نعیم حمیدی
مقدمه:
سال 86 را مقام معظم رهبری سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیدند. بدون تردید شرایط محیطی اعم از داخلی، منطقهای و بینالمللی در این نامگذاری سهم بسزایی دارند. در این راستا آنچه که برای مسئولین، نخبگان، صاحبنظران، و رسانهها مهم است تبیین سخنان مقام معظم رهبری است تا سال 86 را با اتحاد ملی قویتر و انسجام اسلامی مستحکمتر سپری نماییم. مقاله حاضر گامی است در این جهت تا راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه حضرت امام (ره) هرچه بیشتر مورد کنکاش و تبیین قرار گیرد. اینک با هم آن را از نظر میگذرانیم.
">نعیم حمیدی
مقدمه:
سال 86 را مقام معظم رهبری سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیدند. بدون تردید شرایط محیطی اعم از داخلی، منطقهای و بینالمللی در این نامگذاری سهم بسزایی دارند. در این راستا آنچه که برای مسئولین، نخبگان، صاحبنظران، و رسانهها مهم است تبیین سخنان مقام معظم رهبری است تا سال 86 را با اتحاد ملی قویتر و انسجام اسلامی مستحکمتر سپری نماییم. مقاله حاضر گامی است در این جهت تا راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه حضرت امام (ره) هرچه بیشتر مورد کنکاش و تبیین قرار گیرد. اینک با هم آن را از نظر میگذرانیم.
">نعیم حمیدی
مقدمه:
سال 86 را مقام معظم رهبری سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیدند. بدون تردید شرایط محیطی اعم از داخلی، منطقهای و بینالمللی در این نامگذاری سهم بسزایی دارند. در این راستا آنچه که برای مسئولین، نخبگان، صاحبنظران، و رسانهها مهم است تبیین سخنان مقام معظم رهبری است تا سال 86 را با اتحاد ملی قویتر و انسجام اسلامی مستحکمتر سپری نماییم. مقاله حاضر گامی است در این جهت تا راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه حضرت امام (ره) هرچه بیشتر مورد کنکاش و تبیین قرار گیرد. اینک با هم آن را از نظر میگذرانیم.
">نعیم حمیدی
مقدمه:
سال 86 را مقام معظم رهبری سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیدند. بدون تردید شرایط محیطی اعم از داخلی، منطقهای و بینالمللی در این نامگذاری سهم بسزایی دارند. در این راستا آنچه که برای مسئولین، نخبگان، صاحبنظران، و رسانهها مهم است تبیین سخنان مقام معظم رهبری است تا سال 86 را با اتحاد ملی قویتر و انسجام اسلامی مستحکمتر سپری نماییم. مقاله حاضر گامی است در این جهت تا راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه حضرت امام (ره) هرچه بیشتر مورد کنکاش و تبیین قرار گیرد. اینک با هم آن را از نظر میگذرانیم.
">نعیم حمیدی
مقدمه:
سال 86 را مقام معظم رهبری سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیدند. بدون تردید شرایط محیطی اعم از داخلی، منطقهای و بینالمللی در این نامگذاری سهم بسزایی دارند. در این راستا آنچه که برای مسئولین، نخبگان، صاحبنظران، و رسانهها مهم است تبیین سخنان مقام معظم رهبری است تا سال 86 را با اتحاد ملی قویتر و انسجام اسلامی مستحکمتر سپری نماییم. مقاله حاضر گامی است در این جهت تا راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه حضرت امام (ره) هرچه بیشتر مورد کنکاش و تبیین قرار گیرد. اینک با هم آن را از نظر میگذرانیم.
">نعیم حمیدی
مقدمه:
سال 86 را مقام معظم رهبری سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیدند. بدون تردید شرایط محیطی اعم از داخلی، منطقهای و بینالمللی در این نامگذاری سهم بسزایی دارند. در این راستا آنچه که برای مسئولین، نخبگان، صاحبنظران، و رسانهها مهم است تبیین سخنان مقام معظم رهبری است تا سال 86 را با اتحاد ملی قویتر و انسجام اسلامی مستحکمتر سپری نماییم. مقاله حاضر گامی است در این جهت تا راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه حضرت امام (ره) هرچه بیشتر مورد کنکاش و تبیین قرار گیرد. اینک با هم آن را از نظر میگذرانیم.
