اشاره:
در سال 81 رهبر معظم انقلاب از شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالیتـرین نهاد فرهنگی کشور خواستند تا به تدوین نقشه فرهنگی کشور بپردازند. ایشان از دو اصطلاح مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی نام بردند و آن را لازمه جامعه امروز دانستند. در گفتگویی با دکتر حسین بنیانیان یکی از دستاندرکاران این موضوع به بررسی موانع و راهکارهای تدوین و اجرای مهندس فرهنگی کشور پرداختیم که در ذیل از نظر میگذرانید.
">اشاره:
در سال 81 رهبر معظم انقلاب از شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالیتـرین نهاد فرهنگی کشور خواستند تا به تدوین نقشه فرهنگی کشور بپردازند. ایشان از دو اصطلاح مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی نام بردند و آن را لازمه جامعه امروز دانستند. در گفتگویی با دکتر حسین بنیانیان یکی از دستاندرکاران این موضوع به بررسی موانع و راهکارهای تدوین و اجرای مهندس فرهنگی کشور پرداختیم که در ذیل از نظر میگذرانید.
">اشاره:
در سال 81 رهبر معظم انقلاب از شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالیتـرین نهاد فرهنگی کشور خواستند تا به تدوین نقشه فرهنگی کشور بپردازند. ایشان از دو اصطلاح مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی نام بردند و آن را لازمه جامعه امروز دانستند. در گفتگویی با دکتر حسین بنیانیان یکی از دستاندرکاران این موضوع به بررسی موانع و راهکارهای تدوین و اجرای مهندس فرهنگی کشور پرداختیم که در ذیل از نظر میگذرانید.
">اشاره:
در سال 81 رهبر معظم انقلاب از شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالیتـرین نهاد فرهنگی کشور خواستند تا به تدوین نقشه فرهنگی کشور بپردازند. ایشان از دو اصطلاح مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی نام بردند و آن را لازمه جامعه امروز دانستند. در گفتگویی با دکتر حسین بنیانیان یکی از دستاندرکاران این موضوع به بررسی موانع و راهکارهای تدوین و اجرای مهندس فرهنگی کشور پرداختیم که در ذیل از نظر میگذرانید.
">اشاره:
در سال 81 رهبر معظم انقلاب از شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالیتـرین نهاد فرهنگی کشور خواستند تا به تدوین نقشه فرهنگی کشور بپردازند. ایشان از دو اصطلاح مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی نام بردند و آن را لازمه جامعه امروز دانستند. در گفتگویی با دکتر حسین بنیانیان یکی از دستاندرکاران این موضوع به بررسی موانع و راهکارهای تدوین و اجرای مهندس فرهنگی کشور پرداختیم که در ذیل از نظر میگذرانید.
">اشاره:
در سال 81 رهبر معظم انقلاب از شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالیتـرین نهاد فرهنگی کشور خواستند تا به تدوین نقشه فرهنگی کشور بپردازند. ایشان از دو اصطلاح مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی نام بردند و آن را لازمه جامعه امروز دانستند. در گفتگویی با دکتر حسین بنیانیان یکی از دستاندرکاران این موضوع به بررسی موانع و راهکارهای تدوین و اجرای مهندس فرهنگی کشور پرداختیم که در ذیل از نظر میگذرانید.
">اشاره:
در سال 81 رهبر معظم انقلاب از شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالیتـرین نهاد فرهنگی کشور خواستند تا به تدوین نقشه فرهنگی کشور بپردازند. ایشان از دو اصطلاح مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی نام بردند و آن را لازمه جامعه امروز دانستند. در گفتگویی با دکتر حسین بنیانیان یکی از دستاندرکاران این موضوع به بررسی موانع و راهکارهای تدوین و اجرای مهندس فرهنگی کشور پرداختیم که در ذیل از نظر میگذرانید.
