تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۳۲۵۸۸

آنا پالاسیو*

ترجمه: احسان صحافیان

انقلاب هاى دموکراتیک اوکراین و گرجستان از سال 2003 به بعد جاه طلبى رهبران روسیه براى بازسازى امپراتورى شوروى را با تکان هاى استراتژیک مواجه کرده و در حالى که روسیه تقریباً از ادعاهاى ارضى تداعى کننده دوران امپراتورى در مورد همسایگانش دست کشیده است، رهبران روسیه به سوى سلطه سیاسى و نظامى بر همسایگان ضعیف تر خود گام برمى دارند. فراخوان روساى جمهور گرجستان و اوکراین براى برپایى اروپاى متحد «از آتلانتیک تا خزر» باید اروپا و ایالات متحده را براى کمک به تحقق خواست مردم مشتاق آزادى در سایر جمهورى هاى شوروى سابق برانگیزد. خواست این مردم چیزى جز سلب امکان مداخله روسیه در وراى مرزهایش نیست. انجام این وظیفه به خصوص در کشورهایى که نیروهاى نظامى و حمایت سیاسى روسیه با انگیزش منازعات جدایى طلبانه کشورهاى مشتاق دموکراسى و همچنین امنیت غرب را تهدید مى کنند، الزامى است. از زمان پایان جنگ سرد، رهبران روسیه کشورهاى هم مرز روسیه را به یک امپراتورى سایه منضم کرده اند و قدرت روسیه را در چارچوب «منازعات بلاتکلیف (یخ زده)» اروپاى جنوب شرقى و جنوب قفقاز گسترش داده اند. این رفتار براى گسترش تاثیر سیاسى، اقتصادى وراى مرزهاى روسیه طراحى شده و از توسعه دموکراتیک در کشورهایى که اشتیاق پیوستن به غرب را دارند ممانعت به عمل مى آورد. این امر بى ثباتى، جرم و جنایت و ناامنى را به اروپا صادر مى کند. به علاوه ممکن است منجر به منازعه مسلحانه منطقه اى شود که پاى ایالات متحده و سایر قدرت ها را به میان بکشد و موضع نیروهاى ضددموکراتیک درون روسیه را تقویت کند؛ کسانى که معتقدند رویکرد سنتى روسیه مبنى بر نادیده گرفتن استقلال همسایگانش راه مطمئن ترى براى برقرارى امنیت است تا صلح دموکراتیکى که سایر ملل اروپایى از آن برخوردارند. منازعات بلاتکلیف استان هاى اوستیاى جنوبى و آبخازیا و منطقه ترانس دنیستریاى مولداوى در بسیارى از خصوصیات مشترکند. هنگام جدایى این مناطق در پایان جنگ سرد از سرزمین مادرى، نیروهاى روسیه در کنار ارتش هاى محلى با ارتش سرزمین مادر به جنگ پرداختند. به علاوه افسران روس همچنان به آموزش و فرماندهى میلیشیاى مسلح تحت حمایت روسیه در مناطق جدا شده یارى مى رسانند. این رهبران جدایى طلب همگى شهروندان روسیه هستند و برخى مستقیماً از مسکو اعزام مى شوند و با تداوم حضور اعضاى ارتش و نیروهاى امنیتى روسیه در قدرت باقى مانده اند. رهبران سیاسى جدایى طلب همچنین از حمایت سران قدرتمند جرم و جنایت روسیه برخوردارند که از تجارت قاچاق کالاهاى مصرفى مواد مخدر، سلاح و زن در مناطق مورد مناقشه نفع مى برند. مسکو به مردم اوستیاى جنوبى، آبخازیا و ترانس دنیستریا حقوق شهروندى، گذرنامه روسى و حق راى دادن در انتخابات اعطا کرده است. توجه به این مردم به منظور نادیده گرفتن اقتدار دولت هاى طرفدار غرب در گرجستان و مولداوى است.

