بسماللهالرحمنالرحیم
اصولگرائی و اصلاحات، هر دو اصطلاحات مثبتی هستند. این دو مقوله در واقع با همدیگر هیچ منافاتی ندارند بطوریکه میتوان یک اصولگرای واقعی را اصلاحطلب هم دانست کما اینکه یک اصلاحطلب را هم میتوان اصولگرا دانست. به همین دلیل است که بعضی از بزرگان، برای هدایت کسانی که در برقرار کردن رابطه میان این دو مقوله دچار مشکل بودند، تعبیر جامع «اصولگرای اصلاحطلب» را مطرح کردند، عنوانی که هماکنون بخشهائی از نیروهای وفادار به انقلاب آنرا بر روی جمع خود گذاشتهاند.
مهمتر آنکه اصلاحطلب واقعی کسی است که اصولگرا باشد. زیرا اگر کسی واقعاً قصد اصلاح داشته باشد، باید ابتدا محور و اساس و بنیان آنچه میخواهد وجود داشته باشد را مشخص کند تا به حذف زوائد و یا افزودن لوازم به عنوان راهکارهای اصلاح بپردازد. آنچه محور و اساس و بنیان است «اصول» نام دارد و اقداماتی که برای حذف زواید یا افزودن لوام صورت میگیرد «اصلاح» است. بنابراین، اصلاحات و اصولگرائی لازم و ملزوم همدیگر هستند و جز این هر چه باشد ایستائی و جمود است که نه میتواند تحت عنوان اصولگرائی باشد و نه اصلاحات.
از حوزه معنا و مفهوم اگر به حوزه عملکردهای موجود در جامعه خودمان منتقل شویم البته با چیز دیگری مواجه خواهیم شد. اکنون در جامعه اسلامی و انقلابی ما عدهای تصور میکنند «اصولگرائی» عین شریعت است و «اصلاحات» عین شرارت، کما اینکه عدهای دیگر نیز تصور میکنند اصحاب «اصلاحات» یعنی برخورداران از افکار مترقی و طرفداران اصولگرائی یعنی افراد متحجر!
واقعیت، همانطور که توضیح دادیم، با هیچیک از این دو تصور منطبق نیست. داستانسرائیهای این دو جماعت فقط هنگامی به پایان خواهد رسید که کلام آن بزرگ را به گوش جان بشنوند که اصولگرائی و اصلاحات قابل جمعند و اصلاحات واقعی آنست که بر اصول تکیه کند و در همان دایره به اصلاح امور بپردازند و اصولگرای واقعی نیز آنست که اهل جمود نباشد و هر لحظه دایره اصولگرائی را تنگتر نکند.
خوشبختانه اخیراً نشانههائی از احساس خطر در میان این هر دو اردوگاه نمایان شده است. هشدار دو هفته قبل آیتالله مهدوی کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران، یکی از این نشانههاست. ایشان به اصولگرایان هشدار دادند تنگنظری نکنند: «جبهه متحد اصولگرایان باید از جامعیت بیشتری برخوردار باشد و در این جبهه تنگنظری وجود نداشته باشد». آیتالله مهدوی کنی با تأکید بر اینکه جامعه روحانیت مبارز در گروهها حضور ندارد و به مثابه یک حزب عمل نمیکند تأکید کردند: «من به همه برادران و دوستداران انقلاب توصیه میکنم برای حفظ انقلاب و کشور و ایستادگی در برابر دشمنان، دست به برادری و ائتلاف بزنند به خصوص اصولگرایان». در جبهه اصلاحطلبی نیز سخن از ضرورت طرد افراطیون بسیار گفته میشود که اگر به آن عمل شود گام مبارکی برای پالایش این جبهه خواهد بود.
توصیه به برادری و ائتلاف، ناشی از احساس خطری است از ناحیه تنگنظریهای موجود. این خطر را همه جناحها و احزاب و جمعیتهای وفادار به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی باید درک نمایند. با قطع نظر از انتخابات مجلس هشتم که در پیش است و مسائل و مباحث مخصوص خود را دارد، اصولاً تعامل نیروهای سیاسی کشور باید براساس سعه صدر و تحمل همدیگر صورت بگیرد.
این، علاوه بر آنکه از ویژگیهای اساسی مسلمان بودن است، اصولگرائی و اصلاحطلبی نیز هر دو همین اقتضا را دارند. اگر چیزی از لوازم مسلمان بودن باشد، قطعاً از لوازم اصولگرائی نیز هست، کما اینکه اصلاحات نیز بنابر تعریفی که خود اصلاحطلبان از آن دارند، تحمل سعه صدر را در صدر فهرست وظایف خود دارد.
با توجه به اینکه اصولگرائی همواره در معرض خطر تنگنظری است، کسانی که خود را اصولگرا میدانند باید به آفتهائی که اصولگرائی را تهدید میکند توجه داشته باشند و برای دور نگهداشتن خود و مجموعه اصولگرایان از این آفات تلاش نمایند.
برخوردهای حذفی، جنگ قدرت و محدود ساختن قلمرو، آفاتی هستند که در اثر فقدان سعه صدر و تحمل، اصولگرائی را تهدید میکنند. این تهدیدها را فقط در صورتی میتوان دفع کرد که همواره همه تحرکات اصولگرایان با توجه به دایره وسیع اصولگرائی صورت بگیرد. در این دایره، همه وفاداران به انقلاب، یاران نظام و معتقدان به رهبری با سلایق گوناگون جا دارند. خلاصه کردن اصولگرائی به یک سلیقه یا یک حزب و یا یک جمع محدود، بزرگترین آفت برای اصولگرائی است.
در تحرکات کسانی که اصولگرائی را به نام خود ثبت شده میدانند، گرایش به سوی محدود ساختن اصولگرائی در یک جریان خاص اکنون بزرگترین خطری است که اصولگرائی را تهدید میکند. آنها حتی همراهان دیروز خود، که به کمک همدیگر مجلس و قوه مجریه را بدست آوردند، را نیز خارج از قلمرو اصولگرائی میدانند در حالیکه اصولگرائی واقعی ایجاب میکند اصولگرایان علاوه بر حفظ همه نیروهای همراه، برای جذب نیروهای دیگر نیز تلاش کنند و هر روز بر تعداد نیروهای موجود در اردوگاه اصولگرایان بیافزایند.
در ارزیابی کارنامه اصولگرایان، آنچه در صدر فهرست قرار میگیرد اینست که با حفظ اصول، جاذبه خود را افزایش دهند و دایره وسیع اصولگرائی را هر روز پرتر نمایند. اگر این دایره هر روز خالیتر شود، اولین و روشنترین مفهوم آن اینست که اصولگرائی گرفتار بزرگترین آفت شده است. این خطر امروز احساس میشود. برای معالجه این بیماری اگر امروز اقدام نشود، فردا دیر است.