تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۳۲۶۴۲

فریده شریفی

«سرژ پرامرتز» رئیس بلژیکی کمیته حقیقت یاب بین‌المللی درباره ترور «رفیق حریری» نخست وزیر پیشین لبنان در آخرین گزارش خود، بدون آنکه هویت متهمان به قتل حریری را آشکار کند به این جمله بسنده کرد که براساس شواهد و مدارک، عاملان این ترور به زبان عربی صحبت نمی‌کردند.

وی طبق روال گذشته هویت اشخاص متهم را به دلایلی که امنیتی دانست فاش نکرد اما گفت که به پیشرفت‌‌های قابل توجهی در رابطه با این پرونده دست یافته است.

به دنبال انتشار این گزارش، تحلیلگران معتقدند که هشت اتفاق مهم پس از ترور حریری به عنوان دلیل موجه وجود دارد که ثابت می‌کند جز آمریکا و رژیم صهیونیستی طرف دیگری عامل این ترور نبوده است. به اعتقاد این تحلیلگران متهم کردن سوریه به قتل حریری، اخراج سوریه از لبنان برخلاف قرارداد طائف، تلاش برای خلع سلاح حزب‌الله و منزوی کردن این جنبش، حمله اسرائیل به لبنان در تابستان 2006، حمله سیاسی و تبلیغی علیه ایران، ایجاد اختلافات داخلی در لبنان و دخالت در امور انتخاب نمایندگان و رئیس‌جمهور این کشور و نهایتا رویای ترسیم خاورمیانه جدید، از جمله دلایلی است که نشان می‌دهد آمریکا و رژیم صهیونیستی عامل اصلی ترور رفیق حریری هستند.

این تحلیلگران همچنین می‌گویند عاملانی که نمی‌توانستند به خوبی عربی صحبت کنند یا مزدوران موساد بودند یا سیا.

این در حالی است که مرکز مطالعات خاورمیانه‌ای رژیم صهیونیستی نیز فاش کرد که تل‌آویو در ترور رفیق حریری نقش داشته است.

این مرکز در گزارشی محرمانه اعلام کرده بود که هدف موساد از این ترور سوق دادن لبنان به گرداب جنگ داخلی بوده است.

براساس این گزارش، کسانی که در این حادثه دست داشتند مزدورانی بودند که از طریق مرز فلسطین اشغالی با لبنان و دادن رشوه به نیروهای حافظ صلح، مقدار زیادی مواد منفجره به داخل لبنان منتقل ‌‌‌کرده‌اند.

طبق گزارش کمیته حقیقت یاب عاملان این جنایت دارای تجهیزات و امکانات بسیار پیچیده‌ای از جمله خودروهای مجهز به دستگاه‌‌های انفجاری بودند و در پایگاه‌‌های نظامی خاص، آموزش دیده بودند به همین دلیل به نظر می‌رسد از حمایت نظامی‌و تسلیحاتی پیشرفته‌ای برخوردار بودند، چنانکه تحقیقات اولیه نشان داد که دستگاه فرستنده پارازیت در تمام خودروهایی که اتومبیل حامل رفیق حریری را همراهی می‌کردند یک ساعت پیش از وقوع انفجار از کار افتاده بودند. تلفن همراه و سایر دستگاه‌‌های کنترل از راه دور نیز در این ساعت قطع شده بودند.

پس از ترور حریری مزدوران اسرائیلی در جنوب لبنان دو میلیون «شیکل» معادل نیم میلیون دلار برای خرید اسلحه و ایجاد بی ثباتی در لبنان جمع آوری کردند.

رفیق حریری مرد قدرتمند لبنان، از سال 1992 تا 1998 و سپس از سال 2000 تا 2004 میلادی نخست وزیر این کشور بود و یکی از چهره‌‌های بسیار تاثیرگذار در تحولات سیاسی لبنان به شمار می‌رفت.

پس از ترور حریری موجی از خشونت لبنان را فرا گرفت تا جایی که سایه یک جنگ داخلی دیگر در این کشور سنگینی می‌کرد.

گروه‌‌های سیاسی مختلف سعی در بهره‌برداری از این حادثه کردند و با کشاندن طرفداران خود به خیابان‌‌ها در تلاش برای ابراز قدرت نمایی بودند، اما سوءقصد علاوه بر واکنش‌‌های داخلی، بازتاب‌‌های بسیار گسترده خارجی نیز به دنبال داشت و کشورهای فرامنطقه ای در راستای ایجاد بحرانی داخلی و منطقه ای کوشیدند با سوءاستفاده از این فرصت، کشورهایی را که تابع سیاست‌‌های آنان در منطقه نبودند حذف کنند و زمینه دخالت بیشتر را فراهم آورند، از جمله این کشورها ایالات متحده بود.

آمریکا ازجمله کشورهایی است که طی دهه‌‌های گذشته از کشورهای مداخله گر در امور لبنان بوده است، این کشور به دلیل همجوار بودن لبنان با اسرائیل که متحد استراتژیک آمریکا است حساسیت زیادی برای لبنان قائل است و به عناوین مختلف سعی در مداخله در این کشور دارد.

