تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۳۱۷۹۲
جمشید اثنی‌عشری مقدمه: سفر پویتن به تهران، در حالی انجام شد که او با مرکل، سارکوزیو مقامات آمریکایی ملاقات کرده بود و نیز تهدیدهای رسانه‌ای آمریکایی را مبنی بر احتمال ترور نادیده گرفته بود. وجه سوم سفر رئیس‌جمهور 55 ساله روسیه به تهران کشیدن خط بطلان بر فرضیه‌ای بود که معتقد است ایران در عرصه دیپلماتیک و در حوزه سیاست خارجی منزوی شده است. بعد چهار سفر رئیس‌جمهور روسیه به تهران تایید دیپلماسی فعال دولت نهم بود که اثبات آن به چنین مصادیقی نیاز داشت. ملاقات پوتین با مقام معظم رهبری و ابراز علاقه او به به ارتباط با ایران قدرتمند وجه دیگری از مواضع تاکنون پنهان پوتین علیه غرب و آمریکا را علنی کرد و نشان داد مقامات ارشد مسکو، در نزدیکی با تهران و دیدگاه‌های جمهوری اسلامی‌ایران درصدد تنظیم نوعی جدید از منسبات قدرت در عرصه بین‌المللی برآمده‌اند. پوتین ابراز تمایل و تلاش کرد تا اعتمادسازی کند، البته مقام معظم رهبری در دیدار با او، ملت روسیه را به عنوان ملتی مقاوم و مبارز ستود و نگاه لطیف و شرقی ایرانیان به همسایگان شمالی را بار دیگر به تصویر کشید. ظاهرا پوتین درصدد است با خروج کامل از گارد دفاعی و اتخاذ سیاست‌های تهاجمی، مواضع شفاف‌تری نسبت به غرب و بویژه در ارتباط با موضوع انرژی هسته‌ای‌ ایران بگیرد، کما اینکه پس از بازگشت در گفت‌وگو با مردم روسیه، به شدت سیاست‌های آمریکا را مورد حمله قرار داد. چنین سر فصل‌هایی از این سفر در اکثر رسانه‌های مکتوب داخلی مورد اشاره قرار گرفته است با تاکید بر ارزش‌های سیاسی سفر پوتین، از منظر اقتصادی نیز می‌توان به شرح ذیل به این سفر پرداخت.

دومین نشست سران کشورهای ساحلی خزر با حضور 5 کشور  و به فاصله 5 سال از نشست اول ( اردیبهشت 1381 در عشق‌آباد پایتخت ترکمنستان) در تهران برگزار شد.

نگاه افکار عمومی ‌جهان و نیز زاویۀ دید رسانه‌ها اعم از مکتوب و دیداری و شنیداری به این رویداد با وجود تفاوت‌های متعدد، بسیار متفاوت بود. صاحب‌نظران سیاسی و تحلیلگران نظامی‌و حتی نخبگان حوزه اقتصاد نیز هر یک به فراخور زاویه دید و نحوۀ استنباط فردی به این موضوع با درجه اهمیت «زیاد» پرداختند.

رسانه‌های ایران نیز توجه ویژه‌ای به این رویداد داشتند، بویژه مطبوعات که بیشتر از آینۀ عقب به این مسیر و رویداد نگریستند و به نوعب نگاه تاریخی به پیشینۀ روابط دو کشور (ایران و روسیه) نمودند. در شرایطی که انتظار نگاه به جلو و افق‌های فراروی این دو کشور، چندان که باید، برآورده نشد.

پس از سفر جوزف استالین رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق به تهران و به منظور شرکت در کنفرانس تهران (با حضور چرچیل نخست‌وزیر انگلستان و روزولت رئیس‌جمهور آمریکا) که در پایان جنگ جهانی دوم انجام شد، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور 55 ساله جمهوری فدراتیو روسیه، نخستین رهبر این همسایه شمالی بود که بععد از حدود 60 سال به ایران سفر می‌کرد.

او به نمایندگی از کشوری به تهران سفر کرد که یکی از 8 کشور عضو 8G (هشت کشور صنعتی جهان) است و میزبان او ( جمهوری اسلامی‌ ایران) نیز یکی از کشورهای مؤثر در 8D هشت کشور ایران، پاکستان، ترکیه، مصر، مالزی، اندونزی، نیجریه و سنگاپور) محسوب می‌شود.

اهمیت اقتصادی خزر

نگاهی گذرا به اهمیت اقتصادی دریای خزر می‌تواند بخشی از تبعات مثبت اقتصادی و آثاری که توافقنامه تهران بر روند روابط اقتصادی ایران و ساحل نشینان خزر می‌نهد را نشان دهد. مهمترین ویژگی‌های دریای خزر به شرح ذیل است:

1. وجود ذخایر قابل توجه نفت و گاز در زیر بستر خزر که به استناد پیش بینی‌ها تا سال 2010 می‌توان روزانه 6 میلیون بشکه نفت برابر با 8 درصد از نیاز جهانی را از طریق این دریا تولید کرد. البته گفته می‌شود دریای خزر منابع گازی به بزرگی منابع موجود در عربستان سعودی نیز  دارد.

