تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۳۱۵۸۶
بازگشت تیموشنکو پس از دو سال دورى از قدرت

مهین‌السادات صمدى

رقابت و کشمکش سیاسى هنوز از کى‌یف رخت بر نبسته است. درست است که در انتخابات اخیر و پس از یک جدال سنگین میان دو جناح تحت حمایت روسیه و نیروهاى متحد غرب، روس‌گرایان صحنه را واگذار کردند اما آنها همچنان با تمام توان به مبارزه خویش ادامه می‌دهند.

انتخابات اخیر این واقعیت را به اثبات رساند که دو طیف حاکم بر صحنه سیاست اوکراین به راحتى قادر به حذف همدیگر نیستند. این نکته را ویکتور یوشچنکو رهبر انقلاب نارنجى در پایان سه سال زمامدارى خویش بدان پى برد و بر همین اساس تز تقسیم قدرت و تشکیل یک دولت ائتلافى را ارائه کرد. بر پایه طرح یوشچنکو جناح روس‌گرایان به رهبرى ویکتور یاناکوویچ و جناح غرب‌گرایان به رهبرى یولیا تیموشنکو باید به یک مصالحه ملى دست می‌زدند. اما طرح رئیس‌جمهور اوکراین با آن که ریشه در مصلحت‌بینى او داشت چندان مورد اقبال نمایندگان دو جناح درگیر قرار نگرفت.

مهمترین مخالف این طرح آشتى و مصالحه کسى نبود جز یولیا تیموشنکو. فردى که با وجود مقاومت شدید پارلمان هفته گذشته توانست براى دومین ‌بار بر کرسى نخست‌وزیرى تکیه زند و در جایگاهى بنشیند که پیش از این مخالف سرسخت انقلابیون نارنجى و رهبر حزب مناطق، یاناکوویچ در اختیار داشت.

صعود دوباره این سیاستمدار جوان در حلقه بازیگران کهنه‌کار نارنجى‌ها پرسش‌ها و ابهام‌هاى زیادى را درباره تفکرات او و نیز طیف حامیان آشکار و پنهانش ایجاد کرده است. بدون شک تیموشنکو در قیاس با دولتمردان اوکراین ویژگى‌هاى متمایزى دارد. رفتار او در میدان سیاست حتى شباهتى به دولتمردان دیگر جمهورى‌هاى شوروى سابق ندارد.

او در وادى سیاست اوکراین نماد و نماینده کامل جریان لیبرال‌ها در این منطقه است و هیچ ابایى از این ندارد که جامعه اوکراین را که داراى ساختار دوگانه اسلاوى و اروپایى است فقط با شناسنامه و هویت اروپایى آن معرفى کند. از این لحاظ خط‌مشى تیموشنکو بیشتر با نسل اول سیاستمداران روسیه مانند کوزیروف (وزیر خارجه پیشین روسیه) شباهت دارد که اولویت نخست سیاست خویش را الحاق به سازمان‌ها و اتحادیه‌هاى اروپایى و ناتو اعلام کرده بودند.

پس از قریب یک دهه از افول آن نسل سیاستمداران آتلانتیک گرا در قلمرو شوروى سابق شاید عجیب‌ترین مسأله درباره رفتار سیاسى تیموشنکو این باشد که او در برهه‌اى پرچم گرایش به غرب و سیاست آتلانتیک‌گرایى درکى یف را برافراشته که نفوذ این جریان در این منطقه به کمترین حد ممکن رسیده است. حتى رهبران کهنه کار آسیاى مرکزى و قفقاز هم که روزگارى در پى برقرارى توازن میان دو گرایش «همگرایى با روسیه» و «نزدیکى به غرب» بودند پس از تجربه انقلاب‌هاى رنگى به یک تجدید نظر آشکار در این بخش از سیاست خویش دست زده اند. حاصل این تجدید نظر این شده که آنها از یک سو روابط خود با جبهه اروپا و آمریکا را عمدتاً به حوزه اقتصادى و انرژى محدود کرده‌اند و از طرف دیگر پیوندهاى امنیتى و سیاسى خود با مسکو را در قالب چند پیمان مهم مانند بیشکک تقویت کردند.

بر این اساس است که تحلیلگران جمهورى‌هاى شوروى سابق با تردید به آینده سیاسى دولت تیموشنکو می‌نگرند. هم اکنون‌ هاله‌اى از ابهام و شگفتى حول تحولات تازه اوکراین را فرا گرفته است.

