حسین حسینآبادی
در طول تاریخ معاصر ایران طی یک قرن گذشته در هفت مقطع حساس و سرنوشتساز تاریخی، جامعه ایران شاهد ظهور پدیده جدیدی به نام اصلاحات غربی در چارچوب دموکراسی و فضای باز سیاسی در صحنه حیات سیاسی ـ اجتماعی خود بوده است. دکترین اصلاحات غربی و فضای باز سیاسی به مثابه یک استراتژی کارآمد در مقاطع حساس زیر به مرحله اجرا درآمده است:
1) صدر مشروطیت 2) پس از کودتای سید ضیاء در سال 1299 تا استقرار پایههای حکومت رضاخان 4) طی سالهای 1339 همزمان با روی کارآمدن جان اف کندی در آمریکا تا 15 خرداد 42 5) در جریان پیروزی انقلاب اسلامیاز اواخر 1355 تا 1357 به منظور حفظ رژیم شاه 6) از سال 58 الی 60 با هدف ممانعت از استقرار و تثبیت جمهوری اسلامی ایران 7) پس از انتخابات ریاستجمهوری در دوم خرداد سال. 76 استراتژی اصلاحات غربی مبتنی بر فضای باز سیاسی طی هفت دوره فوقالذکر یا مستقیما توسط استعمارگران خارجی و ایادی مستبد داخلی آنها به مرحله اجرا درآمد یا ابتدا توسط روشنفکران غرب زده آغاز گشت و سپس توسط عوامل سلطهگر برای تحقق اهداف استراتژی قدرتهای استعماری هدایت شده است. سرکوب جنبشهای مردمی، حذف فیزیکی مبارزان از صحنه سیاسی، استعاله نهضتهای مردمیو اسلامی و تثبیت حاکمیت آمریکا و انگلیس در ایران بوده است.
دکترین اصلاحات در راستای دموکراتیزاسیون و مدرنیته به عنوان یک استراتژی کارآمد همواره به مثابه یک اهرم قوی علاوه بر منحرف ساختن جنبشها و نهضتهای اسلامی ـ مردمی از مسیر اصلی معمولا سر آغاز تحولات مهم سیاسی در جامعه ایران بوده است و غالبا آثار و تبلیغات بسیار زیان باری را به سود استکبار جهانی بر جامعه ایران تحمیل نموده است. با پیروزی جان اف کندی در انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده، اجرای دکترین وی تحت عنوان اتحاد برای پیشرفت در دستور کاخ سفید قرار گرفت. براساس این دکترین کاخ سفید در حوزه سیاست خارجی برنامهای را اتخاذ کرد تا به اصلاحات مسالمت آمیز از بالا به منظور متوقف کردن انقلاب خشونت بار از پایین در کشورهای وابسته جهان سوم بپردازد. حزب دموکرات آمریکا و کندی بر این عقیده بودند که به منظور ممانعت از فروپاشی رژیمهای متحد آمریکا نظیر رژیم پهلوی، میبایستی به اصلاحات سیاسی ـ اجتماعی و اقتصادی دست زد.
این اصلاحات میبایستی توسط دولتمردان تراز اول رژیمهای متحد آمریکا در اشکال ایجاد فضای باز سیاسی دادن آزادیهای اجتماعی مطبوعاتی و رعایت حقوق بشر توام با اصلاحات اقتصادی صورت گیرد. دکترین کندی درصدد بود رژیمهای ناتوان و غیر محبوب آمریکایی لاتین و خاورمیانه را در شرایطی قرار دهد تا با اعلام اصلاحات سیاسی اقتصادی و اجتماعی تحت لوای فضای باز سیاسی و اصلاحات اقتصادی ـ اجتماعی چهار نتیجه سیاسی به دنبال داشت. 1) حفظ رژیم شاه و مقابله با تغییر ساختار سیاسی به سود ملت ایران 2) افزایش نفوذ و سلطه آمریکا بر ایران 3) سرکوب مبارزین با کشتار بیرحمانه و وحشیانه مردم در 15 خرداد 1342 4) تصویب طرح اسارت بار و ذلتآور کاپیتولاسیون. دولت کندی از اهرم اصلاحات و فضای باز سیاسی برای تحقق اهداف فوقالذکر و برای تداوم رژیم منفور شاه استفاده نمود.
