تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۳۱۸۱۰
مقدمه: جمهوری اسلامی ‌ایران نخستین حکومتی است که در عصر جدید، داعیۀ پیروی و اعمال اصول اسلامی‌ را در سیاست دارد. پایه‌های اعتقادی این حکومت برگرفته از تفسیر خاصی از اسلام است. طرح مقولات در عرصۀ سیاست و حکومت جمهوری اسلامی ‌ایران بدون یادآوری و تبیین جنبۀ اسلامی ‌آن، نامفهوم خواهد بود. بدین منظور در ابتدای این بحث تلاش می‌شود تا جایگاه بحث امنیت در اسلام مشخص و پس از آن دیدگاه‌های امام خمینی(ره) در خصوص این مسئله بررسی شود. یکی از وظایف دولت اسلامی، تامین امنیت و برقراری نظم و آرامش در مسیر رشد و توسعه جامعه است. جامعه اسلامی‌ نیز وظیفه دارد ولایت ایمان را به ثبوت برساند و به منظور پرهیز از بی‌نظمی ‌و هرج و مرج، فریضه حیات بخش امر به معروف و نهی از منکر را اجرا نماید. به طور کلی نگاه امام راحل(ره) به مفهوم امنیت، نگاهی کلان‌نگر و عمیق در جهت مقابله با هرج و مرج و ناامنی است و هر نظمی‌ را تایید نمی‌کند و اسیر ظواهر نمی‌شود. آنچه امروز در مباحث سیاسی، خصوصاً در سیاست خارجه، بیشتر مدنظر است، مفهوم «امنیت ملی» است (نه فقط امنیت). امنیت ملی از مفاهیمی‌است که عمر چندانی در مباحث سیاسی ندارد. ریشۀ آن به انقلاب کبیر فرانسه برمی‌گردد؛ زمانی که برای اولین بار واژه‌هایی چون «ملی» و «ملیت» خلق و دارای تعاریف و محدوده‌های ویژه‌ای شدند تا امروز این مفهوم دچار تحولات مختلفی شده که طرح آن در این بحث مقدور نیست. اندیشه سیاسی شیعه اگرچه در گذر از فراز و فرودهای تاریخی ـ و به ویژه تجربه ارزنده دوران حضور که دو الگوی حکومتی نبوی و علوی را شامل می‌شود ـ توانست به مبانی و مبادی استدلالی محکمی ‌برای الگوی حکومت دینی خود بر محوریت «ولایت معصوم» دست یابد، اما شروع عصر غیبت چالش بزرگی را پدید آورد که توجه بزرگان شیعه برای چندین قرن متوجه خود ساخت. امام(ره) شخصیتی که نه تنها امنیت و آسایش نظام ظالمانه شاهنشاهی را در ایران درهم ریخت بلکه هیمنه استکبار جهانی و استعمارگران شرق و غرب را درهم شکست و مدعیان دروغین نظام نوین جهانی را رسوا کرد و جهانیان و به ویژه مستضعفان و ستم‌کشیدگان را به آرامش و امنیت در سایه عزت و اقتدار اسلام ناب محمدی(ص) دعوت نمود. مقوله «نظم و امنیت» از دیدگاه اسلام یکی از مهم‌ترین اصول حیات و اساسی‌ترین شاخصه و شاکله حکومت و نظام سیاسی است. برای آشنایی هر چه بیشتر با دیدگاه‌های امام راحل(ره) شایسته است جایگاه امنیت را در اسلام به طور فشرده و مختصر بررسی کنیم تا اندیشه و مواضع اما در این خصوص، که برگرفته از روح تعالیم اسلام ناب است، روشن شود. ماهیت انقلاب اسلامی، اصول مدرن الگوی جمهوری اسلامی ‌و شخصیت جامع‌الاطراف حضرت امام خمینی(ره) که تماماً حکایت از حضور خدا، مردم و رهبری در بطن سیاست و حکومت دینی دارند، این امکان را به ما می‌دهند تا نسبت به طرح پرسش‌های نوین امروزی و دریافت پاسخ از اندیشۀ امام خمینی(ره) اقدام نماییم. نوشتار حاضر با طرح سؤال در خصوص «الگوی تامین امنیت» سعی دارد به پاسخی «دینی» و «به روز» مبتنی بر گفتمان امام خمینی(ره) دست یابد. امنیت ملی دارای دو بعد است؛ بعد داخلی و بعد خارجی. با وجود اینکه نمی‌توان در اسلام تعریف خاصی از امنیت ملی را جستجو نمود، ولی با معیار قرار دادن «مسئله امنیت» می‌توان برای هر دو بعد آن دیدگاه‌های مشخصی یافت. در بررسی آرای امام خمینی(ره) نیز در خواهیم یافت که ایشان به هر دو بعد امنیت ملی توجه داشتند. دیدگاه امام خمینی(ره) درباره نقش و جایگاه ولایت فقیه با توجه به پیام‌ها، سخنرانی‌ها و نوشته‌های متعدد ایشان بر هیچ کس پوشیده نیست. به عنوان نمونه دربارۀ اهمیت این اصل اساسی در یکی از سخنان خویش می‌فرمایند: «بهترین اصل در اصول قانون اساسی، اصل ولایت فقیه است.»(1) همچنین در یکی دیگر از سخنان خود، شان امنیتی این اصل مهم را مورد توجه قرار داده و می‌فرمایند: «من به همۀ ملت، به همۀ قوای انتظامی ‌اطمینان می‌دهم که امر دولت اسلامی ‌اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت وارد نخواهد شد.»(2)

