نادعلی بای
مقدمه:
ششمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای (shanghai Cooperation organization – SCO) که از 155 تا 17 ژوئن 2006 در شانگهای چین برگزار شد، نخستین گردهمایی رهبران این سازمان بود که ایران در آن به عنوان عضو ناظر و در سطح رئیس دولت شرکت کرد و البته تلاش دارد تا به همراه بلاروس عضو قطعی و دارای حق رای شانگهای شود. تشکیل اتحادیههای منطقهای که همچون شانگهای توسعه اقتصادی و مبارزه با تروریسم را در دستور کار دارند به شتاب کشورهای در حال توسعه برای کم کردن فاصله خود با کشورهای صنعتی کمک شایانی میکند. سازمان همکاری شانگهای، سازمانی بین دولتی است که در تاریخ 15 جولای 2001 توسط شش کشور جمهوری خلق چین، روسیه و جمهوریهای ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان و بر پایه گروه پنج شانگهای تأسیس شده است.
اصلیترین اهداف این سازمان عبارتند از تقویت اعتمادی دو جانبه و روابط همسایگی خوب در میان کشورهای عضو، ارتقای سطح همکاری مؤثر آنها در زمینههای سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و آموزشی علاوه بر انرژی، حمل و نقل، توریسم، حفاظت از محیط زیست، امنیت و ثبات منطقهای، ایجاد نظام سیاسی و اقتصادی جدید جهانی بر پایه عدالت و دموکراسی. سازمان همکاری شانگهای در روابط خارجی خود علیه هیچ کشور یا منطقهای موضعگیری نمیکند. تحولات کنونی جهان معاصر، بر اهمیت همکاری کشورها با یکدیگر برای مقابله با تهدیدات مختلف که بسیاری از آنها ماهیتی بینالمللی یافتهاند، افزودهاست. در چنین شرایطی، سازمانهای منطقهای، نقش برجستهای مییابند که سازمان همکاری شانگهای یکی از آنهاست. ایران در حال حاضر عضو ناظر این سازمان است و بهتازگی درخواست عضویت کامل را مطرح کردهاست. حضور احمدینژاد در اجلاس این دوره سازمان همکاری شانگهای در ژوئن 2006 با حساسیتهای فراوانی از سوی غرب روبهرو شد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند به مفهوم حلقه اتصال حوزه خاورمیانه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز باشد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند پتانسیل رقابت را در منطقه، در سطحی به همکاری تبدیل کند. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق آمریکا در واکنش به حضور رئیسجمهور ایران در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، در جمع کارشناسان در سنگاپور در 5 ژوئن 2006 بار دیگر با تکرار ادعاهای قبلی آمریکا مبنی بر حمایت ایران از سازمانهای تروریستی! از چین و روسیه برای حمایت از حضور ایران در اجلاس سازمان همکاری شانگهای که یکی از اهداف این سازمان مبارزه با تروریسم است، انتقاد کرد. سران کشورهای روسیه و چین به همراه جمهوریهای آسیای مرکزی نشست سالانه خود را در شانگهای در حالی آغاز کردند که موضوع ایران در صدر مسائل مورد بحث قرار گرفت و سازمان همکاری شانگهای به علت حضور رئیسجمهور احمدینژاد از اهمیتی جهانی برخوردار شده بود. حضور ایران در این اجلاس موجب آشفتگی غرب شده بود و چین در عین اینکه از حضور احمدینژاد استقبال کرده بود نگران توجه بیش از حد به این حضور در اجلاس بود. با این حال رسانههای جهان پیشبینی میکردند که عمده توجه در این اجلاس بیش از هر کس دیگری معطوف به احمدینژاد شود.
با توجه به این مقدمه کوتاه، در این مقاله ابتدا ساختار، اهداف و اصول سازمان همکاری شانگهای را بیان کرده، سپس چشمانداز این سازمان را مورد بررسی قرار میدهیم. سپس نگاه ایران به سازمان همکاری شانگهای و حضور ایران در ششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و در پایان اهداف ایران از عضویت در سازمان همکاری شانگهای را بررسی و ارزیابی میکنیم.
">نادعلی بای
مقدمه:
ششمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای (shanghai Cooperation organization – SCO) که از 155 تا 17 ژوئن 2006 در شانگهای چین برگزار شد، نخستین گردهمایی رهبران این سازمان بود که ایران در آن به عنوان عضو ناظر و در سطح رئیس دولت شرکت کرد و البته تلاش دارد تا به همراه بلاروس عضو قطعی و دارای حق رای شانگهای شود. تشکیل اتحادیههای منطقهای که همچون شانگهای توسعه اقتصادی و مبارزه با تروریسم را در دستور کار دارند به شتاب کشورهای در حال توسعه برای کم کردن فاصله خود با کشورهای صنعتی کمک شایانی میکند. سازمان همکاری شانگهای، سازمانی بین دولتی است که در تاریخ 15 جولای 2001 توسط شش کشور جمهوری خلق چین، روسیه و جمهوریهای ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان و بر پایه گروه پنج شانگهای تأسیس شده است.
اصلیترین اهداف این سازمان عبارتند از تقویت اعتمادی دو جانبه و روابط همسایگی خوب در میان کشورهای عضو، ارتقای سطح همکاری مؤثر آنها در زمینههای سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و آموزشی علاوه بر انرژی، حمل و نقل، توریسم، حفاظت از محیط زیست، امنیت و ثبات منطقهای، ایجاد نظام سیاسی و اقتصادی جدید جهانی بر پایه عدالت و دموکراسی. سازمان همکاری شانگهای در روابط خارجی خود علیه هیچ کشور یا منطقهای موضعگیری نمیکند. تحولات کنونی جهان معاصر، بر اهمیت همکاری کشورها با یکدیگر برای مقابله با تهدیدات مختلف که بسیاری از آنها ماهیتی بینالمللی یافتهاند، افزودهاست. در چنین شرایطی، سازمانهای منطقهای، نقش برجستهای مییابند که سازمان همکاری شانگهای یکی از آنهاست. ایران در حال حاضر عضو ناظر این سازمان است و بهتازگی درخواست عضویت کامل را مطرح کردهاست. حضور احمدینژاد در اجلاس این دوره سازمان همکاری شانگهای در ژوئن 2006 با حساسیتهای فراوانی از سوی غرب روبهرو شد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند به مفهوم حلقه اتصال حوزه خاورمیانه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز باشد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند پتانسیل رقابت را در منطقه، در سطحی به همکاری تبدیل کند. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق آمریکا در واکنش به حضور رئیسجمهور ایران در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، در جمع کارشناسان در سنگاپور در 5 ژوئن 2006 بار دیگر با تکرار ادعاهای قبلی آمریکا مبنی بر حمایت ایران از سازمانهای تروریستی! از چین و روسیه برای حمایت از حضور ایران در اجلاس سازمان همکاری شانگهای که یکی از اهداف این سازمان مبارزه با تروریسم است، انتقاد کرد. سران کشورهای روسیه و چین به همراه جمهوریهای آسیای مرکزی نشست سالانه خود را در شانگهای در حالی آغاز کردند که موضوع ایران در صدر مسائل مورد بحث قرار گرفت و سازمان همکاری شانگهای به علت حضور رئیسجمهور احمدینژاد از اهمیتی جهانی برخوردار شده بود. حضور ایران در این اجلاس موجب آشفتگی غرب شده بود و چین در عین اینکه از حضور احمدینژاد استقبال کرده بود نگران توجه بیش از حد به این حضور در اجلاس بود. با این حال رسانههای جهان پیشبینی میکردند که عمده توجه در این اجلاس بیش از هر کس دیگری معطوف به احمدینژاد شود.
