تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۳۲۲۷۴
خاتمی در کاشان:

گروه سیاسی: رئیس‌جمهور سابق ایران روز شنبه به کاشان رفت و با حضور در جشن میلاد امام علی(ع) در مسجد آقابزرگ کاشان به سخنرانی پرداخت. سیدمحمد خاتمی در سخنرانی خود هم از آزادی سخن گفت، هم ویژگی‌های عدالت را تبیین کرد و هم مردم کاشان را ستود. وی همچنین بخش قابل توجهی از سخنانش را به ذکر ویژگی‌های حضرت علی(ع) اختصاص داد و شیعه عقلی را تشریح کرد. وی در سخنانش مثل همیشه بر لزوم آزادی بیان، آزادی اندیشه و آزادی نقد حکومت تاکید کرد و در ادامه از اینکه برخی‌ها فقط جنبه اقتصادی عدالت را در نظر می‌گیرند انتقاد کرد.

وی با بیان اینکه لازمه پذیرش حق حاکمیت انسان بر سرنوشتش، آزادی بیان، آزادی اندیشه و آزادی نقد حکومت است و اگر این طور نباشد دیگر حق حاکمیت بر سرنوشت نیست، گفت: این آزادی‌ها، آزادی‌های مطلوب است. آنان که سفسطه می‌کنند و می‌گویند طرفداران آزادی، طرفداران ولنگاری هستند، با کل آزادی مخالفند؛ و گرنه طرفداران آزادی اندیشه و آزادی انتقاد از حاکمان به شدت با ولنگاری‌های اخلاقی مخالفند. مگر یک انسان می‌تواند مسلمان باشد و بگوید هر کاری می‌خواهد انجام دهد، علی(ع) به اخلاق توجه می‌کند؛ اما وقتی گفتیم حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش، یعنی باید آزادی اندیشه، آزادی بیان و‌ آزادی انتقاد را نسبت به حاکمان که نماینده این امام هستند، بپذیریم و شما مردم باید بیدار باشید و این حق را استیفا و برای آن تلاش کنید. مسئولان هم باید این حق را به رسمیت بشناسند.

خاتمی گفت: در جمهوری اسلامی ایران که از دل مکتب تشیع برآمده و براساس آزادی‌های اساسی انسان استوار شده است و در آن میزان و ملاک رای مردم است، حاکمان و خدمتگزاران پاسخگو به مردم هستند.

وی خطاب به مردم گفت: جمهوری روزبه‌روز قوی‌تر می‌شود و شما با حضور در عرصه‌های مختلف و فعالیت‌ می‌توانید این مسیر را طی کنید. امیدوارم هم درست جمهوری اسلامی را بشناسید و هم از آن پاسداری کنید و روزبه‌روز شاهد پیشرفت در عرصه‌های مختلف باشیم.

وی در ادامه گفت: پیامبران نیامده‌اند تا به زور عدل را به مردم تحمیل کنند؛ چون اگر مردم نخواهند یا عدل را نمی‌پزیرند یا اگر برای مدت کوتاهی عدلی را که از عمق وجود آنها برنخاسته، بخواهند، دوام زیادی نخواهند داشت. وی در ادامه با بیان اینکه طبیعی است که بارزترین وجه عدالت وجه اقتصادی آن است، گفت: این یعنی دغدغه زندگی مردم را داشتن و از خاک تبعیض رنج بردن، یعنی اینکه انباشت ثروت در یک جا و فقر در جای دیگر به گونه‌ای که عده‌ای از سیری بیمار شوند و عده‌ای از نداری، شیعی و به ویژه  علوی قابل قبول نیست. قرآن کریم هم وقتی درباره ثروت صحبت می‌کند می‌فرماید باید در جامعه به شکل درستی تقسیم شود.