تیموشنکو و دوستانش در شرایطى با اندیشه گرایش به غرب به قدرت بازگشته اند که کى یف در محاصره زنجیره‌اى از دولت‌هاى مخالف این گرایش واقع شده‌است و به عبارتى دولت نوپاى اوکراین در این عرصه تنها مانده است. بدون شک در شکل‌گیرى این وضعیت، بیش از همه نیروهایى که در تشکلى به نام بلوک تیموشنکو جمع شده‌اند نقش بارز ایفا می‌کنند و براى تحلیل مرحله جدید سیاست خارجى و داخلى اوکراین بیش از همه باید کاراکتر و کارنامه نخست‌وزیر جوان این کشور را بررسى کرد.

فردى که به داشتن اشتهاى بى‌حد و حصر به کسب قدرت در اوکراین شهره است اما در عین حال عامه پسند ترین شعارها را براى جلب آراى مردم بکار می‌گیرد از جمله شعارهاى دلفریب او این بود که «من فقط آن نوع سیاستى را پیشه خواهم کرد که قادر باشد کشور را احیا کند و از نوبسازد.»

زندگى و کارنامه بانوى سیاسى لیبرال‌ها از مبارزه بى‌وقفه او براى دستیابى به قدرت شهادت می‌دهد. تیموشنکو ۴۷ سال دارد و ناحیه دنیپراپیتروسک زادگاه او است. در همین شهر وى دانشگاه دولتى را در رشته اقتصاد به پایان برده است.

فعالیت کارى تیموشنکو در میانه سالهاى ۸۰ قرن گذشته و ابتدا از حوزه تجارت شروع شد. اما در فرصت کوتاه سال ۱۹۹۱ وى رهبر و صاحب شرکت «بنزین اوکراین» شد که بعداً راه را براى تأسیس شرکت عظیم «سیستم‌هاى واحد انرژى اوکراین» هموار کرد.

خود وى این دوره فعالیت‌اش را چون یک مرحله پرش سیاسى براى خود ارزیابى می‌کند. او در این مرحله تجربه کار در شرایط اقتصادى بازرگانى و عرضه سرمایه این شرکت به بازار روسیه را فرا گرفت. در این مرحله او با شبکه‌هاى مافیاى اقتصادى روسیه و اوکراین روبه‌رو می‌شود و پس از آن تصمیم به ورود به سیاست می‌گیرد.

نخستین آزمون فعالیت سیاسى تیموشنکو سال ۱۹۹۶ از عضویت در پارلمان اوکراین شروع شد و بعداً در عهد رئیس‌جمهورى پیشین این کشور، لئونیدکوچما، وى به سمت معاون نخست‌وزیر اوکراین در مسائل انرژى انتخاب گردید. تیموشنکو در سایت اینترنتى خود می‌گوید: عملکرد وى در این میدان سوء ظن مقام‌هاى وقت کى یف را بر می‌انگیزد و بعد از یک سال در ماه ژانویه ۲۰۰۱ وى از مقام‌اش برکنار می‌شود. با تقاضاى دادستان کل اوکراین تیموشنکو بازداشت می‌شود، اما بعد از مدتى کوتاه به سبب اعمال فشارهاى زیاد از اتهامات وارده، تبرئه می‌شود.

با شروع نخستین نغمه‌هاى انقلاب رنگى در اوکراین در ۲۰۰۴ تیموشنکو با قدرت رسانه‌هاى خبرى غرب به چهره اى سرشناس در منطقه تبدیل می‌شود. او در جریان این جنبش لیبرالى پس از یوشچنکو نام دومین لیدر هواداران انقلاب رنگى را یدک می‌کشد. در این برهه است که قاطبه سیاستمداران اروپا و آمریکا طرف مذاکره تیموشنکو قرار می‌گیرند.

جورج سوروس یکى از معروف ترین سرمایه گذاران انقلاب‌هاى رنگى درباره او چنین گفته است: «تیموشنکو یک شکارچى دزدکى را می‌ماند که خود به حامیان جانوران در بیشه زار تبدیل شده‌ است.»

به این صورت تیموشنکو به یکى از رهبران مهم نیرو‌هاى اپوزیسیون کشور تبدیل می‌شود و مبارزه را بر ضد رژیم لئونید کوچما، رئیس‌جمهور وقت این کشور شروع می‌کند. در سال ۲۰۰۴ تیموشنکو با حزب «اوکراین ما»، ویکتور یوشچنکو بر ضد تقلب نتایج آرا در دور دوم انتخابات ریاست جمهورى کشور متحد می‌شوند و در نتیجه آنچه که به انقلاب نارنجى در اوکراین معروف است موجودیت می‌دهند و بعد از به قدرت رسیدن ویکتور یوشچنکو رئیس‌جمهورى، تیموشنکو نخست‌وزیر کشور اوکراین می‌شود.

