حمید امیدی
رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر اعضاء شورای عالی انقلاب فرهنگی، فرهنگ را فضای تنفس جامعه خواندند و تاکید کردند که آرمان اصلی ملت ایران رسیدن به جامعهای رشید، موحد، پر نشاط، پر امید، عدالتطلب، دارای اعتماد به نفس، پرکار، پیشرو، پیشرفته، دارای توکل و برخوردار از روح ایثار و گذشت است و «فرهنگ» مهمترین عامل دستیابی به این هدف والاست.
به نظر میرسد شاخصهای مهندسی فرهنگی کشور بر گرفته از فرمایشات معظمله در این دیدار را بتوان در چند بخش دستهبندی کرد:
ـ تاثیر فرهنگ بر رفتارهای فردی و عمومی جامعه و هم چنین تصمیمگیریهای حکومتی.
ـ تطبیق وضع فرهنگی موجود با وضع مطلوب و برنامهریزی در مسیر نیل به جامعه آرمانی.
ـ افزایش نشاط و امید و روحیه خطرپذیری و شجاعت در جامعه.
ـ و زمینهسازی برای تحقق دین باوری و عدالت اجتماعی.
در این باره گفتنیهایی است؛
1ـ اینکه ما در سالهای بعد از انقلاب اسلامی استراتژی واحد، مدون و عمل شدهای در حوزه فرهنگ نداشتهایم، متاسفانه حقیقتی انکارناپذیر است. تاسف آنجا بیشتر میشود که میدانیم نظام ما مبتنی بر مکتبی است که آداب، ارزشها، بایدها و نبایدهای آن خود یک منشور عظیم فرهنگی و انسان ساز است. لیکن نهادهای فرهنگی کشور طی این سالها با پراکندهکاری و عدم تطبیق امور و برنامههای خود با یکدیگر، به واقع وظایف خود را بدرستی انجام ندادند و بالطبع جامعه در تلاطم سیاستهای فرهنگی ناهمگون و بعضاً متضاد آنچنان دچار سردرگمی شد تا آنکه راه برای نفوذ دشمن در منافذ فرهنگی باز شد. دورهای که سیاست تساهل و تسامح حاکم بر فضای فرهنگی کشور بود و آثار زیانباری که تا امروز خوره جان فرهنگ انقلابی ما شده، هنوز از خاطره تاریخی مردم پاک نشده است.
2ـ سالهاست که رهبرمعظم انقلاب، فرهنگ را زیرساخت امور فکری و رفتاری جامعه بر میشمارند و در بیانات خود بر نهضت نرمافزاری، مقابله با ناتوی فرهنگی، طراحی مهندسی فرهنگی و زدودن غبار مظلومیت از چهره فرهنگ تاکید داشتهاند، اما در دیدار اخیر با ناکافی خواندن کارهای انجام شده در زمینه مهندسی فرهنگی تاکید کردند که باید این مساله مهم را خیلی جدی تر گرفت. به عبارت دیگر اگرچه در پرونده مدیران فرهنگی کشور برگههای زرینی وجود دارد، اما مهر قبولی برهامش کارنامه آنان هویدا نیست.
آنچه رهبر فرزانه انقلاب به نام مهندسی فرهنگی، نهضت نرمافزاری و ترسیم نقشه جامع علمی و فرهنگی کشور بیان میدارند صرفاً مباحث نظری و پژوهشی ـ که با هزینههای هنگفت صورت میپذیرد ـ و افتخار به آمار تولید مقاله و پیشرفتهای صرفاً علمی نیست بلکه ساختن جامعهای بر مبنای تعالیم دینی و الهی، دارای امنیت، قدرت، رفاه و معنویت برای مردم است. شاید در رسیدن به این هدف والا در پازل فرهنگی کشور مهمترین قطعه مفقوده، عدم نظارت مؤثر، مسامحه در اجرای مصوبات قانونی و حجم متراکم فعالیتهای فرهنگی در دستگاههای موازی است که غیر از هدررفت سرمایههای مادی و معنوی عرصه فرهنگ، گاه برنامههای یکدیگر را خنثی نیز میکنند.
3ـ یکی از مسائلی که دستگاههای فرهنگی کشور طی یکی دو ماه اخیر با آن درگیر بودهاند، مسأله بودجه و اعتبارات دولتی در عرصه فرهنگ است. دستگاههای ذیربط ناظر بر شناخت مناسبات و تعاملات بین حوزههای آفرینش و تولید از یک سو و کاربرد و اثربخشی آن در جامعه از سوی دیگر و با تکیه بر آمار و پردازش دادههای اطلاعاتی میتوانستند دولت را در تخصیص و تجهیز مکفی اعتبارات فرهنگی هدایت کنند. حال سؤال اینجاست آیا عدم تخصیص بودجه کافی ـ به زعم مسئولان محترم فرهنگی کشور ـ همه آن چیزی است که حلقه گمشده عرصه فرهنگ نامیده میشود؟
در اینکه کارهای فرهنگی هزینهبر است، حرفی نیست اما آیا پول و اعتبار زیاد همه امور را در این زمینه سامان خواهد داد؟ قطعاً پاسخ مسئولان تمامی نهادهای فرهنگی کشور به این سؤال، منفی است. موضوع آن است که ما بیش از آنکه تصور کنیم با پول و اعتبار میتوان چهره فرهنگ را از غبار مظلومیت شست باید به فرموده رهبر معظم انقلاب «با پرهیز از بحثهای صرفاً نظری و ذهنی، به تطبیق وضع فرهنگی موجود با وضع مطلوب و آرمانی پرداخت و با مشخص کردن عیبها و مشکلات و بررسی علل و عوامل آنها، به برنامهریزی زمانبندی شده برای رفع مشکلات و دستیابی به اهداف و آرمانها، همت گماشت».