">نعیم حمیدی
مقدمه:
سال 86 را مقام معظم رهبری سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیدند. بدون تردید شرایط محیطی اعم از داخلی، منطقهای و بینالمللی در این نامگذاری سهم بسزایی دارند. در این راستا آنچه که برای مسئولین، نخبگان، صاحبنظران، و رسانهها مهم است تبیین سخنان مقام معظم رهبری است تا سال 86 را با اتحاد ملی قویتر و انسجام اسلامی مستحکمتر سپری نماییم. مقاله حاضر گامی است در این جهت تا راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه حضرت امام (ره) هرچه بیشتر مورد کنکاش و تبیین قرار گیرد. اینک با هم آن را از نظر میگذرانیم.
براساس دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) ایجاد تحول در جامعه اسلامی و رهاندن آن از واگرایی بدون ترسیم برنامه فراگیر و ریشه دار بر مبنای اصول دینی امکانپذیر نیست. وضعیت فعلی جهان اسلام و نابسامانیهای موجود در آن معلول دلایل گوناگون از جمله عوامل زیر است:
1) انحطاط فکری و تزلزل اعتقادی مسلمانان.
2) سلطه قدرتهای استکباری و رژیمهای استبدادی بر مقدرات ملتها
که همه در راستای فرآیند تغییر هویت امت اسلامی و نیز چپاول ثروتها منابع زیرزمینی آنها حرکت میکنند. رهایی از وضعیت اسفبار کنونی جز در سایه قطع ریشههای انحطاط میسر نیست که این امر نیازمند بسیج گسترده ملتها و حکومتهای اسلامی در چهارچوب یک استراتژی روشن و فراگیر است. جهان اسلام به مثابه مجموعه واحد و برخوردار از دیرینه تاریخی، فرهنگی و سیاسی مشترک، ناگزیر از بازگشت به اصالت تاریخی و فرهنگی میباشد. البته دستیابی به این هدف مستلزم شناسایی مؤلفههای برجسته هویت دینی و ملی و اتکاء به درون است. در اندیشه امام خمینی (ره) گسترش انقلاب فکری ـ فرهنگی باعث شکلگیری باورهای مشترک در سطح عمومی میگردد. این جهش در دو سطح قابل پیشبینی است که در هر دوی آنها نخبگان دینی و ملی نقش راهبردی داشته و مسئولیت پیشاهنگی و هماهنگی را بر دوش خواهند کشید.
از این رهگذر سنگینترین وظیفه در راستای ایجاد انسجام اسلامی و اتحاد ملی متوجه اندیشمندان خواهد بود. یعنی نخبگان پیش از دعوت مردم به انسجام خود باید به این راهبرد دست یافته و تعریف روشنی از الزامات و حوزههای آن را تدوین و به جامعه اسلامی عرضه دارند. بدون تردید اختلاف و افتراق نخبگان در حوزه تعاریف انسجام اسلامی و تصلب و اتکای بیش از حد آنان بر عناصر تمایز، جامعه را در دستیابی به این هدف آرمانی ناکام خواهند ساخت.
سطح اول راهبرد انسجام اسلامی : ایجاد چارچوب فکری و فرهنگی
برای سازماندهی جریان فراگیر رشد و تحول فرهنگی وجود روابط مستحکم ذهنی و معنوی میان سایر اعضای جامعه دینی و هدایت آن به سوی هدف مشخص و واحد، امر بسیار ضروری است.
حرکت به سمت انسجام اسلامی بدون پشتوانه علمی و نظام فکری یکپارچه و خلاق که ارزشها، باورها و هنجارهای یکسانی را تولید کند، امکان ندارد. این نظام اعتقادی و فکری باید برخوردار از دو ویژگی زیر باشد:
الف) تقویت انگیزه مبارزه جویی با استعمار خارجی و استبداد داخلی متکی به دشمن
ب) حفظ همگرایی و انسجام در درون ملتها
البته این دو ویژگی وابسته به وجود یک نظام فکری و ارزشی مبتنی بر اصول و مبانی دینی است.
حضرت امام خمینی (ره) بعنوان یکی از نخبگان برجسته جهان اسلام با درک این مهم بدنبال یافتن آلترناتیو مناسب دینی بود که بتواند از رهگذر آن خلأ فکری موجود در جوامع اسلامی را جبران نماید. ایشان در نجف اشرف نخستین شالوده یک نظام فکریـ سیاسی را پایهگذاری و ایده حکومت اسلامی را بر مبنای فقه سیاسی در حوزه علمیه مطرح کرد. نظام مورد نظر امام خمینی (ره) بر سه پایه و مفهوم اساسی بنا نهاده شده است:
1)اسلام
2)استقلال
3)آزادی
سه مفهوم فوق از عناصر مؤثر نسخه درمان دردهای مزمن و نابسامانیهای جهان اسلام چه در گذشته و چه حال بشمار میآیند. باز تولید و فرآوری این مفاهیم امکان بازسازی هویت غبار گرفته و تخریب شده تمامی ملل اسلامی را فراهم میکند و دریچهای برای انسجام اسلامی و روابط دوستانه میان کشورهای مسلمان خواهد گشود.
