تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۵:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۳۲۵۷۵
تحولات غیرمنتظره غرب آفریقا

هادى جرقوئیان

هنگامى که بانو «الن جانسون سرلیف» در 16ژانویه سال جارى میلادى به عنوان رئیس جمهورى جدید لیبریا سوگند یاد کرد، جهانیان روزهایى خوش براى این کشور آفریقایى آرزو کردند و چه زود نخستین نشانه هاى اجابت این آرزو روانه آفریقا شد: «چارلز تیلور» جنگ سالار معروف و رئیس جمهور سابق لیبریا دستگیر و به پاى میز محاکمه کشیده شد. جامعه بین الملل، تیلور را یکى از معضلات عظیم در 2دهه اخیر مى شناسد. حوادث اخیرى که درباره تیلور، لیبریا و چند کشور آفریقایى پیش آمد، فصل تازه اى را براى همه ایشان رقم خواهند زد. از این رو، مرورى بسیار کوتاه بر این حوادث، لازم به نظر مى رسد:

ظهور تیلور

ورود تیلور به صحنه سیاسى لیبریا را مى توان به سال 1989 میلادى دانست. او پس از گذراندن آموزش جنگهاى چریکى در لیبى، به لیبریا بازگشت و افراد مختلفى را جهت مبارزه با دولت مرکزى، گردهم آورد. تیلور گروه شورشى خود را «NPFL» نامید. با تشکیل NPFL و فعالیتهاى آن علیه دولت لیبریا، نخستین جنگ داخلى این کشور در سال 1989 آغاز شد.

شورشیان لیبریا روز به روز قدرت بیشترى کسب کرده و دامنه فعالیتهاى خود را گسترش دادند. NPFL تنها چند ماه پس از اعلام موجودیت، توانست قسمتهایى از خاک لیبریا را تحت کنترل خود درآورد. از سوى دیگر، «ساموئل دوئه» رئیس جمهور وقت لیبریا توان مقابله با شورشیان را نداشت و در نتیجه، شکستهاى سختى را متحمل شد. سرانجام در سال ،1990ساموئل دوئه و دولتش سرنگون شدند.

پس از سقوط حکومت دوئه، اوضاع داخلى لیبریا وخیم تر شد. از یک سو، دیگر دولتى رسمى امور جارى کشور را در دست نداشت و از سویى دیگر، اختلاف بر سر جانشینى دوئه بالا گرفت. نتیجه آن شد که میان سالهاى1990 تا 1997، 4 نفر در سمتهاى مختلف (از جمله رئیس شوراى حکومت ...) مسؤولیت دولت لیبریا را بر عهده گرفتند، اما هیچ کدام نتوانستند، «رئیس جمهور» شوند. در نهایت، این چارلز تیلور بود که در سال1997 میلادى به ریاست جمهورى لیبریا دست یافت.

تیلور چه در زمان رهبرى NPFL و یا هنگام رئیس جمهورى لیبریا، با مشکلات و اتهامات فراوانى روبرو بود. از جمله این اتهامات، دخالت در امور سیرالئون و بحرانى تر ساختن جنگ داخلى این کشور بود. از زمان پیدایش گروه شورشى «RUF» در سال ،1991تیلور همواره حامى ایشان بود. شورشیان RUF در خاک سیرالئون (همسایه لیبریا) و علیه دولت آن کشور فعالیت مى کردند «فوداى سانکوه» که رهبرى RUF را بر عهده داشت، از دوستان قدیمى تیلور محسوب مى شد و هر دو در دهه 80 میلادى جهت آموزشهاى نظامى چریکى در لیبى دوره هایى گذرانده بودند. به خاطر این دوستى، تیلور کمکهاى مالى و نظامى فراوانى به RUF انجام داد. RUF به دلیل تجاوزهاى جنسى، مثله کردن قربانیان خود و به کارگیرى کودکان براى جنگیدن، بسیار بدنام بود و حکومت سیرالئون نیز بارها به تیلور و حمایتش از RUF، اعتراض کرد. سازمانهاى حقوق بشر نیز تیلور و RUF را مورد انتقادهاى شدید قرار دادند.

