تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۴:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۳۲۱۳۱

حسن فتحی

www. Hassan Fathi. Blogfa. Com

حادثه خونین مسجد لعل در اسلام‌آباد زنگ خطری برای ژنرال مشرف و متحدانش بود که تصور می‌کردند توانسته‌اند پس از حادثه ناگوار سپتامبر در آمریکا افراط‌گرایی اسلامی را مهار کرده و مانع سازماندهی آنها در این کشور شوند.

ولی آنچه در این مسجد روی داد و مشابه آن را سال‌ها قبل در مسجدی در کشمیر هندوستان شاهد بودیم این واقعیت را آشکار ساخت که برای ریشه‌کنی این مساله و یا مهار آن نیاز به کار مداوم فرهنگی و سیاسی در کنار اقدامات نظامی است تا آرامش به این منطقه بازگردد.

بیش از یک دهه است که پاکستان کانون و مرکز افراط‌گرایی اسلامی بوده و این کشور به دلیل منافعی که در کشمیر هندوستان و افغانستان برای خود در نظر گرفته بود به این مسایل دامن می‌زد تا حدی که گفته می‌شود طالبان ساخته و پرداخته پاکستانی‌ها بوده و آنها همراه با القاعده در این راستا قدم گذاردند.

در سال‌هایی که طالبان با کمک نظامیان و نیروهای امنیتی پاکستان کنترل افغانستان را در دست داشت همراه با سکوت و مماشات جامعه جهانی، اعتراضات هند و مردم افغانستان نیز به جایی نمی‌رسیده و اسلام‌آباد همواره همراهی با این گروه را نفی می‌کرد.

ولی حوادث 11 سپتامبر سبب گردید ژنرال مشرف که سیاست واقع‌بینانه‌ای در پیش گرفته بود به جبهه جهانی ضد تروریسم پیوسته و در مقابل این گروه‌ها ایستادگی کند. به همین دلیل با تشدید محدودیت‌ها و افزایش فشارها، افراطیون نیز به دست و پا افتاده و درصدد برخورد برآمدند که حادثه مسجد لعل در اسلام‌آباد از نمونه‌های بارز آن به شمار می‌رود.

مقوله افراط‌گرایی اسلامی در پاکستان را نمی‌توان جدای از مساله طالبان و گروه‌های تروریستی که در کشمیر فعال هستند مورد بررسی قرار داد زیرا این مقوله ریشه در پاکستان داشته و بدون مهار آن نمی‌توان مطمئن بود که می‌توان کنترل اوضاع را در کشمیر به دست گرفته و یا طالبان را در افغانستان تحت کنترل درآورد به همین دلیل آنچه در این کشور در جریان است می‌تواند تاثیر مثبت و یا منفی بر همسایگان داشته و آنها را تحت‌ تاثیر قرار دهد.

مدارس علمیه و دینی پاکستان در مناطق مرزی با افغانستان جایگاه و مراکز آموزش‌های سیاسی ـ مذهبی و حتی نظامی این گروه‌ها و افراد است که گاهی اوقات حتی از اروپا و آمریکا سر درآورده و در این کشورها و اصولاً سرتاسر جهان دست به اقدامات تروریستی می‌زنند. به این مساله می‌توان از اعترافات آنها پی برد. لذا برای ریشه‌کنی یا مهار این مقوله نیاز به برخورد اصولی و قاطع است.

ماجرای مسجد لعل در اسلام‌آباد از روزی آغاز شد که پیروان و طرفداران عبدالرشید قاضی پس از ترور نافرجام ژنرال مشرف در این مسجد و مدرسه آن سنگر گرفته و اقدام به تیراندازی به نیروهای پلیس و امنیتی نمودند. اگرچه عبدالرشید قاضی بنیانگزار این مدرسه با لباس زنانه دستگیر شد ولی تاکید کرده که تصمیم گرفته‌ایم شهید شویم، تسلیم نشویم. حاضریم سرمان از بدنمان جدا شود ولی جلوی این نیروها سر خود را خم نکنیم.