به باور امام خمینی(ره) علت چالشها و ریشه آشفتگیها در جهان اسلام، دوری دولتها و ملتهای اسلامی از آموزههای اسلام و واقع شدن مسلمانان از زیر یوغ سلطه قدرتهای استکباری همچون آمریکا و نیز استبداد رژیمهای وابسته داخلی است.
امام یگانه راه برونرفت و رهایی مسلمانان از مشکلات عصر را بازیابی مفاهیم «اسلام»، «استقلال» و «آزادی» میداند. به همین جهت امام از نخبگان دینی و اجتماعی که توانایی بیان تفسیر درست و جامع از متن تعالیم غنی اسلام را داشته و ملتزم به استقلال و آزادی بوده و آزمون خوبی از خود نشان داده اند. میخواهد در راستای مفاهیم سهگانه مذکور گام بردارند.
«علمای اسلام وظیفه دارند از احکام مسلم اسلام دفاع کنند و از استقلال ممالک اسلامی پشتیبانی نمایند، از ستم کاریها و ظلمها اظهار تنفر کنند»1
اسلام در نظام فکری و اندیشه امام خمینی(ره) فضای بسیار پویا، گسترده و فعال دارد اما اسلام ناب و سرزندهای که دین، سیاست و علم را مکمل یکدیگر بداند. امام احیای اسلام ناب محمدی (ص) را بدور از التقاط و تحجر و پیرایههای خرافی و روشنفکری بعنوان راهکار بازیابی عظمت و موتور محرکه جهان اسلام به سمت ترقی و پیشرفت میداند. به اعتقاد، امام خمینی (ره) اسلام ناب محمدی«ص» قادر است حجابها و مرزهای اقلیمی، علایق ملی، منافع فردی و وابستگیهای فکری و فرهنگی را به کنار بنهد و بدون تعلق به فرهنگ، نژاد و زبان ویژهای، «امت» را در کانون واحدی گرد آورد. اسلام ناب دارای قاعده بسیار پایداری در میان لایههای آسیبپذیر و محروم جامعه که تحولات بنیادین را در نظامهای اجتماعی ـ سیاسی مورد حمایت و پشتیبانی قرار میدهند دارد. براساس فرموده حضرت امام خمینی (ره):
«اسلام ناب محمدی (ص) اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام. نابودکننده اسلام رفاه و تجمل و اسلام التقاط و اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بیدرد و در یک کلمه اسلام آمریکایی میباشد»2
از دیدگاه امام (ره) اسلام ناب محمدی که توانایی راهبری فکری دنیای اسلام و بسیج تودهها درعصر مدرنیسم و پست مدرنیسم را داراست. از ویژگیها و شاخصهای ذیل برخوردار است.
1) اسلام وارسته از تعلقات و سلایق شخصی که به همه انسانها بطور یکسان مینگرد.
2) دارای وجه سیاسی و حکومتی بوده که اساسیترین رسالت آن بنای حاکمیت اسلامی و تعهد در خصوص سامان دهی به امور اجتماعی و سیاسی امت اسلامی است.
3) اسلام مبارزه و قیام بر ضد سلطه استکبار و استعمار جهانی در تمامیابعاد آن اعم از اقتصادی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و...
4) دفاع از کرامت و منزلت انسانی و آزادیهای فردی و تلاش در راستای دگرگونی سلطه طاغوتهای زمانه.
5) ایجاد کننده همگرایی و انسجام میان همه مسلمانان در چهارچوب تئوری امت واحده.
6) ارزش نهادن به کار و عنصر تلاش در راستای تامین رفاه عمومی و محرومیتزدایی.
اسلام ناب محمدی در فکر امام (ره) مجموعهای در هم تنیده با ابعاد فکری و عملی است که به شکل گسترده و همه جانبه و برنامهای منسجم با زندگی انسان ارتباط تنگاتنگ دارد. البته این اسلام اگر به درستی و بر مبنای صحیح برای ملتها تبیین و عرضه شود میتواند عزت و عظمت را دوباره به جامعه اسلامی بازگرداند. امروز آنچه بر ملتهای مسلمان میآید ناشی از دوری آنان از اسلام ناب و تمسک به اسلام آمریکایی است که نمونههای زیادی از پیامد چنین رخداد تلخی را میتوان برشمرد:
* اعطای پایگاههای نظامیبه آمریکا برای تصاحب و چپاول منابع حیاتی جهان اسلام.