اما مشکلات اصلى تیلور در خاک لیبریا وجود داشت. در سالهاى1999 و ،2003به ترتیب2گروه شورشى به نامهاى «LURD» و «MODEL» در شمال و جنوب لیبریا و علیه دولت تیلور پدید آمدند. شدت عمل و قدرت این گروههاى شورشى به اندازه اى بود که بسرعت، بیش از 70درصد از خاک لیبریا را به تصرف و کنترل خود درآوردند. سرانجام در تابستان سال ،2003 شورشیان، مون روویا (پایتخت لیبریا) را به محاصره درآورده و دولت چارلز تیلور سقوط کرد.

تیلور ناپدید مى شود

تیلور پس از آنکه از ریاست جمهورى لیبریا برکنار شد، به نیجریه گریخت. از آن زمان، تیلور در ویلاى شخصى اش در شهر «کالابار» نیجریه روزگار گذراند و تحت حمایت غیر رسمى او با سانجو (رئیس جمهورى نیجریه) قرار گرفت. در طول این مدت، دولت سیرالئون و سازمانهاى مدافع حقوق بشر، خواستار استرداد تیلور و محاکمه او به خاطر جنایتهاى جنگى اش بودند، اما هر بار به بهانه اى، حکومت نیجریه از تحویل تیلور سر باز زد.

از جمله دلایلى که لیبریا، فشار سیاسى زیادى براى استرداد تیلور اعمال نکرد، عدم استقرار دولت دائم در این کشور بود. پس از سرنگونى تیلور تا اواخر سال 2005میلادى، دولتى موقت به ریاست «برایانت»، اداره لیبریا را در اختیار داشت. تعدد مشکلات دولت موقت لیبریا باعث شد تا مسأله «تیلور» در اولویت قرار نگیرد.

اوایل سال جارى میلادى که سرلیف، رئیس جمهورى لیبریا شد، درخواستها براى محاکمه تیلور نیز بالا گرفت. با وجودى که سرلیف اعلام کرد از صحبت درباره تیلور خسته شده است، اما این موضوع پایان نیافت تا آنکه رئیس جمهورى لیبریا پیش از سفر به واشنگتن در ماه مارس سال جارى میلادى گفت: «از سران اتحادیه آفریقا مى خواهم تا موضوع تیلور را خاتمه دهند.» منظور رئیس جمهورى لیبریا، درخواست کمک از رهبران آفریقایى براى استرداد و محاکمه تیلور بود. در همین حال، وزیر اطلاع رسانى لیبریا اعلام کرد در صورتى که درخواست کشور متبوعش پذیرفته شود، تیلور جهت محاکمه مستقیماً راهى سیرالئون خواهد شد.

درحالى که او با سانجو (رئیس جمهورى نیجریه) اظهار داشت که درخواست لیبریا را با چند تن از رهبران آفریقایى در میان خواهد گذاشت، انتشار خبرى همه چیز را تحت الشعاع خود قرار داد: «تیلور ناپدید شده است!». فرار تیلور از ویلایش که همیشه تحت مراقبت مأموران محافظتى بود، منطقى به نظر نمى رسید و بسیارى از تحلیلگران، اهداف دیگرى را در پشت این اقدام پیش بینى مى کردند.

موضوع ناپدید شدن رئیس جمهور سابق لیبریا تا جایى پیش رفت که روابط آمریکا و نیجریه را نیز تحت تأثیر قرار داد. همچنین قرار بر این شد شوراى امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ 29مارس سال جارى میلادى، نشستى برگزار و مسأله ناپدید شدن چارلز تیلور را بررسى کند. ورود شوراى امنیت سازمان ملل به قضیه تیلور، بیانگر اهمیت این موضوع است.