با توجه به این مقدمه کوتاه، در این مقاله ابتدا ساختار، اهداف و اصول سازمان همکاری شانگهای را بیان کرده، سپس چشمانداز این سازمان را مورد بررسی قرار میدهیم. سپس نگاه ایران به سازمان همکاری شانگهای و حضور ایران در ششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و در پایان اهداف ایران از عضویت در سازمان همکاری شانگهای را بررسی و ارزیابی میکنیم.
">نادعلی بای
مقدمه:
ششمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای (shanghai Cooperation organization – SCO) که از 155 تا 17 ژوئن 2006 در شانگهای چین برگزار شد، نخستین گردهمایی رهبران این سازمان بود که ایران در آن به عنوان عضو ناظر و در سطح رئیس دولت شرکت کرد و البته تلاش دارد تا به همراه بلاروس عضو قطعی و دارای حق رای شانگهای شود. تشکیل اتحادیههای منطقهای که همچون شانگهای توسعه اقتصادی و مبارزه با تروریسم را در دستور کار دارند به شتاب کشورهای در حال توسعه برای کم کردن فاصله خود با کشورهای صنعتی کمک شایانی میکند. سازمان همکاری شانگهای، سازمانی بین دولتی است که در تاریخ 15 جولای 2001 توسط شش کشور جمهوری خلق چین، روسیه و جمهوریهای ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان و بر پایه گروه پنج شانگهای تأسیس شده است.
اصلیترین اهداف این سازمان عبارتند از تقویت اعتمادی دو جانبه و روابط همسایگی خوب در میان کشورهای عضو، ارتقای سطح همکاری مؤثر آنها در زمینههای سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و آموزشی علاوه بر انرژی، حمل و نقل، توریسم، حفاظت از محیط زیست، امنیت و ثبات منطقهای، ایجاد نظام سیاسی و اقتصادی جدید جهانی بر پایه عدالت و دموکراسی. سازمان همکاری شانگهای در روابط خارجی خود علیه هیچ کشور یا منطقهای موضعگیری نمیکند. تحولات کنونی جهان معاصر، بر اهمیت همکاری کشورها با یکدیگر برای مقابله با تهدیدات مختلف که بسیاری از آنها ماهیتی بینالمللی یافتهاند، افزودهاست. در چنین شرایطی، سازمانهای منطقهای، نقش برجستهای مییابند که سازمان همکاری شانگهای یکی از آنهاست. ایران در حال حاضر عضو ناظر این سازمان است و بهتازگی درخواست عضویت کامل را مطرح کردهاست. حضور احمدینژاد در اجلاس این دوره سازمان همکاری شانگهای در ژوئن 2006 با حساسیتهای فراوانی از سوی غرب روبهرو شد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند به مفهوم حلقه اتصال حوزه خاورمیانه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز باشد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند پتانسیل رقابت را در منطقه، در سطحی به همکاری تبدیل کند. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق آمریکا در واکنش به حضور رئیسجمهور ایران در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، در جمع کارشناسان در سنگاپور در 5 ژوئن 2006 بار دیگر با تکرار ادعاهای قبلی آمریکا مبنی بر حمایت ایران از سازمانهای تروریستی! از چین و روسیه برای حمایت از حضور ایران در اجلاس سازمان همکاری شانگهای که یکی از اهداف این سازمان مبارزه با تروریسم است، انتقاد کرد. سران کشورهای روسیه و چین به همراه جمهوریهای آسیای مرکزی نشست سالانه خود را در شانگهای در حالی آغاز کردند که موضوع ایران در صدر مسائل مورد بحث قرار گرفت و سازمان همکاری شانگهای به علت حضور رئیسجمهور احمدینژاد از اهمیتی جهانی برخوردار شده بود. حضور ایران در این اجلاس موجب آشفتگی غرب شده بود و چین در عین اینکه از حضور احمدینژاد استقبال کرده بود نگران توجه بیش از حد به این حضور در اجلاس بود. با این حال رسانههای جهان پیشبینی میکردند که عمده توجه در این اجلاس بیش از هر کس دیگری معطوف به احمدینژاد شود.
با توجه به این مقدمه کوتاه، در این مقاله ابتدا ساختار، اهداف و اصول سازمان همکاری شانگهای را بیان کرده، سپس چشمانداز این سازمان را مورد بررسی قرار میدهیم. سپس نگاه ایران به سازمان همکاری شانگهای و حضور ایران در ششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و در پایان اهداف ایران از عضویت در سازمان همکاری شانگهای را بررسی و ارزیابی میکنیم.
">نادعلی بای
مقدمه:
ششمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای (shanghai Cooperation organization – SCO) که از 155 تا 17 ژوئن 2006 در شانگهای چین برگزار شد، نخستین گردهمایی رهبران این سازمان بود که ایران در آن به عنوان عضو ناظر و در سطح رئیس دولت شرکت کرد و البته تلاش دارد تا به همراه بلاروس عضو قطعی و دارای حق رای شانگهای شود. تشکیل اتحادیههای منطقهای که همچون شانگهای توسعه اقتصادی و مبارزه با تروریسم را در دستور کار دارند به شتاب کشورهای در حال توسعه برای کم کردن فاصله خود با کشورهای صنعتی کمک شایانی میکند. سازمان همکاری شانگهای، سازمانی بین دولتی است که در تاریخ 15 جولای 2001 توسط شش کشور جمهوری خلق چین، روسیه و جمهوریهای ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان و بر پایه گروه پنج شانگهای تأسیس شده است.
اصلیترین اهداف این سازمان عبارتند از تقویت اعتمادی دو جانبه و روابط همسایگی خوب در میان کشورهای عضو، ارتقای سطح همکاری مؤثر آنها در زمینههای سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و آموزشی علاوه بر انرژی، حمل و نقل، توریسم، حفاظت از محیط زیست، امنیت و ثبات منطقهای، ایجاد نظام سیاسی و اقتصادی جدید جهانی بر پایه عدالت و دموکراسی. سازمان همکاری شانگهای در روابط خارجی خود علیه هیچ کشور یا منطقهای موضعگیری نمیکند. تحولات کنونی جهان معاصر، بر اهمیت همکاری کشورها با یکدیگر برای مقابله با تهدیدات مختلف که بسیاری از آنها ماهیتی بینالمللی یافتهاند، افزودهاست. در چنین شرایطی، سازمانهای منطقهای، نقش برجستهای مییابند که سازمان همکاری شانگهای یکی از آنهاست. ایران در حال حاضر عضو ناظر این سازمان است و بهتازگی درخواست عضویت کامل را مطرح کردهاست. حضور احمدینژاد در اجلاس این دوره سازمان همکاری شانگهای در ژوئن 2006 با حساسیتهای فراوانی از سوی غرب روبهرو شد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند به مفهوم حلقه اتصال حوزه خاورمیانه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز باشد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند پتانسیل رقابت را در منطقه، در سطحی به همکاری تبدیل کند. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق آمریکا در واکنش به حضور رئیسجمهور ایران در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، در جمع کارشناسان در سنگاپور در 5 ژوئن 2006 بار دیگر با تکرار ادعاهای قبلی آمریکا مبنی بر حمایت ایران از سازمانهای تروریستی! از چین و روسیه برای حمایت از حضور ایران در اجلاس سازمان همکاری شانگهای که یکی از اهداف این سازمان مبارزه با تروریسم است، انتقاد کرد. سران کشورهای روسیه و چین به همراه جمهوریهای آسیای مرکزی نشست سالانه خود را در شانگهای در حالی آغاز کردند که موضوع ایران در صدر مسائل مورد بحث قرار گرفت و سازمان همکاری شانگهای به علت حضور رئیسجمهور احمدینژاد از اهمیتی جهانی برخوردار شده بود. حضور ایران در این اجلاس موجب آشفتگی غرب شده بود و چین در عین اینکه از حضور احمدینژاد استقبال کرده بود نگران توجه بیش از حد به این حضور در اجلاس بود. با این حال رسانههای جهان پیشبینی میکردند که عمده توجه در این اجلاس بیش از هر کس دیگری معطوف به احمدینژاد شود.