* ترویج تکفیر و برادرکشی در میان مسلمانان بنام دین و ارائه چهرهای خشن از مذهب.
* خلط مسائل قوی و نژادی با دین و ایجاد خطکشی میان مسلمانان بعنوان عرب و غیرعرب.
* ترویج خرافات و موهومات در راستای شکستن حرمتها و قداستها.
* پذیرش حکومتهای استبدادی و فاسد و تن دادن به ظلم و ستم
* اختلافات و تنشهای قومی و ترویج ناسیونالیسم
* رواج جریان روشنفکری و لیبرالیسم سیاسی، دینی، و اقتصادی در درون و متن جهان اسلام با هدایت دولتهای مستبد داخلی.
نکات فوق تنها گوشهای از نابسامانیهای جهان اسلام است که ناشی از دوری ملتها و دولتها از اسلام ناب محمدی (ص) میباشد.
استقلال: مفهوم محوری دوم در اندیشه و نظام فکری امام خمینی (ره):
استقلال عنصر اساسی بیداری، خودیابی و آزادی ملتهای مسلمان از یوغ سلطه جهانخواران و ابرقدرتها است و در یک کلمه نماد اتحاد ملی و همبستگی جوامع میباشد.
حضرت امام خمینی (ره) بر مبنای آیه شریفه قرآنی «لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»3 اینگونه اندیشه استقلالخواهانه خود را بیان میفرماید:
«خداوند تبارک و تعالی برای هیچ یک از کفار، سلطه بر مسلمین قرار نداده است و نباید مسلمین این سلطه را قبول کنند».4
حضرت امام برای دست یابی ملتهای مسلمان به انسجام و اتحاد و رسیدن به عزت واقعی دو حوزه جداگانه اما به هم پیوسته برای «استقلال» ترسیم میکند.
1) استقلال درونی
2) استقلال خارجی
«استقلال درونی» بازگشت ملتها به هویت راستین خود در سایه ارزشهای دینی و ملی است، فرآیند بازگشت به عقبههای فرهنگی اعم از مفاخر و برتریهای تمدن دیرینه خویشتن همراه با نوعی بیداری، گرایش و عشق به مام میهن و باز تولید فرهنگهای اصیل در ملل اسلامی خواهد بود. هر چقدر نگاه ملتها به گذشته عمیقتر و پایدارتر باشد به همان اندازه انگیزه زدودن فرهنگ مهاجم بیگانه و تحقیرگر نیز در میان ملتها افزایش مییابد. این حرکت باعث برداشتن گامهای عملی برای استقلال خواهی در حوزههای گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... خواهد شد. همانگونه که امروز به برکت انقلاب اسلامی در پرتو شعار راستین استقلالخواهی نظام اسلامی جامعه ما در بسیاری از عرصهها به خودباوری و خوداتکایی رسیده و بهترین مصداق آن نیز دستیابی به انرژی صلح آمیز هستهای میباشد که سبب پریشانی و ناآرامی قدرتهای استکباری شده است.
اما استقلال در حوزه بیرونی یا خارجی به این معنا است وقتی ملتها در پرتو ارزشهای اصیل دینی و ملی به استقلال درونی برسند همزمان نیز به استعمارزدایی و نفی سلطه اجنبیها از مصالح خود و سایر کشورهای اسلامی خواهند پرداخت و از هر ابزاری برای تحقق این هدف و مرحله اساسی از استقلال بهره میجویند. لذا حضرت امام خمینی (ره) در ترسیم چنین رویکردی به مقوله استقلال میفرماید:
«بزرگترین وابستگی ملتهای مستضعف به ابرقدرتها و مستکبرین، وابستگی فکری و درونی است که سایر وابستگیها از آن سرچشمه میگیرد و تا استقلال فکری برای ملتی حاصل نشود استقلال در ابعاد دیگر حاصل نخواهد شد و برای بدست آوردن استقلال فکری و بیرون رفتن از زندان وابستگی، خود و مفاخر و آثار ملی و فرهنگی خود را دریابند.».5
آزادی ـ مفهوم سوم در راهبرد انسجام اسلامی و اتحاد ملی
آزادی از اصول پایدار تحقق نظام دموکراسی و همچنین از عناصر تشکیل اتحاد ملی است، آزادی معمولاً در درون دولتهای سرزمینی قابل طرح و اجراست و مربوط به حوزه امور خارجی و روابط بینالملل نیست.