امنیت از دیدگاه اسلام

بهترین راه شناخت دیدگاه اسلام پیرامون مفهوم امنیت، رجوع به منابع اولیه اسلامی ‌است. قرآن کریم اولین منبع احکام اسلامی ‌است. قرآن، امنیت را یکی از اهداف استقرار حاکمیت الله و استخلاف صالحان و طرح امامت می‌شمارد. قرآن در این‌باره می‌فرماید: «سپس بعد از آن غم و محنت، آرامشی (به صورت) خوابی سبک بر شما نازل کردیم.»(3)

«اوست خدایی که آرامش را در دل‌های مؤمنان جای داد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید.(4»)

«و با کافران جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین برطرف شود و همه را آیین دین خدا باشد.» (5)

علاوه بر قرآن کریم، احادیث ائمه اطهار نیز در باب امنیت راهگشاست. امیر مؤمنان علی(ع) اسلام را به خودی خود «امنیت‌آور» می‌خواند و می‌فرماید: «خداوند اسلام را وسیله امنیت برای کسی قرار داده که آن را بپذیرد.» (6)

و نیز در عهدنامه مالک اشتر، ضمن تاکید بر انعقاد پیمان‌های صلح برای تامین امنیت، پیشگیری از عوامل تهدید کننده امنیت را نشان می‌دهد:

«و از صلحی که دشمن، تو را بدان خواند و رضای خدا در آن بود، روی متاب که آشتی، سربازان تو را به آسایش رساند و از اندوه‌هایت برهاند و شهرهایت ایمن ماند. زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتی بپرهیزد که با دشمن به نزدیکی گراید تا تا غفلتی یابد و کمین خود بگشاید... پس دوراندیش شو و به راه خوش گمانی مرو(7»)

نکته‌ای که در این جا حائز اهمیت است اینکه محدوده این امنیت شامل همه مسلمانان جهان و همه غیر مسلمانان تحت حکومت اسلامی ‌می‌شود. نمونه معروف آن سیره نبی اکرم(ص) و پیشوایان اسلامی ‌است که از حقوق مردم در برابر ستم و تجاوز دیگران و در مقام دفاع از امنیت مسلمانان و حفظ مرزهای سرزمین‌های اسلامی ‌از هیچ کوشش فرو گذار نمی‌کردند و همواره به مردم یادآور می‌شدند که آمادگی خویش را در برابر دشمنان حفظ کنند.

توجه به آیات و روایات یاد شده نشان می‌دهد که اسلام از یک طرف وجود امنیت در داخل بلاد اسلامی‌ و حتی در درون فرد مسلمان ضروری می‌داند و از سوی دیگر، به جذبه خارجی امنیت در سرزمین‌های اسلامی ‌توجه دارد و در همین راستا مسلمانان را از مداخله و سازش با دشمن بر حذر می‌دارد و در عین حال بر انعقاد پیمان‌های صلح عادلانه با دشمن تاکید می‌نماید.

