تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۳۱۸۸۴

هادى محمدى‌فر

در تحولات سیاسى اجتماعى در سیستم‌هاى داخلى و بین‌المللى همیشه یکسرى از جریانات اتفاق مى‌افتد که حکم باروت را دارند اگر انفجار باروت روى دهد این سیستم دچار سراشیبى و انحطاط مى‌شود. در سیستم بین‌الملل اصلاحات گرباچف و طرح گداسنولت وى مقدمه‌اى را فراهم نمود تا سیستم داخلى شوروى سابق به سمت فروپاشى رود. در حوادث یازدهم سپتامبر جرقه‌اى در جهان روى داد که سیستم بین‌الملل وارد مرحله‌اى تازه شد این حوادث به عنوان نقطه عطفى در تحولات سیاسى اجتماعى در جهان تلقى مى‌شود.

در سیستم‌هاى داخلى نیز همین امر روى مى‌دهد تغییر نظام سیاسى همیشه یک تحول عظیم در تاریخ سیاسى یک کشور یا نظام سیاسى تلقى مى‌شود و این تغییر و تحولات به مانند هر نظ‌‌می ‌از یک نقطه سرچشمه گرفته‌اند و به مانند یک نقطه عطف تلقى ‌‌می‌شوند. 15 خرداد سال 1342 در ایران یک نقطه عطف اساسى تلقى مى‌شود. شاه ایران که پس از کودتاى 28 مرداد با کمک حا‌‌می‌خود یعنى آمریکائیان مجددا به قدرت رسید و بیش از هر چیز کشور را به سمت وابستگى پیش برد. تحولات سالهاى دهه 1320 همزمان بود با بالا رفتن تنش‌ها بین دو ابرقدرت و شدت گرفتن جنگ سرد. آمریکائیان همیشه از توسعه نفوذ کمونیست در کشورهاى همسایه شوروى سابق بیمناک بودند به این منظور آنان پیمان بغداد را تشکیل دادند. پیمان بغداد توسط عدنان سندرس، نورى سعید و محمدرضا پهلوى براى مقابله با شوروى ایجاد شد. این پیمان بعدها با کودتاى افسران آزاد مصر و به رهبرى عبدالناصر و نیز کودتاى افسران آزاد عراق به رهبرى عبدالکریم قاسم و خروج عراق به پیمان سنتو تغییر یافت. ایران به واسطه همان رابطه حامی ـ پیرو در این سازمان حضور یافت. با آغاز ریاست جمهورى کندى تحولات جدیدى در ایران شروع مى‌شود. رابطه حامی ـ پیرو همیشه به گونه‌اى است که اگر در سیستم یک کشور قدرتمند تحولاتى اتفاق بیفتد در کشورهاى پیرو آن نیز اثرات آن را مى‌توان یافت. در ایران على امینى که با شعار مبارزه با فساد مالی، اصلاحات ارضى و آزادى‌هاى سیاسى اعلام نمود على امینى در اجراى برنامه‌هاى خود براى اینکه با محدودیتى مواجه نشود پارلمان را مخل نمود و مصوبات دولت را در غیاب مجلس قانون اعلام نمود. وى یک اقتصاددان تحصیلکرده آمریکا بود و شاه در اجراى اهداف خود وجود وى را مانعى جدى در اهداف خود ‌‌می‌دید. به عبارت بهتر على امینى مهره دلخواه شاه نبود زیرا وى با توجه به تجربه دوران مصدق و با اتکا به حمایت آمریکا براى اجراى کامل و سریع برنامه‌هاى خود با منافع خاندان پهلوى تضاد داشت. درخواست اختیارات تام و حتى کنترل ارتش تضادبین شاه و على امینى را افزایش داد، بنابراین ترس از وقوع یک کودتا از سوى امینى شاه را نگران نمود. بنابراین وى به بدین منظور راهى آمریکا شد و در دیدار با کندى دولت آمریکا را از انجام اصلاحات مطمئن ساخت. وى در بازگشت از آمریکا با توجه به اطمینان و تعهدى که به آمریکا داده بود براى اجراى برنامه‌هاى خود على امینى را برکنار و امیراسدالله علم را مامور تشکیل کابینه نمود. حکومت علم سرآغاز دوران دیکتاتورى و استبداد مطلقه شاه بود. در عین حال در این دوران روحانیت لبه تیز انتقادات خود را متوجه شاه کرد.

علم در 16 مهر 1341 اولین اقدام خود را اعلام نمود و لایحه انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى را در هیئت دولت به تصویب رساند. این لایحه در غیاب مجلس حکم قانون را داشت. دولت علم در این لایحه به‌طور مشخص سه موضوع را مدنظر قرار داد.

1- حذف اسلام از شرایط نمایندگى مجلس 2- سوگند به کتاب آسمانى در مواردى که طبق قانون باید به قانون سوگند خورد 3- تساوى کامل حقوق زن و مرد و شرکت زنان در انتخابات.

