تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۳۲۶۲۳

هادی محمدی‌فر

در آداب دیپلماتیک مذاکرات سیاسى پیچ و خم‌هاى زیادى دارد. گاهى اوقات تیم مذاکره‌کننده یک کشور حتى رقیب دیرینه خود را نیز مى‌خواهد در تنگناها ببیند. برعکس آن نیز صادق است، گاهى اوقات یک تیم مذاکره‌کننده با توجه به تغییر اوضاع و احوال نمى‌خواهد نزدیکانش از چگونگى اهداف آگاه شود. در آغاز حمله آمریکا به عراق، ترکیه که متحد دیرین آمریکا بود، نگرانى خود را از حمله آمریکا به عراق اعلام نمود و دلیل این امر روشن بود. ترکیه نمى‌خواست تحولاتى در عراق رخ دهدکه تاثیر مستقیمی ‌بر امنیت ملى این کشور دارد. ایران اسلامی ‌نیز که بعد از سقوط رژیم پهلوى موضعى کاملا ضداستعمارى در مقابل آمریکائیان اتخاذ نموده است در بحران عراق از همان ابتداى حمله به عراق نگرانى خود را از حمله آمریکا به عراق اعلام نمود. جمهورى اسلامی ‌ایران با اینکه هشت سال جنگ تحمیلى با صدام را تجربه نموده اما اتخاذ سیاست گفتگو را براى بحران عراق ارائه نمود.

با شروع بحران عراق نومحافظه‌کاران کاخ سفید که برنامه‌اى درازمدت براى عراق داشتند، بدون توجه به نگرانى کشورهاى همسایه عراق از حمله به عراق و نیز بدون آگاهى دقیق از تحولات سیاسی ـ اجتماعى و فرهنگى خاورمیانه عراق را به اشغال خود درآوردند. تفوق قدرت نظامی‌ ‌آمریکا بر کسى پوشیده نبود اما همگان مى‌دانستند که اشغال عراق اولین قدم است.

دامنه خشونت‌ها در عراق به حدى بالا گرفت که کشورهاى همسایه نگرانى خود را از تجزیه عراق به سه منطقه شمال، جنوب و مرکز ابراز نمودند.

سه گروه عناصر بعثى سابق، نیروهاى القاعده و سنى‌هاى رادیکال روز به روز بر دامنه خشونت‌ها در عراق ادامه دادند. آمریکائیان نیز براى تکمیل پروژه اشغال عراق استراتژى‌هاى مداوم و جدیدى را به کار بردند. انتقال قدرت از برمر حاکم نظامی‌ ‌آمریکا به شوراى حکومت انتقالی، برگزارى انتخابات سراسرى در عراق و دستگیرى صدام و بعدها اعدام وى هیچ‌گاه نتوانست بر کاهش خشونت‌ها تاثیر بگذارد. اتخاذ طرح‌هاى امنیتى دولت نورى المالکى نیز با شدت گرفتن فعالیت خشونت‌طلبان شکست خورد.

آمریکائیانبراى خروج از بحران مدام ایران اسلامی ‌را عامل ناامنى در عراق معرفى مى‌نمودند. ایران اسلامی ‌بارها و بارها از سوى نومحافظه‌کاران کاخ سفید به کارشکنى در عراق متهم شد. بوش، رایس و سفیر سابق آمریکا در عراق یعنى زلماى خلیل زاد بارها و بارها اعلام نمودند که ما مدارکى در عراق داریم که نشان مى‌دهد ایران در عراق دخالت مى‌کند اما هیچ کدام از این مدارک هیچ‌گاه در معرض دید افکار عمومی ‌‌جهان قرار نگرفت.

در حاشیه اجلاس شرم‌الشیخ در نوار ساحلى مدیترانه امید به تغییرات در رفتار آمریکائیان حداقل در گفتار به وجود آمد. هوشیار زیبارى و نورى المالکى از دولتمردان عراق از گفتگوى احتمالى ایران و آمریکا در رابطه به بحران عراق خبر دادند. برگزارى اجلاس شرم الشیخ مقدمات گفتگوى ایران و آمریکا را فراهم نمود.

