نشستی که ورود خبرنگاران به آن بکلی ممنوع بود و حتی شرکتکنندگان در آن نیز اجازه نیافتند تلفن همراه خود را به داخل نشست بیاورند.
این تدابیر از آنجا نشات میگرفت که فرانسه نیز دریافته است در بحبوبه گفتوگوها تماس برخی طرفها با مذاکره کنندگان باعث میشود مذاکرات از مسیر اصلی خود منحرف شود، موضوعی که پیش از این در گفتوگوهای لبنانیها بارها اتفاق افتاده است.
هر چند آنچه که از این نشست به عنوان "نتیجه" اعلام شد، موضوعی شبیه به "همه چیز و هیچ چیز" بود اما مهمترین حسنی که این مذاکرات داشت، گرد آوردن چهرههای مختلف و مخالف هم دور یک میز بود، اتفاقی که از حدود یک سال گذشته به این سو روی نداده بود.
با این حال گفته میشود مهمترین مواردی که لبنانیها در نشست "سن- کلو" بر آن تاکید کرده و بر روی آن اتفاقنظر داشتند رد قیمومیت و سرپرستی خارجی، تمسک به قانون اساسی، عمل به پیمان طایف، حمایت از ارتش لبنان و پناه نبردن به خشونت برای اهداف سیاسی و خویشتنداری در بیان بود.
پشت پرده
البته برخی نیز تلاش کردند تا تمسک به دولت لبنان را نیز جزو دستاوردهای سن- کلو به حساب آوردند، اما پرواضح است این موضوع یکی از اصلیترین مسایل مورد اختلاف بین دو طرف سیاسی 8 و 14 مارس یا به اصطلاح موافقان و مخالفان دولت لبنان محسوب میشود و بدیهی که لااقل یک طرف زیر بار آن نرفته باشد.
یکی دیگر از دستاوردهای این نشست، تمایل دو طرف برای برگزاری نشستهای بعدی بود که با سفر مجدد ژان کلود کوسه ران به بیروت و رایزنیها وی با همه شخصیتهای سیاسی لبنان جنبه عملیتری گرفت و زمینه را برای سفر برنار کوشنر به بیروت فراهم آورد.
اما آنچه که موفقیت این سفر دیپلماتیک را با ابهام روبرو میسازد اختلاف اساسیای است که هر دو طرف سیاسی در لبنان دارند و هر یک نیز برخواسته خود اصرار میورزند.
گروه 8 مارس یا منتقدان دولت خواهان تشکیل دولت وحدت ملی و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بر اساس قانون اساسی هستند که برگزیدن رئیس جمهوری را با کسب آرای دست کم دو سوم نمایندگان مجلس ممکن میداند. البته این گروه در افق دورتر خواهان تدوین قانون جدید برای انتخابات پارلمانی و برگزاری انتخابات زودهنگام مجلس و راهیابی نمایندگان واقعی مردم به خانه ملت هستند اما آنچه که اکنون دست یافتنی است تشکیل دولت نجات ملی و انتخاب رئیس جمهوری با دو سوم آرای نمایندگان و بر اساس توافق همه گروههای لبنانی است.
در مقابل حامیان دولت فواد سنیوره یا همان طیف سیاسی 14 مارس خواها ابقای دولت سنیوره و انتخاب رئیسجمهوری از میان طرفداران گروه خود هستند. اختلاف در این دو مورد از حدود یک سال پیش به این سو آنچنان عمیق و گسترده شده که به نظر نمیرسد تلاشهای فرانسه و شخص برنار کوشنر بتواند در پر کردن این شکاف عظیم لااقل در مدت زمان کوتاه به موفقیت مورد نظر دست یابد.
راهحل لبنانی
اما آنچه که تاکنون همه طرفهای میانجیگری از تلاشهای مشترک جمهوری اسلامی ایران با عربستان گرفته تا فعالیتهای اتحادیه عرب، تونس و دیگر کشورها بر آن اصرار و پافشاری دارند این است که راه حل بحران لبنان باید لبنانی باشد و از سوی لبنانیها مطرح و مورد قبول واقع گردد.
به همین خاطر است که وزیر امور خارجه فرانسه در همان بدو ورود به بیروت تاکید کرد که عصای سحرانگیزی برای حل بحران لبنان با خود نیاورده و لبنانیها باید خود در این زمینه پیش قدم شوند.
لذا بزرگترین دستاوری که سفر جاری برنار کوشنر میتواند برای لبنانیها به همراه داشته باشد تقویت اراده و خواست آنها برای تداوم گفتوگوها و تلاش برای رسیدن به نقاط مشترک است و نه بیشتر.
در این میان برخی تحلیلگران نشست سن- کلو و همچنین موفقیت نسبی فرانسه در آرامتر کردن جو سیاسی لبنان برای گفتوگوها را مدیون تلاشها و حمایتهای جمهوری اسلامی ایران میدانند.
برخی نیز میگویند موفقیت تلاشهای "برنار کوشنر" در واقع بستگی به تمایل و موافقت تهران و واشنگتن دارد و پیش از آشکار شدن تفاهم میان آمریکا و ایران در بغداد و مشخص شدن حدود این تفاهم، تلاشهای کوشنر به نتیجه نخواهد رسید.
برخی محافل نیز میگویند حال و هوای موجود در پاریس درباره نتایج دیدار کوشنر از لبنان، خوشبینانه نیست و به نظر میرسد، این دیدار به تفاهمی میان طرفهای لبنانی به نحوی که فرانسه به آن امید دارد منجر نخواهد شد.
این منابع میگویند، کوشنر در تلاش برای ایجاد تفاهم میان گروههای مختلف لبنانی با دیوار برخورد کرده اما امیدوار است آن را از بین ببرد و به نتایج مثبتی دستی یابد.
اما نکتهای که به سفر برنار کوشنر اهمیت بیشتری داده و شاید ناشی از تمایل هر دو طرف سیاسی در لبنان باشد عمل "زمان" است.
لبنان طی ماههای آینده با رویداد مهم و سرنوشتساز انتخاب رئیسجمهوری جدید مواجه است که برای هر دو طرف سیاسی موجود اهمیت حیاتی دارد و پرواضح است که هیچکدام از آنها نمیخواهند زمان همین گونه و بدون هیچ تحولی سپری شود تا زمان انتخاب دوازدهمین رئیسجمهوری و جانشین امیل لحود فرا رسد.
واضح است که اگر میانجی و واسطهای برای نزدیک کردن این دو طیف سیاسی برای دستیابی به فرمولی مورد توافق در کار نباشد شاید "غرور سیاسی" به آنان جسارت نزدیک شدن به هم را ندهد و آنگاه اظهارات آتشین و احتمالا درگیریهای سیاسی و حتی فیزیکی راه خود را باز کند.
به همین دلیل بیش از کوشنر، گروههای سیاسی لبنانی باید حضور او را در کشور خود غنیمت شمرده و برای رسیدن به توافق و انجام گفتوگوها اصرار بورزند.
معادلات سیاسی در جامعه کنونی لبنان دیگر بستر وقوع درگیریهای داخلی همانند گذشته نیست و همه به این نتیجه رسیدهاند که راهی جز گفتوگو و تمسک کردن به قانون اساسی ندارند. در این بین باید دید آخرین فرصتهای گفتوگو و کمک به حل بحران لبنان که اینک از سوی فرانسه کشوری که سابقه طولانی اما نه چندان درخشان در این کشور دارد و خود را به نوعی صاحبخانه میداند فراهم شده چگونه مورد استفاد قرار خواهد گرفت.