تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۵:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۳۲۳۵۰

علی حاجی‌نژاد

همزمان با بمباران افغانستان که از 7 اکتبر 2001 شروع و به عملیات «آزادی پایدار» معروف شد، نیروی هوایی آمریکا بسته‌های مواد غذایی را برای آوارگان افغانی پرتاب می‌کرد که با توجه به مصادف بودن با ایام ماه مبارک رمضان، بر روی برخی از آنها نوشته شده بود: ‌مردم نجیب افغانستان! عیدتان مبارک؛ روزه و نمازتان قبول! (از طرف مردم آمریکا)

آمریکاییها برای فریب مردم افغانستان، اعلامیه‌ها و پیامهای تبلیغاتی نویدبخش و فریبنده دیگری نیز بر سر آنها ریختند که مضمون اصلی پیامهای تبلیغاتی آنها، تلاش آمریکا برای نابودی تروریستها، نجات افغانها از فقر و بدبختی و تأمین امنیت پایدار افغانستان بود.

توماس فریدمن، روزنامه‌نگار و تحلیلگر غربی در جریان موشک‌باران افغانستان توسط آمریکا در نیویورک تایمز نوشت که افغانها شکرگزار موشکها هستند؛ چرا که آنها را از شر حکومت طالبان خلاص می‌کنند.

اما آیا واقعاً آمریکا پس از گذشت 6 سال از اشغال افغانستان توانسته است به حداقل قول خود که براندازی طالبان و برقراری صلح و ثبات در این کشور بوده، جامعه عمل بپوشاند؟ وضعیت کنونی افغانستان به خوبی گویای این واقعیت است که مردم افغانستان نه تنها روی صلح و ثبات را ندیده‌اند، بلکه حتی امید به بهبود شرایط را نیز از دست داده‌اند.

عملیاتهای نظامی آمریکا و ناتو در پنج ماه گذشته، حداقل 230 غیرنظامی افغانی را به کام مرگ کشیده است. نیروهای نظامی آمریکا و ناتو از ترس درگیری مستقیم با نیروهای تندرو طالبان به عملیاتهای هوایی روی آورده‌اند. به اعتقاد برخی از کارشناسان، بمباران گسترده آمریکا و ناتو در مناطق مختلف افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم، ناامنی در این کشور را افزایش داده و تهدید جان مردم از طریق عملیاتهای غیر هدفمند ناتو، نوعی ناامنی روانی را در جامعه افغانستان به وجود آورده است. علاوه بر این، گستردگی عملیات هوایی ناتو باعث شده روند بازسازی دچار رکود شدیدی شود. پر واضح است تا زمانی که نیروهای خارجی برنامه‌ای روشن و هدفمند برای مبارزه با تروریسم تدوین نکنند، کاهش کشتار غیرنظامیان، ثابت داخلی و رونق اقتصادی در افغانستان محقق نمی‌شود.

به علاوه، بی‌باکیهای افسار گسیخته نیروهای نظامی ناتو و آمریکا از کشتار مردم بی‌گناه، تبدیل به آتشفشان خشم ملت و شکل‌گیری مجدد روحیه جهادی خواهد شد و اگر روزی کسی پیدا شود که بتواند این خشم عمیق را جهت‌دهی کند و شعله‌های کوچک را کنار هم قرار دهد، افغانستان بی‌تردید به جهنمی برای نیروهای خارجی تبدیل می‌شود.

با افزایش دامنه انتقادها از عملکرد نظامی نیروهای ائتلاف که حتی موجب شد حامد کرزای نیز زبان به انتقاد از نظامیان خارجی بپردازد، مقامهای نیروهای خارجی در افغانستان مدعی شدند که عملیات هوایی در مناطقی انجام می‌شود که تروریستها در آن جا پناه گرفته‌اند، اما واقعیت این است که بمبارانهای ناتو و آمریکا در مناطق مسکونی صورت می‌گیرد و بیشترین تلفات نیز مربوط به غیرنظامیان است.

در این جا این پرسش پیش می‌آید که چه عاملی باعث شده نیروهای ائتلاف این‌گونه بی‌پروا غیرنظامیان را مورد هدف قرار دهند؟!

یافتن پاسخ این پرسش چندان مشکل نیست؛ چرا که علت اصلی جنایتها و کشتار بی‌رویه مردم افغانستان توسط نیروهای ناتو را باید در سند مصونیت اتباع بیگانه از تعقیب جزایی (کاپیتولاسیون) در افغانستان جستجو کرد؛ سندی که به موجب آن حامد کرزای حق هرگونه اعتراضی را از دولت خود به کلی سلب کرده است.

به زعم برخی تحلیلگران افغان، نظامیان مست که می‌دانند از مصونیت تعقیب جزایی برخوردارند، از کشتن غیرنظامیان لذت می‌برند! و این در حالی است که به اعتراف شاهدان عینی، هدف‌گیری نظامیان مهاجم در روزهای اول حمله به افغانستان از دقت بالایی برخوردار بود؛ به طوری که کمترین آسیب به غیرنظامیان می‌رسید؛ اما براساس قانون ننگین کاپیتولاسیون، نیروهای خارجی بخصوص نظامیان آمریکایی با کشتار غیرنظامیان در عملیاتهای هوایی، ایجاد بازداشتگاههای خصوصی در کابل، تجاوز جنسی، یورش به منازل افراد عادی و شخصیتهای سیاسی و همکاری با مافیای مواد مخدر، حقوق بشر را در افغانستان به صورت گسترده نقض می‌کنند، بدون اینکه مورد کمترین مؤاخذه‌ای قرار گیرند.