گروه بینالملل – انجام آخرین دور از مذاکرات نمایندگان ایران و آژانس بینالمللی انرژی هستهای در تهران یک موفقیت دیپلماتیک مقابل تلاش علیه توانمندی هستهای مسالمتآمیز ایران بود.
تهران طی ماههای اخیر و همزمان به گسترش دامنه فشارهای آمریکا و برخی از متحدانش در شورای امنیت سازمان ملل، تحرکی دیپلماتیک و درخور منافع کشور در سطح منطقهای و جهانی از خود بروز داد. در واقع اصلیترین ویژگی تحرک دیپلماتیک تهران متوجه هدف اعتمادزایی در جامعه بینالمللی و اثبات این مدعاست که نه تنها تهران در تعقیب فنآوری هستهای صلحآمیز هیچ انگیزه غیرمسالمتجویانه را منظور ندارد بلکه برای استمرار ثبات و امنیت در منطقه و بویژه عراق حاضر است با دشمن دیرینهاش یعنی آمریکا پشت میز گفتوگوی مستقیم بنشیند.
در سطح هستهای تهران دو گفتوگوی توامان را با دو نهاد بینالمللی برای حل مشکلات فیمابین آغاز کرد. گفتوگوی علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی با خاویر سولانا، کمیسیونر سیاست خارجی اتحادیه اروپا و نماینده مستقیم گروه 5+1 و در این حال جواد وعیدی معاون وی با هاینونن معاون محمد البرادعی رییس آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
تهران در انجام هر دو گفتوگو کوشید از همه ابزارهای لازم برای پیشرفت به سمت توافق بهرهمند شود. اعلام رضایت نمایندگان دو طرف از مذاکرات نیز گواه تلاش موفق تهران در این باره بوده است. تهران در مدت یادشده همه انعطافهای لازم را برای دستیابی به فرمولی که به "مدالیته" شهره شده است، بروز داد بگونهای که هر دو نمایندگان 5+1 و نیز آژانس بر صحت چنین کاری تاکید کردند. همین اقدام خردمندانه تهران سبب شد تا واشنگتن به عنوان جلودار مخالفتها با توانمندی مسالمتآمیز هستهای ایران، تنها به عکسالعملهایی اکتفا کند که بیش از هر چیز خصلت تبلیغاتی و عملیات روانی علیه تهران را عریان میسازد.
اما جمهوری اسلامی در کنار تحرک دیپلماتیک، اقدام دیگری را نیز در دستور کار خود قرار داد و آن حضور در نشستی بود که به دعوت دولت عراق انجام شد و مدعوین آن نمایندگان ایران و آمریکا بودند. بهانه تهران برای قبول حضور در چنین نشستی علاوه بر پاسخ مثبت به خواست مکرر بغداد، ارایه چهرهای شفاف از خود به عنوان بازیگری مهم و تاثیرگذار در منطقه بود که این بار برای پیشرفت و صلح در منطقه و عراق وجهه همت گمارده بود.
پیش از مذاکرات ایران و آمریکا در بغداد، واشنگتن همه کوشش خود را بکار برد تا با تحریک تهران در سطوح مختلف انجام چنین نشستهایی را یا بلاموضوع کند و یا اگر هم تهران با وجود همه تلاشهای آمریکا برانجام این امر اصرار ورزید نتایج چنین مذاکراتی را کمرنگ نمایش دهد. تهران با درک اهداف رفتار واشنگتن توانست با خردمندی و بدون افتادن در دام واشنگتن سطوح تحرک دیپلماسیاش را مدیریت کند.
همچنین است وقتی مقامهای عراقی و حتی مذاکرهکننده آمریکایی اعلام کردند که تهران حاضر به همکاری فعال برای استقرار امنیت در عراق است، واشنگتن منفعلانه کوشید از یکسو ضمن تکرار ادعاهای گذشتهاش علیه تهران درباره پرونده هستهای هر روز اتهامات تازهتری را علیه تهران در عرصه عراق مطرح کند. تمام این رفتار با هدف تحریک تهران انجام شد ولی آنچه تا زمان حاضر جامعه جهانی شاهد بوده، سعهصدر مقامهای ایرانی مقابل این استراتژی است.