*ما امروز در جهانی واقع شدهایم که تغییرات سریع و مداوم یکی از ویژگیهای ثابت آن است. فرهنگ از جمله مقولاتی است که در این عصر به شدت دستخوش تغییر شده و اسباب نگرانی مسئولان فرهنگی جوامع بخصوص جوامع جهان سوم را فراهم کرده است. حال به نظر شما در یک چنین شرایطی مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی چه نقش و جایگاهی دارد؟
**همه جوامع، همیشه در حال تغییر و تحول هستند. ما در مقطعی از زمان قرار گرفتهایم که لحظه به لحظه سرعت تحولات رو به افزایش است. ما با شتاب قابل توجه تغییرات در جوامع روبرو هستیم که نسبت به دهههای گذشته قابل قیاس نیست. در گذشته دو یا سه نسل طول میکشید تا تغییرات فرهنگی ملموس شود اما امروز با گسترش تکنولوژیهای ارتباطی این فاصله زمانی خیلی کمتر شدهاست. حال این سوال مطرح میشود که ما چگونه میتوانیم با مهندسی فرهنگی جامعه سرعت تغییر و تحول را به نفع ارزشها و اهداف و آرمانهای فرهنگی خودی هدایت و کنترل کنیم؟ ممکن است دیدگاهی این ایده را مطرح کند که ما بیاییم با ابزارهایی سرعت این تغییرات را کاهش دهیم. دیدگاه دیگری هم میگوید که شما نمیتوانید سرعت را کم کنید بلکه باید جهت تحولات را تغییر دهیم. آنچه مسلم است اینکه اگر بخواهیم حتیالمقدور تغییر و تحولات فرهنگ را مدیریت کنیم به طور طبیعی مقدار زیادی از سرعت این تغییر و تحول کاسته خواهد شد، زیرا ما یک پیش فرضی داریم که یکسری ارزشهای اصولی از گذشته داریم که در قالب ارزشهای دینی مطرح هستند و میخواهیم این ارزشها را در نسلهای بعدی حفظ کنیم. معنای این حرف این است که ما علاقهمندیم وجهی از فرهنگ خود که ریشه در باورهای اصیل مذهبی ما دارد برای نسلهای بعدی نیز حفظ شود. شاید شان نزول شکل گیری حکومت دینی با عنوان نظام جمهوری اسلامی همین موضوع باشد. وقتی که ما کلمه اسلامی ت را قید کردهایم به این معناست که پیشاپیش گفتهایم میخواهیم از طریق اعمال مدیریت حکومت، ارزشهای اسلامی خود را حفظ کنیم. اینکه چگونه باید این ارزشها را حفظ کنیم به نوع مهندسی فرهنگی جامعه بر میگردد. به این معنا که ما یکسری تغییر و تحولات اساسی در شیوههای مدیریتی خود به کار ببریم. از تذکر و انتظار مقام معظم رهبری این نکته برداشت میشود که ایشان از عملکرد فرهنگی نظام به طور کامل رضایت ندارند که البته این عدم رضایت تا اندازه زیادی بر میگردد به رسالت ذاتی ولی فقیه در نظام جمهوری اسلامی.
*منظور از مدیران موثر در فرهنگ چه کسانی هستند؟
**برخلاف پیش فرضی که در جامعه ما پذیرفته شده هرگاه نام فرهنگ پیش میآید ذهنها به سمت و سوی وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و صدا و سیما و آموزش و پرورش سوق پیدا میکند. اما واقعیت فرهنگ به شکلی است که همه مدیران اعم از مدیران اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در آن تاثیر دارند و اگر تا به حال مدیران اصلی در دستگاههای فرهنگی موفقیت کمی داشتهاند بخشی از آن ناشی از نارسایی ساختارها و سازمانهای فرهنگی و ضعف مدیران فرهنگی و بخشی نیز مربوط به بیتوجهی مدیران عرصه سیاست و اقتصاد به تحولات فرهنگی است. ما اگر بخواهیم تسلط خود را بر تغییرات فرهنگی کشور از موضع حکومت بیشتر بکنیم باید در کنار تحول بخشیدن در ساختارهای فرهنگی باب اصلاح کارکرد فرهنگی دستگاههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و قضائی و. . . را باز کنیم.
*یعنی علاوه بر مدیران فرهنگی مدیران غیرفرهنگی نیز در مهندسی فرهنگی جامعه موثر هستند. تاثیرگذاری آنان به چه صورت خواهد بود؟
**اگر ما نتوانیم توجه مدیران غیرفرهنگی را به عرصه فرهنگ معطوف کنیم کاری تحت عنوان مهندسی فرهنگی انجام ندادهایم. تاثیرات غیرمستقیم فرهنگی که از طریق این سازمان و نهادها صورت میگیرد لحظه به لحظه ابعاد بیشتری نسبت به دستگاههای مسئول فرهنگی پیدا میکند.
