امیرعلی مهربان
در محفلی دوستانه بودیم که بحث سخنان اخیر آقای منصور ارضی، مداح معروف پایتخت و همراه امروز سفرهای استانی آقای احمدینژاد شد، دوستی با لحن نیم شوخی و نیم جدی میگفت: قبل از پیروزی انقلاب، این مداحان بودند که منبر و جلسه ، علماء و روحانیون را گرم میکردند و امروز نه تنها وضعیت معکوس شده است و علماء و روحانیون در حقیقت، منبر مداحان را گرم میکنند و رونق میدهند، بلکه مداحان حتی جایگاهی فراتر از مرجعیت و حتی امامت هم پیدا کردهاند!
گفتنیها در این زمینه بسیار است، هم بسیار و هم دردناک، دردناک از این نظر که پرداختن به این موضوع، فقط زخمهایی را میگشاید و خونابهای را روانه میکند که رنج و دردش فقط برای قشر متدین و مذهبی جامعه است و چه بسا که باعث دشمن شادی مومنین هم بشود، به همین خاطر فقط از باب، امر به معروف و نهی از منکر و چون سخنان آقای منصور ارضی، علنی و رسانهای شده است، چند جمله ای را به ضروت و بطور گذرا، میگوییم و میگذریم: کسانی که با روحیه و سابقه حاج منصور آشنا هستند، میدانند که ایشان به دلیل روحیه خاص خود، ید طولایی در اینگونه اظهار نظرهای شتابزده و غیراصولی دارد، سخنانی که اگر آقای ارضی قادر به اثبات آن نباشد ـ که نیستـبعضا مستوجب "حد شرعی" هم هست. سخنان اخیر ایشان در مورد دکتر محمدباقر قالیباف؛ اولین موردی نیست که آقای منصور ارضی از این دست سخنان تاویلگرایانه میزنند و علنا روی منبر، نعوذبالله به جای خدا مینشینند و از باطن افراد خبر میدهند، اما تاکنون این نوع سخنان ایشان، به دلیل شان پیشکسوتی و احترام به سابقه طولانی آقای ارضی در مداحی اهلبیت (ع) از سوی مخاطبان و "علاقهمندان واقعی" ایشان نادیده گرفته میشد و مریدان حاجی ترجیح میدادند به سوز صدای حاج منصور در مناجات و دعای کمیل و زیارت عاشورا دل بسپارند تا تحلیلهای عجیب سیاسی ایشان.
اما گویا اخیرا برخی از محافل سیاسی که خود را در "آخر خط" تصور میکنند، سرمایه و چاره دیگری جز از استفاده و هزینه کردن از افراطگوییها و اشتباهات این مداح قدیمیو عزیز پیدا نکردهاند و با رسانهای کردن اظهار نظرهای غیراصولی آقای ارضی، به خیال خود میخواهند پایگاه خود را در بین قشر متدین جامعه حفظ کنند، تلخی و دردناکی داستان، سوءاستفاده از این موضوع و فروش دسته جمعی آخرت خودشان برای دنیای یک نفر و برای هدفی نازلی چون از میدان به در کردن رقبای سیاسی است.باید از آقای ارضی و دوستان تازه دولتی شان، سئوال کرد آیا تاکنون از مراجع عظام تقلید یا عارفان و اولیای الهی ـ که ممتازترین افراد مذهبی جامعه هستند ـ چنین اظهارنظرهای عجیبی دیده شده است که صریحا روی منبر بگویند فلان آدم عمرسعد و شمر و ...است؟!
حتی در مورد فردی مثل محمدرضا شاه مخلوع که به واسطه جنایتهای فراوان، مراجع تقلید و علمای اصیل و امام راحل(ره)، چنین شیوهای را به کار نبردند و ادب و آداب منبر را رعایت کردند. آیا اصولا مداحان حق دارند تشخیص سیاسی یا عرفانی خود را از منبر بیان کنند، آنهم در زنندهترین و بدترین حالت ممکن؟
البته قالیباف معصوم نیست که مخالفت با وی، کفر و ارتداد محسوب شود، هر شهروندی میتواند نسبت به عملکرد شهردار شهرش، ناراضی و منتقد باشد و این حق اوست، ولی چرا باید از مفاهیم مقدسی مثل عاشورا و... برای اینگونه موارد سوء استفاده کرد؟ آقای ارضی گفته است" ما میدانیم در شهرداری چه خبر است و.." قطعا ایشان مطلع تر از آن هستند که داستان شهردار شدن دکتر قالیباف و عدم تمایل شخصی وی به این سمت و مسائل شورای شهر و... را فراموش کرده باشند یا نشنیده باشند، آقای ارضی خوب است از دوستانی که او را به سفرهای استانی میبرند، لااقل یکی دو مورد از آن اخبار و رازهای مگو و سوءاستفادههای مالی شهردار تهران را بپرسد! البته بیگمان، اگر چنین مسائلی بود، مخالفان دکتر قالیباف، دیگر نیازی به تحریک و تشویق آقای ارضی نداشتند و همان سوءاستفادههای مورد نظر را در بوق میکردند.
وانگهی به راستی قالیباف چه گناهی کرده است که مستحق چنین تهمتها و القاب ناجوانمردانه و ضداسلامی است؟ آیا از نظر آقایان، گناه او، رقابت با آقای احمدینژاد است؟ آیا فقط آقای احمدینژاد یا افراد مورد تایید آقای ارضی باید پا به میدان خدمت به مردم بگذارند؟ در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامیو در حالی که جهان اسلام از آتش جنگهای فرقهای میسوزد، آوردن این آتش در "درون خانه" چه حکمت و فایدهای دارد؟ سیاست و مناصب دنیوی اعم از ریاست جمهوری و شهرداری و حتی مداحی هم مثل دنیا، فانی و گذرا است، آیا آقای ارضی، میتوانند فردای قیامت پاسخگوی این نوع سخن گفتن خود باشند؟
البته اگر اینگونه سخنان و غلیان احساسات آقای ارضی، حقیقتا بدون تبعیض و کاملا صادقانه بود، باز قابل تحمل بود، ولی وقتی به یاد نمیآوریم که حضرت ایشان، در برابر اقداماتی چون "صدور دستور ورود بانوان به استادیومهای ورزشی و..." که اعتراض شدید مراجع تقلید و روحانیت معظم را برانگیخت، چیزی گفته باشند و خروشی کرده باشند، متاسفانه نتایج خوبی عاید نمیشود.
اگر قالیباف که سوابقی چون فرماندهی لشگر پنج نصر خراسان، فرماندهی نیروی هوایی سپاه، فرماندهی نیروی انتظامی و احراز صلاحیت برای منصب ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان و حداقل سه حکم مستقیم از "رهبر معظم انقلاب" و شخص ولی فقیه، دارد، "عمر سعد" باشد، تکلیف دیگران چیست؟ آیا این دوستان، هزینه و پیامد ذوقزدگیهای کوچک و گذرای خود را میفهمند؟ وقتی هر عقل سالم و صحیحی اینگونه قیاسها را برنمیتابد و باطل میداند، علنی کردن سخنان احساساتی آقای ارضی و در بوق کردن این سخنان، چه پیامدی جز تخریب وجهه مداحان اهلبیت(ع) و ارائه چهرهای غیرمنطقی و خرافه آلوده از این صنف محترم دارد؟ به راستی این بازی به نفع کیست؟