با توجه به این مقدمه کوتاه، در این مقاله ابتدا ساختار، اهداف و اصول سازمان همکاری شانگهای را بیان کرده، سپس چشمانداز این سازمان را مورد بررسی قرار میدهیم. سپس نگاه ایران به سازمان همکاری شانگهای و حضور ایران در ششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و در پایان اهداف ایران از عضویت در سازمان همکاری شانگهای را بررسی و ارزیابی میکنیم.
">نادعلی بای
مقدمه:
ششمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای (shanghai Cooperation organization – SCO) که از 155 تا 17 ژوئن 2006 در شانگهای چین برگزار شد، نخستین گردهمایی رهبران این سازمان بود که ایران در آن به عنوان عضو ناظر و در سطح رئیس دولت شرکت کرد و البته تلاش دارد تا به همراه بلاروس عضو قطعی و دارای حق رای شانگهای شود. تشکیل اتحادیههای منطقهای که همچون شانگهای توسعه اقتصادی و مبارزه با تروریسم را در دستور کار دارند به شتاب کشورهای در حال توسعه برای کم کردن فاصله خود با کشورهای صنعتی کمک شایانی میکند. سازمان همکاری شانگهای، سازمانی بین دولتی است که در تاریخ 15 جولای 2001 توسط شش کشور جمهوری خلق چین، روسیه و جمهوریهای ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان و بر پایه گروه پنج شانگهای تأسیس شده است.
اصلیترین اهداف این سازمان عبارتند از تقویت اعتمادی دو جانبه و روابط همسایگی خوب در میان کشورهای عضو، ارتقای سطح همکاری مؤثر آنها در زمینههای سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و آموزشی علاوه بر انرژی، حمل و نقل، توریسم، حفاظت از محیط زیست، امنیت و ثبات منطقهای، ایجاد نظام سیاسی و اقتصادی جدید جهانی بر پایه عدالت و دموکراسی. سازمان همکاری شانگهای در روابط خارجی خود علیه هیچ کشور یا منطقهای موضعگیری نمیکند. تحولات کنونی جهان معاصر، بر اهمیت همکاری کشورها با یکدیگر برای مقابله با تهدیدات مختلف که بسیاری از آنها ماهیتی بینالمللی یافتهاند، افزودهاست. در چنین شرایطی، سازمانهای منطقهای، نقش برجستهای مییابند که سازمان همکاری شانگهای یکی از آنهاست. ایران در حال حاضر عضو ناظر این سازمان است و بهتازگی درخواست عضویت کامل را مطرح کردهاست. حضور احمدینژاد در اجلاس این دوره سازمان همکاری شانگهای در ژوئن 2006 با حساسیتهای فراوانی از سوی غرب روبهرو شد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند به مفهوم حلقه اتصال حوزه خاورمیانه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز باشد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند پتانسیل رقابت را در منطقه، در سطحی به همکاری تبدیل کند. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق آمریکا در واکنش به حضور رئیسجمهور ایران در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، در جمع کارشناسان در سنگاپور در 5 ژوئن 2006 بار دیگر با تکرار ادعاهای قبلی آمریکا مبنی بر حمایت ایران از سازمانهای تروریستی! از چین و روسیه برای حمایت از حضور ایران در اجلاس سازمان همکاری شانگهای که یکی از اهداف این سازمان مبارزه با تروریسم است، انتقاد کرد. سران کشورهای روسیه و چین به همراه جمهوریهای آسیای مرکزی نشست سالانه خود را در شانگهای در حالی آغاز کردند که موضوع ایران در صدر مسائل مورد بحث قرار گرفت و سازمان همکاری شانگهای به علت حضور رئیسجمهور احمدینژاد از اهمیتی جهانی برخوردار شده بود. حضور ایران در این اجلاس موجب آشفتگی غرب شده بود و چین در عین اینکه از حضور احمدینژاد استقبال کرده بود نگران توجه بیش از حد به این حضور در اجلاس بود. با این حال رسانههای جهان پیشبینی میکردند که عمده توجه در این اجلاس بیش از هر کس دیگری معطوف به احمدینژاد شود.
با توجه به این مقدمه کوتاه، در این مقاله ابتدا ساختار، اهداف و اصول سازمان همکاری شانگهای را بیان کرده، سپس چشمانداز این سازمان را مورد بررسی قرار میدهیم. سپس نگاه ایران به سازمان همکاری شانگهای و حضور ایران در ششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و در پایان اهداف ایران از عضویت در سازمان همکاری شانگهای را بررسی و ارزیابی میکنیم.
">نادعلی بای
مقدمه:
ششمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای (shanghai Cooperation organization – SCO) که از 155 تا 17 ژوئن 2006 در شانگهای چین برگزار شد، نخستین گردهمایی رهبران این سازمان بود که ایران در آن به عنوان عضو ناظر و در سطح رئیس دولت شرکت کرد و البته تلاش دارد تا به همراه بلاروس عضو قطعی و دارای حق رای شانگهای شود. تشکیل اتحادیههای منطقهای که همچون شانگهای توسعه اقتصادی و مبارزه با تروریسم را در دستور کار دارند به شتاب کشورهای در حال توسعه برای کم کردن فاصله خود با کشورهای صنعتی کمک شایانی میکند. سازمان همکاری شانگهای، سازمانی بین دولتی است که در تاریخ 15 جولای 2001 توسط شش کشور جمهوری خلق چین، روسیه و جمهوریهای ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان و بر پایه گروه پنج شانگهای تأسیس شده است.