درگیری در این مسجد و مدرسه آن ده‌ها کشته بر جای گذارده که گفته می‌شود بیش از 30 نفر کشته‌شدگان را زنان تشکیل می‌دهند. عبدالرشید مدعی است که پیروانش مهمات و مواد غذایی برای یک ماه مقاومت در اختیار دارند و 1800 طلبه در مسجد سنگر گرفته‌اند که تمایلی به تسلیم شدن ندارند. در همین حال وزیر کشور پاکستان با رد شرایط عبدالرشید که مدعی شده بود نیروهای امنیتی نباید ما را بازداشت کنند صراحتاً بر این مساله تاکید کرده که او در دادگاه محاکمه خواهد شد.

ماجرای این مسجد عاقبت نظیر آنچه سال‌ها قبل در مسجدی در شهر سرینگر کشمیر روی داد خاتمه یافته و این غائله به نوعی حل خواهد شد ولی مساله این است که از تکرار چنین حوادثی جلوگیری شده و زمینه آن از بین برود.

یک مثال فارسی می‌گوید، آتش خشم، اول گریبان صاحب خشم را می‌گیرد. یعنی کسی که می‌خواهد برای دیگران مشکل‌آفرینی کند ابتدا خود آثار و عواقب این مشکل‌آفرینی را باید تحمل نماید. پاکستان هم از زمان نخست‌وزیری خانم بی‌نظیر بوتو و حتی قبل از آن، برای همسایه‌ها مشکل‌سازی می‌کرد. به طور مثال سال‌ها هندوستان از دخالت پاکستان در امور داخلی کشورش در ارتباط با کشمیر گلایه داشته و نسبت به این مساله معترض بود.

اختلاف دهلی‌نو و اسلام‌آباد بر سر ایالت مسلمان‌نشین کشمیر که پس از استقلال این دو کشور و در نهایت تشکیل هندوستان و پاکستان بروز کرد علاوه بر این که بر روابط آنها سایه انداخته، دو کشور را بارها به رویارویی و جنگ کشانده است در جریان این جنگ‌ها، پاکستان موفق به اشغال بخشی از کشمیر شد که امروزه کشمیر آزاد نامیده می‌شود. تروریست‌ها که در مدارس علمیه و مذهبی پاکستان آموزش می‌دیدند به صورت غیرقانونی راهی هندوستان شده و با دست زدن به اقدامات تروریستی سعی در آشفته کردن اوضاع داشتند.

شکل‌گیری طالبان و استقرار آنها در افغانستان اوضاع را وخیم‌تر کرد. این سوال مطرح است که اگر ماجرای 11 سپتامبر و حوادث پس از آن روی نمی‌داد، اوضاع در این منطقه چگونه می‌شد؟!

بارها دولت هند و مردم افغانستان نسبت به پشتیبانی دولت اسلام‌آباد از تروریست‌ها معترض بودند ولی پاسخ قابل قبولی از مقامات این کشور دریافت نمی‌کرد.

افراط‌گرایی مذهبی، جامعه پاکستان را نیز دچار تفرقه و تشتت کرده است. حملاتی که به شیعیان می‌شود و اقدامات سپاه طیبه و لشگر جهنگون که در این راستا صورت می‌گرفت یکپارچگی و اتحاد و همبستگی مردم را با خطر مواجه ساخته بود به همین دلیل چند سالی است که ژنرال مشرف درصدد مهار افراط‌گرایی برآمده که در این راستا علاوه بر ایجاد محدودیت برای این احزاب و گروه‌ها، به سرکوب آنها نیز اقدام کرده است.

مشکلات و محدودیتی که اعمال شده نارضایتی و خشم آنها را در پی داشته است زیرا زمینه فعالیت افراطیون محدود شده و در حال از بین رفتن بود لذا دست به اقداماتی نظیر ترور ژنرال مشرف و از سرگیری فعالیت‌ها زدند که با موفقیت همراه نبود.

