تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۳۱۶۳۳

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در واکنش به پیشنهاد دکتر محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ‌که خواستار مذاکره مستقیم جمهوری ‌اسلامی ‌ایران با آمریکا برای حل مسائل هسته‌ای ایران شده بود مذاکره با آمریکا را قابل بررسی دانست‌.

این واکنش با اظهارنظر یکی از نمایندگان مجلس شورای ‌اسلامی ‌مواجه شد که دو پیش‌شرط برای مذاکره مستقیم با آمریکا قائل شد و گفت: «‌شرط اول اینست که پرونده هسته‌ای ایران به مسیر عادی خود یعنی از شورای امنیت به آژانس برگردد و شرط دوم، عدم صدور قطعنامه‌های تحریم علیه ایران است‌»‌.‌ وی افزود: «‌بدون اجرای این دو شرط، مذاکره مستقیم با آمریکا سودی ندارد بویژه آنکه روند مذاکرات ایران با اروپا به سمت خوبی پیش می‌رود و فعلا مذاکره ایران و آمریکا بر سر مسائل هسته‌ای نه قابل بررسی است و نه در دستور کار قرار دارد‌»‌.‌

واقعیت اینست که هم سخنگوی وزارت امور خارجه و هم این نماینده مجلس شورای ‌اسلامی ‌هر دو بجای پرداختن به اصل مطلب، حاشیه‌پردازی کرده‌‌اند و یا از نکته اصلی غفلت نموده‌اند. نکته اصلی اینست که مذاکره با آمریکا موضوعی است که تصمیم‌گیری درباره آن با رهبری نظام است و ایشان بارها، از جمله در خردادماه گذشته با صراحت اعلام کرده‌‌اند سیاست نفی مذاکره با آمریکا همچنان به قوت خود باقی است‌.‌

این سخن را ایشان در پاسخ به کسانی گفتند که تصور می‌کردند پذیرش مذاکره با آمریکا در مورد مسائل عراق که اخیراً در بغداد برگزار شد به مفهوم باز شدن راه مذاکره در همه زمینه‌ها با آمریکاست و سیاست نفی مذاکره با آمریکا به پایان عمر خود رسیده است‌.‌ رهبر معظم انقلاب برای رفع این شبهه اعلام کردند که مذاکرات بغداد صرفاً با هدف تفهیم اتهام به آمریکائی‌ها در مورد آنچه در عراق مرتکب شده‌اند می‌باشد و بهیچوجه به معنای پیدایش تغییر در سیاست عدم مذاکره با آمریکا که یک سیاست اصولی است نمی‌باشد

با قطع نظر از مبحث سیاست نفی مذاکره با آمریکا که دلایل روشنی دارد و بارها در جای خود بصورت مستدل و منطقی بیان شده، آنچه اکنون موردنظر است و باید در مبحث انرژی هسته‌ای مورد تأکید قرار گیرد چند نکته است که توجه به آنها را برای موضعگیری صحیح و اصولی همه کسانی که به این مبحث وارد می‌شوند لازم میدانیم‌.‌

اول آنکه جمهوری ‌اسلامی ‌ایران در پرونده هسته‌ای خود با آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای طرف است‌.‌ آژانس یک شخصیت حقوقی دارد که براساس اساسنامه‌ای مشخص و راه‌کارهای قانونی حق دارد بر عملکردهای اعضای خود نظارت نماید و هر جا با مشکلی مواجه شد مستقیماً وارد عمل گردد و در نهایت از طریق مطرح ساختن موضوع در شورای حکام که مرکب از اعضای آژانس می‌باشد درباره آن مشکل تصمیم‌گیری نماید. پرونده هسته‌ای جمهوری ‌اسلامی ‌ایران نیز باید همین روند را طی کند و در صورتی که مسائل مطروحه در سطح مدیر کل آژانس قابل حل نباشد در نهایت به شورای حکام ارجاع گردیده و حل و فصل شود.