*وقتی که گفته میشود یک مدیر اقتصادی در عرصه فرهنگ موثر و تاثیرگذار است لذا باید برای او در نقشه مهندسی فرهنگی جایگاهی تعریف شود که به نظر میرسد در شرایط فعلی و گذشته این جایگاه و نقش برای مدیران غیرفرهنگی تعریف شدهاست؟
**بله درست است. لازم است برای حل این مشکل مراحلی طی شود. گام اول این است که این اصل را که عملکرد او در فرهنگ موثر است مورد پذیرش قرار گیرد. قدم دوم این است که بپذیرد در ذهن او و همکارش توان علمی لازم برای اصلاح این نقش نیست. قدم سوم این است که ساختار و مجموعه علمی مناسبی برای جبران این نقیصه در محل کار خود شکل بدهند. گام چهارم تخصیص منابع مالی است. گام پنجم فضاسازی برای جا افتادن این هسته جدید در مجموعه است. حال شما یکی از وزارتخانهها را نام ببرید که تحمل پذیرش یک چنین هستهای را داشته باشد. به نظر من اگر ما میخواهیم در نظام جمهوری اسلامی احکام اسلام و آرمانهای امام(ره) را محقق و پیاده کنیم و باورهای نسل گذشته را به نسل بعد منتقل کنیم و حتی باورهای غلط را اصلاح نماییم، همه وزارتخانهها و ارگانهای فعال در جامعه باید یک شاخصه اضافهتری برای ارزیابی عملکرد خود داشته باشند تا مشخص شود که هر ارگان و نهاد تا چه اندازه توانسته به نقش خود در این عرصه عمل نماید. زیرا همه ارگانهای فعال در جامعه چه به طور مستقیم و چه به طور غیرمستقیم در فرهنگ جامعه اثر گذارند و هر یک وظیفهای برعهده دارند.
*به هرحال نهاد غیرفرهنگی مثل اقتصاد یا وزارت مسکن باید از یک جایی کار را شروع کنند. مکانسیمهای شروعی یک چنین کاری چیست؟
**در قدم اول این وظیفه باید برای یک مسئول غیرفرهنگی عمده و شفاف و شناخته شود. برای این امر ما باید یک سیستم ارزشیابی از عملکرد فرهنگی همه سازمانها و ارگانهای فرهنگی و غیرفرهنگی داشته باشیم تا آنان متقاضی متخصصینی شوند که میتوانند در این راستا به آنها کمک کنند. بخشی از مکانیسمها قانونی است و بخشی از آن تشویق و ترغیب است.
*بنابراین ما در مهندسی فرهنگی به دنبال برقراری یک نوع رابطه بین بخشهای غیرفرهنگی و فرهنگی جامعه هستیم و به نوعی میخواهیم فرهنگ را زیربنای سایر امور از جمله اقتصاد و سیاست قراردهیم. رهبر معظم انقلاب قبل از اصطلاح مهندسی فرهنگی از مهندسی فرهنگ یاد کردند. جایگاه و نقش و اهمیت مهندسی فرهنگ در این میان چیست و چه رابطهای با مهندسی فرهنگی دارد؟
**ما متناسب باشرایط زمان و مکان باید عناصر فرهنگ خود را بازآرایی کنیم. به این معنا که ما تا حکومت دینی نداریم یک تلقی و برداشت از دین داریم یعنی یک بخشهایی از دین برای ما عمده است و بخشهایی از اولویت کمتری برخوردار است چرا که حکومت را در دست نداریم. اما زمانی که حکومت دینی میشود و مدعی ارائه نظریه جدیدی بر مبنای اصول دین هستیم باید عناصر فرهنگی جامعه بازتعریف شود. وقتی حکومت دینی میشود ما باید برای پیاده کردن احکام اسلامی دست به تغییر در ساختارهای گذشته بزنیم. متاسفانه بعضی ساختارهای ما تناسبی با ارزشهای اسلامی ندارند و تا زمانی که این ساختارها اصلاح نشوند نمیتوان کار فرهنگی کرد. مثلا تلویزیون ما سخنرانی پخش میکند و از مذمت ثروت اندوزی و مال دنیا میگوید و از سوی دیگر در تبلیغات بانکها شمش طلا وامثالهم را بخش میکند. وقتی مخاطب با یک چنین وضعیتی روبرو میشود و دچار تضاد میگردد و میگوید بالاخره این خوب است یا آن؟ لذا ما شاهد بروز مواردی در عرصه فرهنگی و غیرفرهنگی کشور هستیم که نه غربی است و نه ایرانی ـ اسلامی. رهبر معظم انقلاب با نگاهی دقیق و متناسب با شرایط زمان و مکان میفرمایند که اصل ثروت چیز بدی نیست بلکه درست مصرف کردن از بین نرفتن روحیه معنوی صاحب ثروت و در خدمت جامعه بودن تعیین میکند که ثروت اندوزی خوب است یا بد. در مهندسی فرهنگ ما باید مفاهیم دینی را باز تعریف کنیم. تعریف مجدد اهداف فرهنگی جامعه یک پیش نیاز است چرا که ما وقتی میخواهیم مهندسی فرهنگی را تدوین و به اجرا بگذاریم باید ملاکهایی را از قبل برای خود تعریف کرده باشیم. وقتی که ما توانستیم ملاکها را تعیین کنیم میتوانیم به سایر نهادها تذکر بدهیم که چرا مرتکب تخلف شدهای؟ لذا مهندسی فرهنگ به معنای بازآرایی ارزشها و اهداف فرهنگی مقدم بر مهندسی فرهنگی است.
*بحث مربوط به مهندسی فرهنگی تا چه اندازه از سوی مسئولان فرهنگی و غیرفرهنگی مورد توجه قرارگرفته است؟
**بحثهای مربوط به این موضوع به کندی پیش میرود، ما انتظار داشتیم که این بحث به سبک و روشی مطرح شود تا به همه نهادها و ارگانها کشیده شود اما این انتقال هنوز صورت نگرفته است. یعنی هیچ نهاد غیرفرهنگی لازم ندیده است که این بحث را به نهاد خود منتقل کند. همه مسئولان دغدغه مسائل فرهنگی دارند اما هنوز توجه آنان به مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی جلب نشدهاست. شاید عناصر و نیروهای فرهنگی و رسانهها تا اندازهای در این زمینه کم کار کردهایم.
*به نظر شما چه باید کرد که توجه آنان به این مقوله جلب شود؟
**یک موضوع زمانی در یک جامعه به دو طریق به یک مسئله تبدیل میشود اول زمانی است که به خواست تودههای مردم تبدیل میگردد. بعضی اوقات است که یک موضوع از دید نخبگان جامعه به عنوان یک مسئله شناخته میشود. در جامعه ما نیز رهبر معظم انقلاب با آگاهی و اشراف بر شرایط و زمان موضوع مهم مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی را مطرح میکنند و لزوم پرداختن به این موضوع را تذکر میدهند. وظیفه هر مسئول و مدیر دلسوز و انقلابی این است که فرمان مقام معظم رهبری را در حوزه کاری خود رعایت و اجرا کند. هنوز بحث مهندسی فرهنگی یک لایه محدودی از نخبگان مطرح شده و آن طور که شایسته اهمیت این موضوع هست فراگیر نشده است. هر موضوعی که از موضع اسلامیت نظام مطرح میشود اگر نتوانیم آن را وارد موضع جمهوریت نظام کنیم، پایدار نخواهد ماند. امروز مردمسالارترین جامعه کره زمین ما هستیم، ما باید درخواست رهبری را به روشی درخواست توده مردم کنیم. راه این کار ایجاد یک ساختار نظارتی مبتنی بر تعریف شاخصهای علمی است.