حوادث عراق نشان مى‌دهد که هدف قرار دادن جان افراد بى‌گناه یک مصیبت بشرى است و جامعه جهانى باید براى این مسئله راه‌حل اتخاذ نماید. ایران اسلامی ‌بارها و بارها اعلام نمود که به منظور ثبات در عراق و حمایت از دولت نورى المالکى نهایت تلاش خود را خواهد نمود. اما آمریکائیان اکنون به مانند گرگ‌های بی‌دندان با نام مهارت خشونت‌ها و کمک به ملت عراق درصددند تا باب مذاکره را با ایران در حل بحران عراق بگشایند. در مذاکرات دیپلماتیک اشتباهات استراتژیک زمانى رخ مى‌دهد که طرفى که از نهایت قدرت برخوردار است از نفوذ و اعتبار طرف ثالث دیگر بى‌خبر است. اکنون آمریکائیان اعتبار و نفوذ ایران را نزد دولتمردان و مردم عراق بویژه کردها و شیعیان درک نموده‌اند و سعى دارند با دخیل نمودن متغیر ایران به اهداف خود برسند. در بررسى و ارزیابى این موضوع نخست باید به دیدگاه‌هاى ایران و آمریکا توجه نمود. اینکه ایرانیان چه هدفى در عراق دارند؟ آمریکائیان چه هدفى در عراق داشته‌اند و به دنبال چه هستند؟ تا حدى به روشن شدن بحث کمک مى‌کند.

اهداف جمهورى اسلامی ‌ایران به نقل از سخنگوى وزارت امور خارجه، حسینى چنین است: "1ـ کاهش درد و رنج مردم عراق 2ـ حمایت و تقویت دولت نورى المالکى 3ـ تقویت و تثبیت امنیت در عراق" اما در ارزیابى اهداف مذاکراتى کشورها باید سیاست اعمالى آنان را در نظر گرفت نه سیاست اعلا‌‌می‌جمهورى اسلامی ‌ایران نیز یک سیاست نهایى در عراق دارد که هم ملت و هم دولت در جمهورى اسلامی ‌ایران پیرو آن هستند و آن "عدم تجزیه عراق" است.

آمریکاییها چه هدفى دارند؟

در ارزیابى اهداف ایالات متحده از گفتگوى مستقیم با ایران در رابطه با عراق باید بگوییم که مقامات آمریکایى هدف اصلى مذاکره را "مهار خشونت‌ها در عراق" مى‌دانند اما این سیاست یک سیاست اعلا‌‌می ‌است و جمهورى اسلامی ‌ایران و هیچ کشورى اطمینان صددرصدى به اهداف اعلا‌‌می ‌آمریکا ندارد. اهداف ایالات متحده در عراق با توجه به عملکرد چند ساله این کشور و نیز با توجه به جایگاهى که در نظام بین‌الملل دارد، به لحاظ اقتصادى تسلط بر منابع نفتی، به لحاظ فرهنگى ارائه مدل از الگوى دموکراسیـ لیبرال به شیوه غربى در عراق و به لحاظ استراتژیک تثبیت هژمونى خود در خاورمیانه است.

در روزنامه رسالت مورخه 14/1/1386 مطلبى را تحت عنوان "آب رفته از جوی" را به چاپ رساندم. در آنجا به بررسى پرستیژ ایالات متحده در ناکا‌‌می‌ عراق پرداختم. در ارزیابى موضوع کنونى نیز با توجه به اهداف سه‌گانه ایالات متحده (اهداف اعمالی) مذاکرات احتمالى ایران و آمریکا را در همین چارچوب ارزیابى مى‌نمایم.

همان‌طور که مى‌دانیم پرستیژ در سیستم‌هاى داخلى و بین‌المللى نقش تعیین‌کننده‌اى دارد. نومحافظه‌کاران کاخ سفید با توجه به عملکرد این کشور در عراق هم به لحاظ داخلى و هم به لحاظ بین‌المللى در تنگنا قرار دارند.

از لحاظ داخلى با شکست جمهوریخواهان در انتخابات مجلس نمایندگان و پیروزى جناح دموکرات این احتمال مى‌رود که در انتخابات ریاست جمهورى در آمریکا بار دیگر جمهوریخواهان متحمل شکست شوند. بنابراین پیروزى جناح جمهوریخواه در عراق در گرو موفقیت در عراق است و عدم موفقیت در عراق یعنى شکست جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهورى آینده آمریکا.

به لحاظ بین‌المللى نیز ناکا‌‌می ‌آمریکا در عراق و شدت گرفتن خشونت‌ها جامعه جهانى را از مصیبت مردم عراق آگاه نموده است. وجدان جهانیان از ریخته شدن خون بى‌گناهان عراق به ستوه آمده است و جامعه بین‌المللى از ادامه اشغال عراق ابراز نگرانى نموده است.

اعتبار و پرستیژ ایالات متحده آمریکا در داخل و خارج از آمریکا به خاطر اشغال عراق زیر سوال رفته است. از این دیدگاه باید گفت آمریکا از مذاکره با ایران درصدد است که ناکامى‌هاى خود را جبران نماید. آمریکا مى‌خواهد پرستیژ خود را در بعد داخلى و بین‌المللى با توجه به نفوذ ایران در عراق باز یابد.