اسلام دینی فراگیر، جهانی و همیشگی است که برای مرزهای ملی ارزش ذاتی قائل نیست. به همین دلیل «حفظ منافع ملی» نمی‌تواند به عنوان اصل اولیه سیاست خارجی اسلام در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر، در عرف بین‌المللی «مفاهیم مرز، حاکمیت ملی و جمعیت و تابعیت» تعاریف خاص خود را دارند که در اسلام برای مفاهیم یاد شده تعاریف دیگری است.(8)

دیدگاه امام خمینی (ره) نسبت به امنیت

اکنون که جایگاه نظم و امنیت از منظر قرآن و روایت اسلامی ‌به طور فشرده و مختصر اشاره شد، جا دارد بر اساس مطالب فوق با استناد به فرمایشات و مجموعه آثار حضرت امام خمینی(ره) مواضع و دیدگاه‌های ایشان را در این خصوص تبیین نماییم. هر چند سخن گفتن از نظم و امنیت در اندیشه شخصیت بزرگی چون امام راحل(ره) بسیار سخت و دشوار خواهد بود.

دیدگاه‌های امام(ره) در رابطه با مسائل سیاسی از جمله در مورد امنیت، در چارچوب اسلامی‌ و تفسیر فقهی آن می‌گنجد. بر این اساس چندان نمی‌توان تفاوت مشخصی را میان دیدگاه‌های اسلامی ‌و امام(ره) جستجو کرد. فقط مسائل جدیدی وجود دارند که به مقتضای زمانه در اندیشه سیاسی اسلام(ره) مطرح هستند. مسائلی که از منابع سنتی اسلام برداشت می‌شوند.

امنیت نظام یا امنیت امت

امام(ره) معتقد بودند، هر قدرتی که خاستگاهش «دولت ـ کشور» باشد؛ یعنی صرفاً به عنصر ملیت توجه نماید، الزاماً به تعقیب منافع ملی می‌پردازد. از نظر تاریخی، همین امر سبب شد تا بخش عمده‌ای از مسائل جهان اسلام در قالب‌های ملی، نژادی و منطقه‌ای مطرح ‌شود. ایشان بر این باور بودند که قدرت برخاسته از این خاستگاه نمی‌تواند در مقابل قدرت ناشی از بلوک سیاسی و فرهنگی غرب دوام آورد. (9)

امام(ره) حفظ جمهوری اسلامی ‌را از اهم واجبات می‌دانستند: «الان جمهوری اسلامی‌ یعنی اسلام و این امانتی است بزرگ که باید از آن حفاظت کنید. (10) و یا «اگر ایران شکست بخورد، مستضعفین شکست خورده‌اند. (11»)

موضوع حائز اهمیت حفظ نظام است. در قبول قطعنامه 589 امام(ره) فرمودند: «و اما در مورد قبول قطعنامه، که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوۀ دفاع از مواضع اعلام شده بودم و مصلحت کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم؛ ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می‌کنم... با قبول قطعنامه و آتش‌بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم.» (12)

اسلامیت نظام 

محور اصلی اندیشه امام(ره) را این ایده تشکیل می‌داد که قیام مردم برای اسلام و حاکمیت بخشیدن به اصول اسلامی ‌است.

بنابراین هر چه از اقتصاد، سیاست یا فرهنگ گفته می‌شود با نگاه به اسلام است. «ما که نهضت کردیم برای اسلام نهضت کردیم .... نهضت برای اسلام همان دنبال نهضت انبیا است.» (13)

از این رو براساس آن هم تاکید و توصیه‌های امام(ره) بر حفظ اسلام بودن نظام، هرگونه تلاش و حرکتی برای صلاح و حاکم ساختن الگوی غیراسلامی ‌از آنجا که با جوهره ارزشی نظام جمهوری اسلامی ‌تعارض دارد به عنوان حرکت ضدامنیتی محسوب می‌شود و طبق اصل اول و دوم قانون اساسی در حکم تهدید به حساب می‌آید و مقابله با آن ضروری است.

«واقع مطالب این است که اینها اسلام را نمی‌خواهند. اگر جمهوری اسلامی ‌یک جمهوری دموکراتیک بود، آنها حرفی نداشتند. دستورات اسلام به آنها برای غارتگری و زورگویی‌ها، مجال نمی‌دهد.» (14)

ایشان از همان ابتدا در این خصوص و درست در زمانی که دستگاه‌های تبلیغاتی سعی داشتند با متهم کردن نهضت امام خمینی(ره) به یک نهضت انحصارگرایی مذهبی، از جذابیت آن بکاهند، در مقابل سؤال خبرنگاران به تصریح بیان می‌دارند که اگر چه استبداد و انحصار را به هیچ‌وجه تایید نمی‌نمایند اما محوریت جایگاه مذهب حکومت آتی را امری بدیهی ارزیابی می‌کند: «هیچ قدرتی به اندازه مذهب نخواهد بود و نظامی‌ها و سیاسی‌ها اکثراً تحت نفوذ مذهب هستند.» (15)