2. منابع آبزی مانند ماهیان، مرغان، پرندگان مهاجر و غذاهای دریای که مردمان ساحل از آن کسب درآمد می‌کنند، این منابع یکی از راه‌های فعالیت اقتصادی و کسب غذای اقوام حاشیه خزر است. دریای خزر با دارا بودن 850 نوع جاندار آبزی و بیش از 500 نوع گیاه یک منبع بسیار غنی غذایی است و به همین جهت نه تنها به عنوان یکی از منابع غنی شیلات بلکه فراتر از آن مهم‌ترین مرکز تولید خاویار جهان است. به طوری که منابع غذایی این دریا را حدود 10 میلیارد دلار تخمین می‌زنند.

3. خطوط کشتیرانی فراوان این دریا نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. راه‌هایی که هر یک در حوزه اقتصاد حمل و نقل، یک راه استراتژیک محسوب می‌شوند. مهمترین آنها عبارتند از:

3ـ 1ـ خط کشتیرانی خزر ـ ولگا (از دریای خزر شروع می‌شود و در شمال خزر وارد مصب رود ولگا می‌شود و تمام طول رودخانه را پیموده و در ساحل فنلاند وارد آب‌های دریای بالتیک می‌شود و از آنجا که به آبهای آزاد می‌پیوندد و در واقع خط کشتیرانی خزر ـ ولگا ـ بالتیک، کشورهای شمال اروپا را به بنادر دریای خزر متصل می‌کند. برای ایران نرخ حمل بازار این راه در مقایسه با راه آبی خلیج فارس 50 تا 70 درصد کاهش می‌یابد.

3ـ 2 ـ خط کشتیرانی دریای خزر ـ دریای سیاه ـ دریای مدیترانه؛

این راه آبی از یکی از بنادر در دریای خزر آغاز و به بندر آستاراخان در سواحل شمال غربی می‌رسد و از آنجا وارد رود ولگا شده و پس از طی مسافتی از راه ولگا وارد کانال ولگا ـ دن می‌شود و به طرف دریای سیاه پیش می‌رود.

3ـ3 ـ خط کشتیرانی دریای خزر ـ دریای سیاه ـ رود دانوب ـ بالتیک؛

که از یکی از بنادر دریای خزر شروع می‌شود و در شمال این دریا وارد مصب رود ولگا شده و پس از عبور از کانال ولگا ـ دن و دریای سیاه به دانوب می‌رسد.

کشورهای شمال وجنوب اروپا و نیز کشورهایی که در کنار رود دانوب قرار گرفته اند با استفاده از این خط کشتیرانی به یکدیگر و به کشورهای حوزه خزر متصل می‌شوند.

3ـ 4ـ راه‌های دریایی میان بنادر و مناطق آن از قبیل باکو، لنکران، ماقاچ قلعه، آستاراخان، ترکمن باشی و انزلی.

ایران یکی از 5 کشوری است که در ساحل خزر قرار دارد. این دریاچه که با وسعت 394200 کیلومتر مربع مساحت، بزرگترین دریاچه روی زمین است 1205 تا 1280 کیلومتر طول و 154 تا 202 کیلومتر عرض و 700 کیلومتر محیط، 50 جزیره کوچک را در خود جای داده است که از میان 5 کشور ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان، قزاقستان با 1900 کیلومتر و ایران با 657 کیلومتر به ترتیب بیشترین و کمترین ساحل آن را به خود اختصاص داده اند.

البته ایران پرجمعیت‌ترین ساحل نشین دریای خزر است. در یک نگاه اولیه می‌توان گفت که ایران می‌تواند منافع فراوانی از طریق ترانزیت حاملین انرژی موجود در خزر، چه از خاک خود و چه از بستر خزر به دست آورد.

با توجه به تنشی که میان روسیه و اروپا ایجاد شده است. نقش ایران در تامین امنیت انرژی منطقه بسیار مؤثر است. اگر تحریم آمریکا علیه ایران نبود، همه خطوط لوله‌ای که پس از فروپاشی شوروی ساخته شد، به سمت ایران می‌آمد، چرا که هر مسیری برای نفت و گاز خزر در نظر گرفته شود، از مسیر شمال ایران نزدیک‌تر نیست. البته هنوز هم ایران ارزانترین راه عبور نفت خزر است. در واقع کاملاً اقتصادی است که نفت استخراج شده خزر به ایران بیاید و در پالایشگاه‌های تهران، اراک، تبریز و حتی اصفهان فراوری شود. می‌توان پول آن را به صادر کننده پرداخت یا متناسب آن در جنوب، به مشتریان نفت تحویل داد. در این خصوص دست ایران با وجود تحریم‌های آمریکا هنوز هم باز است.

