تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۳۲۱۳۰

«در گزارش صادره از کاخ سفید در زمینه عملکرد دولت بوش و استراتژی جدید این دولت در عراق آمده بود که این دولت نتوانسته است اهداف مشخص شده کنگره آمریکا در عراق را محقق سازد و میزان رضایت‌مندی کنگره آمریکا از عملکرد این دولت و استراتژی جدیدش در عراق در سطح بسیار پایینی قرار دارد. در این گزارش تاکید شده است دولت بوش تنها توانسته است هشت هدف از هجده هدف تعیین شده کنگره آمریکا را محقق سازد.

آن چه که در این گزارش جالب به نظر می‌رسد آن است که تا دیروز مقامات مسئول آمریکایی از عدم وجود اهداف سیاسی در پس جنگ عراق سخن می‌گفتند اما امروز که تمامی پرده‌ها کنار رفته است دیگر هیچ مسئول آمریکایی از اذعان و اعتراف به اهداف پلید و مغرضانه خود در جنگ عراق ابایی ندارند.» به گزارش ایسنا پایگاه اینترنتی عرب سایت با ارائه تحلیلی تحت عنوان «وقت اضافه بوش در عراق رو به اتمام است» می‌نویسد: «در حالی که عراق در آسیاب جنگ و کشتار آخرین نفس‌های خود را می‌کشد و ملت عراق برای مصونیت جان کودکان خود، آواره کشورهای دیگر شده‌اند، بوش همچنان از تمامی طرح‌ها و استراتژی‌های خود در جنگ عراق دفاع می‌کند و معتقد است بالاخره ملت عراق نور دموکراسی و آزادی را خواهند دید.

بوش در اعتراض به گزارش جدید می‌گوید: «همین که دولت آمریکا تا به امروز توانسته است هشت هدف از هجده هدف کنگره را برآورده کند این خود می‌تواند بعنوان کسب موفقیت در جنگ عراق تلقی شود!» در ادامه این تحلیل آمده است: «تا دیروز هدف اصلی آمریکا تنها برقراری دموکراسی و آزادی در عراق و نابود کردن سلاح‌های کشتار جمعی در این کشور بود. چیزی نگذشت که موضوع سلاح‌های کشتار جمعی از لیست اهداف عالی کاخ سفید حذف شد زیرا اساسا چنین چیزی در عراق از همان ابتدا نیز وجود نداشت.

موضوع دموکراسی و برقراری آن در عراق نیز که از اهداف عالی دیگر آمریکا بود نیز تا به امروز محقق نشده است. اما موضوع آزادی، این هدف آمریکا نه تنها در عراق محقق نشده است بلکه متاسفانه نتیجه معکوسی نیز در این کشور داشته است. امروز مردم عراق خود را اسیر سیاست‌های احمقانه بوش می‌دانند. دیدیم که این سه هدف آمریکا که براساس آنها جنگ عراق انجام گرفت اساسا از همان ابتدا در سیاست‌های کاخ سفید تعریف نشده بود و آمریکا برای توجیه این جنگ نامشروع از موضوع برقراری دموکراسی و آزادی در عراق بیشتر به صورت یک شعار استفاده کرد.»

در ادامه این تحلیل همچنین آمده است: «امروز که تمامی مسوولین آمریکایی بی‌مهابا از طرح‌ها و اهداف پشت پرده خود در جنگ عراق سخن می‌گویند دیگر لزومی به اثبات این نظریه یعنی وجود اهداف پشت پرده و تبانی‌های انجام شده در زمینه انجام این جنگ وجود ندارد. جالب‌تر از همه این است که بوش در اوایل جنگ عراق یعنی درست در زمانی که با موجی از انتقادات مواجه شد برای هر انتقادی پاسخی در اختیار داشت اما امروز دیگر این چنین نیست. از زمانی که دیگر تمامی نقاب‌ها برداشت شده است و هیچ نقابی نمانده است که بوش چهره خود را در پس آن پنهان کند کاخ سفید سیاست جدیدی را در قضیه عراق و نیز کل منطقه دنبال می‌کند. این سیاست به اصطلاح مقامات دیپلماتیک آمریکایی سیاست «دنبال کردن آخرین تحولات یک قضیه در شرایطی بسیار شفاف است.» نباید فریب این شفاف‌سازی آمریکا در زمینه وجود بحران‌های امنیتی و سیاسی در عراق یا منطقه را بخوریم زیرا بسیاری از این بحران‌ها ساخته دست آمریکا است.

در واقع بحران‌های کنونی عراق برغم تمامی خطرات و تهدیداتی که ممکن است برای آمریکا ایجاد کند به همان اندازه می‌تواند برای آمریکا مفید باشد. تنها هرج و مرج و بحران است که می‌تواند دلیل قانع‌کننده‌ای برای باقی ماندن نیروهای آمریکایی در عراق باشد. در واقع بسیاری معتقدند که قسمت عمده‌ای از بحران‌های فعلی در عراق و منطقه از درگیری‌های طوایفی تا اختلافات شدید سیاسی، ساخته دست آمریکا است.» پایگاه اینترنتی عرب سایت می‌نویسد: «براساس این فرضیه بسیاری از سیاست‌های آمریکا در عراق که منجر به ایجاد درگیر‌ی‌ها و بحران‌ها شده است براساس نادانی یا غفلت سیاسی انجام نگرفته است و نمی‌توان گفت که این سیاست‌ها اشتباه سیاسی بوده است بلکه این سیاست‌ها از پیش تعیین شده و برنامه‌ریزی شده است و اهداف مشخصی را دنبال می‌کند. با کمی تامل می‌توانیم به این نتیجه برسیم که این فرضیه فرضیه‌ای کاملا درست است زیرا تمامی شواهد موجود دال بر این امر است.

چگونه ممکن است کشوری که به عنوان ابرقدرت جهان مطرح است نتواند زمام امور در عراق را به دست گیرد. این موضوع خارج از دو حالت نیست یا این که این ابرقدرت جهانی دیگر در مکان و زمان مناسب قرار ندارد و نمی‌توان به قدرت‌ها و توانایی‌های این کشور به عنوان قوی‌ترین کشور جهان اعتماد کرد یا این که آمریکا خود خواهان گسترش فعالیت گروه‌های مسلح در عراق و تعمیم هرج و مرج در سرتاسر عراق است.»

در پایان این تحلیل آمده است: ‌«گزینه سومی در این میان وجود دارد و آن این است که نمی‌توان به واقعیت موجود یعنی ضعیف‌تر شدن توانایی‌های سیاسی آمریکا و موقعیت بین‌المللی این کشور شک کرد اما این به این معنا نیست که این ابرقدرت جهان از تسلط بر گروه‌های مسلح در عراق عاجز است بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که بسیاری از سیاست‌های آمریکا در این کشور کاملا تعریف شده است و کاخ سفید با دنبال کردن سیاست تفرقه‌افکنی و اختلاف میان طوایف مختلف عراقی درصدد آن است که با استفاده از کمترین انرژی ممکن اهداف خود را محقق کند.

مهم نیست که آمریکا در پیروزی جنگ عراق چه میزان از تلفات را متحمل شود، مهم آن است که پیروزی در این جنگ یعنی محقق شدن اهداف آمریکایی به بهترین نحو ممکن انجام گیرد؛ این است هدف اصلی آمریکا در عراق. واقعیت را باید پذیرفت، هر بازی زمان مشخصی برای پایان دارد و بازی عراق به پایان خود رسیده است، در واقع بوش در وقت اضافه این جنگ به سر می‌برد و این وقت دیر یا زود به پایان خواهد رسید.»