امیرعلی اسکندری
پس از انتشار برخى اخبار مبنى بر احتمال نامزدى حجتالاسلام خاتمی در انتخابات مجلس هشتم به عنوان سرلیست گروههاى دوم خردادى و سپس تکذیب سریع آن، اولین سوالى که به ذهن متبادر مىشود این است که چرا برخى سعى دارند خاتمی را وادار به نامزدى در انتخابات مجلس کنند؟
حزب کارگزاران پس از پیشنهاد لیست 39 نفره براى کاندیداتورى مجلس تاکید کرده است در صورت ورود خاتمی به عرصه انتخابات، سرلیست پیشنهادى کارگزاران وى خواهد بود. اعتماد ملى نیز با درج خبر "خاتمی سرلیست مىشود" در روزنامه خود عملا تمایل جدى حزب کروبى را به حضور خاتمی در انتخابات مجلس ابراز داشت. این در حالى است که رئیس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان صراحتا اعلام کرد: سیدمحمد خاتمی به هیچ وجه قصد نامزدى در انتخابات مجلس را ندارد. عبدالواحد موسوى لارى ضمن رد و تکذیب این اخبار آن را ناشى از تلاش برخى براى بهرهبردارى از جایگاه خاتمی در بین مردم دانست. عبدالله ناصرى سخنگوى ستاد ائتلاف اصلاحطلبان نیز با رد مسئله نامزدى خاتمی در انتخابات مجلس هشتم، انتشار چنین اخبارى را حاکى از گرایش گروههاى درون جبهه اصلاحات و بخشى از مردم به استفاده از ظرفیت و توانایى خاتمی در عرصه انتخابات دانست.
این در حالى است که برخى از فحول دوم خردادى برآنند از خاتمی طى ده سال گذشته بیش از حد هزینه شده است و به نظر مىرسد شخصیت و محبوبیت سیاسى وى تحلیل رفته است.
در پاسخ به سوال آغازین این نوشتار فارغ از وزن پرنوسان خاتمی در معادلات سیاسى کشور باید گفت برخى با اصرار به حضور خاتمی در انتخابات مجلس سعى دارند وى را از سر راهشان در انتخابات دهم ریاستجمهورى بردارند. اما خاتمی خود بهتر مىداند که نه تنها امکان پیروزى دوم خردادىها در انتخابات مجلس هشتم کم است بلکه حتى ریاستجمهورى دهم نیز از آن دوم خردادىها نیست. لذا معتقد است که باید در این آزمون سیاسى داهیانهتر از گذشته عمل کند. از سویى در یک بازى سیاسى با هزینه کرد منابع به مرور زمان از ارزش آن منابع کاسته مىشود. این یک انحراف ذهنى استراتژیک است که برخى به ظرفیتهاى از دست رفته خاتمی دل بستهاند مضاف براینکه تشخیص و تخمین جایگاه سید محمد خاتمی در افکار عمومی کشور مستلزم مطالعات گستردهاى است که در صورت کوچکترین اشتباه حداقل سرمایه گروههاى دوم خردادى را نیز به باد مىدهد.
معمولا تا چند ماه به انتخابات مانده نمىتوان از یک افکار عمومی منسجم و واقعى سخن راند. تنها مسائل مهم و گفتمان ساز است که مىتواند در یک دوره ده ساله یا بیشتر افکار عمومی را حول خود نضج دهد. از سویى در جوامع موزائیکى تشخیص جایگاه افراد و شعارهایشان در افکار عمومی به مراتب سختتر است.
واقعیت آن است که دوم خردادىها طى ده سال گذشته یک ارزیابى دقیق از جایگاه متغیر خاتمی در افکار عمومی نکردهاند و گمانهزنىهاى فعلى مبنى بر حضور مجدد خاتمی و ظرفیتهاى به اصطلاح ذاتى وى نمىتواند در موقعیت آتى اصلاحطلبان موثر افتد.