لایحه انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى در راستاى تضعیف اسلام انجام گرفت زیرا حکومت پس از فوت آیت‌الله بروجردى احساس نمود که خلاء ایجاد شده است و به راحتى مى‌تواند اهداف پدرش رضاخان را در برنامه “تضعیف اسلام” پیش ببرد.

روحانیت به لایحه انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى شدیدا اعتراض نمود. شدیدترین انتقادات از ناحیه امام (ره) صورت گرفت. امام در بخشى از بیانات خود فرمودند:‌ ”علماى اسلام دست بردار نیستند. اگر آنها خیال مى‌کنند با امروز و فردا کردن مى‌توانند موضوع را مسکوت بگذارند اشتباه است علماى اسلام نمى‌توانند ساکت بمانند”‌سرانجام پس از دو ماه مقاومت دولت و برخورد متکبرانه شاه سرانجام با پافشارى مراجع و گسترش حرکت‌هاى مرد‌‌می ‌اسدالله علم در آذر 1341 اعلام نمود که این لایحه قابل اجرا نخواهد بود. اعلام این خبر یک موفقیت براى علما تلقى مى‌شد زیرا اهمیت آنان در بین مردم بویژه حضرت امام (ره) دو چندان شد. در این میان مسئله رابطه پنهانى شاه با اسرائیل پس از لغو لایحه انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى به طور گسترده افشا شد. رژیم به منظور تضعیف اسلام انقلاب سفید را اعلام نمود و در اعلام خبر انقلاب سفید شاه شدیدا به روحانیت حمله نمود و از روحانیت به عنوان “ارتجاع سیاه” نام برد. در روز اعلام رفراندوم شاه اعلام نمود که 99 درصد به رفراندوم راى مثبت دادند این در حالى بود که چگونگى شمارش آرا کاملا در اختیار عوامل رژیم بود. برگزار رفراندوم با مخالفت حضرت امام(ره) مواجه شد و دستگاه جاسوسى شاه را به وحشت انداخت. همین امر مقدمات قیام 15 خرداد را فراهم مى‌نمود و مردم به رهبرى امام و مقاومت در برابر استبداد راسخ‌تر مى‌شدند. رژیم براى تضعیف اسلام شدیدترین حملات را به روحانیت مى‌نمود. در روزهاى آغازین سال 1342 مدرسه فیضیه قم به طرز فجیعى در معرض حملات خشونت‌بار رژیم فرا گرفت. سرکوب مدرسه فیضیه قم یکى از عوامل تاثیرگذار در شروع قیام 15 خرداد سال 1342 مى‌باشد زیرا امام خمینی (ره) پس ا زاین جریان بسیار متاثر شدند و اعلام نمودند که “اینها با ما کار دارند من هم با اینها کار دارم” موضع سازش‌ناپذیر امام در حالى که محرم در راه بود و رژیم پس از جریان مدرسه فیضیه قم خطاب به روحانیت اعلام کرد که در جریان محرم سال 1342 در سخنان خود سه مطلب را رعایت کنند:

1- بر ضد شاه سخنى نگویند 2- از اسرائیل مطلبى گفته نشود 3- نگویند اسلام در خطر است.

راهپیمایى‌هاى مرد‌‌می‌ در محرم سال 42 در هوادارى از امام(ره) به حدى بود که در 15 خرداد سال 42 رژیم ناچار شد که امام را دستگیر نماید. دستگیرى امام نه تنها قیام مرد‌‌می ‌را خنثى ننمود بلکه آنان راسخ‌تر شدند و شخصیت کاریزماتیک امام در بین اقشار جامعه جایگاهى خاص یافت.

دستگیرى امام(ره) آگاهى توده‌ها را بالا برد و بنیان حرکتى را پایه‌گذارى نمود که 15 سال بعد نتیجه داد و اگر سیر حوادث را در 15 سال آینده مرور کنیم مى‌بینیم که 15 خرداد یک نقطه عطف اساسى در تحولات انقلاب اسلامی ‌به شمار مى‌آید. قیام 15 خرداد نشان داد که یک سیستم موقعیت، جایگاه، کارکرد و آداب خاص خود را دارد و اصلاحات اجبارى توان پاسخگویى به این ویژگى‌ها را ندارد. برنامه انجمن ایالتى و ولایتی، رفراندوم براى انقلاب سفید و اصلاحات سیاسى اقتصادى از ناحیه حا‌‌می ‌یعنى آمریکائیان پاسخگوى سیستم آن زمان نبود. تغییرات به وجود آمده در دوران کندى و اعلام استراتژى وى نه تنها کمکى به تقویت رابطه حامی ـ پیرو ننمود بلکه خود به عاملى تبدیل شد که مقدمات سقوط رژیم را در سال 1357 فراهم نمود. شناخت حوادث 15 خرداد و مقدمات و چگونگى آن در تحولات انقلاب اسلامی ‌به حدى است که به نظر نگارنده شناخت انقلاب اسلامی ‌1357 بدون شناخت 15 خرداد 1342 بی‌معنى است. زیرا 15 خرداد سه اصل اسلام، روحانیت و رهبرى را بیش از هر زمانى تقویت نمود.