معصومه ستوده
مقدمه:
ایستادگی تنها راه تحقق مطالبات جنبش اصلاحات است اما متاسفانه سران نهضت اصلاحات بر اصول خود پافشاری و استراتژی واحدی اتخاذ نمیکنند. هر چند این پافشاری منجر به عدم شرکت شود باید آن را پیشه کرد. به هر حال کوتاه آمدن در برابر اقدامات نهادهای فراقانونی عدول از اصول اولیه است...ناصر قوامی رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم با تاکید بر اینکه هرگز نباید صلاحیت را گدایی کرد تاکید کرد که باید بر اصول اولیه اصلاحطلبی و رعایت قانون پافشاری کرد هر چند منجر به واگذاری قدرت شود. متن این گفتوگو را به تفصیل میخوانید.
">معصومه ستوده
مقدمه:
ایستادگی تنها راه تحقق مطالبات جنبش اصلاحات است اما متاسفانه سران نهضت اصلاحات بر اصول خود پافشاری و استراتژی واحدی اتخاذ نمیکنند. هر چند این پافشاری منجر به عدم شرکت شود باید آن را پیشه کرد. به هر حال کوتاه آمدن در برابر اقدامات نهادهای فراقانونی عدول از اصول اولیه است...ناصر قوامی رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم با تاکید بر اینکه هرگز نباید صلاحیت را گدایی کرد تاکید کرد که باید بر اصول اولیه اصلاحطلبی و رعایت قانون پافشاری کرد هر چند منجر به واگذاری قدرت شود. متن این گفتوگو را به تفصیل میخوانید.
">معصومه ستوده
مقدمه:
ایستادگی تنها راه تحقق مطالبات جنبش اصلاحات است اما متاسفانه سران نهضت اصلاحات بر اصول خود پافشاری و استراتژی واحدی اتخاذ نمیکنند. هر چند این پافشاری منجر به عدم شرکت شود باید آن را پیشه کرد. به هر حال کوتاه آمدن در برابر اقدامات نهادهای فراقانونی عدول از اصول اولیه است...ناصر قوامی رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم با تاکید بر اینکه هرگز نباید صلاحیت را گدایی کرد تاکید کرد که باید بر اصول اولیه اصلاحطلبی و رعایت قانون پافشاری کرد هر چند منجر به واگذاری قدرت شود. متن این گفتوگو را به تفصیل میخوانید.
">معصومه ستوده
مقدمه:
ایستادگی تنها راه تحقق مطالبات جنبش اصلاحات است اما متاسفانه سران نهضت اصلاحات بر اصول خود پافشاری و استراتژی واحدی اتخاذ نمیکنند. هر چند این پافشاری منجر به عدم شرکت شود باید آن را پیشه کرد. به هر حال کوتاه آمدن در برابر اقدامات نهادهای فراقانونی عدول از اصول اولیه است...ناصر قوامی رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم با تاکید بر اینکه هرگز نباید صلاحیت را گدایی کرد تاکید کرد که باید بر اصول اولیه اصلاحطلبی و رعایت قانون پافشاری کرد هر چند منجر به واگذاری قدرت شود. متن این گفتوگو را به تفصیل میخوانید.
">معصومه ستوده
مقدمه:
ایستادگی تنها راه تحقق مطالبات جنبش اصلاحات است اما متاسفانه سران نهضت اصلاحات بر اصول خود پافشاری و استراتژی واحدی اتخاذ نمیکنند. هر چند این پافشاری منجر به عدم شرکت شود باید آن را پیشه کرد. به هر حال کوتاه آمدن در برابر اقدامات نهادهای فراقانونی عدول از اصول اولیه است...ناصر قوامی رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم با تاکید بر اینکه هرگز نباید صلاحیت را گدایی کرد تاکید کرد که باید بر اصول اولیه اصلاحطلبی و رعایت قانون پافشاری کرد هر چند منجر به واگذاری قدرت شود. متن این گفتوگو را به تفصیل میخوانید.
">معصومه ستوده
مقدمه:
ایستادگی تنها راه تحقق مطالبات جنبش اصلاحات است اما متاسفانه سران نهضت اصلاحات بر اصول خود پافشاری و استراتژی واحدی اتخاذ نمیکنند. هر چند این پافشاری منجر به عدم شرکت شود باید آن را پیشه کرد. به هر حال کوتاه آمدن در برابر اقدامات نهادهای فراقانونی عدول از اصول اولیه است...ناصر قوامی رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم با تاکید بر اینکه هرگز نباید صلاحیت را گدایی کرد تاکید کرد که باید بر اصول اولیه اصلاحطلبی و رعایت قانون پافشاری کرد هر چند منجر به واگذاری قدرت شود. متن این گفتوگو را به تفصیل میخوانید.
