علی تتماج
سازمان همکاریهای اقتصادی آسیا و اقیانوسیه در سال 1989 با عضویت 12 کشور شروع به کار کرد. این سازمان که هماکنون 21 عضو دارد با حضور قدرتهای بزرگ اقتصاد جهان نظیر چین، ژاپن و آمریکا توانسته 56 درصد اقتصاد و 50 درصد بازرگانی جهان را به خود اختصاص دهد. هرچند که اپک با نام سازمانی اقتصادی فعالیت خود را آغاز کرده اما روند تحولات و سیاستهای قدرتهای بزرگ آن را در ورطه سیاسی قرار داده بگونهای که اکنون بازیگران این حوزه، تلاش دارند تا بسیاری از اهداف خود را در قالب این سازمان اجریی [اجرایی] نمایند. سران کشورهای عضو اوپک در شرایطی در استرالیا گردهم آمدهاند که مسائلی چون بررسی وضعیت تجارت آزاد در عرصه جهانی، وضعیت گرم شدن کره زمین، افزایش اعضای اپک، مساله تامین انرژی، پرونده عراق و افغانستان کره شمالی و راههای خروج از بحران آنها، افزایش مبادلات میان اعضا و اجرای طرح منطقه آزاد تجاری و... از مهمترین مسائل مطرح در این نشست میباشند. به رغم آنکه اعضای اپک تلاش داشتند تا در سیدنی ضمن تحقق این اهداف به اجماعی فراگیر برای طرحهای آینده دست یابند اما همچنان موانعی برای تحقق این امور وجود دارد که از اجرایی شدن آنها جلوگیری خواهد کرد. مهمترین نگرانیهای حاکم بر نشست آسیا ـ اقیانوسیه عبارتند از:
1ـ اصلیترین چالش اعضای اپک را اختلافات داخلی و عدم هماهنگی آنها در قبال تصمیمات و مصوبات سازمان تشکیل میدهد. چینش سازمان بگونهای که دو دسته کشورهای ثروتمند و ضعیف در کنار هم قرار گرفتهاند. حضور کشورهایی نظیر چین، روسیه، آمریکا، ژاپن، کانادا، استرالیا، کره جنوبی، هونگ کنگ، که دارای قابلیتهای اقتصادی بالایی دارند در کنار کشورهایی نظیر سنگاپور، تایلند، ویتنام، برونئی و پاپوا گینهنو، که با چالشهای اقتصادی مواج و یا در ردیف کشورهای ردیف اول جهان قرار ندارند، بر این اختلافات دامن میزند. اکنون بسیاری از اعضای ضعیف بر این عقیدهاند که احداث منطقه آزاد تجاری، اجرای طرح درهای باز اقتصادی که راهی برای خروج سرمایه کشورهای ضعیف به ثروتمند است، سیاستهای آمریکا برای حضور در تنگنه «مالاگا»، فعالتر شدن تجارت جهانی، طرحهای ارائه شده برای تروریسم که کشورهای کوچک بویژه در آسهآن را زیر سلطه آمریکا قرار میدهد و... مغایر با اهداف و منافع ملی این کشورها است.
در نقطه مقابل کشورهای ثروتمند اپک با رد این مسائل تلاش دارند تا با تحقق این امور به نوعی استیلای خود بر سایر کشورها بویژه در باب قبضه کردن بازارهای این کشورها، اجرایی کنند. اکنون اختلاف کشورها در هماهنگسازی سیاستگذاریها چالش اصلی نشست اپک است که میتواند از توسعه آن جلوگیری کند هرچند که اعضا در ظاهر از توافق و دستیابی به نتایج مطلوب سخن به میان میآورند. نکته مهم آنکه ملتهای بسیاری از کشورهای عضو با حضور کشورشان در سازمان مخالف و آن را برابر با استعمار اقتصادی و سیاسی میدانند.
