تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۳۲۲۹۰
رفتار ایران در عرصه بین‌المللی تا چه اندازه ناشی از نگاه کابینه‌هاست؟
محسن پیریایی Piryaei@hamshahri.org مقدمه: نگاه صاحب‌نظران به تحولات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره‌های مختلف حکایت از وجود نوعی ساختار ثابت در عرصه‌های تصمیم‌گیری و در عین حال نوعی تغییر تاکتیک در تقابل با شرایط محیطی گوناگون دارد که البته این، ویژگی تمامی بازیگران نظام بین‌الملل در تعامل با دیگر بازیگران دولتی و غیردولتی است و ناظر به انعطاف‌پذیری لازم برای بقا در فضایی است که تفکر رئالیستی در روابط بین‌الملل، آن را محیطی پر از هرج و مرج و آنارشیک می‌داند و معتقد است که در چنین شرایطی هر بازیگر، خود، مسئول حفاظت از منافع و موجودیت خود است. اما در تطبیق «متغیرهای مؤثر بر سیاست خارجی بازیگران نظام بین‌الملل» بر سیاست خارجی ایران، می‌توان نکات ثابت و متغیر در رویکردهای این موجودیت سیاسی در برهه‌های گوناگون را تشخیص داد؛ هرچند که این بررسی نیازمند بهره‌مندی از فرصت و مجالی کافی است که در قالب بسیار محدود این نوشتار نمی‌گنجد.

متغیرهای ملی به عنوان بخشی از متغیرهای تأثیرگذار بر سیاست خارجی ایران ناظر به ساختار ثابت در عرصه‌های تصمیم‌گیری است. موقعیت ژئوپولتیک کشوری مانند ایران یکی از اصلی‌ترین فاکتورهای تأثیرگذار بر روندهای تصمیم‌گیر در ارتباط با جهان خارج است و شاید کمتر کشوری را بتوان یافت که از جغرافیای سیاسی مانند ایران برخوردار باشد و البته طبیعی است که این شرایط، اقتضائاتی را از بیرون متوجه تصمیم‌گیران ایرانی می‌کند که نیازمند واکنش مناسب است و در قالب راهبرد ثابت از پیش تعریف‌شده به آن پاسخ داده می‌شود. اما تأثیرگذاری منابع طبیعی و بطور خاص منابع نفت و گاز بر تصمیم‌گیران ایرانی نیز در تمامی برهه‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی وجود داشته است و موضع‌گیری در قبال آن هم مانند عامل ژئوپولتیک، ناشی از نگاه راهبردی ثابت نزد دولتمردان ایران است و تغییر موضعی در این حوزه تحت تأثیر نگاه‌های شخصی تصمیم‌گیران صورت نمی‌گیرد.

دولت ایدئولوژیک

جمهوری اسلامی ایران به عنوان دولتی که با ایدئولوژی مبتنی بر جهان‌بینی اسلامی و آن هم از نوع رادیکال آن موجودیت یافته است، اصول ثابت و محکمی را فراروی خود قرار داده که به هیچ‌وجه هیچ شخص و یا کابینه‌ای حق عدول از آن را به عنوان پایه‌های شکل‌دهنده راهبردهای حاکمیت ندارد.

عامل انسانی

بخش کمی عامل انسانی که تحت عنوان جمعیت از آن یاد می‌شود، بدون شک به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار بر سیاست خارجی تمامی دولت‌ها و از جمله ایران محسوب می‌شود، اما رابطه مستقیمی میان آن و افزایش میزان تأثیرگذاری یک دولت در نظام بین‌الملل وجود ندارد، بلکه این نوع و کیفیت جمعیت است که میزان کارکرد مثبت یا منفی این عامل را در سیاست خارجی کشوری مانند ایران تعیین می‌کند و البته بدیهی است که این عامل هم ارتباط چندانی با نگاه‌های حاکم بر کابینه‌های خاص ندارد و راهبرد کلی حاکمیت بر آن تأثیرگذار است.

عامل مناقشه‌برانگیز

اما بخش کیفی عامل انسانی که میزان مهمی از آن ناظر به نوع و کیفیت عملکرد تصمیم‌گیرندگان حوزه سیاست خارجی کشورهاست. سیاست‌سازان، نهایی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری هستند و به همین دلیل می‌توان گفت که قطعی‌ترین عامل سیاست خارجی، خود آنها می‌باشند، اما طبیعی است که علاوه بر عوامل راهبردی و اصول ثابتی که پیش از این به برخی از آنها اشاره کردیم، فاکتورهای دیگری نیز وجود دارد که بر نوع تصمیم‌گیری دولتمردان ایران در برهه‌ها و کابینه‌های مختلف تأثیرگذار است و به راحتی نمی‌توان گفت که یک حکومت در جمهوری اسلامی ایران، سیاست خارجی را دستخوش تحول کرده است.

ساختار نظام بین‌الملل

علاوه بر اصول ثابت و راهبردی، ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه، فرهنگ سیاسی و ساختار اقتصادی که بطور مستقیم بر روندهای سیاسی کشور تأثیرگذار است، عاملی دیگر که پایه نظریه نئورئالیست‌ها در روابط بین‌الملل را تشکیل می‌دهد، تأثیرات بسیاری را بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران برجای گذارده است. در شرایط کنونی طبیعی است که شرایط حاکم بر نظام بین‌الملل که نوعی نظام تک‌قطبی البته معطوف به چند قطبی را تداعی می‌کند، تأثیرات بسیاری را بر سیاست خارجی ایران بر جای گذاشته است و واکنش تصمیم‌گیران ایرانی به تحولات موجود را نباید چندان متأثر از شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسی دید، چرا که اصول حاکم بر سیاست خارجی کشور ایجاب می‌کند در برهه کنونی مواضعی در قبال تحرکات ایالات متحده و دیگر کشورها اتخاذ شود که در صورت روی کار بودن هر کابینه دیگری نیز اتخاذ این مواضع محتمل به نظر می‌رسید؛ کما اینکه به نظر بسیاری از صاحب‌نظران، رویکرد ایران در قبال موضوع هسته‌ای نه تنها مبتنی بر اصول ثابت و زیربنایی نظام‌ جمهوری اسلامی ایران است، بلکه در روندی فراتر از نگاه صرف کابینه‌های زیر مجموعه حاکمیت تعیین می‌شود و البته این نگاه در ارتباط با دیگر مصادیق عرصه سیاست خارجی نیز می‌تواند مطرح باشد.

در عین حال این موضوع نباید موجب غفلت از رفتار سیاست‌سازان شود. قاعدتاً نوع رفتار تصمیم‌گیران و متغیرهای شخصیتی آنها می‌تواند بر شکل‌دهی به واکنش دولت‌ها تأثیرگذار باشد، اما میزان این تأثیر را نباید با قدرت تأثیرگذاری اصول و مبانی حاکم و همچنین ساختارهای تصمیم‌گیری بر روندهای تصمیم‌ساز مقایسه کرد، هرچند که در جای خود نیز باید درباره این عامل به بحث و بررسی پرداخت.