واکنش تخریبی به پیشرفت در توافق هستهیی اما تازهترین گزارش محمدالبرادعی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی از فرآیند پرونده هستهیی ایران به شورای حکام آژانس، خشم و در عین حال نگرانی کاخ سفید را برانگیخته است.
محمدالبرادعی مذاکرات و توافقهای ایران و آژانس را یک گام به پیش در خدمت به حل و فصل مسالمتآمیز پرونده هستهیی ایران خواند و این مهمترین دلیل عصبانیت واشنگتن است که در این مدت تلاش کرده بود عدم توافق تهران با جامعه بینالملل را دستمایه اصلی سیاستهای ضدایرانیاش قرار دهد.
در واقع از دیدگاه واشنگتن برخلاف البرادعی که توافق میان تهران و آژانس را گامی به پیش تلقی کرده است چنین امری یک گام به پس علیه مواضعی است که میکوشد تهران را نزد جامعه بینالملل منزوی کند.
آمریکاییها بر این باورند بودند که با اتخاذ سیاستهای تحریک تهران به همراه اعمال فشار روانی و عملیاتی خواهند توانست عکسالعملهایی را شاهد باشند که به کمک آنها استراتژی محدودسازی تهران هرچه بیشتر به نقطه تحقق اهداف آن نزدیک شود. اما اکنون گزارش البرادعی این باور را تقویت میکند که واشنگتن من بعد از این بر سطح دیگری از فشار علیه تهران تمرکز کند یعنی یارگیری از اعضای جامعه بینالملل برای اعمال فشار بر تهران خارج از قاعده کلی حاکم بر شورای امنیت سازمان ملل متحد.
به عبارت دیگر تا زمان حاضر واشنگتن به همراه متحدان غربیاش در رقابت با بلوک شرق در شورای امنیت سازمان ملل، اعمال فشارها علیه ایران را در دو سطح و به طور توامان دنبال میکرد، یکی سازمان ملل با ابزار قطعنامههای زنجیرهای و دیگری گسترش فشار خارج از چارچوب مسوولیتها و وظایف این نهاد بینالمللی به کمک شیوه یارگیری از اعضای جامعه بینالملل.
ارزیابی واشنگتن از ابتدا بر این استوار بود که تکیه کردن بر نهادهای بینالمللی علیه تهران نمیتواند زمان لازم را برای تحقق آنچه به دنبال آن است، فراهم سازد و در اختیار قرار دهد از این رو همزمان با این فرآیند کوشید خارج از قواعد بینالملل، متحدانش را در همسویی با سیاستهای ضدایرانی تحریض و ترغیب کند.
آمریکا در پیجویی این هدف خود علاوه بر انجام رایزنیهای معمول در چارچوب مذاکرات جاری در نهاد شورای امنیت سازمان ملل، به گفتوگوهای مستقل با متحدان غربی و حتی روسیه و چین که هر کدام اعضای ثابت شورای امنیت هستند بمنظور وادار کردن آنها به اعمال تحریمهای مستقل از قطعنامههای شورای امنیت پرداخت. دامنه این تلاش تنها محدود به اعضای ثابت نبود بلکه آلمان، ژاپن، کانادا، استرالیا و بسیاری دیگر از کشورهایی که به ترتیبی شریک تجاری ایران بودهاند، هدف رایزنی واشنگتن قرار گرفتند.
آمریکاییان دو حرکت توامان بالا را با امید به حصول نتایج مشترک دنبال میکردند اما ابتکار دیپلماتیک تهران در ارایه فرمولی از گفتوگوهای تازه با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و نیز گروه 5+1 توانست نگرانیهای جدی را برای نئومحافظهکاران آمریکایی پدید آورد زیرا تهران در ارایه این ابتکار اصلیترین هدفش را اعتمادزایی نزد جامعه بینالملل و شفافسازی در مقوله فنآوری هستهیی صلحآمیز خود قرار داد.
