پرویز اسماعیلی
دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در خصوص عراق به زودی در بغداد برگزار میشود. در این دور نیز مانند دور اول که 4 ساعت به طول انجامید، کاخ سفید و در پی آن مقامات عراقی درخواستکننده مذاکره بودهاند و جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به اهمیتی که برای استقرار امنیت و آرامش ملت مسلمان و همسایه عراق قائل است، از اصل این گفتوگوها با حضور مستقیم بالاترین مقامات عراقی استقبال کرده است. در این زمینه ذکر چند نکته ضروری است:
اول: شکاف بزرگی بین رفتار عملی ایالات متحده در مورد کل منطقه خاورمیانه و از جمله عراق از یکسو و برخی مانورهای دیپلماتیک از سوی دیگر وجود دارد. همین روزها رسانههای آمریکایی و غربی از تعامل پنهان ژنرالهای آمریکایی با بقایای القاعده، بازماندههای رژیم بعثی سابق و همچنین تندوهای سلفی در عراق خبر میدهند. منابع درون عراق نیز این اخبار را تایید میکنند. تشدید خشونتها در عراق علیه نیروهای معتدل و شیعه و مراکز مقدس شیعیان سندی بر این مدعاست.
دوم: آمریکا از منازعات سیاسی، تشدید خشونتها و اختلافات قومی و مذهبی برای سرنگونی دولت نوری مالکی حمایت میکند. این مساله آنقدر واضح است که نه توسط آمریکاییها و نه نیروهای عراقی تکذیب هم نمیشود. از طرف دیگر، رایزنی و هماهنگی کاخ سفید با کشورهای عربی منطقه و شورای همکاری خلیجفارس برای هماهنگی در جهت ایجاد تغییرات سیاسی در دولت منتخب مردم عراق، با استفاده از اهرمهای فشار مختلف قابل کتمان نیست. انتشار اسنادی از سازمانهای اطلاعاتی کشورهای منطقه مبنی بر تشکیل اتاق عملیات برای سرنگونی دولت مالکی و تخصیص 3 میلیارد دلار به همین منظور، حداقل، موضوعی نیست که از دید سردمداران کاخ سفید پنهان مانده باشد. در عینحال یک پرسش به وجود میآید؛ در حالی که کاخ سفید مذاکره با ایران و همکاری با کشورهای همسایه از جمله سوریه را برای استقرار امنیت در عراق معرفی میکند، چرا در برابر این تحرکات واکنشی نشان نداده است؟
سوم: بوش و همقطارانش مدام از اینکه ایران و سوریه در ناآرامیهای عراق دخالت دارند، سخن گفتهاند. شبیه ادعاهای بدون مدرکی که در مورد افغانستان نیز مطرح میکنند. در عینحال دولتمردان عراقی برعکس آمریکاییها ایران را عامل ثبات و دارای نقش سازنده در عراق مینامند. دیروز «شان مککورمک» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که واشنگتن آماده است درباره وضعیت عراق با ایران بار دیگر مذاکرات مستقیمی انجام دهد. اما او اعلام نکرد که استمرار خشونتها در عراق بعد از مذاکرات دور اول با ایران ناشی از چه حمایتهایی بوده است و اساسا اگر از نظر کاخ سفید ایران عامل این خشونتهای تروریستی است، پس دلیل درخواست انجام دور دوم مذاکرات با ایران چیست؟! و اگر برخلاف توافقات دور اول مذاکره با ایران، خشونتها افزایش یافته، پس درخواست نشست دوم دلیل تاثیر کدامیک از طرفین در تشدید خشونتهاست؟
چهارم: طی هفتههای اخیر آمریکاییها فتیله درخواست مذاکره با ایران در مورد عراق را پایین کشیده بودند. به نظر میرسد اعلام یکباره آمادگی برای برگزاری دور دیگری از گفتوگوها، با رویدادها و مباحث چند روز اخیر در ساخت قدرت ایالات متحده مرتبط باشد. دموکراتها که کنگره و سنا را در تسلط خود دارند با صدور قطعنامه خواستار خروج نیروهای آمریکایی از عراق شدند. جورج بوش این مصوبه را با استفاده از اختیارات ریاست جمهوری وتو کرد. در برابر این اقدام، دموکراتهای سنا همتایان جمهوریخواه و نیز سران دولت خود را به مناظره در همین خصوص فرا خواندند و برای اینکه بر اهمیت و ضرورت خروج سربازان پنتاگون از عراق تاکید کنند، رسما اعلام کردند که شب را نمیخوابند و تا صبح برای مناظره در این زمینه در سنا خواهند ماند!
لذا چرخش یکباره کاخ سفید به مذاکره با ایران «فراری رو به جلو» از تئوریسینهای جنگ پیشدستانه در کاخ سفید برابر رقبای دموکرات است. آنها میخواهند در حالی که دموکراتها خروج از عراق را منطبق بر امنیت ملی خود میدانند، با معرفی تلویحی ایران به عنوان عامل ناامنی در عراق، توجیهی برای حضور نظامی بیشتر در عراق و تخفیف مخالفتهای سیاستمداران داخلی و افکار عمومی خود دستوپا کنند.
پنجم: ایران البته به مجموعه این تحولات مسلط است و اگر طرف آمریکایی با این اندیشه به میدان مذاکره میآید که امنیت را برای نیروهای خود در عراق تامین کند، غرض ایران از مذاکره پیجویی راهی است که برای عراقیها، عراقی امنتر پدید آورد. عراق امنتر، در گرو خروج اشغالگران و انتقال قدرت امنیتی عراق از نیروهای بیگانه به دولت منتخب این کشور است. همانگونه که نوری مالکی اخیرا از توانایی دولت عراق برای به دست گرفتن امنیت این کشور سخن گفت.