تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۳۱۶۴۲

در آستانه ششمین سالگرد حادثه یازدهم سپتامبر، در حالی که اسامه بن لادن با انتشار یک پیام ویدئویی جدید پس از حدود سه سال بار دیگر لرزه بر دل آمریکا انداخته است، مردم این کشور خود را برای انتخاب رئیس‌جمهور جدید این کشور در انتخابات سال آینده میلادی آماده می‌کنند. رئیس‌جمهوری که باید در دوران پس از یازده سپتامبر، بار دیگر آرامش را به این کشور بازگرداند و با خاتمه دادن به «وضعیت اضطراری» و خروج از باتلاق عراق، وجهه آمریکا را در انظار جهانیان بهبود بخشد و آزادی‌‌های مدنی تحدید شده در پی یازده سپتامبر را به مردم آمریکا بازگرداند.

در این وضعیت، هیلاری کلینتون همسر بیل کلینتون و بانوی اول سابق آمریکا که بیش از هر چیز به خاطر خویشتنداری در جریان رسوایی مونیکا لوینسکی در اذهان باقی مانده است، در میان خیل نامزدهای دموکرات و جمهوریخواه از شانس بیشتری برای راهیابی به کاخ سفید واشنگتن برخوردار است. در این صورت هیلاری عنوان نخستین رئیس‌جمهور زن آمریکا را به خود اختصاص خواهد داد.

هیلاری کلینتون آن قدر در فضای سیاسی آمریکا نفس کشیده است که معنا و ارزش لغت «تغییر» را بداند. طی تابستان اخیر هیلاری شاهد بود که چگونه رقبای او در حزب دموکرات تلاش می‌کنند تا خود را به عنوان نماد «تغییر» و او را نماد «حفظ وضعیت موجود» معرفی کنند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که در پی هشت سال زمامداری جرج بوش، محبوبیت حزب جمهوریخواه به یکی از پایین‌ترین سطوح خود در طول تاریخ این حزب رسیده است و مهمترین رقیب هیلاری نه نامزد حزب جمهوریخواه بلکه رقبای داخلی‌اش در حزب دموکرات محسوب می‌شوند. هیلاری آنقدر در دنیای سیاست تجربه اندوخته است که به رغم برتری قابل ملاحظه‌اش در نظرسنجی‌‌های سراسری بر رقبای دموکرات و جمهوریخواه، پرچم تغییر را به رقبایش واگذار نکند، آن هم در انتخاباتی که مردم خسته و عصبانی و تشنه تغییر هستند.

به این ترتیب در ماه آگوست مشاوران هیلاری کلینتون زبان تبلیغاتی جدیدی را برای او طرح کردند تا بتوانند با بسط معنای واژه تغییر، تعریفی از آن ارائه دهند که زنی را که 15 سال در واشنگتن و قلب نظام سیاسی آمریکا بوده است نیز در برگیرد. به این ترتیب بود که هیلاری در سخنرانی تبلیغاتی خود در روز کارگر گفت؛ «شما تنها در صورتی می‌توانید در سیستم تغییر ایجاد کنید که درون سیستم و جزیی از سیستم باشید. شما نمی‌توانید به سادگی ادعا کنید که سیستمی ‌وجود ندارد.» کنایه هیلاری در این سخنان به باراک اوباما کاندیدای سیاهپوست حزب دموکرات و جدی‌ترین رقیب هیلاری در انتخابات داخلی حزب است که می‌گوید باید طرح جدیدی برای سیاست درافکند و نظام‌‌ها و سیستم‌‌های پوسیده و ناکارآمد پیشین را دور انداخت.

به واقع هیلاری کلینتون همیشه به «سیستم» اعتقادی جدی داشته است. دختر وظیفه‌شناس هیو رودهام، از همان دوران کودکی شب‌‌ها تا دیروقت بیدار می‌ماند تا تکالیف مدرسه‌اش را تمام و کمال انجام دهد. در حالی که همنسلان او ترک تحصیل می‌کردند، از سربازی فرار می‌کردند و برای شرکت در تظاهرات اعتراض‌آمیز علیه جنگ ویتنام دستگیر می‌شدند، هیلاری خود را برای ریاست انجمن صنفی دانشجویان کالج ولزلی نامزد می‌کرد و برای تحصیل در رشته حقوق راهی دانشگاه ییل می‌شد.