«اساس سلام است و... بقیه‌اش دیگر فرع هستند.» (16)

جمهوریت نظام

تجزیه و ترکیب دو اصل اسلامیت و جمهوریت، از جمله ابتکارهای ارزنده نهضت خمینی به شمار می‌آید که در نهایت توانست الگویی مدرن از اسلام برای اداره جوامع در قرن بیستم و بیست‌ و یکم ارائه دهد. شهید مطهری در مقام تبیین این معنا، چنین می‌گوید: «جمهوری اسلامی‌ از دو کلمه تشکیل شده است؛ کلمه جمهوری و کلمه اسلامی. کلمه جمهوری شکل حکومت پیشنهاد شده را مشخص می‌کند و کلمه اسلامی‌ محتوای آن را یعنی پیشنهاد می‌کند که این حکومت با اصول و مقررات اسلامی ‌اداره شود و در مدار اصول اسلامی‌ حرکت کند. (17»)

خلاصه کلام آن که، امام(ره) قائل به حضور اراده مردم در اصل تفویض قدرت بودند و قدرت سیاسی را بدون حضور مردمی‌ دارای مشروعیت لازم نمی‌دانستند. «اراده مردم باید در اصل تفویض قدرت دخیل باشد والا قدرت مشروعیت لازم ندارد. (18»)

التزام به قانون اساسی

یکی دیگر از عوامل ایجاد نظم و امنیت در جامعه، قانون‌گرایی و پرهیز از قانون‌گریزی است. اگر قانون نباشد دو حالت بیشتر پیش نخواهد آمد. حالت اول این است که جامعه دچار هرج و مرج می‌شود. در آن صورت هیچ موجودی امنیت ندارد و بدیهی است که هرج و مرج مغایر با رشد و سعادت جامعه است. حالت دوم استبداد است. (19) انقلاب اسلامی ‌به رهبری امام(ره) پیش از پیروزی در مسیر متفاوتی نسبت به بسیاری از حرکت‌های اعتراض آمیز در گستره جهانی، حرکت کرده و مشاهد می‌شود که نسبت به تعیین اصول و حدود خود اقدام می‌کند. قانونی شدن رفتارها که از دیدگاه بسیاری از حرکت‌های انقلابی امر مطلوبی ارزیابی نمی‌شود نزد امام(ره) بسیار اهمیت داشت. امام خود شخصاً وارد میدان می‌سوند تا پیش‌نویس قانون اساسی تهیه و برای تصویب به رای مردم گذارده شود. نکته قابل توجه اینکه امام(ره) خود در مقابل کارشکنی برخی از افراد و گروه‌ها موضع گرفتند و تاکید کردند که مجلس خبرگان قانونی است و هر که در مقابل آن بایستد، عملی غیرقانونی انجام داده است.

از جمله حدود مهم عمل سیاسی در نظام اسلامی ‌ایران، پذیرش جایگاه محدود قانون اساسی است که می‌تواند مبنای عمل مشتر ک کلیه بازیگران و حل و فصل اختلافات باشد.

امام خمینی(ره) حکومت جمهوری اسلامی ‌را حکومتی مبتنی بر قانون عدل الهی می‌دانند و به اعتقاد ایشان «همه در سایه قانون با امنیت کامل به سر می‌برند و هیچ حاکمی ‌حق ندارد بر خلاف مقررات و قانون شرع مطهر قدمی ‌بردارد.(20)

امام راحل(ره) در مورد سیاست خارجی و روابط بین‌الملل نیز بر نفی وابستگی سیاسی و سیاست نه شرقی و نه غربی و حفظ مصالح اسلام و مسلمانان تاکید داشتند و در پیام‌ها و سخنرانی‌ها و فرمایشات خویش روی محورهای اساسی و اصولی مانند صدور انقلاب اسلامی، کمک به نهضت‌های آزادیبخش، دفاع از مستضعفان و مظلومان، اصل نه شرقی و نه غربی، اصل آزادی، استقلال و منافع ملی، نفی سلطه‌گری و سلطه‌پذیری و... تکیه می‌کردند و تخلف و عدول از این سیاست را خیانت و اخلال در امنیت و استقلال نظام می‌دانستند.