ترور رفیق حریری ازجمله بهانه‌‌هایی بود که برای آمریکا، فرانسه و رژیم صهیونیستی بسیار خوشایند به نظر رسید چراکه به این طریق آنها توانستند به سوریه فشار وارد کرده و قطعنامه 1559 که طی آن نیروهای سوری باید از لبنان خارج می‌شدند را بر این کشور تحمیل کنند.

در واقع حضور نیروهای سوریه در لبنان عاملی برای جلوگیری از دخالت‌‌های مکرر نظامی‌رژیم صهیونیستی علیه این کشور بود و ترور رفیق حریری زمینه مساعد برای خارج کردن نیروهای سوری از لبنان و اعمال نفوذ هرچه بیشتر در این کشور را فراهم می‌کرد.

از سوی دیگر، آمریکا و رژیم صهیونیستی به دلیل ضرباتی که از حزب‌الله متحمل شده‌اند، سعی در انحلال نیروی مقاومت لبنان را داشته و دارند. ایالات متحده به دنبال اجرای طرح خاورمیانه بزرگ است و در این راستا سعی می‌کند به هر طریق ممکن هدف خود را در منطقه پیاده کند به همین دلیل کشورهایی که همسو با منافع آمریکا در منطقه نیستند باید از صحنه خارج شوند و سوریه و لبنان از جمله این کشورها به حساب می‌آیند.

با توجه به ناکامی‌‌های آمریکا در عراق، واشنگتن سعی دارد با متهم کردن اشخاص، گروه‌‌ها و کشورهای دیگر در ترور رفیق حریری، افکار عمومی ‌منطقه را از تحولات عراق منحرف کند.

به همین دلیل هر جنبش و مقاومتی که ممکن است در آینده به عنوان یک نیروی بازدارنده علیه آمریکا یا رژیم دست نشانده‌اش یعنی اسرائیل به حساب آید باید تضعیف یا حذف شود.

به همین دلایل از پرونده ترور رفیق حریری آمریکا و رژیم صهیونیستی بیشترین سود را می‌برند.

از دیگر کشورهای ذینفع در ترور رفیق حریری می‌توان به فرانسه اشاره کرد. دخالت فرانسه در امور داخلی لبنان از چند جهت قابل بررسی است؛ اول اینکه فرانسه در سال 1920 قیمومت لبنان را برعهده و ژاک شیراک رئیس‌جمهور فرانسه رابطه دوستی نزدیکی با رفیق حریری داشت، به نحوی که پس از ترور، بلافاصله فرانسه و آمریکا این مسئله را به شورای امنیت ارجاع دادند و خواستار بین‌المللی کردن روند تحقیق شدند.

از سوی دیگر پس از حمله آمریکا به عراق، فرانسه که مخالف این حمله بود روابطش با آمریکا رو به سردی گرائید و درصدد برآمد که تیرگی مناسبات خود را بهبود بخشد و مسلماً ترور رفیق حریری می‌توانست یکی از این عوامل برای نزدیکی روابط دو کشور باشد.

آمریکا نیز از بهبود روابط فرانسه با لبنان می‌توانست بهره جوید و خود شخصاً در تحولات منطقه نقش ایفا نکند به ویژه اینکه حمله به عراق وجهه آمریکا را در منطقه و جهان مخدوش کرده بود.

به همین دلیل آمریکا ترجیح داد که از وجهه فرانسه در راستای اجرای سیاست‌‌های خود بهره بگیرد و فرانسه نیز به دنبال بهبود روابط تیره شده خود با آمریکا بود و از این فرصت استفاده کرد.

اما بیشترین بهره‌برداری از ترور رفیق حریری را رژیم صهیونیستی برد چرا که این رژیم در تمامی‌ مذاکرات صلح با اعراب سعی داشت به نوعی سیاست تفرقه و دو دستگی را اعمال کند که می‌توان ترور رفیق حریری را در راستای تحقق این هدف ارزیابی کرد. خروج سوریه از لبنان و ایجاد اختلاف بین دو کشور و جلوگیری از برقراری روابط استراتژیک بین آنها به بهترین وجهی می‌توانست اهداف رژیم صهیونیستی را محقق سازد. همچنین خروج سوریه از لبنان می‌توانست از نزدیکی روابط این کشور با حزب‌الله لبنان جلوگیری کند که با ترور حریری این نگرانی‌‌ها برطرف می‌شد.

به هر حال دخالت گسترده بین‌المللی پس از ترور حریری خصوصاً محور آمریکا، فرانسه و بهره‌برداری گسترده رژیم صهیونیستی از این ائتلاف و پیامدهای بسیاری که در راستای منافع رژیم صهیونیستی داشت گویای بسیاری از نکات مبهم در ترور حریری است.

عملیات ترور حریری تنها جزیی از برنامه مشترک آمریکا، اسرائیل و فرانسه برای ایجاد تغییر در لبنان و کشورهای همسایه و بهره‌برداری از این تحولات است.