اما صدارت تیموشنکو در این مقام کلاً هفت ماه ادامه یافت. اندکى بعد اختلاف در خانواده انقلاب رنگى اوج می‌گیرد و تیموشنکو از مقام خود برکنار می‌شود. او ناگزیر می‌شود که مدتى در حاشیه بسر برد. کناره‌گیرى او در این مدت این نتیجه مثبت را براى تیموشنکو داشت که از عوارض شکست دولت یوشچنکو به عنوان رهبر انقلاب رنگى دامن خویش را مبرا نگه داشت تا جایى که در انتخابات اخیر با وعده اصلاح خط‌مشى کابینه انقلاب رنگى به صحنه بازگشت. به هر حال پس از دوسال دورى از سیاست اینک تیموشنکو دوباره به قدرت بازگشته است. او در پى انتخابات پارلمانى کشور و در نتیجه سازش نو با حزب رئیس‌جمهورى «ویکتور یوشچنکو» توانست به تشکیل اکثریت در پارلمان پرداخته و نهایتاً جویاى کرسى نخست‌وزیرى اوکراین شود.

به عقیده تحلیلگران سیاسى شخصیت تیموشنکو از زوایاى مختلف بیانگر شرایط دوگانه‌اى است که جامعه اوکراین امروز درآن بسر می‌برد جامعه‌اى که هنوز به انتخاب درباره آینده سیاسى خویش مبادرت نکرده است و دائم در تضاد و کشمکش بسر می‌برد. بر این مبنا تیموشنکو نیز به اندازه دوستانش، دشمنان سرسخت دارد. اگر یک بخش سیاسى رفتار او را مقبول می‌پندارند، بخش دیگر عملکرد او را در حد تنفر نفى می‌کنند. بى‌گمان در کارزار سیاست، او خود را جسورتر از دیگر نماینده لیبرال‌ها، یوشچنکو نشان داده است. تحمل دوران حبس و نیز دو سال عزلت سیاسى حتى در عصر زمامدارى دولت انقلاب نارنجى موجب شد که تیموشنکو گروه جدیدى از هواداران را در انتخابات اخیر گرد خود جمع کند.

با این وجود بسیارى از تحلیلگران معتقدند که تیموشنکو هنوز یک سیاستمدار صاحب ایدئولوژى در زمینه لیبرالیسم یا مدرنیسم نیست و شاید رمز کامیابى او این باشد که با طرح شعارهاى مدرن خود را به عنوان نماد نسل تحول خواه اوکراین مطرح کرد و از این نظر حمایت همزمان جبهه غرب و نسل جوان کى یف را از آن خود کرده است.

به گفته نزدیکان تیموشنکو او در عرصه سیاست هنوز منافع و علایق اقتصادى خود را می‌جوید. هنوز هم در کرسى صدارت فعالیت‌هاى اقتصادى خویش را ترک نکرده و سیاست را همچون یک تجارت ارزیابى می‌کند.

مشکل بارز دیگرى که دامنگیر تیموشنکو است روحیه برترى‌طلبى او است یعنى همان عاملى که موجب شد او نه تنها با کابینه کوچما که حتى با کابینه غربگرایان دچار تنش شود. وى همیشه نقش خود را بالاتر از منافع گروهى می‌داند. یک روزنامه نگار اوکراینى درباره او گفته است: تیموشنکو توان تشکیل گروه قوى سیاسى را دارد اما احزاب مولود اراده او سر از انحصار در می‌آورند که تمام فعالیت‌هاى حزب تنها براى منافع او به کار گرفته می‌شوند.

در حال حاضر تیموشنکو وعده داده است که به پیروى از حوادث سال ۲۰۰۵ تلاش خواهد کرد که اشتباهات گذشته خود را تکرار نکند در این راستا او اکنون به یک سلسله اصلاحات دست می‌زند که نگاه منفى مخالفانش را تعدیل کند. اما ناظران در کى یف نسبت به موفقیت برنامه‌هاى اصلاحى او با تردید می‌نگرند. ائتلاف او با یوشچنکو به گواهى تجربه سال‌هاى اخیر یک اتحاد شکننده است و هر آن ممکن است با بروز تندباد جمعیت ناراضى اوکراین و یا تحرک بلوک قدرتمند روس‌گرایان در حزب مناطق به هم بریزد.