اصلیترین اهداف این سازمان عبارتند از تقویت اعتمادی دو جانبه و روابط همسایگی خوب در میان کشورهای عضو، ارتقای سطح همکاری مؤثر آنها در زمینههای سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و آموزشی علاوه بر انرژی، حمل و نقل، توریسم، حفاظت از محیط زیست، امنیت و ثبات منطقهای، ایجاد نظام سیاسی و اقتصادی جدید جهانی بر پایه عدالت و دموکراسی. سازمان همکاری شانگهای در روابط خارجی خود علیه هیچ کشور یا منطقهای موضعگیری نمیکند. تحولات کنونی جهان معاصر، بر اهمیت همکاری کشورها با یکدیگر برای مقابله با تهدیدات مختلف که بسیاری از آنها ماهیتی بینالمللی یافتهاند، افزودهاست. در چنین شرایطی، سازمانهای منطقهای، نقش برجستهای مییابند که سازمان همکاری شانگهای یکی از آنهاست. ایران در حال حاضر عضو ناظر این سازمان است و بهتازگی درخواست عضویت کامل را مطرح کردهاست. حضور احمدینژاد در اجلاس این دوره سازمان همکاری شانگهای در ژوئن 2006 با حساسیتهای فراوانی از سوی غرب روبهرو شد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند به مفهوم حلقه اتصال حوزه خاورمیانه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز باشد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند پتانسیل رقابت را در منطقه، در سطحی به همکاری تبدیل کند. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق آمریکا در واکنش به حضور رئیسجمهور ایران در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، در جمع کارشناسان در سنگاپور در 5 ژوئن 2006 بار دیگر با تکرار ادعاهای قبلی آمریکا مبنی بر حمایت ایران از سازمانهای تروریستی! از چین و روسیه برای حمایت از حضور ایران در اجلاس سازمان همکاری شانگهای که یکی از اهداف این سازمان مبارزه با تروریسم است، انتقاد کرد. سران کشورهای روسیه و چین به همراه جمهوریهای آسیای مرکزی نشست سالانه خود را در شانگهای در حالی آغاز کردند که موضوع ایران در صدر مسائل مورد بحث قرار گرفت و سازمان همکاری شانگهای به علت حضور رئیسجمهور احمدینژاد از اهمیتی جهانی برخوردار شده بود. حضور ایران در این اجلاس موجب آشفتگی غرب شده بود و چین در عین اینکه از حضور احمدینژاد استقبال کرده بود نگران توجه بیش از حد به این حضور در اجلاس بود. با این حال رسانههای جهان پیشبینی میکردند که عمده توجه در این اجلاس بیش از هر کس دیگری معطوف به احمدینژاد شود.
با توجه به این مقدمه کوتاه، در این مقاله ابتدا ساختار، اهداف و اصول سازمان همکاری شانگهای را بیان کرده، سپس چشمانداز این سازمان را مورد بررسی قرار میدهیم. سپس نگاه ایران به سازمان همکاری شانگهای و حضور ایران در ششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و در پایان اهداف ایران از عضویت در سازمان همکاری شانگهای را بررسی و ارزیابی میکنیم.
">نادعلی بای
مقدمه:
ششمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای (shanghai Cooperation organization – SCO) که از 155 تا 17 ژوئن 2006 در شانگهای چین برگزار شد، نخستین گردهمایی رهبران این سازمان بود که ایران در آن به عنوان عضو ناظر و در سطح رئیس دولت شرکت کرد و البته تلاش دارد تا به همراه بلاروس عضو قطعی و دارای حق رای شانگهای شود. تشکیل اتحادیههای منطقهای که همچون شانگهای توسعه اقتصادی و مبارزه با تروریسم را در دستور کار دارند به شتاب کشورهای در حال توسعه برای کم کردن فاصله خود با کشورهای صنعتی کمک شایانی میکند. سازمان همکاری شانگهای، سازمانی بین دولتی است که در تاریخ 15 جولای 2001 توسط شش کشور جمهوری خلق چین، روسیه و جمهوریهای ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان و بر پایه گروه پنج شانگهای تأسیس شده است.
اصلیترین اهداف این سازمان عبارتند از تقویت اعتمادی دو جانبه و روابط همسایگی خوب در میان کشورهای عضو، ارتقای سطح همکاری مؤثر آنها در زمینههای سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و آموزشی علاوه بر انرژی، حمل و نقل، توریسم، حفاظت از محیط زیست، امنیت و ثبات منطقهای، ایجاد نظام سیاسی و اقتصادی جدید جهانی بر پایه عدالت و دموکراسی. سازمان همکاری شانگهای در روابط خارجی خود علیه هیچ کشور یا منطقهای موضعگیری نمیکند. تحولات کنونی جهان معاصر، بر اهمیت همکاری کشورها با یکدیگر برای مقابله با تهدیدات مختلف که بسیاری از آنها ماهیتی بینالمللی یافتهاند، افزودهاست. در چنین شرایطی، سازمانهای منطقهای، نقش برجستهای مییابند که سازمان همکاری شانگهای یکی از آنهاست. ایران در حال حاضر عضو ناظر این سازمان است و بهتازگی درخواست عضویت کامل را مطرح کردهاست. حضور احمدینژاد در اجلاس این دوره سازمان همکاری شانگهای در ژوئن 2006 با حساسیتهای فراوانی از سوی غرب روبهرو شد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند به مفهوم حلقه اتصال حوزه خاورمیانه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز باشد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند پتانسیل رقابت را در منطقه، در سطحی به همکاری تبدیل کند. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق آمریکا در واکنش به حضور رئیسجمهور ایران در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، در جمع کارشناسان در سنگاپور در 5 ژوئن 2006 بار دیگر با تکرار ادعاهای قبلی آمریکا مبنی بر حمایت ایران از سازمانهای تروریستی! از چین و روسیه برای حمایت از حضور ایران در اجلاس سازمان همکاری شانگهای که یکی از اهداف این سازمان مبارزه با تروریسم است، انتقاد کرد. سران کشورهای روسیه و چین به همراه جمهوریهای آسیای مرکزی نشست سالانه خود را در شانگهای در حالی آغاز کردند که موضوع ایران در صدر مسائل مورد بحث قرار گرفت و سازمان همکاری شانگهای به علت حضور رئیسجمهور احمدینژاد از اهمیتی جهانی برخوردار شده بود. حضور ایران در این اجلاس موجب آشفتگی غرب شده بود و چین در عین اینکه از حضور احمدینژاد استقبال کرده بود نگران توجه بیش از حد به این حضور در اجلاس بود. با این حال رسانههای جهان پیشبینی میکردند که عمده توجه در این اجلاس بیش از هر کس دیگری معطوف به احمدینژاد شود.
با توجه به این مقدمه کوتاه، در این مقاله ابتدا ساختار، اهداف و اصول سازمان همکاری شانگهای را بیان کرده، سپس چشمانداز این سازمان را مورد بررسی قرار میدهیم. سپس نگاه ایران به سازمان همکاری شانگهای و حضور ایران در ششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و در پایان اهداف ایران از عضویت در سازمان همکاری شانگهای را بررسی و ارزیابی میکنیم.
