تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۳۲۶۴۰

مهندس‌ مهدی اسماعیلی

فروپاشی شوروی پیامدهای مثبت فراوانی برای ایران به همراه داشت: خروج ایران از موقعیت حایل پس از دو  قرن و رفع تهدید مستمر تاریخی از سمت شمال، افزایش ظرفیت ارتباطی ایران در حوزه‌های حمل و نقل دریایی و هوایی، ارتباطات الکترونیکی و خطوط لوله نفت و گاز، ایجاد فرصتهای جدید در راستای ارتباط دادن اروپا به قفقاز و آسیای مرکزی و افغانستان، افزایش اهمیت ژئوپلیتیکی ایران به دلیل همجواری با دو حوزه بزرگ نفتی و هیدروکربنی جهان؛ یعنی دریای خزر و خلیج‌فارس و پیدایش فضاهای ژئوپلیتیکی جدید در مسیر قفقاز و آسیای مرکزی. اما آنچه مسلم است، ایران تاکنون نتوانسته از ظرفیتها و موقعیت منحصر به فرد خود در این منطقه به طور شایسته استفاده کند.

پیمان شانگهای

گسترش روبه رشد فعالیتهای سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای به عنوان یکی از بزرگترین ساختارهای بین‌المللی و منطقه‌ای موثر در حوزه‌های اقتصادی، انرژی و امنیتی، روز به ‌روز بر اهمیت و جایگاه آن در نظام بین‌المللی و توزیع موازنه قوا در سطح جهانی افزوده است.

در چند سال اخیر و سرعت گرفتن همکاریهای کشورهای عضو این سازمان تلاشهای گسترده‌ای از سوی بلوک غرب برای معرفی این سازمان به عنوان یک ساختار صرفا امنیتی و حتی نظامی انجام شده است تا جایی که در موج تبلیغاتی علیه این ساختار تلاش می‌شود واژه "ناتو آسیایی" را مترادف با آن قرار دهند. عضویت ایران در سازمان شانگهای بیش از آنکه از بعد اقتصادی مورد توجه قرار گیرد، به لحاظ سیاسی در کانون جنگ تبلیغاتی غرب قرار گرفته است. این رویه در مورد اصالت سازمان یاد شده نیز اعمال می‌شود. از همین رو، عضویت ایران نیز در این سازمان با حساسیتها و واکنشهای گسترده‌ای از سوی غرب همراه بود. منابع نفتی گسترده ایران، سطح و توان تکنولوژیکی، منابع اقتصادی گسترده، موقعیت ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک، رویکردهای سیاسی و سرانجام تثبیت ایران در باشگاه کشورهای هسته‌ای موجب شده است، حضور ما در این سازمان در کنار قدرتهای اتمی مانند روسیه، چین، هند، پاکستان و قزاقستان موقعیتی برتر را برای ایران و فرصتی استراتژیک را در برابر سازمان شانگهای قرار دهد.

جایگاه ایران در شانگهای

سیاست ایران گسترش حضور در سازوکارهای منطقه‌ای و بین‌المللی است. سازمان همکاریهای شانگهای یک نمونه آن است. در چند سال اخیر ایران به عضویت ناظر سارک هم درآمد، تقاضای عضویت در سازمان همکاریهای دریایی سیاه و پیشنهاد تاسیس سازمان همکاریهای دریایی خزر را هم مطرح کرده است و به دنبال تشکیل ترکیبات جدید امنیتی در خلیج‌فارس نیز هست. جمهوری اسلامی ایران همچنین در ساز‌وکار همکاریهای اقتصادی و اجتماعی اقیانوس هند هم عضویت را دنبال می‌کند، بنابراین سازمان شانگهای یک جهت‌گیری منفرد نیست و ایران در تمامی سازوکارهای اقتصادی و سیاسی به صورت فعال در سطح منطقه و جهان فعال است. در همین جهت جنبش غیرمتعهدها و گروه دی هشت مواردی بود که با تلاش ایران دوباره احیا شد.

موقعیت ایران همواره یک موقعیت استراتژیک بوده است، اما تحولات بین‌المللی بر این موقعیت استراتژیک اضافه شده و بر اهمیت جایگاه ایران در تحولات منطقه‌ای افزوده است. ایران با وضعیت کنونی‌اش در منطقه در هر سازمان و سازوکار امنیتی منطقه‌ای حضور یابد، تاثیرهای زیادی در روند آن به وجود می‌آورد.