نظر به اینکه دولتهای اسلامی از جمله پایههای تحقق امت واحد اسلامی هستند باید منبعث از رأی مردم و با مشارکت اراده آنها شکل گیرند تا بتوان با تعمیق و تثبیت ارکان دولتهای اسلامی به امت واحد دست یافت، بدین جهت آزادی مفهوم واقعی و محوری خود را در تحقق انسجام اسلامی از رهگذر اتحاد ملی بروز میدهد.
در بسیاری از کشورها به دلیل فقدان فضای مناسب برای آزادی تعاطی افکار و تنوع اندیشه و عدم احترام به آراء دیگران شاهد شکلگیری استبداد داخلی و سپس استعمار خارجی بودهایم هر چه فضای تنفس فکری در جوامع اسلامی تنگ باشد آهنگ حرکت آنها به سمت دیکتاتوری و استبداد تندتر خواهدشد. وجود آزادی به معنا و شکل واقعی آن نه به مفهوم تباهی و بیبندوباری بویژه در عرصه اندیشه و بیان دردهای مردم از رهگذر رسانههای عمومی شنیداری و دیداری از جمله مؤلفههای پایداری اتحاد ملی و همبستگی خواهدبود.
وجود آزادی و یا مطالبه آن از امور مسلم برانداختن حکومتهای طاغوتی و شکست هیمنهپوشالی قدرتهای جهانی است. حضرت امام خمینی(ره) در این زمینه میفرماید:
«برانداختن طاغوت یعنی قدرتهای ناروایی که در سراسر وطن اسلامی برقرار است وظیفه همه ماست، دستگاههای دولتی جابر و ضد مردم باید جای خود را به مؤسسات خدمات عمومی بدهد و طبق قانون اسلام اداره شود و به تدریج حکومت اسلامی مستقر گردد»6.
سطح دوم راهبرد انسجام اسلامی: پایدارسازی و تعمیم نظام فکری و طراحی باورها و قواعد فراملی
ما زمانی میتوانیم به انسجام اسلامی دست یابیم. که بتوانیم اندیشه اسلام ناب محمدی(ص) را با تمام ویژگیهایش به شکل صحیح و فراگیر در جوامع اسلامی تعمیق و تعمیم ببخشیم.
نظام فکری ـ فرهنگی اسلامی بعد از یافتن جایگاه مناسب در میان تودهها و در عرصه افکار عمومی آنها اعم از لایههای نخبگان، رسانهها، و مراکز تولید تفکر میتواند منجر به تولید باورها و ارزشهای مشترک و فرآوری آنها در قالب همگرایی و انسجام گردد. این مسئله نیازمند تحقق سه پیش زمینه است:
1) جهتگیری واحد فکری و ذهنی در میان عموم جوامع اسلامی (پذیرش اسلام ناب محمدی(ص) به دور از گرایش شخصی و گروهی، موهومات، خرافات و زاییدههای روشنفکری و تحجر)
2) شکلگیری روابط اجتماعی مستحکم (ذیلا به این مورد توجه داده شده است) «رفع فتنه و تفرقهها»
3) منافع اسلامی فراگیر باید بطور روشن تعریف و مرزبندی شود. «تأکید بر نقاط وحدت و یکپارچگی»
(در توضیح بند دوم) در راستای استحکام روابط میان کشورها و ملتها جهت نیل به اتحاد ملی و انسجام اسلامی باید در سطوح ذیل بتوانیم به انسجام و همگرایی برسیم.
الف) انسجام رابطهای: به معنای بالا بودن تراکم روابط دوستی، محبت و حمایت در شبکههای اجتماعی جامعه اسلامی در سطح ملی و فراملی و سازگاری ویژگیها.
ب) انسجام هنجاری: به مفهوم توافق جمعی بر هنجارها و منافع ملی در سطح دولتها ـ ملتها، در حوزههای گوناگون اجتماعی برای رسیدن به تعریف همسان از اتحاد ملی
ج) انسجام انگیزشی: وجود سازگاری میان منابع و فراهمسازی زمینه تعامل افراد جوامع اسلامی در سطح ملی و فراملی مانند پذیرش قرآن قانون اساسی و احساس تعلق به کشور یا امت واحد
د) انسجام عاطفی: به معنای بالا بودن وابستگیهای عاطفی و نیز سازگاری بین عواطف مانند: همنوعان، همسایگان، همکیشان، هویت واحد و غیره در این راستا میتوان عناصر فراوانی را برای انسجام میان مسلمانان و هموطنان یافت. در هر حال برای رسیدن به این مهم و تعمیق و تعلیم باورهای دینی و رسیدن به انسجام پایدار نیازمند تکاپو و فعالیت در دو کانون ذیل میباشیم.
