تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۳۲۳۲۷

دیدار اخیر وزیران خارجه مصر و اردن از فلسطین اشغالی و ملاقات با سران رژیم صهیونیستی را از آن جهت باید حائز اهمیت دانست که این دو مقام عرب، از سوی اتحادیه عرب مأمور مذاکره با رژیم صهیونیستی شده بودند و این امر، در نوبه خود بیسابقه تلقی می‌شود چرا که اتحادیه عرب، با وجود مواضع سازشکارانه بسیاری از اعضای آن، برای حفظ اعتبار خود در میان ملت‌های عرب، تا به حال از تماس آشکار با رژیم صهیونیستی پرهیز کرده بود.

وزیران امور خارجه مصر و اردن در پایان مذاکرات خود ضمن تأکید بر مأموریت خود در زمینه احیای مذاکرات سازش، از شرایط به وجود آمده و دیدار با سران اسرائیل ابراز خوشحالی کردند.

برای نمایندگان رژیم‌های مصر و اردن، البته جای خوشحالی هم دارد چرا که این دو رژیم عرب تاکنون به دلیل عملکرد زبونانه در برابر صهیونیستها، به شدت مطرود ملت‌های عرب و مسلمان منطقه بوده و هستند و اکنون فرصتی پدید آمده است که به زعم سردمداران این دو رژیم سازش‌طلب، می‌توانند با کشاندن دیگر کشورهای عربی به وادی سازش با اسرائیل، خود را از انزوای ننگین خارج سازند.

تحرکات اخیر در حالی رخ می‌دهد که هفته گذشته نیز مقامات کاخ سفید از قصد خود برای احیای  روند سازش خبر دادند و در همین راستا، اولمرت نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی را نیز برای توجیه سیاستهای جدید آمریکا به کاخ سفید فرا خواندند.

همچنین به این تحولات اگر دیدارهای اخیر میان محمود عباس، نماینده جناح سازش‌طلب فلسطینی با ایهود اولمرت که طی اواخر هفته گذشته رخ داد اضافه شود، در آن صورت می‌توان به جدی بودن و گستردگی تلاش‌ها برای به راه‌ انداختن دور تازه‌ای از روند سازش پی برد.

آنچه که از شواهد برمی‌آید آمریکایی‌ها با هماهنگی متحدین خود در اروپا و همدستی اسرائیل درصدد هستند به گونه‌ای اطراف بحران فلسطین را جمع و جور کنند و حتی ممکن است در مسیر این هدف، امتیازهای ظاهری نیز از اسرائیل به نفع اعراب گرفته شود تا مقامات سازشکار عرب برای ارائه به ملت‌های خود، دستاویزی در دست داشته باشند.

در مورد اهداف کاخ سفید از تحرک اخیر برای زنده کردن روند سازش چند نکته قابل درک است. در وهله اول، آمریکایی‌ها به دلیل موقعیت بسیار بحرانی که در منطقه به دلیل سیاست‌های احمقانه خود به خصوص در عراق دچار آن شده‌اند، قصد دارند با سرهم آوردن قضیه فلسطین، خود را زیر بار نفرت و خشم ملت‌های مسلمان منطقه خارج سازند و به زعم خود از این طریق بتوانند وجهه خود را در منطقه که هم اکنون به طور بی‌سابقه‌ای ضربه خورده است، بهبود بخشند. انگیزه دوم از تحرکات اخیر، نجات رژیم صهیونیستی از سقوط و اضمحلال حتمی است. اکنون آمریکایی‌ها به خوبی دریافته‌اند که این رژیم، به خصوص پس از تحولات دو سال اخیر، از جمله قدرت یافتن جنبش فلسطینی حماس و همچنین پیروزی حزب‌الله لبنان، در سراشیبی سقوط قرار گرفته و با سرعت به سمت فروپاشی پیش می‌رود. از اینرو برنامه‌ریزان کاخ سفید درصدد هستند تا با امضای یک قرارداد جدید، روند و جهت تحولات را تغییر داده و مجالی برای نفس گرفتن دوباره رژیم اسرائیل ایجاد نمایند.

سومین هدف آمریکا و متحدین منطقه‌ای آن، تشدید محاصره گروههای فلسطینی مبارز به ویژه حماس، و همچنین تشدید فشار علیه حزب‌الله لبنان است. بنا به ارزیابی صهیونیستها و حامیان غربی آنها، انعقاد یک پیمان جدید میان اسرائیل و اعراب می‌تواند ابتکار عمل را از جریان‌های مبارز و ضدصهیونیست خارج سازد و قدرت گرفتن روزافزون آنها را متوقف کند.

با اینحال، واقعیات موجود خلاف محاسبات و پیش‌بینی‌های آمریکا و اسرائیل را نشان می‌دهد. شرایط منطقه خاورمیانه اکنون با یک و یا دو دهه گذشته تفاوت اساسی پیدا کرده و در شرایط حاضر اینگونه ترفندهای اسرائیل و حامیان آن کارآیی خود را از دست داده است. در شرایط فعلی، جریان سازش‌کار غرب پایگاهی در بین ملتهای منطقه ندارد و در نتیجه اقدامات آنها نیز از دید ملتها بی‌اعتبار است. امروزه، سازش و تسلیم در بین فلسطینی‌ها و سایر ملت‌های منطقه محلی از اعراب ندارد و منسوخ شده است این امر اگرچه پذیرشش برای صهیونیستها و حامیان آنها دشوار است ولی یک واقعیت انکارناپذیر است.