پس از بررسى اهداف دو طرف مذاکره‌کننده اکنون به این سوال باید پاسخ گفت که مذاکره ایران و آمریکا چه نتایجى را براى دو طرف به ارمغان مى‌آورد؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که موفقیت دو طرف در وهله اول به "درک متقابل طرفین" بستگى دارد و موفقیت یا عدم موفقیت یک مذاکره بر مى‌گردد به میزان درک متقابل طرفین. اگر این اصل در مذاکرات ایران و آمریکا بر سر حل بحران عراق مدنظر قرار گیرد مى‌توان به موفقیت مذاکره دو طرف امیدوار بود. براى ناظران بین‌الملل یک طرف معما حل شده است. ایران اسلامی ‌تما‌‌می‌ تلاش خود را براى حل بحران عراق و کمک به دولت و ملت این سرزمین حتى در سخت‌ترین شرایط به انجام رسانده است اما طرف دیگر معما براى ناظرین بین‌المللى حل نشده است. نه تنها ایران بلکه جامعه جهانى به اراده آمریکا براى حل بحران صددرصد اطمینان ندارد. جمهورى اسلامی ‌ایران هم نباید در مذاکره با آمریکا صددرصد اطمینان نماید. چه بسا آمریکا هدف پنهانى داشته باشد و آن تخریب وجهه جمهورى اسلامی ‌ایران به منظور بالا بردن پرستیژ خود باشد تا به افکار عمومی‌‌ جهان وانمود نماید که ایران حاضر نیست در بحران عراق همکارى نماید.

انتظار مى‌رفت که جمهورى اسلامی ‌ایران با توجه به عملکرد گذشته ایالات متحده در رابطه با مذاکره با آمریکا پاسخ منفى بدهد اما رئیس‌جمهورى ایران دکتر محمود احمدى‌نژاد همگان را غافلگیر نمود واعلام نمود که در راستاى صلح و عدالت بین‌المللى و به منظور حمایت از ملت عراق با آمریکائیان مذاکره خواهند کرد. احمدى‌نژاد همچنین مذاکره با آمریکا را تابو نمى‌داد.

با توجه به نزدیک شدن مهلت دوماهه قطعنامه 1747 شوراى امنیت مذاکره با آمریکا یک امتیاز براى ایران محسوب مى‌شود. تیم مذاکره کننده از نیات آمریکائیان در رابطه با بحران هسته‌اى ایران مى‌تواند نظرات آمریکائیان را به طور مستقیم جویا شوند. گرچه مذاکره آمریکا با ایران به طور رسمی‌ در رابطه با بحران عراق انجام مى‌شود اما در لابه‌لاى جلسات مذاکره و گفتگوهاى غیررسمی ‌اعضاى یک تیم خبره مى‌تواند یک استنتاج کلى از دیدگاه آمریکائیان در رابطه با اقدامات احتمالى این کشور بعد از اتمام مهلت 60 روزه به دست آورد.

در پایان باید گفت که تیم مذاکره‌کننده ایران باید ترکیب نسبى از حقوق‌دانان، کارشناسان مسائل سیاسى و افراد باسابقه در وزارت خارجه باشد. این تیم باید ایمان داشته باشد که نماینده ملتى است که خود زمانى یک امپراتورى وسیع داشته است، نماینده ملتى است که با اعتقادات اسلامی ‌مى‌تواند دوران طلایى تمدن اسلامی ‌را احیا کند، اگر همین هویت دیرین ایرانی ـ اسلامی ‌در ذهن اعضاى تیم مذاکره‌کننده مجسم شود، آنان پى خواهند برد که مذاکره با آمریکا فتح باب نیست و مى‌توان به هدف نهایى که همان "تضمین عدم تجزیه عراق" است نایل آمد.

در ضمن باید هوشیار بود که آمریکا همزمان که دم از مذاکره و گفتگو پاى میز با ایران مى‌زند در آن سوى دیگر خانم کاندولیزا رایس درخواست اختصاص بودجه 109 میلیون دلارى از مجلس نمایندگان مى‌نماید تا در امور داخلى ایران دخالت نماید.

یک تیم مذاکره‌کننده موفق تما‌‌می ‌ابعاد موضوع را در نظر مى‌گیرند. همچنان که اشاره شد خودشناسی، هویت ایران، اسلام و طرف مقابل را شناختن رمز نهایى موفقیت است همچنان ‌که در نبرد اگر خودشناسى و توان دشمن را نشناسى احتمال پیروزى 50 درصد و اگر توان دشمن را شناختى و توان خود را نیز شناختى احتمال پیروزى حتمی‌ است.