نکته دوم اینکه ورود جمهوری ‌اسلامی ‌ایران به مذاکره با سه کشور اروپائی در دولت قبلی، سپس اضافه شدن چین و روسیه به این کشورها و در مرحله بعد اضافه شدن آمریکا به این 5 کشور و پیدایش ترکیب 1 +5 برخلاف رویه اصولی بود که در نکته قبل توضیح داده شد. این شیوه‌ای غیرمعمول بود که رسمیت یافتن تعدادی از اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌از سوی جمهوری ‌اسلامی ‌ایران برای تصمیم‌گیری بجای آژانس را در پی داشت و رسماً ما را بجای آژانس با تعدادی از اعضای آن مواجه ساخت‌.‌ جمهوری ‌اسلامی ‌ایران اصولاً نمی‌بایست تن به مذاکره با غیر آژانس میداد کما اینکه تاکنون از این مذاکرات نه تنها طرفی نبسته‌ایم بلکه سه قطعنامه نیز علیه ما صادر شده است که همگی محصول برخورد سیاسی سه کشور اروپائی و بویژه آمریکا با پرونده هسته‌ای کشورمان است‌.‌

سومین نکته اینست که حتی با قطع نظر از سیاست نفی مذاکره با آمریکا که به فرموده رهبری همچنان پابرجاست پذیرفتن مذاکره جداگانه و مستقیم با آمریکا در زمینه پرونده هسته‌ای در واقع تکرار اشتباهی است که از هنگام مذاکره با اروپا و سپس 1 +5 رخ داده و ما را به ورطه‌ای جدید خواهند انداخت که نسبت به اشتباه گذشته عواقب منفی‌تری خواهد داشت‌.‌ ما اکنون مدتهاست در قالب مذاکره با کشورهای 1 +5 آمریکا را نیز در مذاکرات هسته‌ای دخالت داده‌ایم و مشکلاتی که تاکنون برای جمهوری ‌اسلامی ‌ایران پیش آمده به دلیل برخوردهای سیاسی آمریکا بوده است‌.‌

و آخرین نکته اینکه ورود به مذاکره مستقیم با آمریکا در زمینه مسائل هسته‌ای ایران، آفات زیادی دارد که یکی از آنها پذیرفتن سیادت شیطان بزرگ بر آژانس است‌.‌ آمریکا علاوه بر همه شرارت‌هائی که دارد در زمینه تعهدات خود به عنوان یک عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌بدسابقه‌ترین و بی‌تعهدترین عضو است‌.‌ براساس معاهده بین‌المللی منع تولید و تکثیر سلاح‌های اتمی، ‌آن دسته از اعضای آژانس که دارای زرادخانه اتمی ‌هستند موظفند سلاح‌های خود را نابود نمایند. آمریکا نه تنها به این تعهد عمل نکرده، بلکه هر روز اقدام جدیدی برای تولید سلاح‌های پیشرفته تر اتمی ‌بعمل می‌آورد و در عین حال تلاش می‌کند حقوق قانونی آن دسته از اعضای آژانس که حاضر نیستند زیر بلیط واشنگتن باشند را نیز پایمال نماید. آمریکا این اقدامات را درحالی انجام میدهد که در منطقه خاورمیانه، رژیم صهیونیستی را که دارای زرادخانه سلاح‌های هسته‌ای با صدها کلاهک اتمی ‌است حمایت نماید.

بنابر این، نه تنها پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا در زمینه مسائل اتمی ‌قابل بررسی نیست بلکه مقاما ترسمی‌ کشورمان باید با صراحت و با برخوردی تهاجمی‌ از آمریکا طلبکاری کنند و سردمداران کاخ سفید را بخاطر تلفات متعدد جنگ‌افروزی‌ها، اشغالگری‌ها و برخوردهای دوگانه با مسائل هسته‌ای همواره زیر سئوال ببرند.