تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۳۲۳۶۳
در حاشیه سکوت وزارت امور خارجه در برابر توهین یک روزنامه سوئدی به مقدسات اسلامی

زمان زیادی از توهین روزنامه دانمارکی یلاندزپوستن به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام که با خط‌دهی مستقیم صهیونیست‌ها صورت گرفت نمی‌گذرد. در آن زمان عناصر صهیونیستی که در همه دولتهای غربی به ویژه دولت‌های حوزه اسکاندیناوی و شمال اروپا فرمانروای مطلق هستند با هدف سنجش میزان حساسیت مسلمانان جهان این پروژه شیطانی را کیلد زدند که بحمدالله با هشیاری جهان اسلام و واکنش یکپارچه مسلمانان در سراسر جهان و حتی کشورهای اروپایی و تحریم محصولات دانمارکی دولت دانمارک مجبور به عذرخواهی رسمی و عقب‌نشینی شد. البته در همان زمان دیگر دولت‌های غربی و به خصوص دولتمردان و رسانه‌های کشور سوئد که دارای اشتراکات متعدد با کشور دانمارک هستند و به بهانه دفاع از آزادی بیان و در حمایت از روزنامه دانمارکی کاریکاتورهای موهن را چاپ کردند و برخی مسئولین دولتی سوئد نیز علناً و رسماً از روزنامه دانمارکی اعلام حمایت نمودند البته بعد از واکنش پرخروش دنیای اسلام سوئدی‌ها که برای مبادلات تجاری ارزش فراوانی قائلند از بیم تحریم تجاری محصولاتشان در دنیای اسلام آرام آرام از دانمارک فاصله گرفتند و استراتژی حمایت آتشین خود در روزهای آغازین پروژه شیطانی را به سیاست سکوت و انتظار تغییر دادند.

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در آن زمان نیز طبق عادت مالوف و به دلیل محافظه‌کاری که طی سال‌های متمادی در این وزارتخانه نهادینه شده و بخش لاینفک اداره آن به شمار می‌رود مطابق معمول دیرتر از بسیاری کشورهای مسلمان واکنش نشان داد و پس از انتقادهای فراوان رسانه‌ها سرانجام سفیر دانمارک را احضار نمود و در هشدار شدیداللحن خواستار عدم تکرار چنین وقایعی که به روابط دو جانبه لطمه می‌زند شد. روابط قطع شده دو کشور نیز که به تبعیت از بعضی کشورهای مسلمان صورت گرفته بود پس از مدتی سر و صدا و بدون اخذ هرگونه تضمین مجدداً از سر گرفته شد. واکنش سایر نهادها و دستگاه‌های تبلیغی و فرهنگی مسئول هم دست کمی از وزارت امور خارجه نداشت که در این مقال مجالی برای پرداختن به آن نیست.

اکنون بار دیگر و در پروژ‌ه‌ای به مراتب خبیث‌تر و شیطانی‌تر سوئدی‌ها جلودار اهانت به مقدسات دنیای اسلام شده‌اند و وزارت امور خارجه و سایر دستگاه‌های مسئول مهر سکوت بر لب زده‌اند. از وزارت امور خارجه جز یک واکنش بسیار کم‌رنگ که گویی فقط برای رفع تکلیف صورت گرفته و در خبرها نیز به صورت گذار انعکاس یافت هیچ واکنش قابل توجهی مشاهد نشده است. صرف احضار نماینده سیاسی یک کشور هدف نیست بلکه ابزاری است برای تحت فشار قرار دادن آن کشور و اعمال فشار برای ایجاد تغییر در سیاستی مشخص اما گویا این موضوع در وزارت امور خارجه به صورت یک رویه اداری معمول شده است.

در چند روز گذشته در حالی که دنیای اسلام در آتش اهانت روزنامه صهیونیستی سوئدی نوریکه آله هاندا می‌سوزد و مسلمانان نقاط مختلف جهان با برپایی تظاهرات اعتراض‌آمیز واکنش نشان می‌دهند در ام‌القرای اسلام در برابر توهین به فخر کائنات همو که مصداق لولاک لما خلقت‌الافلاک است و هستی طفیل آفرینش اوست همه مهر سکوت بر لب زده‌اند.

در حالی که مسلمانان غیرتمند پاکستانی با چهره‌های برافروخته و رگ‌های بیرون آمده از گردن که ناشی از خشم مقدس آنهاست هر روز پرچم سوئد و عروسک نخست‌وزیر این کشور را به آتش می‌کشند و خواستار مجازات عاملین این اهانت هستند در ایران اسلامی سکوت حکفمرماست این در حالی است که مسلمانان پاکستانی نه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی دارند نه سازمان تبلیغات اسلامی! به راستی در سالی که با هوشمندی مقام معظم رهبری به درستی اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گرفته است نهادهای مسئول در این زمینه چه کرده‌اند؟ گویا معظم‌له پیش‌بینی روزهای سخت دنیای اسلام را داشتند و به همین منظور انسجام اسلامی را مورد تاکید و عنایت ویژه قرار دادند اما واقعاً مسئولین چه اقداماتی در راستای انسجام اسلامی که این روزها بیش از گذشته نیاز به آن محسوس و ملموس است انجام داده‌اند؟ اکنون دنیای اسلام به وحدت و انسجام و واکنش یکپارچه برای برخورد با این پروژه شیطانی صهیونیستی نیازمند است و مسئولین موظفند امکانات نظام را برای حصول به این هدف بسیج کنند.

