم زده است و در بسیاری از زمینه‌ها نیز کاملاً با حریف، برابری می‌کند.»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تکیه بر ایمان، روحیه انقلابی و انگیزه دینی را عوامل قدرت جمهوری اسلامی ایران در مقابله با دولت آمریکا دانسته و افزودند: «روح و دل ملت ما با انقلاب گره خورده است، به همین علت هر جا و در هر زمان که لازم باشد در وسط میدان دفاع از اسلام و انقلاب و کشور حاضر می‌شود و این حقیقت ناشی از قدرت دین در ایجاد استحکام در ملتهاست.»

ایشان در تبیین نقش و جایگاه بسیج دانشجویی در استمرار موفقیت ملت ایران به عنوان اتاق فرماندهی جبهه مقابله ملتها با نظام سلطه افزودند: «در روند این حرکت عظیم، دانشجو به خصوص دانشجویی که از انگیزه و روحیه بسیجی برخوردار است، عنصری بی‌همتا به شمار می‌رود.» رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر ضرورت بیداری و هوشیاری کامل دانشجویان افزودند: «بیداری دانشجو فقط در بیزاری از آمریکا خلاصه نمی‌شود، بلکه با توجه به برنامه‌های پیچیده و عمدتاً پنهان سیاسی و فرهنگی دشمن، مفهومی بسیار عمیق می‌یابد و هوشیاری کامل می‌طلبد.»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین زمینه خاطر نشان کردند: «گاه دشمن برای تکمیل نقشه خود درصدد آن است که حرف ناحقی از زبان یک فرد یا گروهی بیان شود بنابراین همواره باید سخت مراقب بود تا دشمن از هیچ حرف و حرکتی سوءاستفاده نکند که این امر نیاز به دشمن‌شناسی و پرهیز از هرگونه سهل‌انگاری دارد.»

از دیگر رویدادهای هفته جاری که در سالهای اخیر همواره به انحاء مختلف سوژه تبلیغاتی و روانی غرب برای فشار علیه جمهوری اسلامی ایران بوده، موضوع فعالیتهای هسته‌ای کشورمان است. غربی‌ها با این اقدامات سعی در محروم کردن ملت ایران از دستیابی به افق‌های جدید علم و دانایی و باج‌خواهی از مسئولان نظام دارند. آمریکائیها که به واسطه دشمنی ذاتی با نظام اسلامی و ضربات سختی که با پیروزی انقلاب ایران دریافت کردند، همواره درصدد کارشکنی در حرکتهای نظام هستند، در تلاش برای صدور قطعنامه سوم علیه ایران در شورای امنیت دست به جوسازی و فشار برای قلب واقعیت و صحنه‌سازی زده‌اند. مقامات کاخ سفید که همواره سعی دارند مجامع بین‌المللی را به عنوان ابزار در راه اجرای سیاستهای خود در اختیار داشته باشند، این بار در آستانه انتشار گزارش البرادعی مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره فعالیتهای هسته‌ای ایران او را به دلیل اظهاراتی که اخیراً درباره ایران داشته به شدت تحت فشار قرار داده به گونه‌ای که خبرگزاریها ناگزیر به اعتراف شدند که آمریکا البرادعی را به علت اظهاراتش درباره اینکه می‌تواند به بخشی از برنامه‌های غنی‌سازی اورانیوم خود ادامه دهد، توبیخ کرده است. مدیر کل آژانس اخیراً در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود جامعه بین‌المللی باید با این حقیقت که ایران به دانش غنی‌سازی دست یافته است به طور واقع‌بینانه برخورد کند. این اظهارات که از سوی مقامات آمریکایی در راستای احقاق حقوق ایران تلقی شده، آنچنان سردمداران کاخ سفید را برافروخته که با رئیس یک نهاد زیرمجموعه سازمان ملل به عنوان یک کارگزار برخورد کرده و خواستار گنجاندن بندهای ضدایرانی در گزارش جدید وی شده‌اند. این قبیل برخوردها نشان می‌دهد که چه کسانی و با چه اهدافی در پشت پرده پرونده هسته‌ای ایران قرار داشته و چه مطامع شومی را دنبال می‌کنند.