2ـ با توجه به اینکه قدرتهای بزرگ سیاسی و اقتصادی جهان در جمع اپک حضور دارند، نشست سیدنی را میتوان محلی برای نزاعها و رقابتهای سیاسی دانست که میتوان به تقسیم و صفبندیهای چندگانه منجر گردد.
اولا آمریکا به عنوان قدرتی نظامی و اقتصادی که داعیه نظام تک قطبی دارد بر اصل نظارت و ریاست بر سایر کشورها تاکید دارد. بوش تلاش دارد تا در سیدنی اهدافی همچون جلب توجه کشورها برای حضور در افغانستان و عراق بویژه در بعد اقتصادی، واداشتن کشورهای شرق آسیا به پذیرش طرح تجارت آزاد، اجرای اصل مبارزه تروریسم که آمریکا آن را تعریف در کشورهای عضو اوپک، نظارت اپک بر فعالیتهای اقتصادی چین و ژاپن و روسیه که آمریکا آنها را تهدیدی برای آینده خود میداند. جلب رضایت کشورها پیرامون اجرای طرح سپر موشکی در سراسر جهان بویژه در اروپای شرقی، توجیه حضور نظامی آمریکا در اقصی نقاط جهان بویژه دریای خزر، خلیجفارس، تنگنه مالاگا برای تامین انرژی جهان و... محقق سازد. این در حالی است که مخالفتهای اعضا با طرحهای واشنگتن و نیز تظاهراتهای برگزار شده در استرالیا این اهداف را با چالش مواجه ساخته است.
ثانیا روسیه به عنوان قدرتی که تلاش دارد تا به دوران اقتدار خود بازگردد طرحهای بسیاری برای موفقیت در اپک در نظر دارد. تاکید بر اصل نظارت انحصاری اولیه بر بازار انرژی بویژه گاز برای اروپا، تلاش برای عضویت در سازمان تجارت جهانی، حضور فعال در جمع کشورهای حوزه آسهآن، جلب نظر اعضای اپک برای مخالفت با طرح سپر موشکی آمریکا، احداث مرکز هستهای در مسکو که ارسال سوخت به تمام جهان را در اختیار دارد، از مهمترین محورهای اهداف پوتین در اپک است که در صورت تحقق میتواند جایگاهی جدید برای مسکو در اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.
ثالثا: چین به عنوان قدرت اقتصادی جهان تلاش دارد تا جایگاه خود را در جهان ارتقا بخشد. پکن در حالی در نشست اپک شرکت کرد که بیش از آن قرارداد تجارت آزاد را با آسهآن به امضا رسانده و با سایر اعضای اپک نیز مراودات گستردهای را تجربه میکند. این اقدامات که چین را به اقتصاد برتر جهان نزدیک میسازد نارضایتی سایر کشور بویژه آمریکا و ژاپن را به همراه داشته بگونهای که آنها برای تحریم این کشور فعالیت میکنند.
در نهایت میتوان گفت که نشست اپک در حالی که برای توسعه مناسبات و حل اختلافات اعضا برگزار شد اما در مجموع محلی بود برای بیان تضاد و گلایههای کشورها از یکدیگر که به صفبندی آنها در سه محور منجر شده است. کشورهای آمریکا ژاپن و استرالیا در یک محور، روسیه و چین و متحدانشان در طیف دیگر و کشورهای آسهآن و ضعیف که عملکرد دو گروه دیگر را عامل بحران و بیثباتی میدانند. نکته مهم آنکه بسیاری از مخالفان جهانیسازی و کشورهای کوچک دنیا نیز با این نشست مخالف و آن را ابزاری برای استعمار جهان میدانند که نمود آن را تظاهرتهای جهانی میتوان مشاهده کرد. بر این اساس نشست اپک بیش از آنکه محل اجماع باشد محل تضاد و دوگانگی بوده که سبب میشود تا اعضای آن به نتایج مطلوب دست نیابند هرچند در ظاهر از برخی توافقات سخن به میان میآورند.