اردشیر زارعیقنواتی
فروش تسلیحات آمریکایی به کشورهای عرب حوزه خلیجفارس به ارزش بیش از 20 میلیارد دلار که خبر آن برای اولین بار چهار ماه پیش در روزنامه بوستون گلوب منتشر شد و به تازگی توسط یکی از مقامات ارشد وزارت دفاع این کشور تایید شده است، در شرایط جدید بینالمللی و منازعات منطقهای بسیار قابل توجه است. ظاهراً پیشنهاد این فروش بزرگ از سلاحهای پیشرفته به زودی از سوی کاخ سفید به کنگره این کشور فرستاده میشود. گفته میشود این مجموعه تسلیحاتی شامل سیستمهای پدافند هوایی و ضدموشکی، بمبهای هدایتشونده توسط ماهواره، هواپیماهای رادار هشدار سریع، قایقهای جنگی و دیگر ادواتی میشود که برخلاف ادعای طراحان این معامله همگی بیش از آنچه ماهیت دفاعی داشته باشند از موقعیت تهاجمی بهره میبرند. بدون شک انجام چنین معامله بزرگی در شرایط کنونی که منازعات منطقهای در خاورمیانه به اوج خود رسیده است گویای این مدعا است که ایالات متحده در کنار بحران عراق و افغانستان که در آن سلفیگرایان سنی و اعراب تندرو بیشترین تاثیر را دارند درصدد پیچیدهتر کردن موقعیت منطقهای و تشدید منازعه در قالب برخوردهای نظامی و در حالت خوشبینانهتر به راه انداختن یک مسابقه تسلیحاتی است. این اقدام به هر بهانهای که انجام شود، ایجاد موازنه در منطقه یا ترغیب مشارکت کشورهای عرب حوزه خلیجفارس جهت همراهی با صلح خاورمیانه، اولین قربانی آن تعامل منطقهای و حرکت به سمت جامعه دموکراتیک براساس سیاست تنشزدایی خواهد بود. این مساله در شرایطی مطرح شده است که هماکنون خاورمیانه بیش از هر زمان دیر درگیر چالشهای امنیتی، سیاسی، مذهبی و نژادی است. در چنین وضعیتی تقویت ابزارهای منازعه در دستان طرفهای ذینفع به سود هیچکس و به خصوص بازیگران منطقهای و بینالمللی نخواهد بود. حتی اینبار با توجه به ماهیت حکومتهای منطقهای موردنظر برای چنین معاملهای که مطلقاً هیچ سنخیتی با نظامهای دموکراتیک ندارند، میتواند در آینده کنترل امور و ابتکار عمل را از دست طراحان آن نیز خارج کند.
تجربه مجاهدسازی در افغانستان و حمایت از ظهور و قدرتگیری طالبان در این کشور به روشنی نشان داده است که بیمحابا وارد شدن در تضادها و تنشهای منطقه خاورمیانه میتواند برضد عاملان اولیه آن نیز سوق داده شود. آنان اگر به تاریخ اعتماد ندارند میتوانند به گفتههای ماندگار دانشمندان بزرگ خود نیز مراجعه کنند، آنجا که «گراهام بل» میگوید «هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید، زیرا که این راه تنها به همان جایی میرسد که دیگران رسیدهاند.» اگر تا به امروز هنوز مقاماتی در آمریکا، بعد از پنج سال مبارزه بیامان جامعه جهانی و به خصوص واشنگتن با جنبش تروریسم بینالمللی نتوانستهاند حتی منابع مالی گسترده گروههای تروریستی را مهار کنند و در توهم موفقیت در سیاست مهار دوجانبه هستند باید اذعان کرد که راه بیهوده میپیمایند.
به احتمال زیاد این پیشنهاد در کنگره تحت رهبری دموکراتها در آمریکا با اعتراضاتی روبهرو خواهد شد ولی با توجه به لابیهای قدرتمند صاحبان صنایع تسلیحاتی و نفتی در این کشور کسب موافقت با آن نیز بالا خواهد بود. دنیای خاکستری و متشنج خاورمیانه بیش از آنچه به سلاح نیاز داشته باشد به برخورد منصفانه از سوی غرب در خصوص منافع ملی و تمدنی آن و تعامل نزدیکتر بین کشورهای منطقه نیاز دارد. چنین معاملهای یک دهنکجی آشکار به مردم آمریکا و خانواده قربانیان این کشور در جهنم عراق هم خواهد بود چرا که تمامی شواهد و مدارک نشان میدهد که بیشترین حمایت از شورشیان ضدآمریکایی در عراق و افغانستان مستقیم و غیرمستقیم از سوی طیف وهابی حاکم بر ریاض و ناسیونالیستهای عرب صورت گرفته است. در طی ماههای اخیر که تنش بین ایران و آمریکا به اوج خود رسیده است فرماندهان نظامی این کشور در عراق، همسایه شرقی این کشور را متهم میکنند که سلاحهای صادراتی آنان را به عراق تاکنون جان 170 آمریکایی را گرفته است. این در حالی است که آخرین آمارها از تلفات نیروهای آمریکایی در عراق نشان میدهد تا به امروز بیش از 3670 نظامی این کشور در عراق جان باختهاند که چنانچه ادعای قبلی فرماندهان آمریکایی را هم قبول کنیم بیش از 95 درصد از تلفات آنان از سوی شورشیان سنی مورد حمایت عربستان و کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس انجام شده است. هنوز چند روز از اعلام رسمی مقامات امنیتی عراقی و حتی آمریکایی نمیگذرد که گفتهاند 80 درصد از شورشیان دستگیر شده در عراق اتباع کشورهای عربستان و چند کشور دیگر همپیمان آن میباشند.
تازه اینکه تجربه اخیر در طی بروز ناآرامیها در پاکستان نشان میدهد که به واسطه موقعیت اجتماعی و تسلط غیردموکراتیک بر این کشور، بحرانهای خارج از کنترل میتواند تمامی معادلات نظری را به هم ریخته و هر لحظه خطر فروپاشی ساختار سیاسی فزونتر شود. به هر حال شواهد موجود واقعیات عینی نشان میدهد که نزدیکی با حکومتهای متصلب منطقهای در خاورمیانه برای واشنگتن به جهت تشدید روحیه ضدآمریکایی اعراب سنی در این کشورها هیچ نقطه قابل اتکایی نیست و تضاد این جوامع با آمریکا بسیار فراتر از آن است که با امتیازبخشیهای تسلیحاتی به آنان روند موجود را تغییر دهد.