یوسف مولایی
پرونده هستهای ایران در دو سطح آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شورای امنیت مطرح است. به رغم اینکه این دو نهاد مستقل هستند ولی رابطه حقوقی غیرقابل انکاری بینشان وجود دارد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی یک سازمان تخصصی است که بر فعالیتهای هستهای کشورهای عضو نظارت نموده و امکانات فنی، علمی در اختیار اعضا قرار میدهد و شورای امنیت یک نهاد سیاسی است که وظیفه اصلی آن حفظ صلح و امنیت بینالمللی است و از این جهت ضمانت اجرای موثر برای آژانس انرژی اتمی بینالمللی را در مقابله با تخلفات اعضا و مقابله با فعالیتهای غیرصلحآمیز آنها به عمل میآورد. از این جهت به لحاظ حقوقی سلسله مراتبی بین آژانس بینالمللی انرژی هستهای و شورای امنیت برقرار میباشد، چرا که در مرحله نهایی این شورای امنیت است که میتواند بر مبنای قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و یا حتی گزارشهای آژانس و در مواردی مستقل از تصمیمها و جهتگیری آژانس قطعنامهای در چارچوب فصل هفتم منشور صادر کند. از این رو تبعیت از تصمیمهای شورای امنیت برای آژانس بینالمللی انرژی اتمی الزامی است ولی عکس قضیه صادق نمیباشد. به عبارت دیگر تصمیمهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای شورای امنیت الزامی است و فقط به لحاظ فنی و حقوقی تصمیمهای آژانس بینالمللی انرژی هستهای میتواند مورد استفاده شورای امنیت قرار گیرد. بنابراین در رابطه آژانس بینالمللی انرژی هستهای و شورای امنیت در پرونده هستهای، نتایج مذاکرات و حل اختلاف با آژانس میتواند تاثیرگذار باشد ولی در ارزیابی میزان این تاثیرگذاری ملاحظات زیر قابل توجه است:
1- آیا حل مسائل با آژانس درخصوص اختلافات پیرامون آب سنگین اراک، فلز کروی شکل، منشاء آلودگی اورانیوم در بعضی از تجهیزات و اطلاعات دیگر منتهی به این خواهد شد که آژانس صراحتاً و با قاطعیت اعلام کند که متقاعد شدهاست فعالیت هستهای کلاً صلحآمیز میباشد و ایران هیچ انحرافی از مفاد و تعهدات بینالمللی خود ندارد؟ اگر مذاکرات و حل مسائل به این نتیجه ختم شود، در آن صورت موفقیت بزرگی برا ایران محسوب میگردد که بدون توقف فعالیتهای مربوط به غنیسازی اورانیوم و از طریق دیپلماتیک موفق شده گام بزرگی در جهت اعتمادسازی بردارد. در چنین وضعیتی هرچند که شورای امنیت میتواند به لحاظ حقوقی از تصمیم و اعلام نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی تبعیت نکند، ولی تحت فشار قرار دادن ایران از طریق قطعنامههای شدیدتر مورد انتقاد افکار عمومی قرار خواهد گرفت و به عبارت دیگر مشروعیت تصمیمهای شورای امنیت به شدت زیر سوال خواهد رفت. از طرف دیگر اعلامنظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی درخصوص صلحآمیز بودن فعالیت هستهای ایران موجب ایجاد شکاف بین اعضای دائم شورای امنیت خواهد شد که صدور قطعنامه دیگر را با مشکل مواجه خواهد نمود. در عین حال باید توجه نمود که توقف تحریمها علیه ایران طبق قطعنامههای 1737 و 1747 منوط به تعلیق غنیسازی اورانیوم میباشد و آمریکا و متحدانش حتی در صورت اعلام نظر مساعد آژانس میتوانند به بهانه عدم اجرای قطعنامههای شورای امنیت به اجرای آن قطعنامههای ادامه داده و فشار روانی را بر ایران افزایش دهند.
2- اگر آژانس بینالمللی انرژی اتمی به رغم همکاری کامل ایران در حل مسائل باقیمانده و ارائه اطلاعات موردنظر و فراهم کردن امکان بازدیدهای مورد درخواست آژانس، همچنان به سیاست دوپهلوی خود در مورد فعالیت هستهای ایران ادامه دهد و اعلام کند که با دریافت اطلاعات جدید مدرکی دال بر انحراف ایران از فعالیتهای هستهای صلحآمیز به دست نیامده است و در عین حال آژانس نمیتواند با صراحت اعلام کند که فعالیتهای هستهای ایران کلاً صلحآمیز میباشد، در آن صورت و با توجه به عدم تعلیق غنیسازی اورانیوم، در فضای سیاسی بینالمللی موجود، آمریکا میتواند همانند گذشته تحرک خود در شورای امنیت را افزایش داده و برای اعمال فشار بیشتر بر ایران با روسیه و چین به چانهزنی پرداخته و با تقبل هزینه چانهزنی در شرایط جدید، قطعنامه دیگری را نیز به تصویب برساند.
3- در مجموع انجام و تداوم مذاکرات گام مثبتی است در جهت اعتمادسازی در جامعه جهانی، ولی ضریب موفقیت چنین گامهایی بستگی به انتظارات و توقعات جامعه جهانی در مسائل مختلفی که به سیاستهای بینالمللی ایران مرتبط میباشد، دارد؛ از جمله مبارزه با تروریسم، روند صلح خاورمیانه، مساله عراق و پایبندی ایران به معاهدات و رویههای بینالمللی در خصوص حقوق بشر. به عبارت دیگر در شرایطی قرار داریم که پرونده هستهای ایران به تنهایی و مستقل از مسائل دیگر قابل مدیریت نمیباشد. متقاعد کردن آژانس به صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای عامل مثبتی در اعتمادسازی میباشد، ولی به موازات آن مسوولان میبایستی به مدیریت مسائل مور علاقه افکار عمومی و جامعه جهانی همت گمارند. حل مسائل باقیمانده در پرونده هستهای شرط لازم برای اعتمادسازی است ولی شرط کافی نیست.