علاوه بر آنکه بخش عظیمی از افکار عمومی منسجم حول خاتمی تصنعى بود و نه طبیعى. یعنى درست چند شب قبل از انتخابات دوم خرداد 76 کمتر کسى خاتمی را مىشناخت. در واقع قسمت معتنا بهى از محبوبیت خاتمی رسانهاى بود.
اما در این بین با مطرح شدن اسامی پیشنهادى کارگزاران براى کاندیداتورى مجلس احتمال اختلاف و تفرق در بین گروههاى دوم خردادى بیش از پیش جدى شده است. خاتمی خاطره خوشى از برخى معرفى شدگان در لیست کارگزاران ندارد. کروبى و اعتماد ملى حداقل روى 50 درصد معرفىشدگان نظر منفى دارند. مشارکت علىرغم برخى همسویىها سرلیستى محمد هاشمی را نخواهد پذیرفت. در این بین خاتمی حاضر نیست هزینه این اختلاف را بپذیرد.
از سویى با بلوغ سیاسى جامعه از میزان نفوذ عوامل شخصیتى کاسته شده و مردم بیش از آنکه تحت تاثیر افراد واقع شوند برنامهها و شعارهاى انتخاباتى برایشان مهم است. از آنجا که گروههاى دوم خردادى هنوز بر یک مانیفست مشترک توافق نکردهاند خاتمی نمىخواهد وارد فازى شود که هیچ حرف جدیدى براى گفتن نداشته باشد. تز تحقق جامعه مدنى به سبک لیبرال دموکراسى سالهاست که در جامعه ایران شکستخورده و هنوز دوم خردادىها شعار جدیدى را براى گفتمان سازى در جامعه مطرح نکردهاند.
به هر حال در تحلیل پدیده خاتمی بین گروههاى دوم خردادى این یک سوال جدى است که خاتمی مایه اتحاد است یا اختلاف. در واقع خاتمی به واسطه عوامل شخصیتى خود که در آن اما و اگر زیاد است آیا مىتواند در پشت پرده مایه ائتلاف حداکثرى اصلاحطلبان گردد. بخشى از پاسخ این موضوع مىتواند با توجه به گسست صریح بین کروبى و خاتمی بیان شود. خاتمینه تنها در جمع کروبى با سایر گروههاى دوم خردادى مشکل دارد بلکه خود باعث اخلال در ائتلاف است.
به عنوان مثال در پى اظهارات اخیر عبدالله رمضانزاده قائم مقام دبیرکل جبهه مشارکت مبنى بر اینکه تا آنجایى که من به خاطر دارم خاتمی پرچمدار جبهه دوم خرداد بوده، رئیس شاخه روحانیون حزب اعتماد ملى گفت: ادعاى وى شوخى است که خاتمی میداندار و پرچمدار اصلاحات است چرا که کروبى قبل از دوم خرداد 76 و در زمان پیروزى دوم خردادىها پرچمدار اصلاحات بود. میرهادى افزود: شاید بعد از دوم خرداد 76 بتوان ادعا کرد که پرچمدار اصلاحات چه کسى است اما مهم قبل از دوم خرداد 76 بود و همه میدانند کروبى با تمام تلاش از اصلاحات حمایت کرد.
واقعیت این است که خاتمی متعلق به گذشته است و این موضوع را بهتر از هر کسى شخص خاتمی مىداند. آنهایى که خاتمی را از قطار اصلاحات پیاده کردند امروز خواستار لوکوموتیورانى او هستند. لوکوموتیوى که واگنهاى آن نه در یک ریل بلکه هر کدام در چند ریل جداگانه قرار دارد. جریان بىسر دوم خرداد پس از گذشت ده سال امروز تبدیل به انشعابات بىسرى شده است که تصور مىکند مىتواند خاتمی را به عنوان سرشاخهاش قرار دهد.