"خون فلسطینی خط قرمز ما است و ریختن این خون بطلان تمامی حرمتهای فلسطینی است. این وصیت یاسر عرفات رهبر فقید فلسطین است که همیشه به آن تکیه میکرد. اما آیا امروز کسی از فلسطینیها وجود دارد که گوشش با زمزمههای این وصیت آشنا باشد؟ امروز جنبش فتح و حماس نه تنها به وصیت عرفات عمل نکردند و حرمت خون فلسطینیها را نگه نداشتند بلکه آن چه را که تا به امروز عرفات و دیگر شهدای فلسطینی برای کسب قضیه فلسطین یعنی تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی بیتالمقدس و پایان اشغالگریهای اسراییل بدست آوردند، نیز در معرض خطر قرار دادهاند."
روزنامه القدس العربی ـ چاپ لندن ـ با ارایه تحلیلی تحت عنوان "حماس یا فتح، متهم کیست؟" مینویسد: «در لبنان در حالی درگیریهای نهرالبارد ادامه دارد که تمامی جهان شبه نظامیان فتح الاسلام را به عنوان یک گروه یا یک سازمان فلسطینی جدا شده از جنبش فتح میشناسند. به رغم آن که گروههای فلسطینی در کنار سازمان آزادیبخش فلسطین تلاشهای گستردهای برای تبرئهی فلسطینیها از عملکرد شبه نظامیان فتحالاسلام انجام دادند و میتوان گفت که در کنار ارتش لبنان به موفقیتهایی برای حل این بحران که بسیاری از آن به بحران فلسطینی ـ لبنانی یاد میکنند، دست یافتند اما این مساله به بینش و دید جامعه جهانی نسبت به قضیه فلسطین به خصوص در زمینه جریان مقاومت مسلحانه در برابر تجاوزات اسراییل بسیار تاثیر منفی گذاشته است.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «در حالی که درگیریهای نهرالبارد ادامه دارد بحران فلسطینی ـ لبنانی به بحران فلسطینی ـ فلسطینی تبدیل شد و حرمت خون فلسطینیها برای چندمین بار متوالی شکسته شد. درست در زمانی که فلسطینیها به جان یکدیگر افتادهاند اسراییل چون تماشاگری خرسند از جریان فیلم در حال پخش در انتظار درو کردن نتایج این درگیریهای داخلی فلسطین است. در فلسطین فلسطینیها با سلاح فلسطینی کشته میشوند و در لبنان فلسطینیها با سلاح لبنانی هدف قرار داده میشوند. رودخانهای از خون فلسطینیها به راه افتاده است و هیچ کس در این هیاهوی جنگ و آشوب حتی کودکان و زنان فلسطینی در امان نیستند. به جای آن که فلسطینیها تمامیتواناییهای خود را برای آزادسازی خاک خود از اشغالگران اسراییلی استفاده کنند این توانائیها را در یک جنگ داخلی بیهدف که تنها دشمن از آن نفع میبرد به تحلیل بردهاند. گویا فلسطینیها در خواب غفلت شاید هم دربند یک طلسم نفرین شده هستند.»
القدس العربی در این تحلیل خود میآورد: «در زمانی که تمامیاراضی فلسطینی تحت اشغال اسراییل است و هیچ یک از مناطق اشغال شده کشورهای عربی تا به امروز به آنها پس داده نشده است فلسطینیها، لبنانیها و عراقیها سلاح به دست گرفتهاند و بجای آن که سینهی دشمن را نشانه روند قلب برادر خود را نشانه میروند. محمود عباس (ابومازن) جنبش حماس را مسئول اصلی بحران فعلی فلسطین و درگیریهای مسلحانه دانست و اعلام کرد که برخی از مسئولان جنبش حماس درصدد انجام یک کودتا علیه تشکیلات خودگردان هستند. حماس نیز برخی از مسئولان جنبش فتح که در ارتباط با دولت آمریکا و اسراییل هستند را مسئول اصلی این درگیریها معرفی کرده است و عنوان داشته که این مسئولان جنبش فتح درصدد آن هستند که با گسترش دامنهی درگیریهای داخلی در فلسطین هرج و مرج به راه اندازند و در نهایت دولت متحد ملی فلسطین را با شکست مواجه کنند بلکه در پایان حماس عامل اصلی تمامی این شکستها و بحرانها میان ملت فلسطین معرفی شود.»
در این تحلیل هم چنین آمده است: «پیش از آن که دولت متحد ملی فلسطین تشکیل شود ابومازن بارها تهدید کرد که با انجام همهپرسی یا انتخابات زودهنگام دولت حماس را منحل خواهد کرد و امروز پس از تشکیل دولت متحد ملی تهدید میکند که با معلق ساختن مشارکت خود تمامی وزیران خود را از این دولت فرا خواهد خواند. هر یک از این طرفهای فلسطینی طرف مقابل خود را به یک چیز متهم میکند اما با توجه به تمامی واقعیتهای موجود باید بگوییم ابومازن مسئول قسمت اعظم این بحرانها و هرج و مرجهای جاری در نوار غزه است. ابومازن در مسئولیت اصلی خود یعنی اداره امور فلسطین به بهترین نحو ممکن شکست خورد و نتوانسته برای هیچ یک از بحرانهای فلسطین راهکار یا راهحل مناسب بیابد. ابومازن باید در همان زمان به صورت علنی و رسمی شکست خود را اعلام میکرد و از سمت خود کنارهگیری و استعفا میداد. البته نمیتوان اسماعیل هنیه، نخستوزیر فلسطین را از نقش داشتن در این بحرانهای جاری در فلسطین مستثنی کرد.»
در پایان این تحلیل آمده است: «به هر حال آن چه که امروز مهم است مشخص کردن متهم اصلی این بحرانها و درگیریها نیست بلکه امروز باید تمامیفلسطینیها به ندای عقلی خود گوش فرا دهند و پیش از آن که این زخم چرکین شود، هر چه سریعتر آن را مداوا کنند. دیگر مردم فلسطین خسته شدهاند و نمیتوانند شاهد قربانی شدن کودکان و زنان خود در جنگ قدرت میان برخی از مسئولان فلسطینی فریفته غرب باشند. تمامیمسئولان فلسطینی در قبال تمامی خونهای فلسطینی ریخته شده مسئولند و عاملان این درگیریها باید در برابر ملت فلسطین مجازات شوند. شاید باور کردنی نباشد اما بسیاری از سرکردگان این بحران در حالی که از فلسطین به هتلهای قاهره و امان پناه آوردهاند درگیریهای مسلحانه در نوار غزه را رهبری میکنند. به راستی که این افراد خطرناکتر از دشمن فلسطین یعنی اسراییل هستند و باید به صورت جدی با این مساله برخورد کرد و ریشههای این مزدوران اسراییلی و آمریکایی را خشکاند. بحران داخلی فلسطین با منحل ساختن دولت و به حاشیه کشیدن حماس از عرصه سیاسی امکانپذیر نیست زیرا این گونه تصمیمگیریها عاقلانه نیست و تنها دامنه بحران در مناطق فلسطینی را گسترش خواهد داد. تبادل اتهامات میان مسئولان فلسطینی نیز نمیتواند در حل این بحران کار ساز باشد بنابراین مسئولان فتح و حماس در این شرایط حساس باید از هر گونه تندروی در موضع گیریهای خود اجتناب ورزند و شخصیتهای اعتدالگرای دو طرف در برقراری آرامش اولیه و متوقف کردن عملیاتهای مسلحانه جاری در نوار غزه میتوانند بسیار تاثیرگذار باشند.»