1) گسترش فعالیت و همگرایی عالمان و روشنفکران دینی در میدان عملی
2) گسترش و پایدارسازی کانونهای تبلیغاتی و رسانهای جهان اسلام. (در چهارچوب تعریف واحد از منافع جهان اسلام)
فرآیند گسترش و بسترسازی برای نظام فکری و فرهنگی بعنوان پیشنیاز انسجام اسلامی مستلزم حضور فعال نخبگان دینی و ملی در میدان کارکرد فکری و تبلیغاتی میباشد. نخبگان دینی در عرصه تعمیق فرهنگ و باورهای دینی و نخبگان ملی (روشنفکران دینمدار) در حوزه تعمیق باورهای ملی نقش راهبردی را برعهده دارند. و با توجه به همین جایگاه است که حضرت امام(ره) نخبگان را متوجه مسئولیتهای اجتماعی و تاریخی نموده و آنان را به ایجاد نهضت فرهنگی دعوت میکند و میگوید:
«امروز حوزه قم، حوزه مشهد و حوزههای دیگر موظفند که اسلام را ارائه بدهند و این مکتب را عرضه کنند. مردم اسلام را نمیشناختند شما باید خودتان را، اسلامتان را، نمونههای رهبری و حکومت اسلام را به مردم دنیا معرفی کنید و مخصوصاً به گروه دانشگاهی و طبقه تحصیلکرده»7.
البته نخبگان و عالمان دینی به شرطی میتوانند رسالت بزرگ تاریخی خود را ایفا کنند که:
اولا: ضمن بازگشت به هویت واقعی و اصیل، خود را به منابع فکری و فرهنگی غنی و قابل اعتماد مسلح سازند تا بتوانند با پشتوانه سرمایههای عظیم تمدنی و فرهنگی درونی به تبیین و ترویج اندیشه اسلامی و تعمیق باورهای دینی بپردازند.
ثانیاً: روشنفکران و عالمان دینی باید از حالت رخوت و سستی، بیتفاوتی و بیاعتمادی به خود خارج شوند تا به عنصری تحولساز و تاریخآفرین در راستای ایجاد انسجام اسلامی و اتحاد ملی تبدیل گردند در این باره حضرت امام خمینی(ره) میفرماید:
«وظیفه ما همه مسلمین است، وظیفه علماء اسلام است، وظیفه دانشمندان مسلمین است وظیفه نویسندگان و گویندگان و طبقات مسلمین است... که هشدار بدهند به ممالک اسلامی که ما خودمان فرهنگ غنی داریم، مسلمانان هم باید خودشان را پیدا کنند، یعنی بفهمند که خودشان دارای یک فرهنگ و کشوری هستند»8.
در حوزه کانونهای تبلیغی و فرهنگی حضرت امام خمینی(ره) با تأکید بر استفاده از روشها و نهادهای فرامدرن برای بیان و تبلیغ و باورهای اسلامی در مقابل از میان همه شیوههای سنتی در عرصه باورسازی و تولید اندیشه تریبونهایی را برمیگزینند که علاوه بر داشتن حوزه تأثیر فراگیر و عمیق از سویی کمهزینه نیز میباشند اما آنچه که در این انتخاب مهم بوده. این نهادهای دینی و مذهبی در ذات خود بیانگر و نماد انسجام اسلامی است یعنی در عین کارکرد محتوایی در ظاهر نیز تبلیغکننده همبستگی و اتحاد میباشد. مانند آیینهای نماز جمعه و جماعات و در سطح بینالمللی مناسک حج، ایشان پیرامون برجستگی کانونهای مذکور در زمینه ترسیم انسجام اسلامی و تبلیغ باورهای دینی میفرماید:
«اسلام اینگونه اجتماعات را فراهم کرده تا از آن استفاده دینی بشود، عواطف برادری و همکاری افراد تقویت شود، رشد فکری بیشتری پیدا کنند، برای مشکلات سیاسی و اجتماعی خود راه حلهایی بیابند و به دنبال آن به جهاد و کوشش دسته جمعی بپردازند.»9
حضرت امام (ره) در ادامه میگوید:
«اگر هر روز جمعه مجتمع میشدند و مشکلات عمومی مسلمانان را به یاد میآوردند و رفع میکردند و یا تصمیم به رفع آن میگرفتند کار به اینجا نمیکشید. امروز باید با جدیت این اجتماعات را ترتیب دهیم و از آن برای تبلیغات و تعلیمات استفاده کنیم به این ترتیب نهضت اعتقادی و سیاسی اسلام وسعت پیدا میکند و اوج میگیرد.»10
حضرت امام(ره) با تاکید بر بهرهگیری از اجتماعات موصوف در واقع بر کارکرد دوگانه آنها اصرار دارد
1) کارکرد آموزشی در زمینه باورسازی. تعمیق و تعلیم بینش فکری و فرهنگی
2) نقش اساسی در اجتماع سازی و تمرکز اراده و نیروی انسانی امت اسلامی برای رسیدن به انسجام و همبستگی ملی
جنبش سیاسی و عملی برای انسجام اسلامی
استراتژی و طراحی حضرت امام خمینی(ره) برای رسیدن به انسجام اسلامی متشکل از دو لایه است: لایه اول: همان کارکرد فرهنگی و فکری است که در بخش نخست مقاله به آن پرداخته شد و دومین عنصر، جنبش سیاسی و عملی است.
