دریاچه مازندران در شمال سلسله جبال البرز قرار دارد و تاکنون به نامهای متعدد خوانده شده است، چون دریای آبسکون، طبرستان، دیلم و خزر، اما قدیمیترین نام آن هیرکاناست که اکنون خزر معمولیترین نام شناخته شده آن است. البته نام دیگر نیز به این دریاچه داده شده و آن دریاچه کاسپین است که متاثر از حضور اقوام کاسپی در کناره دریای خزر است. البته این نام بیشتر در میان اروپاییان معمول بوده است.
درازای مازندران 1205 - 1280 کیلومتر و پهنای آن 554 - 202 کیلومتر است. عریضترین نقطه آن کمی بالاتر از سواحل جنوبی در ایران است. وسعت دریای مازندران بالغ بر 463 هزار و 246 کیلومتر مربع است. مجموع سواحل دریای مازندران 6379 کیلومتر است که 640 کیلومتر آن بر خاک ایران اتصال دارد. گنجایش آب دریای مازندران 790 هزار کیلومتر مربع است. ژرفای آب به طور متوسط 180 متر و عمق گودترین نقطه آن 980 متر است که نزدیک سواحل ایران قرار دارد. دریای مازندران از لحاظ ژرفا به 3 منطقه تقسیم میشود:
1. بخش شمال که کمترین عمق را دارد و بیشتر از 50 متر نیست.
2. بخش مرکزی که گودی آن در برخی نقاط تا 890 متر میرسد.
این بخش به وسیله یک سلسله برجستگیهای زیر دریایی که در امتداد کوههای قفقاز واقع در شوروی و کوههای کپهداغ واقع در شمالشرقی ایران است، از بخش جنوبی جدا میشود. دو انتهای این برجستگیهای زیر دریایی به صورت شبهجزایر آبشوران و چلهکن ظهر میشود.
3. بخش جنوبی که گودترین نقاط دریای مازندران است و عمق آن به 980 متر میرسد.
این دریاچه راه آبی طبیعی به دریای آزاد جهان نداشته و فقط از طریق کانالهای ایجاد شده ورود ولگا به دریای سیاه منتقل میشود. حدود 6 رودخانه مهم وارد دریای خزر میشود که ولگا 80 درصد آب شیرین را وارد دریا میکند. از ایران نیز حدود 20 رودخانه کوچک و بزرگ به دریا میریزد.
از لحاظ منابع نفتی و کانی و گازی نیز این دریاچه از اهمیت والایی برخوردار است. آخرین برآوردهای دقیق نشان میدهد دریای خزر پس از خلیج فارس و سیبری سومین منطقه از لحاظ منابع نفتی در جهان است. در این میان قزاقستان با حدود 50 میلیارد بشکه ذخایر شناخته شده نفت، غنیترین کشور صاحب نفت در منطقه، جمهوری آذربایجان با 5/7 میلیارد بشکه در رده دوم و پس از آن ترکمنستان و روسیه در ردههای سوم و چهارم قرار دارند. درباره ذخایر نفت و گاز ایران به دلیل اختلاف در محدوده حقوق منافع ایران آمار رسمی وجود ندارد.
دریای مازندران دارای وضعیت ویژه حقوقی و منحصر به فرد Sui generis است. نظام حقوقی دریای مازندران هیچیک از نظامهای حقوقی به رسمیت شناخته شده در کنوانسیونهای حقوقی دریا بویژه کنوانسیون 1982 مونتهگوبه را شامل نمیشود.
از لحاظ تاریخی در قرن 19 روسیه تزاری در نتیجه تصرف و تملک دائمی اراضی و کنارههای ساحل و غرب و سپس شرق دریای خزر به ترتیب با عقد عهدنامه 1813 گلستان و 1828 ترکمانچای از یکسو و تشکیل و انعقاد کمیسیون معاهدات مرزی 1881 و 1893 از سوی دیگر به طور رسمی در مجاورت ایران و دیگر کشور حاشیه دریای خزر قرار گرفت. به این ترتیب دریای مازندران به دریای متعلق به 2 طرف تبدیل شد و هر یک از 2 کشور به این وضعیت متعهد بوده و خود را در قبال مسائل متعدد زیستمحیطی، امنیتی و اقتصادی آن پاسخگو میدانستند؛ اما شوروی سابق در این میان با هدف انتفاع بیشتر از این دریا و در نتیجه ضعف حکومت ایران اقدام به انعقاد معاهداتی کرد که این معاهدات موید سهم بیشتر روسیه در دریای خزر بود. شاخصترین این معاهدات 2 معاهده گلستان و ترکمنچای بوده است.
بنابراین در دوران پیش از فروپاشی شوروی، این کشور همواره با وجود بعضی زیادهخواهیها، دریای خزر را مشترک میان خود و ایران میدانسته و ایران نیز با رضایت از آن استقبال میکرده است. در این دوران میتوان گفت نوعی حاکمیت مشترک بر این دریا حاکم بوده و طرفین با توافق و همکاری یکدیگر از منابع این دریا بهرهبرداری میکردند، بدون این که مرز مشخصی و ترسیم شده براساس موازین حقوق بینالمللی میان آنها حاکم باشد؛ اما تجزیه شوروی به 15 کشور و افزایش کشورهای ساحل دریای خزر از 2 به 5 کشور، موجب بروز مسائل حقوقی ـ سیاسی متعددی در این پهنه آبی شد و تلاش هر یک از این کشورها برای انتفاع بیشتر از منبع حریم دریایی خود، سبب طرح نظریات متعددی در باب رژیم حقوقی مناسب برای بهرهبرداری از این دریا شد.
باید توجه داشت که دریای خزر و مشکلات عدیده از جنبه حقوقی آن موردی استثنایی نیست ولی جزو معدود موقعیتهای حقوقی به شمار میرود. وضعیت حقوقی دریاچه لادوگابین فنلاند و شوروی که طی معاهده 1920 دورپات تعیین شد، تشابه زیادی به رژیم حقوقی دریای خزر دارد. در این دریاچه نیز حضور کشتیهای دولتهای ثالث منع شده و در عی حال 2 کشور مرز ساحلی مشخص در این دریاچه ندارند.