">معصومه ستوده
مقدمه:
ایستادگی تنها راه تحقق مطالبات جنبش اصلاحات است اما متاسفانه سران نهضت اصلاحات بر اصول خود پافشاری و استراتژی واحدی اتخاذ نمیکنند. هر چند این پافشاری منجر به عدم شرکت شود باید آن را پیشه کرد. به هر حال کوتاه آمدن در برابر اقدامات نهادهای فراقانونی عدول از اصول اولیه است...ناصر قوامی رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم با تاکید بر اینکه هرگز نباید صلاحیت را گدایی کرد تاکید کرد که باید بر اصول اولیه اصلاحطلبی و رعایت قانون پافشاری کرد هر چند منجر به واگذاری قدرت شود. متن این گفتوگو را به تفصیل میخوانید.
*شما پس از انتخابات مجلس هفتم نسبت به برگزاری چنین انتخاباتی هشدار دادید و آن را یک نقطه آغاز تلقی کردید. باز هم بر این مساله تاکید میکنید؟
**اصلاحطلبان در مجلس ششم بین دانشگاهیان و دانشجویان و روشنفکرانی با انتظارات فزاینده قرار گرفته بودند و از سوی دیگر عدهیی بر آنها نهیب میزدند که شما تند میروید و باید کندتر حرکت کنید. به هر حال اصلاحطلبان بین این دو جمع متضاد قرار گرفته بودند و جمع این دو امکانپذیر نبود. به طور مثال در مساله تحصن عدهیی فشار میآوردند که چرا الان تحصن کردید و الان کار از کار گذشته است. اما همان زمان ما تاکید کردیم که الان تازه اول کار است و آخر کار محسوب نمیشود. چنانچه اول کار نیز بود و با همین شیوه توانستند مجلس و دولت را بگیرند و چنین بساطی را برای کشور مهیا کنند و البته از طرف دیگر فشار وارد میشد که دارید تند میروید و نباید تحصن کنید.
*شما به این مساله اشاره کردید که انتخابات مجلس هفتم یک نقطه شروع بود که به تبع آن دولت نیز در اختیار جناح رقیب قرار گرفت اما همگان میدانند شیوهیی که شما و همکارانتان در مجلس ششم اتخاذ کردید و تحصن کردید عملاً نتوانست مشکلی را از سر راه بردارد و انتخاباتی با همان شیوه برگزار شد. در این مورد نظر شما چیست و اصولاً چطور میتوان راهکاری برای برون رفت از این مساله یافت؟
**متاسفانه رهبران اصلاحات یک استراتژی واحد ندارند و مقاومت هم نمیکنند. اصولاً خوب حرف میزنند اما هرگز مقاومت نمیکنند و این مشکلی است که به طور جدی دیده میشود که فاقد برنامه منسجم و حساب شدهیی هستند به گونهیی که هر کسی که در انتخابات توسط شورای نگهبان تایید نشود فرد دیگری توسط اصلاحطلبان جایگزین آنها میشود. در حالی که باید پرسید مگر در یک شهر یا استان چند نفر یافت میشوند که دارای وجهه خوبی بین مردم هستند. آنها خود نیز میدانند که حمایت از افراد غیرمشهور و غیرسرشناس اصلاً به صلاح نیست زیرا هرگز نمیتوان به زور از مردم رای گرفت. به هر حال با این رویه نمیتوان انتخابات را برگزار کرد و این موضوع مستلزم اتخاذ یک سری مواضع جدی و شفاف از سوی اصلاحطلبان است در حالی که شورای نگهبان هرگز حاضر نیست از حضور اصلاحطلبان در هیات نظارت بهره بگیرد. به هر حال این روند درست نیست و سران اصلاح طلب باید با ایستادگی تکلیف خود را روشن کنند
*یعنی برای حضور در هیاتهای اجرایی و هیاتهای نظارت درخواست بدهند؟
**اصلاحطلبان باید علاوه بر این کار به شورای نگهبان بگویند اگر این نهادها بی طرف هستند چرا به این صورت برخورد میکنند و اگر بیطرف نیستند چگونه میخواهند انتخابات سالم برگزار کنند چون اصلاحطلبان میخواهند در داخل ساختار موجود فعالیت کنند.
*اما چنین شیوهیی که هرگز مورد پذیرش قرار نمیگیرد.