تیلور محاکمه مى شود

دولت نیجریه سعى کرد مسؤولیت ناپدید شدن رئیس جمهورى سابق لیبریا را از خود دور کند و حتى وزیر اطلاع رسانى نیجریه گفت: «رئیس جمهور اوباسانجو از ناپدید شدن تیلور «خیلى شوکه» شده است.» با تمامى اقدامات نیجریه، بعید به نظر مى رسد حکومت این کشور، «دستى» در موضوع ناپدید شدن رئیس جمهور سابق لیبریا نداشته باشد. مى توان گفت یکى از دلایل ادعاى بى خبرى نیجریه از ناپدید شدن تیلور، فشار گروههاى حامى حقوق بشر بود که فرار رئیس جمهور سابق لیبریا را «رسوایى بزرگ» براى نیجریه نامیدند.

به هر صورت، اوضاع یکباره تغییر کرد. 29 مارس 2006میلادى، چارلز تیلور در شهر «گامورو» نیجریه و نزدیکى مرز کامرون دستگیر شد. گرفتار شدن رئیس جمهور سابق لیبریا در دام مأموران، همه را غافلگیر کرد. جالبتر آنکه تمامى اتفاقات، از زمان ناپدید شدن تیلور تا دستگیرى او، ظرف کمتر از 48 ساعت رخ داد!

البته قضیه از این هم جالبتر است. همانطور که ذکر شد، چارلز تیلور دوران تبعید خود را در ویلایش در شهر کالابار واقع در جنوب شرقى نیجریه مى گذراند. محل دستگیرى او شهر گامبورو نزدیک مرز کامرون بود. به گفته وابسته بازرگانى سفارت نیجریه در تهران، فاصله دو شهر کالابار و گامبورو حدود900 کیلومتر است، یعنى همانند فاصله تهران تا شیراز. براى پیمودن این مسیر و خارج شدن از مرز نیجریه، تیلور به کمتر از 24ساعت احتیاج داشت. حال چرا رئیس جمهور سابق لیبریا فرار خود را تکمیل نکرده، سؤال مهمى است که همچنان بى پاسخ مانده است.

موضوع درخواست سیرالئون براى محاکمه قانونى تیلور به مدتها قبل باز مى گردد که طى آن، دادستان کل جنایات جنگى این کشور، رئیس جمهور سابق لیبریا را یکى از 3متهم اصلى جنایتکاران جنگى در جهان معرفى کرده و دستگیرى اش را خواستار شده بود. در هر حال، تیلور پس از دستگیرى، مستقیماً راهى سیرالئون و بلافاصله محاکمه او آغاز شد. این دادگاه، تحت حمایت کامل سازمان ملل به محاکمه رئیس جمهور سابق لیبریا پرداخت. تیلور11فقره اتهام نظیر کمک به ایجاد بى ثباتى در غرب آفریقا و جنایات جنگى متعدد روبرو شد، اما هیچ کدام از اتهاماتش را نپذیرفت. او دلیل خود را به رسمیت نشناختن دادگاه اعلام کرد. پیشتر از آن، یکى از مشاوران تیلور اعلام کرده بود رئیس جمهور سابق لیبریا مایل است در دادگاه لاهه محاکمه شود، اما محکمه سیرالئون را نمى پذیرد. از طرف دیگر، شوراى امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامه اى در خصوص ارجاع پرونده تیلور به دادگاه لاهه موافقت نکرد.

مشکلات پرونده تیلور بیشتر هم شد و آن زمانى بود که دادگاه سیرالئون از پیدا کردن دولتى که پس از اتمام رسیدگى به اتهامات، تیلور دوران مجازات خود را در آنجا بگذراند، ناتوان ماند. در این میان، نام سوئد به عنوان گزینه احتمالى مقصد آینده تیلور مطرح شد، اما مقامات این کشور اعلام کردند پذیرفن تیلور، مستلزم تغییر برخى مفاد قانون اساسى این کشور خواهد بود. سوئد از آن جهت معرفى شد که پیش از این،2تن از جنایتکاران صربستان نیز دوران محکومیت خود را در این کشور اسکاندیناوى مى گذرانند. در این میان، نامى هم از اتریش به عنوان میزبان آینده تیلور مطرح شده است که احتمال آن بسیار ضعیف است.