*یکی از مشکلاتی که ما در عرصه فرهنگ داریم عدم نگاه تخصصی به این حوزه است. به طوری که هر کس خود را متخصص امور فرهنگی میداند و درخصوص آن اظهار نظر میکند. چرا این نوع نگاه در جامعه ما غالب شده است؟
**ما اساسا به این مرحله از بلوغ نرسیدیم که کار در حوزه فرهنگ نیازمند تخصص است. علت عدم باور ما به کار تخصصی در فرهنگ این است که ما اصولا بعد از انقلاب توسعه را عمدتا در عرصه اقتصاد و سیاست پیگیری کردیم و به بسیاری از معضلات فرهنگی از رهگذر اقدامات اقتصادی سیاسی و نیروهای انتنظامی و امنیتی اقدام کردیم. اگر شاخص تعریف میکردیم و میگفتیم که در کنار توسعه اقتصادی و سیاسی توسعه فرهنگی هم میخواهیم موفقتر میبودیم. شاخصهای توسعه در عرصه اقتصاد و سیاست مشخص است اما در حوزه فرهنگ شاخص نداریم تا عملکرد خود را در این عرصه اندازهگیری کنیم. ما در حوزه فرهنگ تقاضا ایجاد نکردیم اما در عرصه اقتصاد و سیاست تقاضا ایجاد کردیم. اگر در فرهنگ هم تقاضا ایجاد شده بود مسئولین مجبور بودند به مقوله فرهنگ هم نیم نگاهی داشته باشند.
*شما روی مقوله شاخصسازی تاکید کردید. آیا شاخصسازی در بحث مهندسی فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است و آیا اساسا میتوان در حوزه فرهنگ شاخصسازی کرد و آن را اندازهگیری نمود؟
**در بحث مهندسی فرهنگی هنوز به موضوع شاخصسازی نرسیدهایم. مجموعه دوستانی که در خصوص مهندسی فرهنگی مشغول کار هستند در مفاهیم و اصول به یک اشتراک نظر رسیدهاند اما در خصوص راهکارها و روشها اختلافنظر وجود دارد. به نظر من بیش از آنکه ما مدیران فرهنگی در این زمینه فعال باشیم نهادها و ارگانهای غیرفرهنگی باید به این موضوع بپردازند. تا این مطالبه بیرونی از کارشناسان این عرصه وجود نداشته باشد ممکن است مطالبه درونی ما به تاخیر بیفتد. شما اگر تحلیل محتوایی از موضوعات جلسات و دستور کارهای دولتهای بعد از انقلاب داشته باشید میبینید که تا چه اندازه به مقوله فرهنگ پرداختهاند. دولتها کمترین زمان را صرف کار فرهنگی کردهاند و آن میزان محدود وقتی را که گذاشتهاند مربوط به زمانی بوده که یک موضوع فرهنگی جنبه سیاسی پیدا کرده است. اگر بخواهیم این روال تغییر کند نخبگان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی باید با مکانیزمهای علمی کارکرد فرهنگی دولتها، مجالس، قوه قضائیه و سایر نهادهای عمده اجتماعی را هدایت کنند.
ما که در عرصه فرهنگ فعالیت میکنیم معتقدیم مشکلات سیاسی و اقتصادی ما هم ریشه فرهنگی دارند. مسئولین همواره به فکر حل معضلات و مشکلات سیاسی و اقتصادیاند اما همین مشکلات ریشه فرهنگی دارند. سرمایهگذاری در بخش فرهنگ به حل ریشهای بسیاری از مشکلات سیاسی و اقتصادی کمک خواهد کرد. اما در پاسخ به این سوال که آیا میتوان در عرصه فرهنگ شاخصسازی کرد یا نه باید گفت که وقتی ما عنوان مهندسی فرهنگی را مطرح میکنیم میپذیریم که میتوان فرهنگ را مدیریت کرد. با مهندسی فرهنگی میخواهید ساختارهای مدیریتی فرهنگ را اصلاح یا تغییر دهید. وقتی که شما میپذیرید که میتوان فرهنگ را مدیریت کرد، خود به خود میپذیرید که باید آن را کمی کرد. اگر نتوان مقولهای را کمی کرد، آن را مدیریت هم نمیتوان کرد. ما باید روشهایی را کشف کنیم تا بتوانیم مقولات کمی را کیفی کنیم. اگر روشها علمی خلق شود و ثبات علمی داشته باشد میتوان براساس آن وضعیت فرهنگ کشور را اندازهگیری کرد و گفت که جامعه براساس شاخصهای فوق رشد داشته یا عقبگرد داشته باشد. ما تا شاخص نداشته باشیم نمیتوان عملکرد یک مدیر فرهنگی را ارزیابی کنید. این کار شدنی است و چارهای هم غیر از این نداریم.