*اصلاحطلبان باید با حضور حقوقدانهای بیطرف و شورای نگهبان این معضل را حل کنند. اگر این افراد مشمول ردصلاحیت هستند باید ردصلاحیت شوند به هر حال اصلاحطلبان باید لیستی را تهیه کنند و شورای نگهبان افرادی که قرار است ردصلاحیت شوند را اعلام کنند و آن لیست با حضور حقوقدانها مورد بررسی قرار گیرد. حتی در این مقطع زمانی نیز زمان برای انجام این کار از بین نرفته است.
*اما مهم شورای نگهبان است که تن به چنین کاری نمیدهد.
**افرادی که سران احزاب هستند باید ایستادگی و تصریح کنند جبهه اصلاحات که شامل 18 حزب است خود میتواند صلاحیت اخلاقی کاندیداها را تعیین کند چون اگر فردی صلاحیت اخلاقی نداشته باشد کل جبهه اصلاحات زیر سوال میرود. چه لزومیدارد که شما بخواهید صلاحیت اخلاقی کاندیداها را مورد بررسی قرار دهید. تازه اگر شما ادعایی نیز دارید باید دلایل محکمهپسند برای ادعای خود ارائه کنید.
*اما چنین پیشنهادهایی بسیار آرمانگرایانه است و به هیچ وجه عملیاتی نیست.
**نتیجه پیشنهادهای دیگر همان انتخابات مجلس هفتم بود که برگزار شد.
*یعنی تکرار مجلس هفتم؟
**بله انتخاباتی مثل انتخابات مجلس هفتم برگزار میشود اما اگر آقایان بر سر مواضع خود پافشاری کنند و بایستند به خصوص آقای هاشمی که تاکید بر اصلاحطلب بودن خود دارد باید در این مقطع از حقوق اساسی مردم دفاع کند و جلوی این اقدامات را بگیرد.
*اما چنین رویکردی نیازمند یک حرکت بطئی و تدریجی است و بعید است با رویکردهای ساختارشکنانه به سرانجام برسد.
**اما اگر به شیوهیی دیگر اقدام شود و به این صورت رفتار نشود در نتیجه کار تغییری حاصل نمیشود.
*شاید بخواهند شیوهیی مثل معرفی کاندیداها را در پیش بگیرند که امکان تایید صلاحیت آنها هست و همان تقسیم بندی که در مورد اصلاحطلبان معتدل و تندرو وجود دارد را اجرایی کنند؟
**متاسفانه چنین شیوههایی که به صورت زیرکانهیی القا میشود همان شیوه اصولگرایان است زیرا چنین تقسیمبندی انجام میشود و بعد عدهیی نیز این تقسیمبندی را میپذیرند در حالی که امکان رای آوری افراد ناشناخته چندان وجود ندارد. متاسفانه این مساله از زبان اصلاحطلبان نیز بیان میشود زیرا افرادی که به آنها فقط تندرو اطلاق میشود اگر در انتخابات حضور نیابند طرفدارانشان نیز شرکت نمیکنند.
*چرا در مدت چند سالی که از برگزاری انتخابات مجلس هفتم گذشته است در این راستا چهرهسازی نکردید؟
**به هر حال هر تلاشی که در این راستا صورت میگرفت موجب ردصلاحیت افراد میشد به گونهیی که افراد را تنها به خاطر ارتباط با اصلاحطلبان ردصلاحیت کردند و این ردصلاحیت بیشتر شامل حال کسانی میشد که احتمال رای آوری آنها زیاد بود و این ردصلاحیت را در هر مرحلهیی از انتخابات انجام میدادند.
*به هر حال برای برون رفت از این «بنبست» باید راهی وجود داشته باشد.
**تنها راه آن ایستادگی است.
*اما ایستادگی که شما از آن نام میبرید نتیجه یی جز عدم شرکت در انتخابات ندارد.
**نباید انتخابات را تحریم کرد بلکه باید گفت ما در انتخابات شرکت نمیکنیم چون عادلانه نیست به طور مثال میتوان به بخشی از این شرایط ناعادلانه اشاره کرد که سی هزار لیتر بنزین در اختیار استانداران قرار گرفته است که میتوانند به هر کسی بدهند. حالا در همین استان، این بنزین در اختیار کسانی قرار میگیرد که همفکر دولت باشند و شما نیز هرگز نمیتوانید بدون بنزین به روستا سفر کنید و این خود مصداق شرایط ناعادلانه است یا بحث عدم حضور نماینده کاندیداها که همواره مورد اعتراض واقع شده است.