یقینا دستیابی به انسجام اسلامی بدون وجود یک قاعده سیاسی و شکلگیری زیرساختهای نظام سیاسی سرزمینی یا فرااقلیمی امکان پذیر نیست. و امکان عینیت یافتن را ندارد.
نقش دولتها و حکومتها در راهبرد انسجام و اتحاد
حضرت امام(ره) اولین رسالت را در این زمینه متوجه دولتها میسازد و بدون در نظر گرفتن مرزهای جغرافیایی خواهان حرکت دولتها به سوی منافع و رویکرد واحد برای ارزیابی هویت ملی و دینی و قطع ریشههای وابستگی، واگرایی و استعمار میشود.
ایشان میگویند: «ما حرفمان این است که دولتها بیایند قبل از اینکه خود ملتها قیام بکنند، خود دولتها بیایند خاضع بشوند، با هم دوست بشوند، با هم یک جلسهای درست کنند، همه رئیسجمهورها بنشینند، پیش هم و حل کنند مسائل شان را هر کس سر جای خودش باشد، لکن در مصالح کلی اسلامی، در آن چیزی که همه هجوم آوردهاند به اسلام در او با هم اجتماع کنند، جلوشان را بگیرند و آسان هم هست.»11
در این راستا حضرت امام (ره) حتی از برخی رفتارهای نابخردانه، غیراسلامی و نیز وابستگی بعضی حکومتهای کشورهای اسلامی چشم پوشی میکند و خطاب به همه سران اسلامی میفرماید:
«ما میل داریم که با همه کشورهای اسلامی برادر باشیم، همهی حکومتها در عین حال که اعوجاج دارند برگردند، و با ما دست اخوت بدهند، ما صلاح همه را میخواهیم.» 12
نقش ملتها و ارادهی آنان در راهبرد انسجام اسلامی
حضرت امام خمینی(ره) وقتی سران دولتهای اسلامی را در اتخاذ استراتژی وحدت طلبانه و دیپلماسی انسجام ناکارآمد و نااهل یافتند شیوه دعوت به انسجام را به روند «حرکت از پایین به بالا» تغییر دادند و این بار ملتها را مورد خطاب خویش قرار میدهند و میفرمایند:
«ملتها خودشان باید در فکر اسلام باشند، مایوسیم ما از سران اکثر قریب به اتفاق مسلمین، لکن ملتها خودشان باید به فکر باشند و از آنها مایوس نیستیم.»13
حضرت امام خمینی(ره) از آغاز مبارزات همواره بر عنصر مردم به عنوان عامل اساسی پیشبرد جریانهای سیاسی جهان اسلام تاکید داشته و عموما خطابهای ایشان متوجه ملتها بود.
فعال سازی ملتها و مشارکت دادن آنها در فرایند سیاسی برای وصول به انسجام اسلامی و اتحاد ملی در درون، بدون وجود نهادهای مدنی و کانونهای تجمع امکان پذیر نیست، لذا باید کانونهای مدنی با کار ساخت ویژه سیاسی جهت دستیابی به انسجام طراحی و تدوین گردد. حضرت امام به عنوان رهبری الهی، حکیم و متکی به پشتوانهی غنی علمی و آگاهی داشتن به رهآوردها و نوآوریهای سیاسی روز، برای سازماندهی تودهها در دو سطح جهانی و اسلامی دو نهاد اساسی را پیشنهاد میکنند.