این استراتژی یک بار دیگر در اواخر سال 1355 همزمان با اوجگیری مبارزات مردم علیه رژیم منفور شاه و قدرتهای سلطهگر خارجی پایدار گشت و هدف آن بیشتر مبتنی بر استراتژی کندی در سال 1339 به منظور انحراف مبارزات مردم و حفظ رژیم شاه بود. خطمشی اصلاحات غربی و فضای باز سیاسی برای اولین بار در طول تاریخ معاصر ایران در این مقطع زمانی به دست امام (ره) و هوشیاری ملت مسلمانایران عقیم ماند و عملا شکست خورد و این بار اولین تجربه ناموفق دکترین فضای باز سیاسی در ایران بود. پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران علاوه بر اینکه دست استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل را از حاکمیت سیاسی ـ اقتصادی و نظامی ایران کوتاه ساخت معادلات و محاسبات سیاسی منطقه را نیز فرو ریخت.
برای اساس قدرتهای سلطه گر جهانی بویژه آمریکا تمام امکانات خود را مصروف مقابله با تثبیت جمهوری اسلامی ایران و منحرف ساختن انقلاب اسلامی از مسیر اصلی خود نموند. یکی از مهمترین ابزار غرب برای تحقق این اهداف استفاده مجدد از استراتژی اصلاحات غربی و دکترین فضای باز سیاسی بود. از 26 دی ماه سال 57 تا اول مهر سال 59 هر دو به ترتیب مصادف با فرار شاه از ایران و حمله نظامی رژیم بعث به ایران بود این استراتژی با هدایت مستقیم عوامل غرب و صهیونیسم به مرحله اجرا درآمد. رسانههای وابسته به قدرتهای سلطه گر جهانی و بسیاری از احزاب، سازمانها و گروههای داخلی و نشریات آنها اساس خط مشی خود را بر تضعیف ازشهای اسلامی، تخریب چهرههای رهبران انقلاب، اختلاف در میان روحانیت، ترور شخصیت عناصر موثر انقلاب، رشد تفکرات لیبرالیستی و... استوار کرده بودند. اما رهبریهای هوشمندانه حضرت امام (ره) و هوشیاری ملت زمینههای موفقیت این این طرح در کشور از بین رفت. بار دیگر طرح دکترین شکستخورده اصلاحات غربی و فضای باز سیاسی پس از انتخابات دوم خرداد سال 76 به اجرا گذاشته شد و مجددا حول محور دموکراتیزاسیون و مدرنیته پس از 16 سال مجددا پا به عرصه سیاسی ایران نهاد. تفاوت اصلی استراتژی پافشاری بر اصلاحات آمریکایی در این مقطع زمانی با دوره قبلی آن در سال 57 تا 59 مبتنی بر همسویی برخی از نیروهای جبهه خودی با آن میباشد البته باید حساب آزادی و آزادیخواهی مبتنی بر ضوابط اسلام و انقلاب را از دکترین اصلاحات غربی و فضای باز سیاسی جدا کرد.
غرب در این دوره نیز بر اثر رهبریهای خردمندانه رهبری معظم انقلاب بار دیگر طعم شکست را چشید و مجریان استراتژی فضای باز سیاسی و توطئه اصلاحات آمریکایی توسط مردم از صحنه طرد شدند.
دکترین استراتژی اصلاحات غربی در شرایط کنونی نیز متناسب با استراتژی غرب علیه انقلاب ـ ارزشهای اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران به صحنه سیاسی ایران وارد میشود که عدم شناخت صحیح از این پدیده و ابزارهای پیچیده آن و عدم مقابله جدی و موثر توام با هوشیاری و هوشمندی با اهداف و ایادی آن خطرات عظیم و زیانهای جبرانناپذیری را متوجه امنیت ملی ایران خواهد کرد و مستقیما منافع ملی ـ ارزشهای حیاتی و توان ملی کشور را با مخاطرات پیچیده روبرو خواهد کرد، همچنانکه در طول تاریخ معاصر ایران هرگاه حرکتهای مردمی با نضج و نمو عینی و ملموس خود منافع قدرتهای سلطهگر و رژیمهای دیکتاتور داخلی را به مخاطره انداخت استراتژی اصلاحات غربی به عنوان یک اهرم کارساز به صحنه آمد و فضای باز سیاسی را به سود استکبار جهانی تغیر داد. بنابراین توجه به این پدیده و چگونگی اعمال آن در گذشته و سازوکارهای فعلی آن بسیار حائز اهمیت است.