اقداماتی نظیر آنچه در مسجد لعل شاهد بودیم، ترور ژنرال مشرف و یا بمب‌گزاری‌ها و امثالهم برای از بین رفتن این محدودیت‌ها و آزادی فعالیت تروریست‌ها و افراطیون صورت می‌گیرد. که تاکنون نتیجه مثبتی در پی نداشته است. دولت پاکستان و جبهه جهانی ضد تروریسم به این واقعیت واقف هستند که هرگونه عقب‌نشینی در مقابل تروریست‌ها و یا اغماض و چشم‌پوشی، می‌تواند سازماندهی و از سرگیری فعالیت آنها را به ارمغان بیاورد که در آن صورت اوضاع آشفته خواهد شد.

امروزه شرایط به گونه‌ای نیست که بتوان در مقابل افراطیون و تروریست‌ها کوتاه آمده و یا اجازه سازماندهی مجدد به آنها داد. زیرا آنها ارتباط هماهنگ و ارگانیک با هم داشته و به عنوان پشتوانه و متحد یکدیگر عمل می‌کنند. به طور مثال اعلام شده که در مسجد لعل دو نفر از فرماندهان حرکت جهاد اسلامی که متحد القاعده هستند حضور دارند که در قتل و بریدن سر «دانیل پرل» روزنامه‌نگار آمریکایی دست داشته‌اند. آنها از زنان و کودکان به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کنند تا مانع حمله نیروهای امنیتی شوند.

در این شرایط کنفرانس ائتلاف برای احیای دموکراسی در پاکستان توسط احزاب و گروه‌های مخالف در لندن تشکیل می‌شود که هدفش تحت فشار قرار دادن ژنرال مشرف 63 ساله برای کناره‌گیری از قدرت است. او که در سال 1993 از طریق کودتای بدون خونریزی به قدرت رسیده از سال 2001 خود را رییس‌جمهوری نامیده است.

روشی که تروریست‌ها در داخل مسجد در پیش گرفته‌اند سبب گردیده دولت پاکستان درصدد تجدیدنظر در اقداماتش برآید. قتل سرهنگ‌ هارون اسلام که در حال نظارت بر عملیات تخریب دیوار مسجد به منظور تسهیل رفت و آمد زنان و کودکانی بود که توسط شبه نظامیان داخل مسجد گروگان گرفته شده بودند زمینه‌ساز این تجدیدنظر شد به طوری که طارق عظیم معاون وزیر اطلاعات پاکستان مدعی شد دولت قصد دارد به منظور حفظ جان زنان و کودکان اسیر در این مسجد، مسجد لعل را مورد تجدیدنظر قرار دهد.

در این شرایط با وجود این که ژنرال مشرف خواستار حل و فصل نهایی بحران شده اما 20 هزار نفر از اعضای قبایل مناطق شمالی پاکستان که مخالف ژنرال هستند به خیابان‌ها ریختند و در حمایت از تروریست‌های سنگر گرفته در مسجد تهدید کردند که انتقام این اقدامات را خواهند گرفت.

آنها که در مناطق مرزی با افغانستان زندگی کرده و متهم به حمایت از طالبان و القاعده هستند شعار جهاد سر داده و خواستار پایان محاصره مسجد لعل بودند.

دولت پاکستان معتقد است افراطیون مسلح که با القاعده در ارتباط هستند کنترل مسجد را در دست گرفته و صدها زن و کودک را برای جلوگیری از حمله ارتش به گروگان گرفته‌اند. مقامات پاکستان از آن بیم دارند که در صورت حمله نیروهای نظامی، افراطیون دست به انفجار انتحاری زده و زنان و کودکان داخل مسجد را قتل عام کنند به همین دلیل دولت درصدد است به گونه‌ای عمل کند تا لطمه‌ای به غیرنظامیان وارد نشود.

اوضاع در پاکستان پس از حادثه ناگوار مسجد لعل دگرگون شده و چالش بین دولت و افراطیون شدیدتر خواهد شد به همین دلیل باید در انتظار افزایش تروریستی و انتقام‌جویانه بود. ولی سوال این است که آیا خروج ژنرال مشرف از حاکمیت می‌تواند آرامش را به پاکستان بازگرداند یا این که در آن شرایط راه برای افراطیون هموار شده و دخالت آنها در امور داخلی همسایه‌ها افزایش خواهد یافت؟!