سیدرضا علوی
قیام 15 خرداد سال 42 به عنوان سرآغاز مهمترین تحول تاریخ معاصر ایران یعنى انقلاب اسلامی یاد کردهاند. قیام 15 خرداد از ویژگىهاى خاصى برخوردار است که آن را از سایر قیامهاى عصر خود متمایز کرده و به آن اهمیتى خاص بخشیده است. در اینجا سعى مىشود به مهمترین ویژگىهاى قیام خونین 15 خرداد سال 42 اشاراتى شود. یکى از ویژگىهاى این قیام اخلاص و قاطعیت رهبرى آن است. در این قیام امام(ره) براى همیشه به جدایى دین از سیاست خاتمه داد، اما انگیزه او هیچگونه شباهتى با انگیزههاى سایر سیاستمداران نداشت.
هدف امام قیامیالهى بود که از سراخلاص و براى انجام وظیفه و تکلیف شرعى صورت گرفت. امام(ره) همواره در طول تاریخ مبارزات خویش تاکید کردهاند که ما مثل رسولالله(ص) و سایر انبیاى الهى موظف به تکلیف الهى هستیم. آنچه براى ما در مرتبه اول مهم و داراى اهمیت است همین اداى تکلیف است نه پیروزی، در حقیقت پیروزى واقعى ما این است که بتوانیم به وظیفه و تکلیف دینى خود عمل کرده باشیم.
حضرت امام(ره) سرسختانهترین مواضع در مخالفت با اصلاحات آمریکایى شاه اتخاذ کردند و هرگونه سازش با رژیم را رد نمودند و طى اعلامیهها و سخنرانىهاى خود آحاد ملت را ازنیات شوم نهفته در پس اصلاحات آمریکایى شاه آگاه ساختند و نقش مهمی در بسیج تودههاى مردمیایفا کردند، به طورى که حضور قشرهاى مختلف کشور و سراسرى بودن قیام، ویژگى دوم این نهضت را نشان مىدهد. قیام پانزده خرداد یک اقدام مردمی و سراسرى بود و متعلق به هیچ گروه یا صنف خاصى نبود. همه مردم از پیر و جوان، دانشگاهى و بازاری، روستایى و شهرى در آن شرکت داشتند، آنچه همه آنها را به یکدیگر پیوند مىداد مکتب اسلام بود که از طریق علما و مراجع تقلید با مردم ارتباط همیشگى داشت و رابطه رهبرى قیام و تودههاى میلیونى مردم به وسیله روحانیون برقرار مىشد.
از آنجا که حضرت امام(ره) مخالفت با برنامههاى ضد مذهبى شاه را وظیفه شرعى خود دانسته و علیه آن قیام کردند اکثریت جامعه مسلمان ایران با ایشان همراه و همصدا شدند. ایدئولوژى همه آنان اسلام شیعى بود که اعاده آرامش، دفاع از حقوق مسلمانان و حریم اسلام و قرآن و حفظ استقلال مملکت و صیانت از اسلام و قطع دست ایادى اجانب را هدف خود قرار داده بود. طبیعتا با این وضع سومین ویژگى بارز قیام 15 خرداد اسلامی بودن آن است. قیام 15 خرداد یک امر صددرصد اسلامی بود. اسلامی بودن این قیام از رهبرى و خاستگاه آن مشخص است. در واقع مرجعیت تقلید به شکلى کاملا روشن عامل مذهب را عامل اصلى مبارزه علیه رژیم معرفى نمود. از طرفى به دلیل اینکه اکثریت مردم ایران مسلمان هستند و انگیزههاى مذهبى بیشتر از هرچیز دیگرى در آنها تاثیر دارد، به پیروى از اصول اسلامی و به تبعیت از دستورات ائمه اطهار(ع) آماده بودند تا پا به میدان مبارزه بگذارند.
رهبر قیام 15 خرداد نیز از مراجع تقلید و فقیه عالىقدر حوزههاى علمیه بود. همچنین نقطه شروع قیام نیز حوزههاى علمیه و مراکز دینى به رهبرى روحانیت بود و هیچ یک از گروههاى ملى و غیرمذهبى در آن شرکت نداشتند. لذا حضور فعال قشر روحانیت در این قیام از ویژگىهاى دیگر قیام 15 خرداد است. امام(ره) که برخلاف بیشتر مراجع تقلید معاصر که در مقابل شاه با تسامح رفتار مىکردند، با آمیختن دین و سیاست وارد مبارزه شد.
بیشتر روحانیون قم و سایر شهرهاى ایران که جزء شاگردان یا مقلدان امام(ره) بودند با الگو قراردادن ایشان رهبرى قیام در شهرهاى ایران را به دست گرفته و با حضور وسیع در صحنه، مبارزات مردم را هدایت و رهبرى کردند و براى اولین بار روحانیت به طور گستردهاى در مبارزه علیه رژیم شاه شرکت کرد. ویژگى دیگر این قیام آن بود که برخلاف نهضتها و قیامهاى دیگر شاه را هدف اصلى قرارداده و او را مقصر و مسئول مىدانست. پیش از این مبارزان سیاسى جرات مخالفت با اصل رژیم را نداشتند و معتقد به براندازى آن نبودند، بلکه از طریق مخالفت با افراد پایین دست نظام بویژه نخستوزیران، به شاه نوعى مشروعیت مىدادند اما امام برخلاف آنها متوجه اصل و ریشه نظام شد. ایشان در سخنرانى مشهور خود در عصر عاشورا شاه را مقصر اصلى و عامل همه فسادهاى داخلى و خیانتهاى بیگانگان دانست و هدف مبارزه را متوجه علت کردند و نه معلول.