تاثیر سیاسى و نظامى روسیه همچنین تداعى کننده منازعه ناگورنو قره باغ میان ارمنستان و آذربایجان است. ارتش هاى متخاصم که جنگ خونینى را در دهه 90 در منطقه محصور مورد نزاع به راه انداختند اکنون از سنگرهاى دو سوى یک منطقه بى طرف که بیشتر یادآور فلاندرز (منطقه اى در شمال شرقى اروپا) در سال1916 است و نه همسایگى اروپا در سال ،2005 به یکدیگر شلیک مى کنند. این منازعه نیمه یخ زده تهدید آغاز جنگ گرمى را به همراه دارد که منطقه را ویران مى کند. احتمال حل و فصل اختلافات در این منطقه ممکن است. دولت هاى غربى مى توانند صلحى را در آنجا مورد حمایت قرار دهند که در آن ارمنستان استان هاى اشغالى دور محدوده مورد اختلاف را به آذربایجان بازگرداند و به پناهندگان این کشور امکان اسکان مجدد را در آنجا بدهد. مى توان ناگورنو قره باغ را تا مشخص شدن وضعیت نهایى از طریق رفراندوم دموکراتیک در آینده از خودمختارى کامل برخوردار کرد. در مقابل همکارى آذربایجان در پایان دادن به نزاعى که موفقیت اقتصادى رو به رشد آن را تهدید مى کند، غرب باید همکارى بیشترى با آن کشور داشته باشد و تحریم هاى وضع شده علیه آذربایجان از تاریخ جنگ 1994-1991 را پایان بخشد. از برچیده شدن پایگاه هاى روسیه در قلمرو ارمنستان که آذربایجان را تحدید مى کند و ارائه یک طرح مارشال کوچک براى تمام قفقاز جنوبى حمایت کند و این کشورها را در مسیر (پیوستن) به اروپا قرار دهد. در اوستیاى جنوبى اروپا و ایالات متحده باید از فراخوان گرجستان براى بین المللى سازى نیروى حافظ صلح اکنون تماماً روسى حمایت کنند. نیرویى که عمدتاً به نفع حفظ وضع فعلى جدایى طلبان عمل مى کند. ایالات متحده و اتحادیه اروپا باید براى دستیابى به یک راه حل سیاسى در تطابق با قانون بین الملل در چارچوب یک طرح جدید به گرجستان، روسیه و اوستیاى جنوبى بپیوندند. در آبخازیا دموکراسى هاى آتلانتیک باید تلاش کنند ماموریت نظارت سازمان ملل تبدیل به یک نیروى حافظ صلح مسلح و روسیه را به وعده سال 1999 مبنى بر عقب نشینى نیروها متعهد کنند. به علاوه همکارى براى ترمیم اقتصاد جنگ زده آبخازیا را به عنوان قسمتى از قرارداد (الحاق منطقه به گرجستان) و تشکیل فدراسیون بگنجانند. اوکراین به کمک غرب مى تواند با تداوم سختگیرى اخیر بر قاچاق بین مرزى و حمایت از خواست مولداوى براى عقب نشینى ارتش روسیه و تاکید بر راه حل سیاسى و اعاده حق حاکمیت مولداوى و رعایت حقوق دموکراتیک همه مردمش به بهبود اوضاع ترانس دنیستریا یارى رساند. کلید هر راه حلى براى مناقشات بلاتکلیف در دستان روسیه است و دموکراسى هاى غرب یقیناً براى ایجاد تغییر در رفتار روسیه در حیاط پشتى اروپا ناتوان نیستند. ولادیمیر پوتین باید درک کند که کشورش تا زمانى که سیاست هاى او در منطقه اروپا و در روسیه بیشتر به تزار شبیه است تا یک سیاستمدار اروپایى، نمى تواند از همکارى با غرب از جمله عضویت در کلوپ جى8متشکل از دموکراسى هاى غربى و امکان میزبانى جلسات آن برخوردار شود.