ایشان در پاسخ به نامۀ رؤسای قوای 3 گانه که در تاریخ 11/7/ 67 ارسال نمودند، ای‌ طور فرمودند:

«بر هیچ یک از مردم و مسئولین پوشیده نیست که دوام و قوام جمهوری اسلامی‌ایران بر پایه سیاست نه شرقی نه غربی استوار است و عدول از این سیاست خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران خواهد بود.» (21)

اصل استقلال

نظام جمهوری اسلامی ‌ایران دارای نظامی‌ است یا هویت مستقل اسلامی ‌و ملی. حفاظت و پاسداری از استقلال و میثاق ملی که با پرداخت بهای سنگین به دست آمده بخشی از رسالت امنیتی است. بر این اساس در اصل نهم قانون اساسی، صیانت از استقلال و تمامیت ارضی به مثابه وظیفه مهم و اصلی حکومت تلقی شده و هر گونه فعالیتی که به نوعی استقلال و میثاق ملی را تهدید نماید، غیرمشروع و اخلال در امنیت کشور خوانده شده است.

از دیدگاه امام(ره) اسلام آمده است تا ملت‌ها را از یوق استعمارگران رهایی بخشد و به آنها استقلالی را که از حق ایشان است ببخشد. این نگرش در اصل نهم قانون اساسی به عنوان یکی دیگر از حدود فعالیت‌های سیاسی ـ اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است:

«در جمهوری اسلامی ‌ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک‌ناپذیر و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد است هیچ فرد یا گروه یا مقامی ‌حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی‌ و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه‌ای وارد کند.» (22)

حضرت امام خمینی(ره) در سخنان افکار و اندیشه‌های خویش، تعبیرها و عبارت‌های متعددی را به کار برده اند که مهمترین آنها را می‌توان این طور خلاصه کرد:

ـ خودباوری و خودکفایی، شرط استقلال.

ـ بازگشت به اصالت و هویت اسلامی‌ خویش.

ـ تحمل سختی‌ها و مشکلات در راه کسب استقلال.

در اندیشه سیاسی امام(ره) هرگونه وابستگی و دخالت اجانب در مقدرات ملت‌ها اعم از وابستگی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی، رفاه‌طلبی و مصرف‌گرایی، خودباختگی و احساس حقارت در برابر فرهنگ بیگانه غربی عوامل ناامنی و موانع استقلال و خودکفایی هستند و از دیدگاه امام محکومند.

امنیت نظام یا امنیت ملت

بنابر برداشت امام(ره) نه تنها امنیت مردم مسلمان و امنیت کشور و حکومت جمهوری اسلامی ‌ایران از هم جدا نیست بلکه با امنیت و منافع دیگر مسلمانان جهان مرتبط است. بنابراین دیدگاه، همانند تفسیر اسلام، مفهوم امت جایگزین مفهوم ملت، و امنیت ایران به امنیت کل جهان اسلام وابسته می‌شود. تمایز میان امت و ملت در دیدگاه امام(ره) از لحاظ آرمانی منجر به این نتیجه می‌شد که ایشان امنیت مکتب را برتر از امنیت مملکت بدانند: « اگر آمریکا بریزد و ما را از بین ببرد. من به نظرم خیلی چیزی نیست. البته عظیم است اما از آن عظیم‌تر شکست در مکتب است.» (23)

سیر نظام به طرف استقلال و خودکفایی نیز از جمله اهداف امام(ره) برای حفاظت از نظام جمهوری اسلامی ‌ایران است. تجربه طولانی امام(ره) در تاریخ سیاسی کشور و ملاحظه نقص حاکمیت ایران توسط قدرت‌های بزرگ از طرق مختلف باعث شده بود تا همواره امام(ره) از نفوذ و سلطه بیگانگان به نظام و بلاد اسلامی ‌واهمه داشته باشند. به همین دلیل، استقلال واقعی نظام از بیگانگان، سهم والایی در تفکرات حکومتی ایشان داشت و روی پای خود ایستادن از جمله تاکیدات امام خمینی(ره) برای حکومت اسلامی ‌بود. ایشان می‌گفت:

« اگر مسامحه کنیم و وابسته به خارج باشیم، این وابستگی اقتصادی به خارج قهراً وابستگی سیاسی می‌آورد. قهراً وابستگی اجتماعی می‌آورد و ما همان اسیرها خواهیم بود که بودیم و بر ما همان‌ها حکومت خواهند کرد که کردند.(24»)