ساختار، اهداف و اصول سازمان همکاری شانگهای
چین در سال 1996 اتحادیه بینالمللی را بنیان گذاشت که به عنوان گروه پنج شانگهای شناخته میشد. این اتحادیه شامل چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان میشد. در آغاز این اتحادیه تمرکز خود را به مبارزه با تروریسم در افغانستان و دیگر نقاط مرزی افغانستان گذاشت و کوشید تا ثبات منطقهای را برقرار کند. در ژوئن سال 2001 ازبکستان به این گروه دعوت شد و این گروه در 15 جولای 2001 به صورت رسمی به نام سازمان همکاری شانگهای نامیده شد. سران سازمان همکاری شانگهای در ژوئن 2002 در سنپترزبورگ با یکدیگر دیدار کردند و منشور سازمان همکاری شانگهای را امضا کردند. این منشور حوزه فعالیت سازمان همکاری شانگهای را به طور عام گسترش داد. موضوعاتی مانند اهداف و اصول، ساختار سازمانی، نحوه عملکرد و جهتگیری اصول و روابط خارجی، مورد بحث و بررسی قرار گرفت و تأسیس حقیقی این سازمان جدید را از دیدگاه حقوق بینالملل نشان داد. بر مبنای ماده 1 منشور سازمان همکاری شانگهای و بیانیه تأسیس این سازمان، اهداف اصلی و وظایف آن عبارتند از : تقویت اعتماد متقابل، حسن همجواری و دوستی میان کشورهای عضو، توسعه همکاری مؤثر در امور سیاسی، اقتصاد، تجارت، علوم و فناوری، فرهنگ، آموزش، انرژی، حمل و نقل و حفاظت از محیط زیست همچنین همکاری در زمینه تثبیت صلح، امنیت و ثابت منطقهای و تقویت و ایجاد نظم جدید اقتصادی و سیاسی بینالمللی که نمایانگر دموکراسی، عدالت و عقلانیت باشد از دیگر اهداف این سازمان است. براساس ماده 2 منشور سازمان همکاری شانگهای، اصول این سازمان عبارتند از: توجه به هدف و اصول منشور ملل متحد، احترام به استقلال کشورها از یکدیگر و حمایت از تمامیت ارضی آنها، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، عدم استفاده دو جانبه یا تهدید به استفاده دوجانبه از زور، برابری میان تمام اعضا، پاسخ به تمام پرسشها از طریق مشورت، عدم تعهد و عدم جهتگیری علیه سازمان کشور دیگر، باز بودن به جهان بیرونی و مشارکت با دیگر کشورها و سازمانها مرتبط بینالمللی یا منطقهای. ساختار نهادی سازمان همکاری شانگهای مرکب از دو بخش است. مکانیسم دیدارها و نهادهای دایمی پنج بخش موقتیاند که بیشتر شامل مکانیسم دیدارها هستند و دبیرخانه و ساختار ضدتروریسم از بخشهای ثابت هستند. 1ـ شورای سران کشورها، 2ـ شورای سران دولتها، 3ـ شورای وزیران امور خارجه، 4ـ کنفرانس سران آژانسها، 5ـ شورای هماهنگکنندگان ملی، 6ـ دبیرخانه، 7ـ ساختار ضد تروریسم منطقهای از ارکان سازمان همکاری شانگهای هستند.
چشمانداز سازمان همکاری شانگهای
سازمان همکاری شانگهای از میان رقابت قدرتهای بزرگ بر سر منطقه ژئوپلیتیک آسیای مرکزی پدیدار شد. هدف اساسی سازمان همکاری شانگهای، تحکیم همکاری نظامی در مرزهای منطقه و مبارزه با حرکتهای تجزیهطلبانه اعلام شد. اما روند قطببندی سیاسی، گروه پنج شانگهای را از یک اتحاد محدود امنیتی، به نطفه یک بلوکبندی بینالمللی مبدل کرد. امری که خود پایهگذاران این سازمان نیز پیشبینی نمیکردند. با تشدید تنشهای بینالمللی کشورهای بیشتری به سوی سازمان همکاری شانگهای گرایش یافتند. برخی از کشورهای "ناظر" خواستار عضویت در شانگهای بودند. اما از آنجا که در ابتدای پایهگذاری "سازمان همکاری شانگهای" رشد و گسترش این سازمان، به صورت کنونی پیشبینی نمیشد، اساسنامه و ضوابطی برای عضویت اعضای جدید نیز تدوین نگشت. همین امر موجب شد تا متقاضیان عضویت، همچنان به عنوان "ناظر" در نشستها حضور داشته باشند. هماکنون مغولستان، پاکستان، هند و ایران به عنوان اعضای ناظر سازمان پذیرفته شدهاند. اولین ابراز وجود مؤثر سازمان همکاری شانگهای در سطح سیاست بینالملل، انتشار بیانیهای در رابطه با پایگاه نظامی آمریکا در منطقه بود. سازمان همکاری شانگهای در بیانیهای در سال 2005 از ایالات متحده آمریکا خواست تا جدول زمانی مشخصی جهت برچیدن پایگاههای نظامی خود در آسیای مرکزی تعیین کند. درخواست شانگهای برای برچیده شدن پایگاههای نظامی آمریکا از قرقیزستان، تبدیل به عامل تشدید مناقشات پنهان میان چین و روسیه در یکسو و آمریکا در سوی دیگر شد. با این بیانیه، پروژه همکاری مرزی کشورها در آسیای مرکزی، ناگهان به همکاری یک بلوک جدید شرقی در مقابل غرب تغییر کرد. پیوستن کشورهایی چون هند و ایران به سازمان همکاری شانگهای میتواند ظهور و سعود قطبهای جدید قدرت در جهان سرمایه و تشدید تضادهای بینالمللی را تسریع سازد. اگر سازمان همکاری شانگهای مسیر یک اتحادیه جدید سرمایهداری را در پیش گیرد، بلوک شرق جدیدی شکل میگیرد. این امر نیز به نوبه خود موازنه قوای جهانی را به نفع اتحادیه اروپا تغییر میدهد. با این وجود این یک حقیقت است که سازمان همکاری شانگهای، بدون جلب یا دستیابی به تکنولوژی کشورهایی چون ژاپن و آلمان، شانسی برای ابراز وجود، به مثابه یک قطب را ندارد. اما از لحاظ سیاسی نظامی، میتواند نقش ژئوپولیتیک مهمی در تحولات جهانی ایفا کند. این سازمان در سالهای اخیر موفقیتهای شایان توجهی در زمینه مقابله با جهان تکقطبی، مبارزه با مواد مخدر و تروریسم به دست آوردهاست.