در هفته‌ای که گذشت خاورمیانه کماکان خبرساز بود و حوادث و رخدادهای این منطقه بخش عمده‌ای از مطالب و گزارش‌های خبرگزاری‌ها و رسانه‌های بین‌المللی را تشکیل می‌داد. در فلسطین اشغالی، جنایت‌افروزی جدید رژیم صهیونیستی بر دامنه بحران افزود و ملت فلسطین را با فجایع جدیدی مواجه ساخت. طی یک هفته گذشته، ارتش اسرائیل با حملات ددمنشانه، شهر غزه را به خاک و خون کشید و دهها فلسطینی را شهید و زخمی کرد. تازه‌ترین آمارها حاکی است در جریان عملیات نظامیان صهیونیست در غزه دست‌کم 36 فلسطینی به شهادت رسیده‌اند که هفت نفر از آنان را کودکان تشکیل می‌دهند.

در این یورش وحشیانه که به بهانه شلیک موشک به شهرک‌های یهودی‌نشین صورت گرفت، صهیونیستها از سلاح‌های مرگبار جدیدی استفاده کرده‌اند که افزایش کم سابقه قربانیان اینگونه حملات، دلیل بکارگیری این سلاح‌ها می‌باشد.

به گفته منابع فلسطینی، سلاح جدید فلزات را ذوب و اجساد را کاملاً سوزانده به خاکستر تبدیل می‌کند به گونه‌ای که شناسایی قربانیان را غیرممکن ساخته است.

به موازات این جنایات ضدانسانی، سران رژیم صهیونیستی از قصد این رژیم برای گسترش حملات در آینده خبر داده و تهدید کرده‌اند که رهبران مسئولان جنبش حماس را در نزدیکترین زمان ممکن ترور خواهند کرد.

صهیونیستها اعلام کرده‌اند «خالد مشعل»، مقام ارشد حماس و تأثیرگذارترین فرد این جنبش در حال حاضر، در اول فهرست ترور رژیم صهیونیستی قرار دارد. دور تازه کشتار مردم فلسطین و اظهارنظر علنی و تهدید آشکار به ترور رهبران فلسطینی در حالی صورت می‌گیرد که مجامع جهانی، همچون گذشته خود را به بی‌اعتنایی زده‌اند و متولیان این مجامع عریض و طویل حتی در مقام اعتراض شفاهی نیز در برابر اعمال وحشیانه صهیونیستها برنیامده‌اند. در این میان دولتهای غربی با ادامه محاصره اقتصادی مردم فلسطین، در حقیقت نقش پشتیبانی‌کننده پشت جبهه در جنگ علیه فلسطینی‌ها را ایفا می‌کنند و قطعاً در کشتار ملت فلسطین، شریک جرم صهیونیستها هستند.

نکته مهم این است که این توطئه‌ها و جنایات به منظور به زانو درآوردن ملت فلسطین و تسلیم شدن آنها در برابر خواسته‌های غیرقانونی رژیم صهیونیستی و دست کشیدن آنها از پیگیری حقوق حقه خود صورت می‌گیرد. با اینحال، واقعیت‌های موجود نشان می‌دهد صهیونیستها در نقشه تازه خود نیز همچون گذشته با شکست مواجه خواهند شد چرا که اگر بنا بود اینگونه اقدامات جنایت‌بار «ایهود اولمرت» نتیجه دهد، اسلاف او همچون شارون، شامیر و بگین باید با آنهمه جنایات، در رسیدن به اهداف خود موفق می‌شدند ولی عملاً اینگونه نشد. مقاومت ملت فلسطین، موجب شد تا این جانیان صهیونیست، حسرت به تسلیم کشاندن فلسطینی‌ها را با خود به گور ببرند و قطعاً اولمرت، نتانیاهو و پرتز و دیگر سردمداران این رژیم نیز سرنوشتی بهتر از پیشینیان خود نخواهند داشت.

فروپاشی و زوال، سرنوشت محتوم این رژیم جعلی است و هر روز که می‌گذرد شواهد آن بیشتر آشکار می‌گردد و صهیونیستها با ادامه قتل و جنایت، در واقع، نابودی این رژیم را سرعت می‌بخشند.

در هفته جاری، اوضاع در عراق همچنان بحرانی بود و در اثر خشونت‌های این کشور شمار دیگری از مردم قربانی شدند. در یک هفته گذشته همچنین بیش از 30 نظامی آمریکایی در عراق کشته شدند. آمار تلفات یکماه گذشته اشغالگران، افزایش کم سابقه‌ای را در طول مدت اشغال عراق نشان می‌دهد و این روند قطعاً شرایط را برای اشغالگران در آینده دشوارتر خواهد ساخت.