سوئدی‌ها و اربابان صهیونیست آنها باید بدانند اهانت به مقدس‌ترین بنده برگزیده خدا بدون پاسخ و هزینه نخواهد بود شاید اگر مماشات برخی دستگاه‌ها نظیر وزارت امور خارجه در موضوع کاریکاتورهای موهن دانمارکی نبود اکنون سوئدی‌ها و اربابان صهیونیست‌شان جری نمی‌شدند. وزارت امور خارجه باید به این نکته توجه داشته باشد که وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و نماینده مردم شریف غیرتمند و مسلمانان ایران است و به هیچ وجه نباید خودش را با وزارت خارج سایر کشورهای اسلامی مقایسه کند چرا که بسیاری از دولت‌های کشورهای اسلامی نماینده واقعی مردمشان نیستند و سر در آخور دولت‌های استکباری دارند واکنش وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در این موضوع باید متناسب با شان ملت غیرتمند ایران اسلامی باشد.

1- با توجه به حمایت صریح و آشکار فردریک راینفک نخست‌وزیر سوئد که بالاترین مقام اجرایی این کشور است به بهانه آزادی بیان از این پروژه صهیونیستی وزارت امور خارجه باید خواستار عذرخواهی رسمی دولت سوئد شود.

2- برخی از مسئولین رسمی دولت سوئد از جمله کارل بیلت وزیر امور خارجه این کشور و برخی نمایندگان پارلمان سوئد علناً و رسماً و در رسانه‌های رسمی این کشور به دفاع از این اهانیت پرداخته‌اند. فردریک مالم نماینده افراطی پارلمان سوئد رسماً از جمهوری اسلامی ایران نام برده و خواستار بی‌عملی و عدم واکنش جمهوری اسلامی ایران دراین موضوع شده و در اهانتی آشکار تصریح کرده است جمهوری اسلامی باید احترام به آزادی بیان را یاد بگیرد. این نماینده افراطی قبلاً نیز در طراحی مداخله‌جویانه که به پارلمان سوئد ارائه کرد خواستار حمایت رسمی دولت سوئد از تجزیه‌طلبان ایران و تقسیم ایران شده بود که حتی با واکنش منفی و مخالفت برخی گروههای اپوزیسون جمهوری اسلامی در سوئد مواجه شد.

این نماینده افراطی که ظاهراً تعادل روانی چندانی هم ندارد یک بار هم در جمع گروهک‌های ضدانقلاب و برای خوشامد آنان علناً اعلام کرد که طرفدار حمله آمریکا به ایران و بمباران ایران است و حتی با صدای بلند فریا زد: « آمریکا وارد ایران شو» که این جمله او بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های سوئد داشت. اما وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی طبق معمول واکنشی نشان نداد و اعتراض موصری نکرد البته اعتراضات و اقدامات سفارت جمهوری اسلامی در سوئد بدون حمایت مرکز به جایی نخواهد رسید.

در اعتراض به این اقدامات مجلس شورای اسلامی باید هرگونه تماس هیات‌های پارلمانی بین دو کشور را تا عذرخواهی رسمی تحریم کند سوئدی‌ها در ماه‌های خیر به گسترش روابط پارلمانی عطش زیادی نشان داده‌اند. دو جاسوس سوئدی که در ایران دستگیر و محکوم شده بودند در راستای سفر یک هیات پارلمانی و گسترش روابط دو کشور و با هدف اثبات حسن‌نیت جمهوری اسلامی ایران مدتی پیش آزاد شدند.

3- کلیه روابط سیاسی اقتصادی و فرهنگی با دولت سوئد باید عذرخواهی رسمی این کشور و ارائه تضمین عینی برای جلوگیری از تکرار وقایع مشابه به حالت تعلیق درآید.

4- سوئدی‌ها همچون سایر اربابان غربی خود به خصوص برای روابط تجاری اهمیت زیادی قائلند هم‌اکنون شرکت‌های سوئدی زیادی در ایران فعالند و تراز بازرگانی دو کشور به نفع سوئد منفی است بیش از یک میلیارد دلار تجارت سالانه برای سوئدی‌ها آنقدر مهم است که حاضرند اربابان خود را نیز به این بهاء بفروشند لذا باید بلافاصله برای فعالیت این شرکت‌ها محدودیت ایجاد شود و در صورت امکان با شرکت‌های مشابه از کشورهای دوست جایگزین گردند. سوئدی‌ها در محاسبات سیاسی خود این گونه برنامه‌ریزی کرده‌اند که جمهوری اسلامی ایران با توجه به برخی مشکلات اقتصادی و وجود تنش در روابط با غرب روابط تجاری را دچار مخاطره نخواهد کرد کاهش روابط سیاسی و فرهنگی هم در محاسبات آنان زیان چندانی ندارد و حتی می‌تواند مورد بهره‌برداری آنها هم قرار گیرد لذا واکنش‌های جمهوری اسلامی لزوما باید از قطع روابط تجاری آغاز شده و به تدریج به سایر حوزه‌ها تسری یابد.

5- ماموریت سفیر سوئد در تهران اخیراً با پایان رسیده و سفیر جدید این کشور هنوز وارد تهران نشده است وزارت امور خارجه باید تا تعیین تکلیف این موضوع و عذر‌خواهی رسمی دول سوئد از پذیرش سفیر جدید این کشور و صدور آگرمان خودداری نماید.

6- سوئد طی سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ماوای برخی گروهک‌های تروریستی ضدانقلاب تبدیل شده است که دستشان به خون بیگناه آلوده است دولت سوئد باید تعهد بدهد که دست از حمایت‌ مالی و تشکیلاتی تروریست‌ها بردارد و طبق قوانین بین‌المللی با مجرمین برخورد نماید.