خاتمی با تاکید بر اینکه باید ثروت‌های عمومی در اختیار کل جامعه و در راستای ارتقای آن قرار گیرد گفت: عدلی که علی‌ بن‌ابی‌طالب دارد برای توانمندسازی جامعه است نه صدقه دادن؛ البته حتماً باید به کسانی که از کار می‌افتند و مشکل دارند، به صورت صدقه و مستقل کمک کرد؛ اما وقتی در کل جامعه امکانات هست و جامعه جوان، نیرومند و تحصیل کرده است، باید زمینه فراهم آمدن امکانات در اختیار او قرار بگیرد تا بتواند کارآفرینی کند و روی پای خود بایستد. رئیس بنیاد باران در ادامه اظهار داشت: بزرگ‌ترین منبع و ثروت ما نفت است و اگر پیرو واقعی علی(ع) هستیم باید نفت را در جهت ارتقای توان جامعه به کار گیریم، نه فقط توان دولت‌ها، چون نفت سرمایه‌ای است که در طول میلیون‌ها سال به دست ما رسیده و باید با تبدیل آن به سرمایه‌های روی زمینی، زمینه‌های ایجاد اشتغال را فراهم آوریم. نفت یک کالای یک بار مصرف نیست، اگر خدای نکرده این طور باشد جامعه این سرمایه را از دست می‌دهد. در دورانی که رئیس‌جمهور بودم گفتم نمی‌دانم نفت نقمت است یا نعمت. از یک طرف کشورهایی هستند که می‌خواهند بر ما مسلط شوند، نفت ما را بگیرند و کالاهای خود را به ما بدهند. چون نفت ارزان و در اختیار دولت بود، از یک طرف دولت را تنبل می‌کند چون دولت را از مردم بی‌نیاز می‌کند و معلوم نیست این دولت خیلی به مسائل مردم بپردازد و در مقابل آنان پاسخگو باشد. اگر زندگی دولت براساس مالیات می‌گذشت و دولت نیازمند مردم بود، حتماً حرف شنوی‌اش هم بیشتر بود. عدل شیعی آن است که ما بتوانیم اولاً امکانات را بالفعل کنیم و ثانیاً آنها را در اختیار کل جامعه قرار دهیم تا جامعه روی پای خود بایستد و با رشد اقتصادی تولید و توزیع عادلانه داشته باشد. رئیس موسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در ادامه گفت: مسائل ما در یک قرن گذشته تحت تاثیر شعارهایی که جناح چپ مقابل جناح سرمایه‌داری داده، قرار داشته است، برای همین سوسیالیسم زده شده‌ایم؛ یعنی یک قدرت سرمایه‌داری امپریالیستی وجود داشته است و یک جریانی هم در مقابل سرمایه‌داری به وجود آمد که شعار کارگران، رنجبران و زحمت‌کشان می‌داد و به نحوی شعار می‌داد که این عدالت اجتماعی است و برای کشورهایی هم که تحت ستم قدرت‌های غربی و سرمایه‌داری بودند این شعارها جذاب بود؛ گرچه شعاردهنده‌ها به هیچ‌وجه نتوانستند به آمال‌شان برسند؛ یعنی در بلوک شرق هم آزادی‌ها را از مردم گرفتند که نان به مردم بدهند اما نه نان دادند و نه آزادی. ولی شعارها جذاب بود و به ویژه کشورهای جهان سوم و اسلامی را تحت تاثیر قرار داد.

خاتمی با بیان اینکه در دوران ما حتی بسیاری از متدینان برجسته شعارهایشان تحت تاثیر شعارهای سوسیالیستی است گفت: سوسیالیسم ماده‌گراست و به ماده نگاه می‌کند و در عرصه حیات اجتماعی فقط به اقتصاد می‌اندیشد. وقتی می‌گوید عدالت، فقط به عدالت اقتصادی می‌اندیشد و به همین دلیل هم ناموفق است؛ در حالی که نمی‌توان بدون در نظر گرفتن جنبه‌های دیگر زندگی حتی عدالت اقتصادی را ایجاد کرد و دست‌کم تجربه یک قرن بلوک شرق این مساله را نشان می‌دهد.

خاتمی در ادامه گفت: امروز هم بعضی‌ها از عدالت صحبت می‌کنند و فقط جنبه‌های اقتصادی آن را در نظر می‌گیرند؛ البته جنبه اقتصادی عدالت خیلی مهم است، ولی خطر این است که از راه علی(ع) جدا شویم. عدالت علی(ع) بسیار وسیع‌تر از عدالت اقتصادی است؛ همان‌طور که در قرآن آمده و ما نتیجه می‌گیریم، همان‌طور که خداوند با ظلم اقتصادی مخالف است،با استبداد سیاسی هم مخالف است. مصداق برجسته عدالت اجتماعی علوی، قبول حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش است؛ یعنی اصل طلایی ششم قانون اساسی که می‌گوید حاکم مطلق بر انسان و جهان خداست و هم اوست که انسان را بر سرنوشت اجتماعی خود حاکم کرده است و هیچ‌کس نمی‌تواند این حق را از مردم بگیرد. رئیس‌جمهور سابق کشورمان افزود: امروز بشر افتخار می‌کند حق حاکمیت بر سرنوشت را در طول تاریخ به دست آورده است؛ ولی جمهوری اسلامی می‌گوید حق حاکمیت انسان بر سرنوشت نه تنها حق طبیعی بلکه حقی الهی و مقدس است. این دیدگاه امیرالمومنین(ع) است که همان‌طور که نسبت به فقر جامعه و تبیعض‌ها ناراحت است، نسبت به حق حاکمیت جامعه دغدغه دارد، او وقتی روی کار می‌آید که همه مردم او را بخواهند و به او رای بدهند. هنگامی هم که روی کار آید هیچ حکومتی مثل حکومت علی(ع) حق مرم را مورد احترام قرار نداده است و هیچ حکومتی در عالم حق اعتراض را مانند امیرالمومنین نپذیرفته است. علی(ع) تنها حکومتش را مبتنی بر رای مردم نمی‌داند، بلکه آزادی‌های اساسی برای ابراز این رای هم باید باشد. وقتی روی کار می‌آید در مقابل اعتراض مخالفان و معارضانش هیچ‌کس همانند علی‌ بن‌ابی‌طالب تحمل نمی‌کند. علی(ع) تا وقتی مخالفانش دست به قتل نزنند با آنها برخورد نمی‌کند و حتی حقوق آنها را از بیت‌المال قطع نمی‌کند. این معنای عدالت علوی است.