در چند سال گذشته سازمان همکاری شانگهای جایگاه بیشتری در مباحث مربوط به سیاستهای جهانی یافته و جلب توجه بیشتری نسبت به سالهای اولیه تأسیس کردهاست. از نظر پژوهشگران امور سیاست خارجی آمریکا، سازمان همکاری شانگهای باید در چارچوب روابط آمریکا و چین مورد مطالعه قرار گیرد. علت این امر آنست که موتور و عامل حرکت این سازمان به طور عمده چین است. چین بیشترین نقش و مشارکت را در پیدایش و پردازش این سازمان داشته و خواهد داشت. تأکید بر این مطلب نباید به عنوان کمتوجهی نسبت به سایر اعضا و ناظرین سازمان همکاری شانگهای از جمله روسیه قلمداد گردد ولی نقش هیچ کشوری در این سازمان با نقش چین قابل مقایسه نیست. با عنایت به پویایی روابط چین و آمریکا و رفتار محاسبهگرانه، عمیقا محتاطانه و عاری از شتاب چین باید گفت که سازمان همکاری شانگهای تبدیل به سازمانی ضدآمریکایی نخواهد شد و بهرغم اظهارات تند برخی از محافل آمریکایی، چینیها مسیر تقابل با آمریکا در آسیای مرکزی را از طریق نظامی کردن رقابت و تخاصمی کردن ماهیت روابط خود با آمریکا بر نخواهند گزید. از طرف دیگر پویاییهای موجود در سیاست خارجی آمریکا و چین به سازمان همکاری شانگهای امکان ایجاد تعدیلهایی در حرکتهای یکجانبهگرایانه آمریکا در آسیا خواهد داد و سازمان همکاری شانگهای به طور عمده میتواند نه به صورت یک بازدارنده تخصصی، بلکه یک تعدیل کننده عمل کند و این به نوبه خود به موقعیت جهانی چین در تعاملات با آمریکا ارتقاء خواهد بخشید. سرانجام آنکه سازمان همکاری شانگهای، سازمانی منطقهای باقی خواهد ماند. منطقهای بودن آن، هم به لحاظ ملزومات جغرافیایی و هم برگرفته از ماهیت و ساختار روابط چین و آمریکاست. انتظار تبدیل سازمان همکاری شانگهای به سازمانی جهانی حداقل در این مقطع از روابط بینالمللی طبیعی نیست. تمایلات چینیها در چارچوبهای موجود در سیاست خارجی آنها با آمریکا، سطح رشد مشخصی را برای سازمان همکاری شانگهای رقم میزند. نتیجه ارزیابیهای فوق برای اعضا و ناظرین سازمان همکاری شانگهای آن است که باید انتظار محاسبه شده و محدودی از کارآیی این سازمان در مدیریت روابط خود با آمریکا داشته باشند. هرچند که اعضا و ناظرین نسبت به حرکتهای هژمونیک آمریکا حساسیت دارند، اما حساسیت آنها مخصوصا چینیها به عنوان معماران و مالکان اصلی این سازمان، در رابطه با آمریکا یکسان نیست و این عدم یکدستی از یکسو و ظرفیت منطقهای سازمان از سوی دیگر، آن را محلی برای رشد و نمود مناسبات عمیقتر منطقهای خواهد کرد تا سازمان در مناسبات بینالمللی، نقش استراتژیک و نظامی ایفا کند. با توجه به وضعیت عضویت ناظر ایران در این سازمان، هنوز مکانیزم خاصی برای گسترش و افزایش اعضای دایمی سازمان همکاری شانگهای وجود ندارد و تنها ممکن است اعضای ناظر خود را افزایش دهد.
ایران و دورنمای عضویت در سازمان همکاری شانگهای
جمهوری اسلامی ایران، سازمان همکاری شانگهای را به عنوان باشگاهی از کشورهای همفکر میبیند که برای منافع ژئواستراتژیکاش در آسیای مرکزی مهم است. سازمان همکاری شانگهای همچنین سیاست خارجی نگاه به شرق ایران را تکمیل میکند. ایران دارای مناسبات تاریخی، فرهنگی و اقتصادی قویای با بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی است. ایران همچنین میخواهد روابط خود با قدرتهای بزرگ همچون چین و هند را توسعه دهد. ایران به سازمان همکاری شانگهای به عنوان تضمین کننده بالقوه امنیت آتی خود مینگرد. عضویت در این سازمان به ایران برای رهایی از فشارهای بینالمللی در برنامه هستهایاش، یک پناهگاهی را پیشنهاد میکند. همچنین عضویت ایران در این سازمان به روسیه و چین اجازه میدهد که به صورت مثبتتری بر سیاست خارجی ایران به ویژه در قبال جهان اسلام تأثیر بگذارند.
سئوال اساسی که در اینجا مطرح میشود، اینست که ایران از پیوست به سازمان شانگهای به دنبال چیست ؟ برای روشن شدن مطلب، مطرح کردن چند نکته در ابتدا ضروری است :
1ـ ایران در سالهای پس از انقلاب اسلامی موضوع منطقهگرایی را به شدت دنبال کرده است. این سیاست در مجموعه اهداف، راهبردها و سیاستهای خارجی ایران منطقه با اهداف سیاست خارجی ایران منعکس در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. رجحان و اولویت روابط با همسایگان، کشورهای مسلمان و کشورهای در حال توسعه همگی در چتر منطقهگرایی ایران قابل جمع شدن است. ایران از مزیت ژئوپلیتیک منحصر بفردی بهره میبرد. ایران عضوی از مجموعه کشورهای خاورمیانه است و در عین حال بخشی از زیرمجموعه آسیای جنوب غربی و در حال عضوی از گروه کشورهای خلیج فارس و دریای خزر و در عین حال در بخش آسیای مرکزی بزرگ که تعریف جدیدی از همان منطقه خراسان بزرگ تاریخی است جای میگیرد. تا قبل از فروپاشی اتحاد شوروی ایران تنها از مزیتهای خود در خلیج فارس و خاورمیانه استفاده میکرد. پس از دسامبر 1991 و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به یکباره فرصتهای متعددی در شرق، شمال شرق و شمال غرب کشور بر روی ایران گشوده شد. 10 کشور جدید در قفقاز، آسیای مرکزی و کناره خزر به یکباره به ایران موقعیت جدیدی در همکاریهای خود با کشورهای همسایهاش بخشیدند و نگرانیهای امنیتی ایران ناشی از همسایگی با یکی از ابرقدرتهای جهان را کاملا منتفی کردند.
2ـ ایران در سالهای انتهایی قرن بیستم نگاه ژرفتری به کشورهای ماوراء همسایگان جدید انداخت و عمق استراتژیک خود را در همکاری با کشورهای آسیایی یافت. چین، هند، مالزی و اندونزی کشورهایی بودند که با توجه به هویت آسیایی خود، جمعیت فراوان، رشد سریع و پیشرفت در بخشهای صنعتی و تکنولوژیک توجه ایران با جلب کردند. همچنین در سالهای اول قرن بیست و یکم به تدریج بازار تقاضای انرژی به صورت کلی و سوختهای فسیلی به صورت خاص از اروپا و آمریکا به شرق متمایل شد و با توجه به نیاز فزاینده به نفت و گاز در کشورهای چین، ژاپن و هند، ایران تعادل عرضه و تقاضا را در تعامل بیشتر با کشورهای آسیایی دید.