*در بحث ایستادگی که به آن اشاره کردید در انتخابات مجلس هفتم و بحث تحصن نتیجهیی عاید جناح اصلاحطلب نشد؟
**اگر در انتخابات مجلس هفتم تمام اصلاحطلبان ردصلاحیت میشدند انتخابات به گونهیی دیگر برگزار میشد اما با تایید صلاحیت بخشی از اصلاحطلبان، عدهیی در انتخابات شرکت کردند. در این راستا بسیار زیرکانه عمل کردند.
*راهکار پیشنهادی شما برای ایستادگی در برابر این اقدامات شورای نگهبان عدم شرکت در انتخابات است و عدم شرکت در انتخابات یعنی مرگ سیاسی برای حزب یا یک تشکل سیاسی در این مورد چه نظری دارید؟
**اگر تمام احزاب ایران جمع شوند بیشتر از پنج درصد آرا را نمیتوانند به خود اختصاص دهند یعنی اگر احزاب بخواهند فردی که هویت شناخته شده ندارد را کاندیدا کنند بیشتر از پنج درصد از آرا را نمیتواند به خود اختصاص دهد بنابراین با توجه به احزاب جامعه ما که قوی نیستند و نمیتوانند آرای زیادی را نمایندگی کنند تنها راهکار در ایستادگی و مقاومت در برابر این روند ناعادلانه است.
*یعنی شما تشکیل سازمان رای و حرکت در مسیر اجتماعی را از سوی اصلاحطلبان به عنوان یک رویکرد رد میکنید؟
**پرسیدن این سوال در این مرحله ضروری به نظر میرسد که اصلاحطلبان چگونه میخواهند از آرای خود حفاظت کنند وقتی نماینده کاندیداها را از سر صندوق بیرون میکنند.
*اما در انتخابات گذشته تا حدی توانستند این نظارت را اجرایی کنند.
**ولی نمیتوان شوراها را ملاک انتخابات مجلس هفتم قرار داد زیرا انتخابات محلی بود و هر منطقهیی خود یک صندوق رای داشت اما در انتخابات مجلس که شورای نگهبان نقش موثرتری نسبت به انتخابات شوراها دارد اگر شورای نگهبان پنج نفر اصولگرای تندرو را به عنوان هیات نظارت انتخاب کند حتی اگر فرماندار نیز فرد بیطرفی باشد هیات نظارت صلاحیت افراد را رد میکند. حال که هیات اجرایی و هیات نظارت یکدست شدهاند این انگیزه بیشتر تقویت میشود که اگر رای فردی خوانده نشود عین صواب است و این تفکر سازماندهی شده اجازه نمیدهد فردی که حتی تا حد کمی گرایشهای اصلاح طلبی دارد بتواند از صندوق رای خارج شود.
*اما این تسلسل که اصلاحطلبان در انتخابات شرکت میکنند و شورای نگهبان آنها را ردصلاحیت میکند همواره ادامه دارد و پیشنهاد شما به عدم شرکت منجر میشود. در شرایط فعلی چه شیوهیی باید در پیش گرفت؟
**باید به این مساله این گونه پاسخ داد که چه لزومیدارد شما خودتان را به اجبار وارد حکومت کنید آیا این همه تلاش برای حضور در مجلس برای خدمت به خلق است؟
*اما کسب قدرت سیاسی به هر حال آرمان یک حزب سیاسی به شمار میرود.
**من در عرصه سیاسی کولهباری از تجربه دارم و از اوضاع کشور بیاطلاع نیستم اما به این مساله اعتقاد دارم که اصلاحطلبان زود کار خود را شروع میکنند. باید گذاشت که احمدی نژاد باز هم رئیسجمهور شود شاید در این مقطع بتواند خدمت کند. به این روند باید از زاویه دیگر نگریست. حضرت علی (ع) 25 سال در نخلستان کار کرد چون میدانست شرایط جامعه مهیا نیست. وقتی زمینه فراهم شد مردم به دنبال ایشان آمدند اما هنوز شرایط جامعه ما آنقدر مهیا نشده است که به اصلاحطلبان روی خوش نشان داده شود.
*یکی از سران جبهه اصلاحات در مصاحبهیی با روزنامه اعتماد تاکید کردند که میخواهند از تمام امکانات لابی خود برای حضور در انتخابات بهره بگیرند. شما در این مورد چه نظری دارید؟
**تلاش برای چانه زدن در شأن افراد سیاسی نیست زیرا نظام سیاسی ما بر پایه یک سری اصول حقوقی بنا شده است. اگر کشور نخواهد بر مبنای قانون حرکت کند میخواهد بر چه مبنایی حرکت کند. من به یاد دارم عدهیی در جریان رد صلاحیت من در انتخابات مجلس هفتم به من گفتند که ما کار شما را درست میکنیم. من همان زمان پاسخ دادم در این زمینه چانهزنی معنا ندارد چون من صلاحیت گدایی نمیکنم بنابراین باید پذیرفت که چانه زدن راه کشورداری نیست.
