تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۳۲۲۳۴

علی کرمی

اخیرا روزنامه فایننشال‌تایمز نوشته است، ژنرال‌های ارتش آمریکا در عراق طی گزارشی به رابرت گیتس، وزیر دفاع این کشور اعلام کردند، طرح امنیتی بغداد به شکست منتهی شده و این طرح نتوانسته است مانع از موج خشونت‌ها و ناامنی در عراق شود. همچنین ژنرال بازنشسته ریکاردو سانچز که در سال 2003 فرماندهی نیروهای چندملیتی به رهبری آمریکا در عراق را بر‌عهده داشت هم اخیرا به شکست واشنگتن در عراق اعتراف کرده است.

عدم موفقیت بوش، رئیس‌جمهور آمریکا در مدیریت جنگ همه شخصیت‌های سیاسی و نظامی را واداشت به شکست سیاست‌های وی در جنگ عراق اعتراف کنند. همین سیاستمداران و فرماندهان نظامی، خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق را تنها راهکار موفقیت بحران عراق قلمداد می‌کنند ولی بوش تنها کسی است که با این راهکار مخالف است و برعکس، رئیس‌جمهور آمریکا به پیروزی در جنگ عراق اعتراف می‌کند.

اعتراف بوش به پیروزی در جنگ عراق و پافشاری بر سیاست‌های جنگ‌طلبانه خود در نبرد علیه تروریسم به خاطر تامین امنیت در جهان تراژدی است که دستگاه دیپلماسی آمریکا در طول تاریخ حیات خود به یاد ندارد، حتی جنگ ویتنام.

جنگ عراق موجب شده جورج بوش  دو جبهه فرآیند شکست را دنبال کند. خود صحنه جنگ عراق است. حتی با تشکیل کنفرانس‌های امنیتی مختلف و ارائه طرح‌های گوناگون از سوی بوش برای حل بحران عراق، همچنان فرمانده کل قوای آمریکا در جنگ عراق هزینه می‌دهد.

 بیشتر هزینه بوش در جنگ عراق کشته شدن نیروهای نظامی آمریکا در این جنگ است. در ماه مه 2007 ارتش آمریکا در عراق 101 کشته برجای گذاشت که در مجموع شمار سربازان آمریکایی کشته شده تاکنون به 3480 نفر رسیده است. همچنین خستگی، خشونت‌های رفتاری، خودکشی و گروگانگیری سربازان آمریکایی توسط نیروهای القاعده در عراق همه و همه حکایت از شکست بوش در جنگ عراق دارد. ولی نکته جالب اینجاست که همچنان رئیس‌جمهور آمریکا از جنگ عراق دفاع می‌کند و اعلام می‌دارد دولتش در حمله به عراق هیچ اشتباهی انجام نداده و جنگ عراق ضروری و آرمانی شرافتمندانه برای صلح است. بله واقعا جنگ عراق آرمانی شرافتمندانه برای صلح آمریکایی به موازات ایجاد ناامنی و کشته شدن شهروندان بی‌گناه عراقی و افغانی می‌باشد. شهروندانی که به بهانه مبارزه با تروریسم و تامین صلح بین‌المللی قربانی سیاست‌های امپریالیستی نوین بوش شده‌اند. کشوری که خود مدافع حقوق بشر است با بد‌ترین نوع ممکن حقوق بشر را در دیگر مناطق به خصوص خاورمیانه، زیر پا می‌گذارد. به راستی رئیس‌جمهور راستگرای افراطی آمریکا زیستن خود و تامین منافع کشورش را در سرکوب و استعمار دیگر کشورها به بهانه ترویج لیبرال دموکراسی می‌بیند؟ از سوی دیگر واقعاً تا کی جوامع بین‌المللی به خصوص کشورهای اروپایی که خود را پیش‌قدم در تشکیل سازمان‌های بین‌المللی و قوانین حقوق بشری می‌دانند بی‌تفاوت در برابر سیاست‌های تجاوزگرانه بوش که خارج از قوانین بین‌المللی است خواهند ماند!

جبهه دوم، شکست دولت بوش در آمریکاست. در گام اول در انتخابات میان دوره‌ای کنگره‌ آمریکا جمهوریخواهان به خاطر راه‌اندازی جنگ عراق و عدم موفقیت در این جنگ، عرصه را به دموکرات‌ها باختند. در گام دوم هرچه جنگ عراق طولانی می‌شود رئیس‌جمهور آمریکا موفقیتی حاصل نمی‌کند. اعضای نومحافظه‌کار دولت بوش یکی پس از دیگری با کناره‌گیری از هیات حاکم بوش مهر تاییدی بر شکست سیاست‌های بوش در عراق می‌زنند. آخرین استعفا در پروسه کناره‌گیری یاران رئیس‌جمهور آمریکا رتلت، مشاور استراتژیک بوش می‌باشد.

 بدین ترتیب همان‌طور که جنگ عراق در خود این کشور قربانی نظامی و غیرنظامی می‌گیرد هر روز بر آمار این قربانیان افزوده می‌شود،‌ دستگاه دیپلماسی و سیاسی دولت بوش هم به خاطر عدم موفقیت در جنگ عراق قربانی می‌دهد و یاران بوش یکی پس از دیگری سیاست استعفا را در دستور کار قرار می‌دهند. به هر حال هم فرماندهان نظامی و هم کارشناسان مسائل سیاسی بر شکست بوش در جنگ عراق اعتراف می‌کنند ولی این تنها خود بوش است که همچنان با قاطعیت به پیروزی در جنگ عراق اذعان دارد و در مقابل همه منتقدان خود ایستاده است بدین ترتیب می‌توان جنگ عراق را فارغ از هر نتیجه‌ای «میراث جورج» نامید.