3ـ اختلافات ایران با غرب از جمله مشغولیات همیشگی سیاست خارجی ایران در سالهای پس از انقلاب اسلامی است. اصولا اندازه کشور، فرهنگ و مذهب، سنتهای تاریخی و ظرفیتهای بالقوه ایران، سیاست خارجی ایران را به نوعی مشخص و منحصر به فرد میسازد که علیرغم تلاش تصمیمگیران ایرانی و غربیدر پیش از انقلاب برای همگرایی کامل، این موضوع محقق نشد. پس از انقلاب سیاستهای استقلالگرایانه ایران باعث تشدید اختلافات این کشور با کشورهای غربی شد. اما در طول دههها 1980 و 1990 این اختلافات با تدبیر دو طرف علیالخصوص نگاه واقعگرایانه برخی از کشورهای اروپایی مدیریت شده و در سطوح سیاسی و اقتصادی باقی ماند. اما از سال 2003 با اصرار آمریکا روابط ایران با کشورهای غربی بحرانی شده و از رقابتهای سیاسی و اقتصادی به منازعات امنیتی رسیدهاست. پرونده هستهای ایران باعث تشدید فشارهای غرب در محدودسازی ایران در دسترسی به فناوریهای پیشرفته، عدم رسیدن به توافقات عمده مانند قرارداد همکاری و تجارت بین اتحادیه اروپایی و ایران، ارسال پرونده هستهای ایران به شورای امنیت ملل متحد و تدوین تحریمهای عمده تکنولوژیکی، علمی، مالی و تهدید به استفاده از تحریمهای گستردهتر شدهاست. از این طرف نیز نگاه ایران به روابط خارجی خود با کشورهای غربی و بخصوص آمریکا با رجحان و اولویت امور امنیتی و نظامی شکل میگیرد. در چنین حالتی گرایش به کشورهای آسیایی میتواند به ایران این مجال را بدهد که اولا برنامهریزی برای استفاده از ظرفیت همکاری با کشورهای شرقی و شمالی خود برای روزهای سخت را در ذهن داشته باشد و ثانیا از پتانسیل این کشورها برای مقابله با تحریمها و تهدیدات استفاده کند. اکنون استفاده از امکانات دریای خزر، آسیای مرکزی و قفقاز میتواند به عنوان مکمل یا بدیلهایی برای مجاری سنتی ارتباط ایران در خلیج فارس و از طریق ترکیه مدنظر باشد. این تغییر با اشتیاق کشورهایی مانند چین برای استفاده از راههای جدیدی برای تأمین انرژی و دسترسی به بازارهای جدید برای کالاهای چینی همزمان است. چین سالهاست که نگران تک مسیر بودن ورود نفت خام و گاز مایع از طریق اقیانوس هند است که در تنگه مالاکا نظارت و دخالت احتمالی نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه را به همراه دارد. استفاده از خطوط لوله جدید از روسیه و قزاقستان به چین و در ماورای کوههای هیمالیا و تیانشان که دور از دسترس نیروها و نظارت آمریکاست، امنیت انرژی چین را بهتر میسازد. چینیها امیدوارند که خط لولهای نیز از ایران یا دریای خزر از طریق خشکی به بخشهای غربی چین برسد. بازار مصرف در کشورهای افغانستان، آسیای مرکزی و ایران نیز آنقدر جذاب است که هزینه ایجاد راههای جدید از سین گیانگ به سمت قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، افغانستان و پاکستان به سمت غرب را اقتصادی میسازد. بنابراین دلایل برای همگرایی مابین ایران و کشورهای آسیایی در چارچوب توافقاتی مانند سازمان همکاری شانگهای، سازمان همکاری اقتصادی (اکو) و سازمان همکاری و امنیت در آسیا مبین این حقیقت است که این یک بازی برد ـ برد است.
ایران و ششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای
تاکنون اجلاسهای ششگانه سران کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی به ترتیب به شرح زیر برگزار شدهاست : 1ـ شانگهای 15ـ14 ژوئن 2001 و آلما آتا در 14ـ13 سپتامبر 2001، 2ـ سنپترزبورگ در 7 ژوئن 2002، 3ـ مسکو 28ـ29 می 2003، 4ـ تاشکند 17 ژوئن 2004 (که اولین نشست سران پس از پایان مرحله ابتدایی تأسیس این سازمان است)، 5ـ آستانه در 5 جولای 2005، 6ـ شانگهای در 17ـ15 ژوئن 2006.
جمهوری اسلامی ایران پیش از ششمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، در سطح معاون اول رئیسجمهور در این اجلاسها شرکت کردهبود. از جمله اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در 5 جولای 2005 در آستانه قزاقستان که حسین عارف معاون اول رئیسجمهور خاتمی در آن شرکت کرده بود، و دیگری اجلاس مسکو در 26 اکتبر 2005 که پرویز داوودی معاون اول رئیسجمهور احمدینژاد در آن شرکت کرده بود.
اجلاس سران همکاری شانگهای در چین فرصتی شد تا رئیسجمهوری ایران بتواند از نزدیک با برخی از رؤسای جمهوری کشورهای بزرگ دنیا به گفتوگو و تبادل نظر بپردازد. در همین حال این سفر فرصتی بود تا احمدینژاد بار دیگر افکار عمومی جهان را نسبت به اهداف و مقاصد صلحآمیز ایران در زمینه انرژی هستهای روشن سازد. ششمین نشست سران شش کشور عضو پیمان همکاری شانگهای روز 25 خرداد 1385، برابر با ژوئن 2006، در شهر شانگهای در شرق چین برگزار شد. شش کشور چین، روسیه، ازبکستان، تاجیکستان، قزاقستان و قرقیزستان از اعضای این پیمان هستند و چهار کشور جمهوری اسلامی ایران، هند، پاکستان و مغولستان نیز اعضای ناظر آن میباشند ؛ گرچه چین و روسیه در ماه گذشته پیشنهاد عضویت دائم تهران را در پیمان همکاری شانگهای مطرح کردند. احمدینژاد رئیسجمهوری کشورمان با وجود مخالفتهای آمریکا و تلاشهای واشنگتن برای حضور نیافتن ایران در این اجلاس، به دعوت رسمی هو جین تائو همتای چینی خود در این نشست حضور یافت. حضور ایران به عنوان عضو ناظر در سازمان همکاری شانگهای و تلاش آن برای عضویت کامل در این سازمان دغدغه مقامات آمریکایی در قبال سازمان همکاری شانگهای است.
محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران در ششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای که به مدت سه روز از 15 تا 17 ژوئن 2006 برگزار شد، در شانگهای چین شرکت کرد. مهمترین بحثهای صورت گرفته در این اجلاس را عمدتا اقتصادی و سپس امنیتی و تحلیل مسائل منطقهای و جهانی تشکیل میداد و در طول نشستهای جانبی و مفصلی که ایران با مسئولان حاضر در این اجلاس داشت توافقات و مذاکرات بسیار مثبتی صورت گرفت. احمدینژاد در مصاحبه با خبرنگاران اظهار داشت : این پیمان منطقهای از عضویت کشورهای مهمی برخوردار است. برخی از اعضای این سازمان دارای عضویت قطعی و برخی همچون ایران ناظر هستند که در مجموع بیش از نیمی از جمعیت جهان در پیمان شانگهای جای میگیرند که ظرفیتها و فرصتهای فراوانی را پدید آوردهاست. احمدینژاد اضافه کرد : در شرایطی که یکجانبهگرایی و فضای تهدید، مناسبات جهانی و عدالت را تهدید میکند چنین پیمانهای منطقهای به خصوص در منطقه آسیا نقش مهمی را در ایجاد صلح و ثبات بر پایه عدالت ایفا میکند و میتواند در مسائل جهانی نیز نقشی گسترده در ایجاد تعادل داشته باشد. رئیسجمهور همچنین با ولادیمیر ژوتین دیدار کرد و در این نشست علاوه بر مرور روابط دوجانبه و مسائل منطقهای درخصوص مهمترین مسائل جهانی تحلیل و گفتگو میان روسای جمهور دو کشور مورد بحث قرار گرفت. در خصوص مسائلی همچون امنیت منطقه، صلح جهانی، همکاریهای اقتصادی و تعاملات بیشتر در بحث انرژی تصمیمات بسیار خوبی اتخاذ شد که اگر از سوی دو کشور روسیه و ایران عملیاتی شود جهشی در روابط و همکاریهای منطقهای خواهد بود. ملاقات با رئیسجمهور چین، هوجین تائو از دیگر بخشهای برنامه رئیسجمهور در این اجلاس بود. با توجه به اینکه ارتباطات ایران با چین گستردهتر از کشور روسیه است و سرمایهگذاریهای مشترک و کارهای تجاری متنوعی میان ایران و چین انجام شده است و جلسه با رئیسجمهور چین نیز طولانیتر از وقت پیشبینی شده صورت گرفت که در این جلسه روابط دوجانبه بازخوانی شد و درخصوص سرمایهگذاری در بخش انرژی، حمل و نقل و تأسیسات زیربنایی افقهای جدید و تفاهمات کلی حاصل شد. احمدینژاد همچنین در حاشیه اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، با رئیسجمهور پاکستان، قزاقستان و تاجیکستان دیدار و گفتگو کرد.
