تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۳۱۳۶۷

قدرت‌الله علیخانی*

در هفته‌های اخیر، برخی از دوستان و همکاران که در صف‌بندی داخل مجلس به عنوان فراکسیون اکثریت شناخته می‌شوند به بهانه پاسخگویی به نطق پیش از دستور 2 نفر از همکاران جناح اقلیت، حملات شدیدی را به جریان اصلاحات و شخصیت‌های تاثیرگذار اصلاح‌طلب و نیز سیاست‌های مورد عمل داخلی و خارجی در دوره اصلاحات آغاز کرده‌اند. اینان تلاش می‌کنند اصلاح‌طلبان را آغازکننده درگیری‌ها معرفی و سخنان تند و بعضا غیرمنصفانه خود را، مقابله به مثل معرفی کنند. ناچارم برای جلوگیری از تحریف حقایق تاریخی و شفاف‌سازی وقایع دوره حساس کنونی، توضیحاتی را به ملت ایران ارایه نمایم: من در سال‌های اخیر، به رغم ارتباط صمیمی با بزرگانی از جناح اصولگرا و ارادت به شخصیت‌هایی چون مهدوی‌کنی و ناطق‌نوری، در خط‌بندی‌های سیاسی به جریان اصلاح‌طلبان نزدیکی بیش‌تری داشتم، اما در عین حال این نزدیکی هیچ‌گاه باعث نشد که در برابر انحرافات خواسته یا ناخواسته سکوت کنم، اما برخی موضع‌گیری‌های غلط دلیلی موجه برای اتهام‌افکنی و حمله و هتاکی به کل مجلس ششم نیست. آنچه اکنون مایه گلایه از بعضی دوستان و همکاران جناح اکثریت مجلس هفتم می‌باشد این است که با چشم بستن بر برخی حقایق، اولا تلاش می‌کنند که تنش‌ها را به جناح اقلیت نسبت دهند و ثانیا برای جلوگیری از افشای برخی واقعیت‌های جناح محافظه‌کار، حتی در برابر بدترین اهانت‌ها به مقدسات مسلم دینی سکوت نمایند. آن‌هایی که مدعی سکوت اصلاح‌طلبان در برابر اهانت به مقدسات هستند، به مردم بگویند که وقتی اظهارات منتسب به مشاور رییس‌جمهور بر روی سایت اصولگرای بازتاب قرار گرفت و نشان می‌داد که وی در حمایت از دستور رییس‌جمهور در مورد ورود زنان به ورزشگاه‌ها، مراجع مسلم تقلید را مورد اهانت قرار داده و از زده شدن گردن آن‌ها توسط وجود مقدس امام زمان خبر داد، کدام یک از اصولگرایان حاضر به نطق پیش از دستور شدند! روزی که در قالب سوالات سخیف در آزمون ضمن خدمت فرهنگیان، با ساحت مقدس نبی‌اکرم(ص) اهانت شد آیا شما کلامی به اعتراض سخن گفتید؟ یا برعکس تمام تلاش خود را معطوف به عدم استیضاح وزیر نمودید؟ در برابر جشن ترکیه(1)، اصولگرایان چه کردید؟ در برابر موج اخراج یا خانه‌نشین کردن اساتید بزرگ دانشگاه‌ها چرا سکوت کرده‌اید؟ یکی از موضوعاتی که باعث حمله جناح اکثریت به فراکسیون خط امام شده، بعضی انتقادات نسبت به سفرهای استانی است. اصل سفر بسیار مفید است، زیرا باعث حضور مسؤولان در جمع مردم می‌شود و آن‌ها را با مشکلات ریز و درشت مردم آگاه می‌سازد و هیچ‌کس در سودمندی سفرهای مسؤولان ـ البته اگر با تلاش کافی برای برنامه‌ریزی دقیق و یا پیگیری عالمانه انجام شود، تردید ندارد. ضمن آن که همه ما خود را ملزم می‌دانیم بعد از تایید مقام معظم رهبری، حمایت خود را از این سفرها اعلام و برای کارآمدی و نتیجه‌بخشی آنها به مسؤولان دولتی کمک کنیم که البته حمایت و کمک، به معنای بزرگ‌نمایی دستاوردها و یا مخفی کردن نقاط ضعف نیست. اینجانب ایمان دارم که این سفرها، زحمت مضاعف برای مسؤولان دولتی است و خستگی‌های فراوانی برای آن‌ها به دنبال دارد، اما از شما سوال می‌کنم آیا می‌دانید نخستین اعتراضات به برخی روش‌ها و وعده‌ها در سفرهای استانی، در همین مجلس، توسط چه کسانی مطرح شد؟ آیا اعتراضات مکرر دوستان اصولگرا در این مورد را فراموش کرده‌اید؟ کسی که ادعای اصولگرایی دارد می‌داند که اسلام دین اخلاقی است، پس چگونه به خود اجازه می‌دهید به دیگران تهمت‌هایی از قبیل گرفتن دلار از اجانب را مطرح کنید؟ آیا مسؤولیت این قدر ارزش دارد که بخاطر آن به برادران دینی نسبت‌های ناروا بزنید؟ از طرف دیگر ظاهرا بخشی از وظیفه تخریب برعهده گروهی از مسؤولان مرتبط با نیروهای مسلح و نظامی قرار گرفته است.

