تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۵:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۳۱۴۱۶

یک استاد دانشگاه کلمبیا با انتشار مقاله‌اى در پایگاه اطلاع‌رسانى «اکو» از افراطى‌گرى نظامی‌ ‌واشنگتن در صحنه بین‌الملل انتقاد کرد. «جفرى ساچ» در مقاله خود آورده است که مشکل مشترک کشورهاى بحرانى نظیر افغانستان، اتیوپى، عراق، سومالى، پاکستان و سودان درگیرى، خشونت و ناامنى است. «این کشورهاى غالبا فقیر که مدام در معرض بلایاى طبیعى قرار دارند، همواره با مشکل رشد بى‌رویه جمعیت مواجه هستند و قدر مسلم مشکلات این قبیل کشورها تنها در سایه توسعه پایدار قابل حل خواهد بود.» در ادامه مقاله آمده است: آمریکا بیهوده مى‌کوشد تا مشکلات این کشورها را از طریق مداخله نظامی‌ حل کند. «آمریکا از نیروهاى اتیوپیایى در درگیرى‌هاى سومالى حمایت کرده، عراق و افغانستان را اشغال، ایران را به حمله موشکى تهدید و از رژیم پاکستان حمایت نظامی‌ ‌می‌کند که این تلاش‌ها نه تنها هیچ‌یک از مسائل و مشکلات این کشورها را حل نمی‌کند بلکه بحران را نیز در آنها شدت می‌بخشد.» ساچ در نوشته خود تأکید می‌کند که آمریکا در طول تاریخ از آمیختگى سیاست خارجى با فعالیت نظامی‌ ‌رنج برده است. آمریکا همچنین با حمایت نظامی‌ ‌از صدام حسین در زمان حمله عراق به ایران، بهانه خوبى به دست این کشور داد تا علیه آمریکا برخیزد.به گزارش ایرنا، در ادامه مقاله آمده است: این کشور (آمریکا) از اسامه بن لادن علیه اتحاد جماهیر شوروى (سابق) حمایت نظامی‌ ‌کرد که در این مورد نیز با اعلام جنگ از سوى گروه القاعده روبه‌رو شد. کمک‌هاى ۱۰میلیارد دلارى آمریکا در سال ۲۰۰۱میلادى به پرویز مشرف نیز آمریکا را با دولتى غیرقابل نفوذ در پاکستان مواجه کرد. این مقاله می‌افزاید: سیاست خارجى آمریکا به دلیل تکیه بر قدرت نظامی‌ ‌«در گل فرو رفته است»، چرا که بازسازى مناطق ویران شده در عراق نیز بیش از آنکه برعهده نهادهاى غیرنظامی‌ ‌باشد، وظیفه وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) است. سیاست غلط نظامی‌ ‌آمریکا سبب شده‌است تا تمامی‌بودجه سیاست خارجى توسط فعالیت‌هاى نظامی‌ ‌این کشور «بلعیده» شود. نویسنده مقاله معتقد است اگر بودجه پنتاگون را با مخارج جنگ عراق و افغانستان، بودجه بخش امنیت داخلى، بودجه اختصاص یافته به ساخت سلاح هسته‌‌ای و کمک‌هاى نظامی‌ ‌به کشورها را باهم جمع کنیم، به این مطلب دست می‌یابیم که آمریکا سالانه ۸۰۰میلیارد دلار را به مسائل امنیتى اختصاص می‌دهد و این در صورتى است که سالانه تنها ۲۰میلیارد دلار صرف توسعه کشور می‌شود. همچنان که نتایج تحقیقات دو کارشناس در پاکستان نشان می‌دهد، سه چهارم کمک ۱۰میلیارد دلارى آمریکا به پاکستان به بهانه مبارزه با «تروریسم»، به هزینه‌هاى نظامی‌ ‌و خرید هواپیماى «اف،» ۱۶اختصاص یافته است. در ادامه این مطلب آمده است که تنها یک چهارم این مبلغ در مسائل مربوط به فقر، جمعیت شناسى و محیط زیست، هزینه شده و سهم آموزش و پرورش کودکان نیز از این کمکها کمتر از ۲دلار اعلام شده‌است. «گرایش به تجهیزات نظامى، بسیارى از کشورها را دچار مشکلات جدى کرده و سبب ترویج خشونت در دنیا شده‌است، همچنان که خرید و فروش سلاح آمریکایی به عامل تشدید بحران نظامی‌ ‌در کشورها تبدیل شده ‌است. برپایه این مقاله، خرید و فروش سلاح هرگز نمی‌تواند مسأله فقر، تضییع حقوق کودکان و کمبود آب آشامیدنى را در مناطق شمال غربى پاکستان، دارفور و سومالى حل کند. این مقاله در پایان می‌افزاید: برقرارى جهانى آرام ممکن نخواهد بود مگر زمانى که آمریکا بفهمد جنگ ثمره ناامیدى است و نبرد در سایه توسعه از میان خواهد رفت.