ظرفیت تحول در نظام بین‌الملل

سازمان همکاریهای شانگهای خود را یک سازمان امنیتی معرفی نمی‌کند، البته با توجه به ظرفیتی که کشورهای عضو دارند، به طور بالقوه می‌توانند یک سلسله تغییرات استراتژیکی مفهومی در نظام بین‌الملل ایجاد کنند. اینجاست که سازمان همکاریهای شانگهای نه به جهت سازوکارهای درونی و تعریف شده خود، بلکه به جهت عضویت کشورها و ظرفیتهایی که ایجاد می‌شود می‌توانند تغییرات استراتژیکی مفهومی در ابتدا و ادامه به شکل واقعی در جهان به وجود آورد. در این میان، بی‌تردید جایگاه ایران یکی از ویژگیهای اساسی خواهد بود که نه تنها در ارتباط با سازمان شانگهای که در هر ترتیب امنیتی دیگر ورود آن تغییرات استراتژیکی در کفه قدرت ایجاد خواهد کرد.

در درون همین سازمان، روسیه و چین از اعضای شورای امنیت هستند که در مقابل پیشرفت هسته‌ای ما موضع دارند. این سازمان خود به لحاظ جمعیت، وسعت سرزمینی، داشتن منابع انرژی و اساسا رشد اقتصادی که آسیا را به عنوان قدرت اصلی اقتصادی روبه رشد در جهان مطرح کرده حایز اهمیت است.

این غربیها هستند که خیلی از ابعاد نظامی و امنیتی این سازمان را برجسته می‌کنند و می‌خواهند آن را برابر ناتو مطرح سازند تا نگذارند سازو کارهای درون همکاریهای آسیایی قوام و شکل پیدا کند در حالی که وجوه همکاریهای اقتصادی بویژه در بخش انرژی در این سازمان که جمهوری اسلامی ایران آن را پیشنهاد داد یکی از مهمترین تحولات درون اقتصاد بین‌الملل خواهد بود.

ظرفیتهای ایران در آسیای مرکزی

افغانستان، ایران و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به عنوان اعضای این پیمان ظرفیت‌های مناسبی برای ساماندهی پیمان‌های منطقه‌ای و حضور پرقدرت شانگهای در عرصه بین‌الملل دارند. این کشورها در طول تاریخ علایق فرهنگی، مذهبی و زبانی داشته و در بسیاری از مقاطع تاریخی به مانند یک قلمرو واحد اداره می‌شدند. این پیشینه تاریخی به همراه ظرفیتهای جغرافیایی فراوان، می‌تواند زمینه‌ساز بسط حوزه ژئوپلیتیکی ایران در این منطقه حساس شود. برخی از ظرفیتهای بالقوه و بالفعل ایران برای نقش‌آفرینی فعال در این منطقه عبارتند از:

1- ترانزیت کالا: تمامی کشورهای جدا شده از اتحاد شوروری پیشین در منطقه خزر – آسیای مرکزی محاصره شده در خشکی هستند و از دسترسی مستقیم آسان به بازرگانی دریایی بی‌بهره هستند. تنها راه‌حل عملی و آسان برای رفع این مشکل را می‌توان در ارتباط این جمهوریها و افغانستان به خلیج‌فارس و دریای عمان از راه ایجاد شبکه‌های گوناگون راه شوسه، راه آهن و لوله‌های نفتی و گازی از مسیر ایران جستجو کرد. اتصال راه‌آهن سراسری ایران (بندرعباس – بافق – مشهد – سرخس) به شبکه راه‌آهن آسیای مرکزی و سرمایه‌گذاریهای گسترده ایران در زیربناهای حمل و نقل، مانند پایانه‌ها، بنادر، راه‌آهن، شبکه راه‌های زمینی ارتباطی، انبارها، سردخانه‌ها، گذرگاههای مرزی و توسعه گمرک امکانات ارتباطی گسترده‌ای را برای این کشورها در ارتباط با جهان خارج فراهم آورده است، امکاناتی که سالهای متمادی است که کشورهای آسیای مرکزی در آرزوی دستیابی به آن هستند. جمهوری اسلامی ایران با دارا بودن 50 میلیون تن ظرفیت بندری، به حدود 15 میلیون تن ظرفیت مازاد دارد که می‌تواند در راستای مبادلات منطقه‌ای بین شمال و جنوب در اختیار همسایگان قرار دهد. ثبات و امنیت پایداری که در ایران حاکم است، این کشور را به امن‌ترین کریدر و ترانزیت کالا تبدیل کرده است. ایران توانایی آن را دارد که در بنادر جنوبی خود به هر میزان ظرفیت مورد نیاز، ظرفیت بندری در اختیار کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان قرار دهد و حتی اسکله‌هایی را با مشارکت آنها، ایجاد و تحت حاکمیت ایران به آنها واگذار کند.

