تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۳۲۶۸۲

آمریکا در حرکتی جدید و در راستای حمایت از رژیم غاصب صهیونیستی، بودجه خود در شورای حقوق‌بشر را تعدیل نموده است.

در این زمینه، فشارهایی بر کنگره آمریکا وارد می‌شود تا این نهاد قانونگذاری 25 درصد از بودجه آمریکا در شورای حقوق‌بشر سازمان ملل متحد را کاهش دهد.

دلیل اصلی برای این رفتار، فعالیتهای ضدصهیونیستی شورای حقوق‌بشر سازمان ملل متحد است و در بیانیه ای که در همین رابطه منتشر شده، آمده است: «شورای حقوق‌بشر سازمان ملل متحد توسط افراد سوءاستفاده کننده احاطه شده و عملکرد این شورا سبب ترس اسرائیل گشته است.»

شایان ذکر است، 15 شهریور ماه جاری سازمان دیده‌بان حقوق‌بشر با انتشار گزارشی اعلام کرد، رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه سال گذشته علیه حزب‌ا... لبنان، مسؤول تلفات غیرنظامیان لبنانی به دلیل گلوله باران مناطق مسکونی بوده است و ادعاهای این رژیم درباره حزب‌ا... در این زمینه پایه و اساسی ندارد.

کشورهای صاحب قدرت هنگامی ‌که رفتار رقبا و یا دیگر بازیگران عرصه سیاسی را بر اساس داده‌‌های منافع ملی خود ارزیابی نمی‌کنند، تلاش می‌نمایند تا از طریق مکانیسم به ظاهر حقوقی، آنان را به کرنش در مقابل خواسته‌‌های خود وادار نمایند.

سازمان حقوق‌بشر از بدو تاسیس تاکنون، با وجود ارایه گزارشهای متعدد همسو با نگرشهای داعیه داران اداره جهان، از سوی کشورهای مذکور نه تنها تهدیدی احساس ننموده، بلکه مدام زیر چتر حمایتی آنان بوده است؛ ولی گزارش اخیر این سازمان به دلیل رعایت نکردن قاعده بازی و ورود به حوزه استحفاظی غرب و بر ملا کردن واقعیات جنگ 33 روزه، ایالات متحده را بر آن داشت با تهدید کاهش کمکهای این کشور به شورای حقوق‌بشر، مسیر فعالیتهای این مجموعه حقوقی را منحرف نماید.

حرکت اخیر این کشور نشان داد ایالات متحده آمریکا جایگاه حقوق‌بشر را نه تنها به عنوان یک ساختار حقوقی و قانونی به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه از آن استفاده ابزاری می‌کند.

عملکرد واشنگتن در خصوص زندانیان گوانتانامو و ابوغریب تأییدی بر مدعای فوق می‌باشد. شکنجه زندانیان گوانتانامو و بدرفتاری با آنان نشان می‌دهد آمریکا قوانین بین‌المللی را نقض نموده است، چنانکه هیچ دولتی نمی‌تواند این حقیقت را نادیده بگیرد. به سخن دیگر، شکنجه گاه گوانتانامو سند رسوایی یکی از مدافعان حقوق‌بشر و دموکراسی در جهان است. زندان ابوغریب و انعکاس گسترده برخوردهای غیرانسانی با افراد بی‌گناه و مظنون، حیثیت مقامهای واشنگتن را چنان مخدوش نمود که برای فرار از فشار اعتراضهای افکارعمومی، به ظاهر یکی از نیروهای عادی خود را مسؤول حوادث به وجود آمده در عراق معرفی کردند تا از این طریق بتوانند موج انتقادها را مهار و افکار ملتهب را تعدیل کنند.

اکنون بر همگان آشکار است که تهاجمهای گسترده اسرائیل به لبنان در تابستان گذشته و ویرانگریهای بسیار وسیع در این کشور، از دید هیچ ناظری پنهان نمانده است. این در حالی است که سردمداران آمریکا با چشم‌پوشی از واقعیتها، گزارش شورای حقوق‌بشر را نادرست ارزیابی ‌‌‌کرده‌اند. اگر این گزارش حزب‌ا... را مسؤول ویرانیهای ناشی از جنگ 33 روزه معرفی می‌نمود، مسلماً انتقادی به انتشار آن مطرح نمی‌شد. نکته دیگری که در این موضعگیری می‌توان در آن تأمل نمود، این است که قلمرو آمریکا تا کجا و تا چه زمانی در اشغال صهیونیستها خواهد بود.

