علی تحصیلی
همانطور که در خبرها آمده است، اخیرا فراکسیونی از جناح اکثریت مجلس انشعاب کرده است. با وجود افراد سرشناس و صاحب نام در جمع اکثریت و نیز با توجه به این واقعیت که افراد فراکسیون جدید تنها در حد چند نفرند، در وهله اول گمان نمیرود که اتفاق مهمی روی داده باشد. اما بیتابیهایی که برخی افراد شاخص اکثریت از خود نشان میدهند و با توجه به حجم خبرها در این مورد و این تاکیدی که میشد« اصولگرایان جریانی منسجمند و انشعابپذیر نیستند» نشان از آن دارد که این افراد لابد فراکسیون جدید را همچون تهدیدی برای خود تلقی میکنند. انسان از خود میپرسد:«مگر چه شده است؟» اگر سنگی در رودخانهای بیفتد، میتواند موج ایجاد کند و آب به کرانهها سرازیر کند. چنانچه شما نیز مثل من فکر کنید، مسلما با تصوری که ما به طور معمول از حد و اندازه سنگهای اطراف رودخانهها داریم، خیر اما اگر با این وجود، بشنویم که بله، سنگی در رودخانهای افتاد و موجی ایجاد کرد، بیگمان حدس خواهید زد که پس باید سنگ بزرگی بوده باشد. در حالی که همانطور که اشاره شد با توجه به تعداد افراد انشعاب کره به یقین میتوان گفت که این کثرت افراد انشعاب کرده نیست که باعث نگرانی طیف اکثریت مجلس شده است. الزاما این سوال مطرح میشود که «شاید این رویداد حائز ویژگی معنایی پر اهمیتی برای اکثریت اصولگرایان است؟» چون در عالم معناست که این رویداد ممکن است برای اکثریت مجلس به گونهای دیگر جلوه کند. گزارشها حاکی از آن است که انشعابیون جدید با همین «فراکسیون اصولگرایان مستقل» در«جریان اصولگرایان»قرار دارند، اما این فراکسیون مایل است به دور از مصلحتسنجی، برداشتهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ویژه خود را مطرح کند: «برای خودمان یک هسته کارشناسی داریم، هسته تعامل و رایزنی و مشورت داریم. اگر واقعا به این نتیجه رسیدیم که تصمیم کارشناسی ما مغایر با تصمیم جمعی و کارشناسی جریان اصولگرا است، نظر خود را اعلام کنی.» (افروغ، هممیهن 29/2/86) این که این جریان انشعابی در طیف اصولگرایان قرار میگیرد، کار مقابله اقناعی و استدلالی را برای جناح اکثریت دشوار میسازد. چه بسا ممکن است جناح اکثریت آرزو کند،«کاش اختلاف فقهی بود» یا«کاش اینها خواهان مذاکره با آمریکا بودند»، چون برای رد صلاحیت هر نمایندهای که خود را اصولگرا نداند، به نوعی دستورالعملی موجود است. چنانچه بخواهیم به احراز صلاحیت نمایندگی در مجلس صرفا از بعد میزان پرهیز افراد نگاه کنیم. نه تنها در پرهیزگاری این افراد تردیدی نیست، بلکه آنها در این ویژگی حتی دست کمی از دیگر نمایندگان جناح اکثریت ندارند.
هیچکس انتظار ندارد که مجلس با گریز از واقعیت، تصویری مخدوش و واژگون از جامعه پیرامون خود ارائه دهد. میبینیم این سخنان نیز بر زبان نمایندهای جاری است. پی مشکل چیست؟ این که نمایندهای اعلام کند که منبعد براساس ارزیابی و نظرکارشناسی نظر خواهد داد. در عرف نمایندگی به خودی خود حرف تازهای نیست، اما آیا میدانید در برابر فضای یکپارچگی و تمامتخواهی، در قالب یک هویت تازه یا مستقل ظاهر شود؟ چون در این طرف قضیه نیز تشتت و پراکندگی مطلوب نیست. در تبادل نظرها. رسیدن به اتفاق نظر و یکپارچگی میتواند بر کارایی مورد بیفزاید. هارمونی کمال مطلوب است. در این مورد مشخص که پیشروی ماست شخصی پیدا شده است که میگوید: «من برای برداشت خودم از پدیدههای زندگی اجتماعی اهمیت و ارزش قائلم» همین میتواند این شبهه را ایجاد کند، که « نکند از این راه بر یکپارچگی حداکثر خللی وارد شود؟» این شبهه، رویدادی است که نه تنها لاهوتی نیست، بلکه بسیار پایینتر از حد استاندارهای جهانی را میتوان به کمک آن لاپوشانی کرد. میتوان به آنچه هست راضی بود و حتی به آن بالید. اما، خوب که واکاوی کنیم، میبینیم این نگاه نیز در حدی نیست که به این شدت واکنش ایجاد کند. چند اصولا این جور تفاوت دیدگاهها شیک است متوان به آن بالید. به آن پز داد: «ببینید. دامنه تحمل ما چقدر وسیع است.» ابرام و پافشاری تصمیمگیران عمده مجلس در نادیده گرفتن دانش و تجربه اندوخته یک یا چند نماینده، نمیتواند از عقل نظری حسابگر ناشی شده باشد چنین تفاوت نظری در حدی نیست که حساسیت ایجاد کند. در همین رابطه این سوال ممکن است به ذهن متبادر شد: «مگر در برداشتهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی اکثریت اصولگرای مجلس نقصی وجود دارد؟» اینجاست که ممکن است فضا ملتهب شود. فشارهای موجود برای موضعگیری سریع اصولگرایان را از این زاویه باید درک کرد. همه از بدنه مجلس گرفته تا شخصیتهای بیرون اذعان که از فضای حاکم بر استدلالهای فرهنگی. اقتصادی و سیاسی اصولگرایان، اصلا و ابدا خطایی سر نمیزند و چنانچه کسی در خطاناپذیری جو حاکم بر اصولگرایان کمترین تردیدی روا دارد، باید هرچه زودتر، چه از طریق فشار گروهی و چه از طریق گرایش افراد در جهت همنوایی و در راستای «درست جلوه کردن»، راه مصالحه در پیش گیرد. شواهد تاریخی، از نوع سیاسی، نظامی و یا اقتصادی حکایت از آن دارند که چنانچه جمعی قوی که در تصمیمسازیهای کلان موثرند، به لحاظ شناختی، به این فرض قریب به یقین نائل شوند، که از آنان خطایی سر نمیزند، امکان اشتباه کردن اصلا وجود ندارد و اینکه همه باید در عین حفظ یکپارچگی از این اراده حمایت به عمل آورند، به شدت ضربهپذیر خواهند شد. چون در این صورت، طبعا همه افراد صرفا مجازند تا در هر فرصتی هرگونه شواهدی مغایر آن را تکذیب کنند. زمانی که چنین تصوری از خطاناپذیری در فضای تفکر جمعی غالب شود، حتی اگر همه شواهد در بیرون از این جمع یک زبان، حاکی از آن باشد که میزان اشتباهات مرتکب شده بالاست و تصمیمهای اولیه کممایه و ضعیف بودهاند، چون اکثریت تحت تاثیر فضایی که خود به آن دامن زده خود را ناتوان ساخته است، در تغییر سیر رویدادها ناتوان خواهد بود. با این همه، برای گمانهزنی در این مورد که آیا فراکسیون جدید در استقلال نگرش خود پافشاری نشان خواهد داد و یا آنکه با وضعیت فعلی مجلس همرنگی نشان خواهد داد، هنوز زمان لازم است.