شتابزدگى دولت آمریکا

روزنامه دارالخلیج نیز در سر مقاله خود در این باره نوشت:  رهبرى که مدعى حمایت از کشورهاى مختلف است، زمانى که صبر خود را از دست می‌دهد مسلما با شتابزدگى و بدون واقع‌بینى عمل می‌کند. زمانى که رهبرى صبر خود را از دست می‌دهد، مسلما از روى ندانم‌کارى و شتابزدگى عمل خواهد کرد و چه بسیار جهان امروز از شتابزدگى و ندانم‌کارى جورج بوش رئیس‌جمهور آمریکا و دیگر نومحافظه کاران آمریکا رنج می‌برد؛ نو محافظه‌کارانى که تلاش می‌کنند طى دوران ریاست‌جمهورى بوش به خواسته‌هاى خود دست یابند. در ادامه این مطلب آمده است: حکایت تمام شدن صبر بوش طولانى است و جنبههاى متعددى دارد؛ بویژه اینکه بوش به شتابزدگى و عجول بودن شهره است و چه بسا به خاطر شتابزدگى اش همه چیز را نابود کرده است. جورج بوش به خاطر همین شتابزدگى کشورش را گرفتار بحرانى کرده که هیچ جاى دنیا امروز شاهد چنین تنگنایى نیست؛ در واقع بوش عادت کرده است با توجیهات دروغین به طور جهشى به اهدافش دست یابد و به این ترتیب در باتلاقى افتاده است که براى بیرون آمدن از آن دست و پا می‌زند. در این سر مقاله عنوان شده‌ است: بوش از این شیوه به عنوان عامل فشار بر کشورهاى مختلف استفاده می‌کند و کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا نیز تنها مسئول تصحیح عملکردهاى غلط بوش است؛ البته دیگر اعضاى دولت بوش نیز همواره سعى در مثبت جلوه دادن آمریکا دارند و سعى می‌کنند اشتباهات مکرر بوش را خوب جلوه دهند. روزنامه دارالخلیج در ادامه نوشته است: واقعیت این است که قربانیان به سر آمدن صبر بوش و کسانى که به وى خط می‌دهند، کشورهاى مختلف هستند. بوش در تمام این کشورها هزاران قربانى و میلیونها آواره چه در داخل و چه در خارج از کشورشان را به جا گذاشته است و کشورهاى مختلف همچنان نگرانند که آیا این بار بوش به این کشور حمله خواهد کرد یا به آن کشور چرا که بهاى این مسأله شناخته شده‌ است و نتیجه آن نیز شناخته شده‌است. ما نمونه آن را در عراق، افغانستان، سومالى، لبنان و فلسطین شاهد بوده و هستیم و لیست این کشورها هر روز طولانى‌تر می‌شود. کشورهاى جهان نگرانند که قبل از پایان ریاست‌جمهورى بوش و نومحافظه‌کاران، آیا صبر وى در قبال روسیه یا چین نیز به پایان خواهد رسید یا نه؟ آیا جهان در جنگ جدیدى قرار خواهد گرفت، بویژه اینکه بوش تصور می‌کند تمام جهان باید بر طبق خواسته‌ها و امیال وى و دیگر نومحافظه‌کاران دولتش عمل کند.