قاسم غفوری
پس از حوادث 11 سپتامبر در سال 2001، سران لندن که سالها در انزوای جهانی قرار داشتند برای اجرای سیاستهای توسعهطلبانه و احیای دوران استعمار در کنار آمریکا قرار گرفتند. آنها با نام مبارزه با تروریسم و تحقق امنیت بینالملل حضور نظامی در افغانستان و سپس عراق را آغاز کردند.
هر چند که آنها در ابتدا توانستند با فریبافکار عمومی جهانی و بهرهگیری از بحران امنیتی در نظام بینالملل، اشغالگری آسانی را اجرایی کنند اما روند تحولات در چارچوب اهداف آنها ادامه نیافت. اکنون پس از 6 سال از حضور نیروهای انگلیسی در افغانستان، مقامات این کشور اعتراف کردهاند که به موفقیتی دست نیافته و در صورت ادامه این روند آنها وادار به ترک این کشور میشوند. براساس آمار منتشره تاکنون 25 هزار سرباز انگلیسی در افغانستان خدمت کردهاند درحالی که 70 تن از آنها به کام مرگ رفتهاند. این آمار در شرایطی منتشر میشود که بسیاری از آگاهان سیاسی آن را فاقد اعتبار دانسته و تاکید دارند که دولتمردان لندن از اعلام آمار واقعی خودداری میکنند. برخی آمار افشا شده نشان میدهد که صرفا درماه آوریل از 1500 سرباز حاضر در خط مقدم،700 تن مجروح شدهاند لذا آمار 70 کشته در 6 سال دور از منطق بوده و آمار واقعی بیش از صدها تن میرسد که به خواست دولت از اعلام آن خودداری میشود. رسوایی تلفات بالای انگلیسیها در افغانستان در حالی منتشر شده است که افشای حقایقی دیگر از تحولات افغانستان از یک سو سران لندن را در ردیف جنایتکاران جنگی قرار داده و از سوی دیگر شکست سنگین آنها را در اجرای شعارها و اهدافشان آشکار میسازد. ناتوانی در برقراری امنیت و مقابله با تحرکات طالبان و گروههای جداییطلب، افشای کشتار غیر نظامیان که اکثریت آنها را زنان و کودکان تشکیل میدهد، افزایش تولید مواد مخدر در افغانستان در حالی که بخش اعظمیاز آن توسط فرماندهان و نظامیان انگلیس قاچاق میشود،عدم اجرای وعدههای داده شده برای بازسازی ویرانیها که اعتراضات دولت و مردم افغانستان را به همراه داشته، انتشار اسنادی مبنی بر قاچاق زنان و دختران افغان به اروپا و آمریکا برای بردهگی و... بخشهای کوچکی از جنایات و ناکامیهای انگلیسیها در دوران اشغال افغانستان است. تشدید ناکامیها از یک سو و اعترافات گسترده پارلمان و افکار عمده انگلیس از عملکرد انسان در افغانستان سبب شده تا آنها برای فرار از بحران راهکارهایی را در پیش گیرند از جمله:
1ـ هر چند که انگلیس به متحد آمریکا وارد افغانستان شد اما اکنون برای بهبود چهره خود و کاهش انتقاد به تقابل روانی و تبلیغاتی علیه آن میپردازد. افسران ارشد انگلیسی بارها اعلام کردهاند که کشتار غیرنظامیان افغان به دست نیروهای آمریکایی است در حالی که آنها در برقراری امنیت و مقابله با طالبان ناکام بودهاند. در این میان انگلیسیها چنان تبلیغ میکنند که خود در افغانستان در جهت مثبت گام برداشتهاند اما آمریکاییها مانع از اجرای آن شدهاند. نکته مهم آنکه در تقابلی دوجانبه در عراق نیز آمریکاییها از شکست و تزلزل انگلیسی سخن میگویند تا اختلافات آنها تشدید گردد.
2ـ مذاکره با طالبان برای کاهش و پایان دادن به فعالیتهای ضد اشغالگران، سناریوی دیگر انگلیس برای کاهش بحران افغانستان است. در این راستا اسناد نشان میدهد که آنها واگذاری حاکمیت برخی از شهرها و اعطای 5/1 میلیون پوند به طالبان را مطرح کردهاند که با انتقاد دولت کرزای مواجه شده است.
3ـ با توجه به اینکه بخشی از نیروهای طالبان و معارضان اشغالگری از خاک پاکستان به افغانستان میآیند، لذا لندن با اعمال فشار و بعضا اعطای مشوقهایی تلاش دارد تا پاکستان را به همکاری در سرکوب تروریسم وادار سازد. بخشی از بحرانهای سیاسی و امنیتی ایجاد شده در پاکستان را میتوان به دلیل سیاستهای انگلیس و آمریکا در افغانستان دانست که به صورت پنهانی و آشکار برای اعمال فشار بر مشرف اجرایی میشود.
4ـ انگلیسیها که شکست در افغانستان را پذیرا شدهاند، سناریوی ایجاد متهم خارجی را برای توجیه فعالیتهای خود در افغانستان در پیش گرفتهاند. در این راستا آنها ایران، روسیه و حتی چین را متهم به دخالت منفی در امور افغانستان میکنند. این در حالی است که از یک سو پارلمان انگلیس ضمن تاکید بر نقش مثبت ایران، خواستار بهرهگیری از ظرفیتهای آن برای حل بحران افغانستان شدهاند، از سوی دیگر مقامات کابل کاملا این اتهامات را مردود دانسته چنانکه کرزای در کاخ سفید با اظهارات ضد ایرانی بوش مخالفت و تهران را برادر ملت افغان دانست.
در نهایت میتوان گفت که انگلیسیها در گردابی گرفتار آمدهاند که به رغم تمام سیاستها و فرافکنیها توانایی خروج از آن را ندارند. اکنون آنها نیز به این نتیجه رسیدهاند که افغانستان را نیز مانند عراق به جایگاه شکست آنها مبدل گردیده و آنها چارهای جز ترک این کشور برای فرار از بحران ندارند چنانکه نظامیان این کشور بارها تاکید کردهاند راه خروج از بحران افغانستان صرفا بازگشت نظامیان بر کشورشان و واگذاری امور افغانستان به افغانها است.