تاریخ انتشار : ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۴:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۳۱۷۴۸

ریچارد پرل

رییس کمیسیون سیاست دفاعی آمریکا در طی سالهای 2001 تا 2003

ترجمه: اهورا فرزام

«جرج تنت» در شرح حال خود صحنه مکالمه‌ای را توصیف می‌کند که مدعی است در روز 12 سپتامبر 2001 با من داشته است: «هنگامی که از زیر سایبانی که به جناح غربی (کاخ) می‌رفت می‌گذشتم، ریچارد پرل را دیدم که داشت از همان ساختمان که می‌خواستم واردش شوم، خارج می‌شد… پرل به طرف من برگشت و گفت: عراق باید هزینه آنچه را که دیروز رخ داد بپردازد. آنها عواقب کارشان را می‌بینند. من به پرل نگاه کردم و با خود اندیشیدیم که او صبح به این زودی، آن هم در چنین روزی، با چه کسی در کاخ سفید ملاقات کرده‌ است؟»

اما در روز 12 سپتتامبر 2001 ، من در اروپا بودم، بدون اینکه قادر باشم برای بازگشت به واشنگتن هواپیما پیدا کنم. بنابراین، نمی توانستم در آن روز به تنت بگویم که عراق در قبال حملات 11 سپتامبر مسوولیت دارد. نه آن زمان و نه هیچ وقت دیگر. در نتیجه. باید چنین نتیجه گیری کنیم که خاطره تنت. یک خاطره اشتباهی است. شاید او چیزی را که ممکن است جای دیگری و از کس دیگری شنیده باشد، به من نسبت داده است: و یک اشتباه غیرعمدی!! ما در کنفرانس مطبوعاتی یکشنبه گذشته، تنت از مواردی صحبت کرد که به نظر او دیدگاهش را نسبت به من تایید می کرد: نخست یادداشت کوچکی بود که من در 17 سپتامبر آن سال برای مقاله‌نویسی به نام « روبرت نوواک» فرستاده بودم و دوم نامه‌ای به رئیس‌جمهور بوش که به همراه 40 نفر دیگر، در تاریخ 20 سپتامبر امضا کرده بودم. اما من در یادداشت ده کلمه‌ای خود به نوواک، هرگز ادعا نکردم که عراق در حملات 11 سپتامبر درگیر بوده است. این وضع شامل نامه به رئیس‌جمهور هم می‌شود. ما در آن نامه تاکید کرده بودیم که هر راهکاری برای ریشه‌کن کردن تروریسم و حامیان آن، باید دربرگیرنده تلاش مصممی برای برکناری صدام حسین از قدرت باشد.

تنت سعی دارد و وضعیت را که به هیچ عنوان یکسان نیستند برابر نشان دهد. یکی اینکه عراق در حملات 11 سپتامبر دخالت داشته است- که من هرگز نگفته‌ام ـ و دیگری برکناری صدام حسین پیش از آنکه او بتواند سلاح‌های شیمیایی، بیولوژیکی و هسته‌ای‌ در اختیار تروریست‌ها قرار بدهد که من بر آن تاکید کرده‌ام . او به تلاش خود در دفاع از این نظریه غلط ادامه می‌دهد که تصمیم رئیس‌جمهور در ساقط کردن صدام حسین مبتنی بر تحریکات و دروغ‌هایی بوده است که در مورد دخالت عراق در حملات 11 سپتامبر به او گفته‌اند. دلواپسی تنت قابل درک است. در‌واقع ما بر اساس افسانه‌های دروغینی که سازمان تحت امر او ساخته و پرداخته بود به عراق رفتیم حال او به دنبال جایگزین کردن افسانه‌ای دیگر است: این که تصمیم به سقوط صدام‌حسین نتیجه تاثیر شرارت بار معاون رئیس‌جمهور و دوز‌و کلک‌های نخبگان نو‌‌محافظه‌‌‌کار بوده است.

 برای به کرسی نشاندن این نظریه به عنوان موضوع کتابش، او موقعیت‌هایی را به من و دیگران نسبت داده است که هرگز رخ نداده‌اند.

خوانندگان دقیق، از همان ابتدا می‌فهمند که آنچه تنت «اثبات» می‌خواند، هرگز چیزی از این دست نیست. اما در واقع خود تنت انسان دقیقی نیست. یک مدیر کاملا ناکار آمد بر سیا و یک فاجعه برای یک سازمان اطلاعاتی، به‌راستی که تحلیل‌های احمقانه و بی‌دقتی در اسناد و مدارک، هم تنت و هم بقیه ما را در گودالی انداخت که منجر به ویرانی سیاست خارجی ما می‌شود.

برای سالها، تشکیلات اطلاعاتی آمریکا در ارائه ملاحظات دقیق در مورد حقایقی که برای عملیاتهایش بسیار ضروری بوده ناکام بوده است. ارزیابی سیا مبنی بر اینکه صدام‌حسین دارای سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی است، تنها یکی از آخرین نمونه‌های ویرانگر است. رئیس‌جمهور، معاون رئیس‌جمهور، کنگره، و سایرین به اطلاعاتی اعتماد کردند که سازمان تحت امر تنت تهیه کرده بود.

هنگامی دپارتمان دفاع، سیا را تحت فشار قرار داد تا بگوید که سرویس اطلاعاتی صدام، چگونه از تروریست‌ها حمایت می‌کند و چگونه با القاعده ارتباط دارد تنت، در ابتدا در برابر خواست آنان مقاومت کرد و سپس هنگامی که با چنین مدارکی روبه‌رو شد ـ مدارکی که توسط تحلیلگران سیا نادیده گرفته شده بود ـ آنها را مورد تمسخر قرار داد. در حالی که بعدها خود او بسیاری از آن مدارک را در نامه‌ای به سنا، معرفی کرد.

 اما بزرگ‌ترین قصور سازمان اطلاعاتی آمریکا طی دو دهه گذشته، کوتاهی آن در فهم و درک خطر رشد بنیاد‌گرایی جهادی بوده است. همان وهابیت افراطی و دعوت به جنگ مقدس علیه کفار که نمونه‌‌هایش را در حملات 11 سپتامبر و نیز حملات تروریستی متعاقب آن شاهد بودیم. در زمانی که تنت سعی می‌کند دیگران را به خاطر اشتباههای خودش مورد مواخذه قرار دهد مسلما نمی‌تواند ادعا کند که «من به رئیس‌جمهور گفتم که متحدان سعودی ما از هزاران مدرسه در سراسر جهان حمایت مالی می‌کنند که در آنها دکترین انتقام‌جویانه جنگ مقدس و خشونت را به جوان‌هایی تلقین می‌کنند که تروریست‌های بالقوه هستند.» متاسفانه، سازمان سیا در آگاه کردن رهبران ما از رشد افراط‌گرایی اسلامی و خطر روزافزونی که ایالات متحده را تهدید می‌کند شکست خورد. جرج تنت و مهمتر از او، روسای سابق سازمان اطلاعاتی ما، به جای آنکه به دنبال رگه‌های ارتباطی تروریست‌ها بگردند. به دنبال سلاح‌های کشتار جمعی گشتند که هرگز وجود خارجی نداشت، و تمام اینها در زمانی رخ داد که بنیادگرایی اسلامی، به  شدت در حال رشد بود. ما، در ازای این کوتاهی خود، تاکنون، تنها یک «پیش پرداخت» پرداخته‌ایم!