ایران می‌تواند با جمهوری آذربایجان حوزه نفتی البرز را اکتشاف و استخراج کند. در مرکز دریای خزر هم می‌تواند با انعقاد قرار داد اکتشاف برخی بلوک‌ها را که شرکت شل هم موظف به انجام آن است، آغاز کند.

در بخش ترکمنستان، ترکمن‌ها و روس‌ها پیشنهاد کرده‌اند که پیوند سه جانبه با ایران داشته باشند. در گذشته تصور می‌شد که هرگونه همکاری با رقیب ایران است و به ضرر ایران تمام می‌شود. حال آنکه از نظر ژئوپلتیک بهتر است که ایران آذری‌ها را به این همکاری ترغیب کند تا خطوط لوله شان به تبریز بیاید.

ایران گاز در اختیار ارمنستان و نخجوان قرار می‌دهد و در مقابل از ترکمنستان گاز وارد و به اروپا صادر می‌کند. این فرایندی است که ترکیه نیز به دنبال آن است تا چهار راه انرژی جهان لقب گیرد. حال آنکه به لحاظ طبیعتی این مزیت حق و سهم ایران است.

فرایند توسعه اقتصادی در ایران ارتباط ویژه و معنی داری با ارتباطات اقتصادی ایران با کشورهای همسایه و نیز اعضای جامعه بین‌الملل دارد، به نحوی که می‌توان گفت تنظیم روابط عزتمند، معنی دار، هدفمند و مستمر با کشورهای جهان (بویژه کشورهای قدرتمند) می‌تواند روند توسعه اقتصادی کشور را شتاب دهد.

تعامل ایران با روسیه امروز به دلایل زیر، برای هر دو کشور بسیار مؤثر و مفید است. البته این تعامل در حوزه اقتصاد و آثار اقتصادی مدنظر است.

1ـ افزایش بهای نفت و گاز، واقعیتی انکارناپذیر است که آمریکا و غرب را در تامین انرژی به زحمت می‌اندازد و ایران و روسیه به عنوان صاحبان سهم مؤثر در بازار جهانی در حوزه نفت و گاز، می‌توانند قدرت چانه زنی را در بازارهای جهانی افزایش داده و به عنوان یک اهرم استراتژیک از آن در برخورد با آمریکا و غرب استفاده کنند.

2ـ اقتصاد روس‌ها در حال شکوفایی است. آنها پس از فروپاشی و خواندن دست سیاستمداران آمریکایی و غربی، حتی ادبیات دیپلماتیک خود را تغییر داده‌اند. از حرکت‌های جدایی‌طلبانه خلاص شده‌اند و حتی سهم سال‌ها غیبت خود در معادلات و معاملات جهانی را مطالبه می‌کنند. اگر یلتسین مطیع محض آمریکایی‌ها و غربی‌ها بود، پوتین با اخم سرد خود، آمریکا و غرب را به چالش کشیده است و وزیر امور خارجه به او می‌گوید: «مبنای دیپلماسی جدید ما، منطق است.» و همین منطق مسکو را متقاعد کرده است که نگاهی واقع‌گرایانه به ایران قدرتمند داشته باشد و در بازی هماهنگ آمریکا و غرب بر علیه ایران، شرکت نکند. اقتصاد ایران نیز، روسیه امروز را بازاری نیازمند محصول می‌داند و مشتاق است در تامین نیازهای همسایه شمالی، جای صادرکنندگان غربی را بگیرد.

3ـ ایران و روسیه موضع مشترکی نسبت به آمریکا دارند، هدف اصلی آنها ابرقدرت شدن است، این هدف در ایران نه به آن مفهوم بلکه به صورت دستیابی به رتبه اول در منطقه (افق 1404) تعریف و ترسیم شده است. تهران و مسکو، از تحولات جهانی مطالبه سهم دارند، به همان اندازه که احمدی‌نژاد خواستار حضور فعال ایران در میان صف کشورهای قدرتمند جهان است، پوتین نیز علاقه‌مند به بازسازی و بازیابی اقتدار مسکو در معادلات جهانی است، او می‌گوید: «ما هم ثروتمندیم، هم قدرتمند» به نظر می‌رسد مقامات ارشد تهران نیز چنین نظری دارند.

4ـ مثلث قدرت جهان را آمریکا، چین و ژاپن تشکیل داده‌اند. اروپایی‌ها بازیگر خنثی و به نوعی گوش به فرمان آمریکایند. تهران و مسکو با حفظ روابط با چین و ژاپن و داشتن جبهه متحد علیه آمریکا، اشتراک نظر دارند. آیا این مثلث به مربع یا 5 ضلعی تبدیل می‌شود؟ آیا ایران و روس اضلاع 5 ضلعی قدرت جهانی خواهند شد؟ عمل به توافقات تهران، استمرار همکاری‌های دوجانبه، موقعیت‌شناسی هر دو کشور و سرانجام آینده، پاسخ این سؤال را خواهند داد.