اهداف ایران از عضویت در سازمان همکاری شانگهای
بحران هستهای ایران ریل بازیهای دیپلماتیک در آسیای مرکزی را به طور کامل تغییر داده است. چین و روسیه کوشیدند تا با انعطاف سیاسی و اقتصادی در مقابل کشورهای آسیای مرکزی، پیشروی آمریکا در منطقه را مسدود کرده و همچنین راه نزدیکی ایران به سازمان همکاری شانگهای را بگشایند. ایران نیز آشکارا نشان دادهاست که اگر غرب، دست رد بر سینه جمهوری اسلامی بزند، تمام امکانات سیاسی اقتصادی خود را در خدمت رشد سازمان همکاری شانگهای قرار خواهد داد. این امر به معنای قرار دادن روسیه و چین از یکسو و اتحادیه اروپا در سوی دیگر، در مقابل یک انتخاب در رابطه با بحران هستهای ایران است. حال برعهده روسیه، چین و اتحادیه اروپایی است که راه خود را در قبال فشارهای آمریکا برگزینند یا تبدیل شدن به متحدین استراتژی جنگ پیشگیرانه آمریکا یا استفاده از این فرصت طلایی برای فشار به آمریکا جهت به رسمیت شناختن طرفهای اصلی بازی قدرت در جهان سرمایهداری. چنین شرایط بغرنجی، میدان مانور غیرقابل انتظاری برای جمهوری اسلامی ایران فراهم ساخته است. میدانی که در آن، آمریکا به عنوان قدرت برتر در حال تضعیف است، اما تازهواردان نیز شرایط لازم برای ظهور و صعود به صحنه به عنوان قدرتهای برتر را ندارند. در این معنا، پدیدار شدن سازمان همکاری شانگهای نشانهای از بحران و قطببندی سیاسی در سطح جهانی است.
به نظر میرسد ایران بسیار علاقمند است روابط خود را با روسیه و چین گسترش دهد، چون این دو کشور دارای اقتصادهای قوی هستند و در زمینه مسائل منطقهای و بینالمللی مواضع نزدیکتری با جمهوری اسلامی ایران دارند. ایران با پیوستن به این سازمان میتواند موقعیت خوبی در آن به دست آورد.
ایران توانایی میانجیگری بین گروههای اپوزیسیون اسلامی و دولتهای روسیه و چین را دارد و بنابراین میتواند تنشهای منطقهای را کاهش دهد و به صلح و ثبات جهانی کمک کند. همچنین در حوزه اقتصادی ایران میتواند از مزایای اقتصادی سازمان همکاری شانگهای مانند مناطق معاف از مالیات، کاهش تعرفهها و مشارکت در پروژههای نفت و گاز بهرهمند شود و در مناقشه اتمی میتواند به کسب حمایت این دو کشور به عنوان اعضای دایم شورای امنیت امیدوار باشد (هرچند تاکنون بنا به پیگیری منافع ملی روسیه و چین اینگونه نبوده است و دیگر اینکه آنها خود را شرایط راهبردی ایران نمیدانند). بنابراین در صورت پیوستن به این سازمان، ایران میتواند موقعیت چانهزنی بینالمللی خود را بهتر کند. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای، این فرصت را برای ایران فراهم میکند تا از طریق این سازمان منطقهای به بسط و گسترش نفوذ خود در آسیای مرکزی بپردازد. یکی از مهمترین مشترکات ایران، روسیه و چین، مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا در نظام بینالملل است. سازمان همکاری شانگهای این امکان را برای ایران فراهم میسازد تا با شکل دادن محور ایران، روسیه و چین این هدف مشترک را محقق سازند. از آنجا که کشورهای عربی امکان ایفای نقش ایران را در منطقه خلیجفارس به شدت محدود کردهاند، و از آنجا که ایران، هم یک قدرت و هم یک بازیگر منطقهای موثری است، پس ایران به دنبال فضای حیاتی بیشتری میگردد و آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی بهترین فضای حیاتی را در اختیار ایران قرار میدهد و ایران به دلیل نداشتن ابزارهای کافی و مخالفت آمریکا، تنها از طریق عضویت در سازمان همکاری شانگهای میتواند به این آرزوی خود دست یابد. هر حالت بررسی هزینه و فایده پذیرش و عضویت دایمی ایران در سازمان همکاری شانگهای، میتواند برای اقتصاد و موقعیت بینالمللی ایران مفید باشد. نقش ایران شامل میانجیگری در مناقشات و کاهش تنشها در منطقه است و میتواند در زیرساختهای اقتصادی منطقه هم سرمایهگذاری کند که منجر به تقویت پیوندهای سیاسی میشود. سرمایهگذاری در پروژههای نفت و گاز و استفاده از جاده ابریشم به عنوان سیستم حمل و نقل قوی میتواند بهترین حوزهها برای ایران باشد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند پتانسیل رقابت را در منطقه، در سطحی به همکاری تبدیل کند. همچنین سازمان همکاری شانگهای میتواند با سازمان همکاری اقتصادی اکو همپوشانی داشته باشد و به رفاه و ثبات در منطقه منجر شود. در واقع حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند به مفهوم حلقه اتصال حوزه خاورمیانه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز باشد.
اما تنها یک نکته باقی است که آیا پیوستن ایران به سازمان همکاری شانگهای منزلت و جایگاه امنیتی ایران را ارتقا میدهد؟ پاسخ آن است که بیشک هرگونه فعالیت همگرایانه با کشورهای مستقل به وضعیت بهتری برای ایران میانجامد، اما نگرانیهای امنیتی ایران کمتر از نقاطی است که در چتر سازمان همکاری شانگهای قرار میگیرد. به جز تهدید افراطگرایی اسلامی از نوع طالبان، القاعده و فعالیت سازمانهایی مانند حزبالتحریر در آسیای مرکزی که شانگهای میتواند در کنترل یا محدودسازی آنان نقش مؤثری ایفا کند، نگرانیهای عمده ایران در مناطق دیگر است. آینده عراق، موضوع جنگ داخلی و تجزیه احتمالی این کشور، حضور نیروهای خارجی بخصوص با تعداد زیاد و تجهیزات پیچیده نظامی و ارتباطی آمریکائیان در خلیجفارس و همه کشورهای عربی همسایه ایران، تلاش آمریکا برای ایجاد یک بلوک جدید متشکل از اعراب و اسرائیل در برابر خطر نفوذ ایران در خاورمیانه، تشدید اختلافات مابین شیعیان و اهل سنت و ازدیاد فشار به کشورهای تولیدکننده نفت برای افزایش تولید و کاهش قیمت نفت همه و همه از جنس دیگرند و در مناطق دیگر ایران را هدف گرفتهاند که احتمالا شانگهای نمیتواند به ایران در این موارد کمکی بکند. به نظر میرسد ایران برای ارتقای سطح امنیت ملی خود علاوه بر عضویت در سازمان شانگهای باید به فکر استفاده از بازیگران دیگر و مکانیزمهای دیگر نیز باشد. سیاستی که قطعا مورد توجه و پیگیری خواهد بود.
منابع در روزنامه موجود است.