هنوز اختلافاتى مبنى بر ادامه محاکمه تیلور در محکمه سیرالئون و یا انتقال او به دادگاه لاهه وجود دارد. تا لحظه نگارش این نوشتار، رئیس جمهور سابق لیبریا در دادگاه سیرالئون محاکمه شده است، اما چارلز تیلور در هر دادگاهى که محاکمه شود، پیروزى بزرگى براى مردم و صلح طلبان غرب آفریقا خواهد بود، زیرا از نظر ایشان تیلور «جنایتکار جنگى» است.

نکته دیگر درباره این پرونده اما مسأله اى است که در تمام دوران تیلور و لیبریا خودنمایى مى کند: «ایالات متحده آمریکا». کارشناسان سیاسى معتقدند چارلز تیلور با چراغ سبز دولت آمریکا در سال1997 به ریاست جمهورى لیبریا رسید. در تمام مدت زمامدارى تیلور نیز، منافع آمریکا جزو اولویتهاى دولت لیبریا بود. با این حال در تابستان 2003میلادى، وقتى «مون روویا» (پایتخت لیبریا) توسط شورشیان محاصره کامل شده بود، درخواست تیلور از آمریکا براى کمک و مداخله بى نتیجه ماند. زیرا آمریکاییها دیگر رئیس جمهور وقت لیبریا را براى خود مفید نمى دانستند. به همین دلیل کاخ سفیدنشینان در کمال خونسردى، سرنگونى دولت تیلور را به تماشا نشستند.

پس از سقوط تیلور، آمریکاییها هیچگاه خود را مسؤول (مستقیم یا غیرمستقیم) جنایتهاى او ندانستند. در تمامى مواقع، آمریکاییها خود را مشتاق پایان یافتن جنگهاى داخلى لیبریا و سیرالئون معرفى مى کردند، درحالى که یکى از پایه هاى اصلى این درگیریها، «تیلور» بود. دولتمردان آمریکایى در ظاهر همواره خانواده ها و آوارگان لیبریایى و سیرالئونى را «دغدغه» واشنگتن شمردند، اما هرگز خود را در برخورد با عاملان رنج و آوارگى این مردم آفریقایى، ملزم نشناختند.

حتى هنگامى که تیلور به حالت تبعید به نیجریه رفت، واکنش ایالات متحده قابل تصور بود: آمریکا او را مسبب بسیارى از مشکلات غرب آفریقا خواند! همانطور که گفته شد، زمانى که سرلیف به ریاست جمهورى لیبریا رسید، تأکید کرد از صحبت درباره تیلور خسته شده است و به جاى آن، مى خواهد به بازسازى کشورش بپردازد، اما درست در اواسط ماه مارس 2006و پیش از سفرش به آمریکا، نظر سرلیف یکباره تغییر کرد و خواستار حل و فصل مسأله تیلور شد؛ اقدامى که مورد حمایت واشنگتن قرار گرفت.

از سوى دیگر، پیدا شدن تیلور هم بى ارتباط با آمریکا نبود. زمانى که ناپدید شدن رئیس جمهور سابق لیبریا اعلام شد، قرار بود در تاریخ 29مارس سال جارى میلادى، اوباسانجو، رئیس جمهورى نیجریه براى دیدار با «جورج بوش» عازم واشنگتن شود. بنابراین، دولت ایالات متحده پیش از ورود اوباسانجو، پیام ناخشنودى ساکنان کاخ سفید از ناپدید شدن تیلور را به نیجریه اعلام کرد. اوباسانجو هم که نمى خواست دستاوردهاى احتمالى سفرش به آمریکا به خطر بیفتد، به دنبال تیلور گشت و او را یافت!

به بیان ساده، باز هم فشار سیاسى واشنگتن باعث تغییر وضعیت تیلور و بازداشتش شد. با این حساب، شاید بد نباشد بگوییم:

«چارلز تیلور با آمریکا آمد، ماند، ... و رفت.»