جلال خوشچهره
ایران و آمریکا در 25 سال گذشته مدام از کانالهای غیرمستقیم یکدیگر را خطاب قراردادهاند. این کانالها یا رسانهای بودهاند و یا دیپلماتهایی که هر یک از منظر خود به انجام آن اقدام کردهاند. از این رو نوع بازتاب نگرشهای متقابل نیز تابعی از الگوی مطلوب عاملان بوده است. پرهیز دو طرف از ایجاد ارتباط مستقیم نیز بر دوری درک متقابل ایران و آمریکا تاثیر گذاشته است. به این دلیل طی 25 سال گذشته آنچه از روند روابط غیردوستانه ایران و آمریکا حاصل شده، بلندتر شدن دیوار بیاعتمادی میان آنها بوده است و بدیهی است تهران و واشنگتن طی سالهای گذشته دچار اختلافهای اصولی بودهاند و بازتاب آن نیز از همان ابتدا در کنشهای متقابل به طرزی بوده که حتی گاه اگر در مواقعی به نزدیکی مواضع طرفین می انجامیده، ولی پیشینه رفتار و انعکاس آن مانع هرگونه تلاش برا یایجاد بستری برای درک نزدیک میانشان شد است. اما اصلیترین مانع در تحقق منظور الا به جز پیشینه روابط دو کشور از دههای قبلتر، عدم انعطاف آنها در به رسمیت شناختن متقابل به لحاظ حاکمیت ملی، منطقهای و بینالمللی بوده است. بنابراین قبول رسمیت و واقعیت جایگاه یکدیگر میتواند مانع مهم و راهبردی در گشودن راهی برای تحمل طرفین پشت میز گفتوگو را فراهم آورد.
اکنون هم تهران و هم واشنگتن به دلیل تجربههای منطقهای و بینالمللی پذیرفتهاند که هیچکدام قادر به انکار آن دیگری نیست، نه تهران میتواند حضور پر رنگ و تاثیرگذار ایالات متحده را در منطقه و بالطبع جامعه جهانی کمرنگ جوه دهد و نه واشنگتن قادر است موقعیت جمهوری اسلامی ایران را به لحاظ ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک منکر شده و به ترتیبی ا را در معادلات نادیده بگیرد. جالبتر آنکه پرهیز دو طرف در تلاش برای درک متقابل و شکستن دیوار بیاعتمادی سبب شده تا عوامل غیر از این وضع بهرهمند شوند تا جایی که واشنگتن حتی برای اجرای بدیهیترین برنامههای منطقهایاش، گاهی مجبور به باجدهی به بازیگرانی شده که در وضع عادی چنین نیازی نمیتوانست وجود داشته باشد. ایران و آمریکا پیش از هرگونه تلاش برای انجام گفتوگوهایی شبیه آنچه قرار است در سطح دیپلماتةای دو کشور بر سر عراق انجام شود، محتاج است که د طرف را برای موفقیتآمیز کردن نتایج مذاکرات امیدوار کند. گره برجسته در استمرار تلاش برای پشت میز نشاندن نمایندگان دو طرف در میز گفتوگوها ، همانا درک سوء و در این حال واقعی میان آنهاست. مروری بر اظهارات مقامهای آمریکایی درباره مذاکرات آتی نمایندگان دو کشور بر سر عراق، نه تنها به رفع سوءدرکها کمک نمیکند، بلکه تهران این حق را برای خود قائل است که بگوید، واشنگتن از این گفتوگو تنها منافع امنیتی و استراتژیک خود را انتظار دارد و هرگز حاضر به قبول رسمیت منافع ایران نیست. به عبارت دیگر توقع یکسویه واشنگتن از انجام مذاکراتی که تنها میتواند به اهداف منطقهای امریکا یاری رسانده و تهران را همچنان در مظان اتهامهای واشنگتن قرار دهد، شبیه رانندگی در خیابان یکطرفه است. در این حال این گمان را تقویت میکند که واشنگتن مطابق آنچه «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه ایالات متحده اظهار کرده، تنها میخواهد گزینه گفتوگوی مستقیم را نیز در کنار همه گزینههای در دست اجرا فعال کند تا به این طریق مانع انتقادهای آتی از سیاستهای واشنگتن توسط جامعه جهانی شود. بدیهی است تهران نمیتواند در مذاکراتی شرکت کند که از پیش توسط طرف مقابل متهم و یا حتی محکوم شناخته شده است. واشنگتن نمیباید هم بر سنگ چین دیوار بیاعتماد بیفزاید و هم از تمایل گفتوگو با ایران سخن بگوید.
مذاکره به مثابه رانندگی در خیابان دو طرفهای است که رانندگان هر یک از مسیرها حقوق آن دیگری را به رسمیت شناخته و مراعات میکنند.