و به طوری که مثلا مسؤول نمایندگی ولی فقیه در مقاومت بسیج با صراحت می‌گوید: معتدل‌های دوم خردادی از افراطی‌های آنها خطرناک‌تر هستند. آیا کروبی‌ها، خاتمی‌ها، انصاری‌ها و محتشمی‌ها و... برای نظام خطرناک هستند؟ و بخش دیگر به عهده دوستانی است که با حملات شدید علیه نمایندگان اصلاح‌طلب، می‌خواهند به هرگونه حضور فعال آن‌ها در عرصه‌های مورد توجه مردم خاتمه دهند که البته به آنها می‌گویم آزموده را آزمودن خطاست. به یکی از فرماندهان ارشد نظامی که اخیرا به جناح‌های سیاسی داخلی هشدار داده است یادآوری می‌کنم که مراقب برخی اظهاراتشان باشند، زیرا بی‌دقتی در بعضی سخنرانی‌ها می‌تواند بهانه به دست دشمنان بدهد و خدای ناخواسته فضای ایران را با فضای ترکیه مقایسه کنند، همچنین اظهارات مقام مرتبط با نیروی مقاومت بسیج، اگر باعث شود در آینده کسانی بسیجیان مخلص را به دخالت در انتخابات متهم کنند، گناه آن بر گردن کسانی است که در بعضی از اظهارنظرها، به وادی افراط می‌افتند. پرسش اساسی از آنان که خود را مخالف تنش در عرصه سیاسی کشور معرفی می‌کنند این است که آیا حمله شدید به معتدل‌های دوم خردادی نتیجه‌ای جز رونق گرفتن بازار افراط‌طلبی خواهد داشت؟ آیا حمله به شخصیت‌های کم نظیر همچون آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، معنایی جز ترویج افراط‌طلبی و منزوی کردن اعتدال دارد؟ راستی چه کسی می‌تواند جای هاشمی را در عرصه‌های مختلف انقلاب و نظام پر کند؟ مدعیان طرفداری از امام و رهبری، آیا سخنان کم نظیر آن دو بزرگ را در مورد هاشمی رفسنجانی نشنیده‌اند؟ مگر امام نفرمود هاشمی زنده است، انقلاب زنده است؟ مگر مقام معظم رهبری تاکید نکردند: هیچ کس برای من هاشمی نمی‌شود؟ باید بگویم هاشمی رفسنجانی در برخی از مقاطع حساس با نقل قول‌هایی تاریخی و سرنوشت‌ساز خود کشور، نظام و انقلاب را از خطر نجات داده و حرکت را در همان مسیری قرار داده که امام می‌خواست. شاید برخی حملات اخیر ریشه در کینه‌هایی دارد که از همان نقش‌آفرینی‌های تاریخی هاشمی نشات گرفته است. همچنین در مورد سید عزیز، فرزند فاضل امام حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی نیز سوال می‌کنم تخریب او  که یکی از منطقی‌ترین و معتدل‌ترین شخصیت‌های جناح اصلاح‌طلب می‌باشد و در سفرهای پربار تمام وجهه داخلی و بین‌المللی خود را وقف نظام و انقلاب و پیروزی از منویات رهبری کرده، به نفع چه کسی است؟ اگر واقعا در پس بعضی حملات و انتقادها، اهداف انتخاباتی وجود ندارد، چرا پس از انجام چند سفر داخلی خاتمی ـ که با استقبال مطلوب مردم مواجه شد ـ روند حملات به ایشان شدت گرفت؟ چگونه است که تکذیب اطرافیان احمدی‌نژاد در خصوص سی‌دی منتسب به ایشان ـ موضوع سخنرانی در سازمان ملل و هاله نور ـ بلافاصله مورد پذیرش دوستان قرار گرفت، اما به تکذیب‌های مکرر خاتمی در مورد سی‌دی منتسب به این روحانی متعهد، توجهی نمی‌شود؟ در پایان اعلام می‌کنم، فراموش نکنید که امکان ندارد دولتی مسؤولیت هزینه کردن صدها میلیارد تومان را برعهده داشته باشد و در عین حال از انتقاد مصون و بی‌نیاز باشد.