هیلاری پس از پایان دوره ریاست جمهوری شوهرش، به عنوان سناتور ایالت نیویورک راهی مجلس سنا شد تا قواعد سیستم را بیاموزد. او می‌گوید؛ «در مقایسه با سال 1993، در شیوه رفتار با حکومت و درک پتانسیل‌‌ها و محدودیت‌‌های آن، بسیار باتجربه‌تر هستم.» به عبارت دیگر، «سیستم» جایی است که کنش‌‌ها و امکانات واقعی تغییر در آن نهفته است و به همین خاطر است که هیلاری می‌خواهد بخشی از این سیستم باشد.

پرزیدنت هیلاری کلینتون... بسیاری از مردم آمریکا به سختی می‌توانند این کلمات را با صدای بلند بر زبان بیاورند. اما واقعیت این است که هیلاری از باراک اوباما، نزدیک‌ترین رقیبش، با اختلافی دو رقمی ‌در تمامی ‌نظرسنجی‌‌های سراسری پیش است و در تمامی ‌مناظره‌‌ها از رقبایش سر بوده و یک مبارزه تبلیغاتی موثر و موفق را به پیش برده است. در آخرین نظرسنجی‌‌های صورت گرفته هیلاری کلینتون 8/37 درصد و باراک اوباما 4/21 درصد آرا را به خود اختصاص داده اند. به این ترتیب هیلاری بخت اول راهیابی به کاخ سفید در انتخابات سال آینده میلادی محسوب می‌شود.

اما در صورت راهیابی به کاخ سفید، هیلاری کلینتون چگونه رئیس‌جمهوری خواهد بود؟ هیلاری طی پانزده سالی که در صحنه سیاسی آمریکا حاضر است، گاه چنان تعصب ایدئولوژیک و چنان وفاداری پافشارانه‌یی از خود نشان داده است که تنها شایسته یک زمامدار است و گاه همچون نیکسون پنهان‌کار و دستخوش پارانویا بوده است.

اما او در عین حال همچون بیل کلینتون، ظرفیت بالایی در هماهنگی با محیط اطرافش از خود نشان داده و به خوبی این نکته را درک کرده است که در سیاست، امر ایده آل همیشه دشمن امر خوب و مناسب است. داستان گذار هیلاری کلینتون از سیاستمداری خشک و مبادی آداب و بانوی اولی دستخوش پارانویا به سناتوری میانه رو و بخت اول ریاست جمهوری آمریکا می‌تواند به ما نشان دهد که کدام هیلاری کلینتون می‌تواند بر صندلی رهبری قدرتمندترین کشور جهان تکیه بزند. هیلاری کلینتون در تازه‌ترین گفت‌وگوی خود که در شماره 17 سپتامبر مجله نیوزویک به چاپ خواهد رسید، درباره اشتباهاتی که کرده است، تجربیاتی که اندوخته است و اینکه در صورت انتخاب به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، چگونه رهبری خواهد بود، سخن گفته است. بخش‌‌هایی از این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانیم.

به عنوان کسی که از نزدیک با یک رئیس‌جمهور زندگی کرده است و شیوه عملکرد او را دیده است، شما چه چیزهایی را می‌دانید و درک کرده‌اید که بقیه ما نمی‌دانیم؟

من تنها می‌توانم تجربیات و دیدگاه‌‌های خودم را در این مورد با شما در میان بگذارم. به اعتقاد من، اهمیت بسیاری دارد که یک رئیس‌جمهور اطلاعات خود را از منابع متعدد و متنوعی به دست بیاورد. من دنبال آدم‌‌هایی می‌روم که نه تنها در زمینه مورد نظر دارای تخصص و تجربه هستند، بلکه در عین حال می‌توانند در مورد آرا و نظرات گوناگون بحث و جدل کنند. بعضی وقت‌‌ها اطرافیانم از اینکه من این طور سرم برای بحث و جدل درد می‌کند، تعجب می‌کنند. اما به واقع در جریان همین بحث و جدل‌‌ها است که زوایای مختلف و پیامدهای گوناگون یک تصمیم روشن می‌شود، زوایا و پیامدهایی که لزوماً هنگام اتخاذ آن تصمیم در ذهن من نبوده است. البته ترجیح من این است که در مورد تصمیم گیری‌‌ها به گونه‌یی اجماع برسم، اما اگر دستیابی به اجماع ممکن نباشد، دلم می‌خواهد از تمام جنبه‌‌های یک تصمیم آگاه شوم. به این ترتیب، هنگامی‌ که در پایان روز مجبور هستم در مورد چیزی تصمیم بگیرم، این تصمیم با آگاهی و شناخت کامل خواهد بود و من آمادگی این را دارم که مسوولیت این تصمیم را قبول کنم. هنگامی ‌که من تصمیمی‌ می‌گیرم، تمامی‌بار مسوولیت بر شانه خودم است و اگر این تصمیم اشتباه باشد، من اشتباه کرده‌ام.