ضمن آنکه برای جبران کسری بودجه فرهنگی میتوان ضمن اتخاذ شیوههای حمایتی و هدایتی مناسب با تشویق و ترغیب مشارکت بخش خصوصی در فعالیتهای فرهنگی و افزایش سهم سرمایهگذاری افراد و بنگاههای فرهنگی و هنری در تولید و عرضه کالاها و خدمات فرهنگی بیش از پیش فعال شد.
4ـ امروزه فرهنگ در قالب یکی از بنیادیترین نمادها، زیربنای تحولات اجتماعی و اقتصادی محسوب میشود به گونهای که از آن به عنوان عاملی در جهت شکلدهی به سرنوشت اجتماعی ملتها یاد میشود.
بدیهی است هر تلاشی که در جهت حاکم کردن عدالت اجتماعی در همه ابعاد انجام پذیرد، یک کار عمیق فرهنگی است. بطور حتم غیر از عوامل اقتصادی، فرهنگ نیز آهنگ توسعه را سرعت میبخشد و در کنار عوامل اقتصادی و سیاسی که بر فرهنگ تاثیر میگذارند، فرهنگ نیز تاثیر شدیدی بر اقتصاد و سیاست میگذارد، از این روست که فرهنگ صاحب نقشی موثر در تصمیمسازیهای حکومتی میشود. به همین علت گاه نقش و تاثیر فرهنگی رفتار دولت ـ به عنوان بخش عظیمی از بدنه حکومت ـ بسیار کارسازتر و اثربخشتر از فعالیتهای مستقیم فرهنگی خود را نشان میدهد. سفرهای استانی دولت و رویارویی نزدیک و تعامل رئیسجمهور و اعضاء کابینه با مردم، نمونه بارزی از این اثربخشی است چرا که حضور دولتمردان در منطقه، آثار فرهنگی و اجتماعی به مراتب ماندگارتری از نتایج اقتصادی آن بر جای خواهد گذاشت.
5 ـ ایجاد تغییرات آگاهانه و مستمر در تمام ابعاد جامعه، در گرو اصلاح کارکرد فرهنگی همه بخشهای کشور است و محدود به دستگاهی خاص نمیشود. همه مدیران در عرصههای مختلف صنعتی، اقتصادی و سیاسی باید راجع به کارکرد فرهنگی حوزههای تخصصی خود و تاثیر آن بر دیگر حوزهها، تامل و برنامهریزی کنند.
در مهندسی فرهنگی کشور میخواهیم با یک نگرش علمیو هوشمندانه به طراحی آینده فرهنگی و نیل به جامعه آرمانی قدم برداریم. برای حرکت به سوی اهداف تعیین شده براساس فرهنگ اسلامی و ملی با یک دید آینده نگر بایستی همه اجزا و ارکان مملکت نقش خود را به درستی ایفا نمایند.
6ـ فرهنگ کشور بایستی با برخورداری از استانداردهای لازم بتواند در مقابل تهاجم و ناتوی فرهنگی مقاومت کند. غرب با کمک ابزارهای مختلف رسانهای که در اختیار دارد تلاش میکند فرهنگ خاص و البته منحط خود را بر جهان مستولی کند. یکی از راههای موثر در مقابله با این امر، رشد فضیلت و معنویت در بین مردم است. برای رسیدن به این مهم داشتن برنامهریزی در قالب نظام جامع فرهنگی کشور امری اساسی و نیازمند شناخت راههای تاثیرگذار بر فرهنگ عمومی است. بنا بر فرموده مقام معظم رهبری باید فضای فرهنگی کشور را باغبانی کرد و دستگاههای اجرایی فرهنگی کشور این طراحیها و سیاستگذاریها را در برنامههای خود عملی کنند. بدون تردید تاثیرگذاری عمیق فرهنگ در ابعاد مختلف جامعه و کشور در گرو انجام برنامههای عمیق فرهنگی و اجتماعی است.
رهبر معظم انقلاب در دیدار دو روز پیش خود با انتقاد از نگاه نادرستی که تصمیمگیریهای شورای عالی انقلاب فرهنگی را با اختیارات دستگاهها در تناقض میداند، ضمن تاکید بر تدوین سازوکار مشخص، این شورا را در فرازی بالاتر از مسئولیتها و وظایف دستگاههای مختلف دانسته که با نگاهی واقعبینانه و در عین حال آرمانگرایانه به فعالیتهای همه دستگاهها سمت و سوی واحد میدهد و حرکت هماهنگ سازمانها و دستگاهها را برای تحقق اهداف و آرمانهای عمومی سازمان میبخشد.
این مهم علاوه بر آنکه تکلیف سایر سازمانها و دستگاهها را در تعامل با این شورا مشخص میسازد، حکایت از بار سنگین مسئولیت شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور دارد که امید میرود در آیندهای نه چندان دور به منزل نشیند.