*به هر حال شاید بتوان این احتمال را پذیرفت که شورای نگهبان بتواند مانند انتخابات مجلس ششم متفاوت عمل کند.
**شورای نگهبان خود بارها اعتراف کرده که در مجلس ششم اشتباه کرده است. به هر حال تایید صلاحیت نمایندگان مجلس ششم از دست شان در رفته بود و دیگر این اشتباه را در مجلس هفتم و هشتم تکرار نکرده و نخواهند کرد زیرا من اعتقاد راسخ دارم که در انتخابات مجلس هشتم در تایید صلاحیتها به مراتب بستهتر عمل خواهند کرد. به نظر من در این انتخابات چیزی گیر اصلاحطلبان نمیآید. به هر حال در انتخابات مجلس هفتم لااقل برگزاری انتخابات در دست اصلاحطلبان بود. هر چند اصلاحطلبان بارها به امر نظارت استصوابی اعتراض کردند.
*شما به این موضوع اشاره کردید که اصلاحطلبان به جای چانهزنی برای تایید صلاحیتها باید برای اعمال شدن قانون فشار وارد کنند. این فشار باید از چه طریقی باشد؟
**سران اصلاحطلب باید طی بیانیهیی و نامهیی مواضع خود را بیان کنند.
*همان زمان نیز در آستانه انتخابات مجلس هفتم نیز نامهیی نوشته و تصریح شد بسیاری از کرسیهای مجلس هفتم بدون رقابت است. چه چیزی عاید شد؟
**حداقل یک سند در تاریخ ماندگار شد. نباید این مساله را هدف قرار دهید که قرار است چه چیزی عاید شود بسیاری از مسائل تاریخی ما به یک نقطه عطف تبدیل شد همچنان که در حال حاضر نطقهای نمایندگان شجاعی مثل مدرس یک سند پرافتخار است.
*به هر حال جنابعالی در کنار سیاست ایستادگی سیاست صبر و حوصله را نیز توصیه میکنید؟
**من میگویم هشت سال ما رئیسجمهور داشتیم، هشت سال نیز آنها رئیسجمهور داشته باشند همچنان که صبر و سکوت رهبران ما از جمله حضرت علی زمینهساز به قدرت رسیدن آنها شد.
*بسیاری از اصلاحطلبان امیدوارند آقایهاشمی در مجلس خبرگان بتواند فشار وارد کند تا شورای نگهبان به این شیوه عمل نکند و عملکردش مانند مجلس هفتم نباشد.
**آقای هاشمی همواره دلسوز انقلاب بودهاند و بسیار عاقلانه رفتار میکنند اما به نظر من ایشان خود را برای این رفتارها خرج نمیکنند زیرا وساطت در این زمینه هزینه دارد. به عبارت بهتر ایشان خود را برای این کار ـ انتخابات مجلس هشتم ـ هدر نمیدهند.
من میدانم که آقای هاشمی خود را بالاتر از این مساله میداند که به خاطر ردصلاحیت چند نفر خود را هزینه کند به خصوص که دبیر شورای نگهبان آقای جنتی رقیب ایشان بودند.
فارغ از این مساله من اعتقاد دارم هرگز این اندیشه نباید تقویت شود که ایشان میتواند وساطت کند زیرا مملکت قانون دارد و در کشوری که ادعای قانونگرایی دارد وساطت کردن جایگاهی ندارد.
*اما به نظر میرسد قرار است بار دیگر این فرآیند تکرار شود چون آقای کعبی عضو شورای نگهبان تاکید کردند که بنا بر ردصلاحیت ردصلاحیتشدگان است.
**آقای آرمین به درستی به ایشان جواب دادند و ایشان تصریح کرد شما باید توبه کنید که بسیاری از کاندیداها را به خاطر عدم التزام به قانون اساسی ردصلاحیت کردید اما به نظر میآید آقای کعبی که ضرورت دارد بیطرف باشد و بعد راجع به پرونده افراد اظهارنظر کند از همین ابتدا با اصلاحطلبها مخالف است. تازه اصل بر برائت است و این اصل جهانشمول مورد تایید همگان است. این سخنان خلاف روح قانون اساسی است تازه کسی که مخالف اصل برائت است باید دلیل و ادله بیاورد و این سخنان از حافظان قانون اساسی بعید است.