حاکمان کاخ سفید ثابت نمودند که دولتمردان این کشور در گروگان اقلیت زرسالار صهیونیستی هستند و نه تنها در تصمیم گیریها نقش فعالی ندارند، بلکه با موضعگیری اخیر نشان دادند در حد کارگزار و عمله، تنزل نقش داده و بر اساس خواسته‌‌های یهودیان حرکت می‌کنند.

در شرایطی که پس از پایان جنگ 33 روزه تقریباً همه فعالان سیاسی و تحلیلگران، حزب‌الله را پیروز میدان قلمداد نمودند، جرج بوش، شکست اسرائیل را نپذیرفت. در واقع، افراد اندک ولی متنفذ و متمول نه تنها جامعه اطلاعاتی و رسانه‌ای آمریکا را در تسخیر سرمایه‌‌های خویش درآورده‌اند، بلکه کنگره این کشور را نیز به سرزمین اشغالی یهود مبدل نموده‌اند، به گونه‌ای که 120 نماینده حاضر در کنگره ایالات متحده صهیونیست هستند! همین آمار، بر حمایتهای بی‌چون و چرای دولتمردان کشور مذکور از اقلیت تأثیرگذار دلالت دارد.

خروجی دیگر اتخاذ چنین تصمیمی ‌این است که مجموعه غرب هرگاه با مواضع مغایر با ایده‌‌های حاکم بر فضای معرفتی‌شان روبه‌رو شوند، حتی ساختارها و نهادهای خودساخته بین‌المللی را نیز تحقیر نموده و فرصت هرگونه تصمیم‌گیری مستقل را از آنان سلب می‌کند.

اکنون که بخشی از سازمان ملل با جهت‌گیری مستقل بر یکی از واقعیتهای موجود صحه گذاشته است، دولتمردان کاخ سفید نتوانستند این مشی مستقل را تحمل کنند و این شورا را با ابزار مالی تهدید نموده و اتهام افراد سوءاستفاده کننده را به اشخاص سازمان مذکور وارد ساختند.

مقوله حقوق‌ بشر در فرایند عملیات روانی می‌تواند به عنوان محوری مؤثر مورد استفاده قرار گیرد. امروزه، شاهد پیگیری این روند از سوی غرب در تعامل با دیگر کشورها هستیم. در واقع، در چنین فرایندی قربانی نگاه متأثر از نظام ارزشی غرب، کشورهای مستقل می‌باشند.

در گزارش انتشار یافته از سوی شورای حقوق‌بشر، به نظر می‌رسد این فرصت همیشگی اکنون از صاحبان قدرت سلب شده و در این شرایط نمی‌توانند دولتهای مستقل را با ابزار نقض حقوق‌بشر، قربانی همنوایی شرکای سیاسی خود نمایند.

بدین ترتیب، اقتضای جهت گیری اردوگاه غربی بویژه آمریکا با برونداد فعلی این شورا در هرسطحی دور از انتظار نیست. کاهش بودجه سازمان مذکور از سوی این کشور، در واقع، ارسال پالسهای مخالفت با رویه شورای حقوق‌بشر است تا از این رهگذر با زیاده‌خواهیهای غیرمعقول، این سازمان حقوقی را به مسیر جاده غرب برگرداند.

بدیهی است که استیلای سالهای مدید جبهه استکباری بر سازمانهای بین‌المللی، اثرگذار نبودن آنها را بر فرایندهای سیاسی و بین‌المللی غیرقابل تحمل نماید و برای جبران خلاء حضور مؤثر، از هر ابزار نامشروعی برای تحقق مطالبات نامعقولشان دریغ نورزند. بدون تردید، افشا شدن چنین جهت‌گیریهایی، بیش از پیش چهره کریه منفعت طلبانی را برملا می‌نماید که با ظاهری موجه، مطامع و منافع خود را تعقیب می‌کنند.