اگر اعتقاد به حفظ نظام جمهوری اسلامی ‌ایران را در قالب اصل اسلامی ‌«حفظ دارالاسلام» قرار بدهیم اصل دفاع از مسلمانان و مستضعفین جهان و دعوت آنها به اسلام حقیقتی و قیام علیه حکومت‌ها (که در قالب کلی صدور انقلاب جای می‌گیرند) و همچنین سیاست نه شرقی و نه غربی امام راحل(ره) را باید همیشه به خاطر داشته باشیم. نگاه وسیع امام(ره) در همه زمینه‌ها از جمله در زمینه دفاع از محرومان و مستضعفان و فقرستیزی و برقراری عدالت اجتماعی به طور طبیعی ایجاب می‌کند که ایشان این مسئله را بسیار فراتر از داخل مرزهای ایران و حتی جهان اسلام مطرح می‌کنند. ایشان معتقدند راهی که انتخاب کرده‌اند «آن روزی به کمال می‌رسد که مستضعفین جهان از زیر بار مستکبرین خارج شوند.» (25)

به این ترتیب روشن شد که دیدگاه‌های کلی اسلام در شناخت مرزهای ملی و و رای آن و مخالفت با جهان زورگو کاملاً شبیه الگوهای انقلابی صدر اسلام است و کمتر با مرام‌های دیپلماتیک فعلی سازگاری دارد.

نتیجه گیری

می‌توان گفت که مفهوم امنیت در اندیشه سیاسی اسلام و همچنین امام، به طور کامل، در هیچ کدام از برداشت‌های یاد شده جای نمی‌گیرد. ولی در عین حال اشتراکاتی با برخی از آنها دارد. همان‌طوری که قبلاً ذکر شد، نمی‌توان معنای خاص امنیت ملی را در اندیشه سیاسی اسلام و امام جست‌و‌جو نمود، امنیت ملی کارکرد ویژه در رابطه با مفهوم واحد «دولت ـ ملت» دارد. البته در دهه‌های اخیر مباحثی چون حفظ محیط‌زیست، مسئله حقوق بشر و... تا حدی باعث شده که این مفهوم صرفاً به تنگ‌نظری‌های گذشته خود قانع نباشد و از این جهت تا حد ارتباط همه‌جانبه با امنیت بین‌الملل بسط نماید.

تلاش برای حفاظت از مملکت اسلامی‌ در ارتباط مختلف خارجی و هم‌چنین جلوگیری از تسلط بیگانگان بر بلاد اسلامی، می‌تواند مبنای همکاری با دول دیگر قرار گیرد. در دیدگاه اما نیز مسائلی چون وحدت جهان اسلام، ترغیب سران دولت‌های بزرگ به توجه به اسلام (دعوت امام از گورباچف به شناخت بیشتر از اسلام) می‌تواند مبنای این همکاری قرار گیرد. با وجود این با توجه به اینکه امام در راستای استقرار نظام جمهوری اسلامی ‌ایران کاملاً خودشان را رویاروی امپریالیسم می‌دیدند، کمتر در زمینه همکاری همه‌جانبه با دول دیگر اندیشه می‌کرد و بیشتر به چگونگی وحدت و ارتباط با امت اسلامی‌ و ملل مستضعف جهان فکر می‌نمود.
در ضمن در اندیشه سیاسی امام(ره) به ضرورت استقلال فکری و فرهنگی و عدم قبول وابستگی تاکید شده است. حالت فراغت همگان از تهدیدی که کردار غیرقانونی دولت یا دستگاهی فردی یا گروهی در همه یا بخشی از جامعه پدید آورد، نظام حقوقی جدید مدعی است که قانون با تصرف و حدگذاری آزادی‌ها و حقوق فرد و کیفر دادن آنان که از حدود پا فراتر نهند، امنیت فرد و اجتماع را پاسداری می‌کند، پلیس و دادگستری مامور اجرای آن هستند.

برقرار کردن عدالت در جامعه یکی از اهداف مهم حکومت پیامبران الهی و امامان معصوم است و یکی از پایه‌های اساسی امنیت به شمار می‌آید. امام خمینی(ره) آن را بهترین وسیله جلب اعتماد مردم و موفقیت دولت‌ها می‌داند.

همچنین ایشان شیوه امام علی(ع) در اجرای عدالت را الگوی ارزنده و مناسب برای حکومت‌داری می‌داند.