الف) تشکیل و رااندازی حزب مستضعفین
در جهت ایجاد بیداری و مقابله با اشکال گوناگون استعمار، حفظ کرامت انسانها، جلوگیری از فربه شدن قدرت سلطه استکباری و کور کردن چشم طمع و آز چپاولگران و پایان دادن به نابسامانیهای جهان اسلام. ایشان در این خصوص میفرماید:
«من امیدوارم که یک حزب به اسم حزب مستضعفین در تمام دنیا به وجود بیاید و همه مستضعفین با هم در این حزب شرکت کنند و مشکلاتی که سر راه مستضعفین است از میان بردارند و قیام در مقابل مستکبرین و چپاولگران شرق و غرب کنند و دیگر اجازه ندهند که مستکبرین بر مستضعفین عالم ظلم کنند.» 14
جای دیگر ایشان میفرماید:
«هر مسالهای در هر جا و هر ملتی پیش آید به وسیله همین حزب مستضعفین رفع بشود» 15
ب) تشکیل و راهاندازی جنبش حزبالله
این جنبش برای:
1) پر کردن خلأ ناشی از عدم کارآیی حکومتها و بیتفاوتی آنها نسبت به انسجام و اتحاد اسلامی 2) مبارزه با رژیمهای استبدادی و وابسته حاکم در کشورهای اسلامی
3) نهاد سیاسی مشروع در راستای سازماندهی مسلمانان.
4) کانون پرورش اندیشه اسلام ناب محمدی (ص) در دو جهت فکری و عملی
5) هدایت جریان بیداری اسلامی از رهگذر فعالیتهای علمی و محاسبه شده
جریان حزبالله با الهام از اندیشه امام بعنوان نهاد درونی در حال ظهور و بازیابی خود در میان لایههای جامعه دینی و با نامها و عناوین گوناگون است که میتوان به شکلگیری هستههای این حزب در کشورهای اسلامی اشاره کرد. حزبالله در عرصه فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی ـ گام بلندی در راستای فعالسازی و انسجام تلاشهای عملی تمامی آزادی خواهان مسلمان برای رسیدن به همبستگی واقعی است.
جریان حزبالله بویژه پس از جنگ 33 روزه لبنان در تمام کانونهای مبارزات سیاسی جهان اسلام به محور اساسی جنبش و فعالیت مجاهدان تبدیل شده و میتوان این واقعیت عینی را در رفتار، گرایش و باور بسیاری از مسلمانان به نظاره نشست. جریان حزبالله (یا همان جنبش نهضت جهانی اسلام) هم اکنون بر اساس بینش ژرف امام مبارزات خود را در دو فاز متمرکز نموده است.
1) مبارزات سیاسی و اجتماعی (در قالب جریانات رسانهای، حزبی، مشارکتهای سیاسی و فعالیت اجتماعی.
2) مبارزات مسلحانه و نظامی در راستای مقابله با استعمار و اشغال خارجی همانند مقاومت حزبالله لبنان و جنبشهای جهاد اسلامی حماس و فتح فلسطین و مقاومت مشروع در برابر اشغالگران آمریکایی در عراق. متأسفانه برخی از نهادهای تأثیرگذار جهان اسلام در برابر این وقایع و نسلکشی نظام دیکتاتوری یمن با حمایت مالی و فکری وهابیت (امارات و عربستان) سکوت اختیار کردهاند.
حضرت امام در میان رسالت مبارزاتی حزبالله در فاز نظامیاز مسلمانان میخواهد در این زمینه به تجربه تاریخی جمهوری اسلامی و مقدمات شکلگیری آن توجه نمایند. و میفرماید:
«و اما به ملتهای اسلامی توصیه میکنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومتهای جابر خود را در صورتی که به خواست ملتها که خواست ملت ایران است فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید که مایه بدبختی مسلمانان حکومتهای وابسته به شرق و غرب میباشند». 16
از دیدگاه امام (ره) مبارزات باید در جهت اصلاح نظامهای سیاسی و تسهیل وصول به انسجام اسلامی و پایان دادن به دخالت قدرتهای استکباری در مقدرات مسلمانان و نفی استبداد در راستای دست یابی به استقلال و آزادی بعنوان مقدمات اتحاد ملی باشد.
حضرت امام وظیفه و رسالت حزبالله و ملت را در مسیر رسیدن به انسجام بسیار دشوار دانسته و خواهان الگو پذیری آنان، از سیره پیامبران و گذشتگان دعوت و سفارش میکند و میفرماید:
«سیره انبیاء بر این معنی بوده است، سیره بزرگان بر این معنی بوده است که معارضه میکردند با طاغوت ولو اینکه زمین بخورند ولو این که کشته بشوند و یا کشتهها بدهند، ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره کند و توی دهنش بزند»17.