مدیریت تهران در انجام گفتوگوها در هر دو کانال توانست فرصتی را فراهم آورد که واشنگتن برای محقق نشدن و نافرجام ماندن آن تلاش وسیعی را دنبال کرده بود ولی گزارشگران نتایج دو سطح از مذاکرات، ناظر واشنگتن را سرخورده کردند چرا که هر دو سطح از نتیجهبخش بودن آن خبر دادند. از این رو واشنگتن که حالا سطح رایزنی در چارچوب نهادهای بینالمللی مثل شورای امنیت سازمان ملل و آژانس هستهیی را خوشایند خود ندیده است تلاش دارد وجه دیگر اقداماتش را گسترده سازد. این سطح چیزی نیست جز اقدام خارج از چارچوب مقرر در شرح وظایف و مسوولیت نهادهای بینالمللی.
کاخ سفید که این روزها به شدت عصبی است اینک توجه خود را معطوف ترغیب دولتهایی کرده است که به دلیل ارتباط گسترده با واشنگتن و در این حال مشارکت تجاری با ایران میتوانند در طرح گسترش فشارها علیه تهران همراه مناسب و تاثیرگذاری برای واشنگتن باشند بنابراین در حالی که ادبیات نهادهای بینالمللی در قبال تهران هر روز ریتم ملایمتری مییابد برخی متحدان آمریکا نقطهنظرهای تندی را علیه ایران ابراز میکنند.
همین امر تعجب ناظران مستقل را برانگیخته است زیرا شرط تعدیل مواضع ضدایرانی متحدان آمریکا تا زمان حاضر متکی بر توافقهای تهران با نهادهای بینالمللی یاد شده بود اما چگونه است که در اوج توافقهای به دست آمده نه تنها چنین مواضعی تعدیل نشد بلکه برخی از دولتها بر آهنگ تند مواضع ضدایرانی خود نیز افزودهاند.
همین امر میتواند دستمایه تهران در تردید نسبت به نیات غرب باشد اگر بواقع آمریکا و بلوک هواداران خواستار حلوفصل مسالمتآمیز پرونده هستهیی هستند بنابراین باید از هرگونه پیشرفت در این زمینه استقبال کنند در حالی که دستکم مواضع واشنگتن و پاریس و تا حدودی برلین در این زمینه عکس انتظارهای معمول بوده است.
نتیجه منطقی از ادله تشدید مواضع ضدایرانی برخی متحدان واشنگتن میتواند همین نکته باشد که اصولا نیت راستین طرفهای یاد شده دغدغهای به نام حل و فصل مسالمتآمیز پرونده هستهیی با نتیجه مرضیالطرفین (یعنی ایران و جامعه بینالملل) نیست بکله هدف اصلی محروم کردن ایران از فنآوری صلحآمیزی است که تهران به طور مستقل و با اتکا به توانمندیها و استعدادهای بومی خود به آن دست یافته است.
جمعبندی
در یک جمعبندی کلی میتوان چنین استدلال کرد که واشنگتن در زمان حاضر نه تنها رضایتی از پیشرفت در مذاکرات توافقی با آژانس انرژی اتمی و گروه 5+1 ندارد بکله برای تغییر این وضع که نوعی شکست در اعمال سیاستهای افراطی واشنگتن است میکوشد وجه دیگر تلاشهای ضدایرانیاش را که همانا اقدام در چارچوب قواعد بینالمللی است، دنبال کند. بر این اساس واشنگتن به سرعت دست به کار شده تا متحدانش را در گستره جامعه بینالملل علیه تهران بشوراند حتی اگر تهران همه تلاشهای خود را برای اعتمادزایی بیشتر به کار گرفته باشد.
بدیهی است اقدام علیه تهران خارج از چارچوب قواعد بینالملل چیزی نیست که تصمیمگیران ایرانی بتوانند آن را پذیرفته و از آن تمکین کنند اگر چه در همین حال بدرستی میدانند که نقطه قوت تهران در مواجهه با سیاستهای تخریبی بلوک غرب به سرکردگی واشنگتن، سعهصدر و عدم تحریکپذیری عصبی است.