تلفات روزافزون سربازان آمریکایی، به عنوان نشانه انکارناپذیری از شکست طرح‌ها و تلاش‌های دولت آمریکا در عراق محسوب می‌شود و بوش و متحدان وی در کاخ سفید را که با فشارهای طاقت‌فرسایی از جانب جناح‌های سیاسی آمریکا و افکار عمومی این کشور مواجه هستند، با شرایط بغرنج‌تری روبرو می‌سازد.

در این میان، دولت آمریکا برای نجات خود از باتلاق عراق، که روزبه‌روز بیشتر در آن فرو می‌رود، فشار را بر دولت نوری مالکی تشدید کرده است تا شاید از این طریق بتواند مفری برای خود پیدا کند. گزارش‌های رسیده حاکی است بوش ضرب‌الاجلی را برای دولت مالکی تعیین نموده تا به خواسته‌های آمریکا در مورد واگذاری امتیازات به گروههای رقیب ائتلاف شیعه گردن نهد. بوش تهدید کرده است در صورت عدم پاسخ مثبت از سوی مالکی، نیروهای آمریکا را بدون اعلام قبلی از شهرهای عراق بیرون خواهد برد. به زعم آمریکایی‌ها، این بدان مفهوم خواهد بود که دولت در برابر گروههای تروریست و زیاده‌طلب تنها خواهد ماند. آمریکا درصدد است با این طرح ضمن جلب رضایت گروه‌های زیاده‌خواه عراقی، که بعضاً مورد حمایت خود اشغالگران قرار دارند، نقش شیعیان را نیز در دولت کمرنگ سازد.

در هفته جاری، لبنان بار دیگر صحنه حوادث تازه و درگیری‌های خونبار شد. اینبار، ناآرامی‌ها در شمال لبنان و در منطقه‌ای که اردوگاه فلسطینی «نهرالبارد» قرار دارد رخ داد. ماجرا از آن جا آغاز شد که نیروهای دولتی اعلام کردند به شواهدی دست یافته‌اند که انفجارهای اخیر این کشور توسط گروهی موسوم به «فتح‌الاسلام» که یک گروه سلفی فلسطینی است صورت می‌گیرد. در پی این گزارش، نیروهای دولتی به اردوگاه نهرالبارد و محل استقرار گروه مذکور هجوم بردند که این حمله به درگیری خونینی منجر شد که هم‌اکنون نیز به طور جسته و گریخته ادامه دارد.

این درگیری‌ها تاکنون دست‌کم 85 کشته از طرفین بر جای گذاشته است. در این حال، ارتش لبنان اعلام کرده است تا قلع و قمع کامل این گروه شبه نظامی که تعداد افراد مسلح آن حدود 150 تا 200 نفر تخمین زده می‌شود به عملیات در اردوگاه مذکور ادامه خواهد داد. از سوی دیگر، یکی از رهبران فلسطینی اردوگاه «نهرالبارد» خواستار توقف حملات ارتش شده و هشدار داده است که ادامه این حملات ممکن است به دلیل کشته شدن غیرنظامیان به قیام غیرقابل کنترل فلسطینی‌های ساکن اردوگاه منجر شود.

در این میان، درگیری‌های تازه، موجب شده است تا گروههای لبنانی به پیگیری اهداف جناحی خود از این ماجرا برآیند. گروه اکثریت در دولت و همچنین ولید جنبلاط رهبر دروزی‌های لبنان سوریه را پشتیبان گروه «فتح‌الاسلام» معرفی کرده در حالی که سوریه اعلام نموده است با این گروه ارتباطی ندارد و حتی اعضای این گروه را در صورت ورود به سوریه بازداشت خواهد کرد. از سوی دیگر یک تحلیل‌گر مشهور آمریکائی دیروز اعلام کرد گروه «فتح‌الاسلام» را آمریکا و سعودی‌ها بوجود آورده‌اند تا ابزاری باشد برای فتنه‌انگیزی و تضعیف حزب‌الله لبنان. بهرحال، قدر مسلم این است که درگیری اخیر، نقشه‌ای جدیدی است که برای خدشه وارد کردن بر وحدت لبنانی‌ها برنامه‌ریزی شده و از این درگیری‌ها نیز، همچون موارد مشابه قبلی، تنها دشمن صهیونیست سود می‌برد. به همین جهت است که می‌توان سرنخ این ماجرا را نیز در دستان سردمداران رژیم صهیونیستی و آمریکا جستجو کرد.