در مجموع، موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان کشوری که در کانون کشورهای محصور در خشکی قرار دارد، به همراه زیرساخت‌های  ارتباطی نسبتا مناسب برای آزادسازی این کشورها از انزوای ژئوپلیتیکی، می‌توان سبب احیای جاده ابریشم و نقش تاریخی کشورمان در اتصال شرق و غرب به یکدیگر شود و زمینه تبدیل ایران به مهمترین کانون همگرایی منطقه‌ای را فراهم کند.

2- ترانزیت انرژی: بی‌گمان، مهمترین مسیر ترانزیتی که از همان ابتدا نظر کشورهای آسیایی مرکزی را برای انتقال انرژی خود به اروپا و یا آبهای گرم جنوب جلب کرد، مسیر ایران بود. مسافت کم، عبور از یک کشور به جای چند کشور، هزینه کم، وجود تضمین امنیتی و همچنین امکانات گسترده ایران در زمینه نیروی انسانی کارآمد در صنایع نفتی، حمل و نقل خشکی و دریایی، پالایشگاهها و امکانات بندری برای صدور نفت و گاز شبکه لوله‌های نفت و گاز موجود، امتیازات امکانات بندری مناسب در صدور گاز، امتیازات چشمگیری را در اختیار می‌گذارد که هیچ گزینه دیگری را برای صدور نفت و گاز خزر – آسیای مرکزی، یارای هماوردی با آن نیست. با وجود این، این مسیر به دلیل مخالفتهای شدید آمریکا با نقش‌آفرینی ایران در حوزه ترانزیت انرژی، مورد بهره‌برداری چندانی قرار نگرفته است.

3- همجواری جغرافیایی: واقعیات جغرافیایی و ملاحظات ژئوپلیتیکی در روابط منطقه‌ای اقتضا می‌کند که کشورهای منطقه در روابط خود با ایران راه مسالمت‌آمیز و همکاری را به جای تنش و تعارض در پیش بگیرند.

4- منابع آب: کمبود منابع آب نیز از چالشهای دیگر فرا روی کشورهای آسیای مرکزی است. با توجه به اینکه بسیاری از تحلیلگران، دهه آینده را دهه درگیری بر سر آب در آسیای مرکزی می‌دانند، نقش هیدروپلیتیکی ایران از ارزش خاصی برخوردار است

5- روابط اجتماعی و فرهنگی ملتها: همجواری و نزدیکی جغرافیایی کشورهای منطقه ایران و فرهنگ دین مشترک سبب ایجاد دوستی در بین ملت‌ها شده است که می‌تواند بسترساز گسترش همکاریهای منطقه‌ای شود.

نگاه توسعه‌ای ایران

نگاه ایران به سازمان شانگهای یک نگاه توسعه‌ای در قالب همکاریهای منطقه‌ای است، اگر چه همکاریهای امنیتی و آثار آن خواه‌ناخواه در سایه توسعه سازمان شانگهای به وجود می‌آید.

ظرفیتهای سازمان همکاری شانگهای و همچنین توانمندیهای آن با توجه به عضویت دو عضو از پنج عضو دایم شورای امنیت در این سازمان، دارا بودن بیش از یک سوم جمعیت جهان، وسعت قابل توجه و توانمندیهای اقتصادی نوید یک ائتلاف بالقوه توانمند را می‌دهد و با پذیرش چهار کشور عضو ناظر مغولستان، ایران، پاکستان و هند به جمع اعضاء سازمان شانگهای با جمعیتی حدود 7/2 میلیارد نفر و وسعت حدود نیمی از کره‌زمین به موقعیتی مهمتر دست خواهد یافت. در همین حال، نباید فراموش کرد که سازمان شانگهای خواسته یا ناخواسته بتدریج در حال تبدیل شدن از یک سازمان منطقه‌ای به یک سازمان فرامنطقه‌ای است. بیانیه هشت صفحه‌ای رهبران چین و روسیه پیش از برگزاری اجلاس سازمان در آستانه پایتخت قزاقستان در سال 2005 (که آن کوششهای یکجانبه‌گرایانه برای مدیریت بحرانهای بین‌المللی بشدت مورد انتقاد قرار گرفته بود) و همچنین پذیرش عضویت ناظر ایران، هند و پاکستان و تقاضای خروج نیروهای آمریکایی از آسیای مرکزی، از آغاز احتمالی نقش‌آفرینی بین‌المللی سازمان شانگهای در آینده خبر می‌دهد.

همچنین حضور ایران در شانگهای می‌تواند ظرفیت رقابت را در منطقه‌، در سطحی به همکاری تبدیل کند. سازمان شانگهای یک سازمان منطقه‌ای بسیار مهم است که می‌تواند به یک سازمان بین‌المللی تاثیرگذار تبدیل شود.